Filed under: Uncategorized
شركت بزرگي به نام ايران
و برند جهاني بنام ايرانيان
(در حاشيه معرفي 100 برند برتر ايران)
برند يك نام يا يك كلمه تبليغاتي نيست، بلكه مفاهيم معنوي و غرورآفريني است كه در قالب يك كلمه يا يك نام خود را نشان ميدهد. مثلا وقتي شما ميبينيد كه در تبليغات نوشته It is a sony، افتخار ميكنيد كه Sony در خانه شما هم هست.
و ژاپنيها نيز افتخار ميكنند كه محصولاتشان در تمام خانههاي جهانيان است. در بسياري از موارد محبوبيت يك برند چنان بالا ميگيرد كه مثلا سامسونگ علاوه بر راديو يا تلويزيون ناگهان يخچال، خودرو و همه چيز را ميسازد و يا نام خود را به توليدكنندگان آن ميفروشد. تا آنها بتوانند در زير نام اين موسسه فعاليت كنند. حفاظت از برند بسيار مهم است زيرا اگر بخوبي از آن حفاظت شود تا سالها اين عنوان باقي ميماند ولي اگرخوب محافظت نشود ويا منافع زودگذر مديران رابرمنافع درازمدت ترجيح دهند بلافاصله برند هم مثل يك موجود زنده ميميرد. هاليوود Holy woodكه بمعني چوب مقدس است ومقصود صليب است يك برند است لذا همه فيلمهايي كه در آنجا ساخته ميشود و يا عنوان هاليوود را برخود دارند حتما گيشهاي پرفروش خواهند داشت. و يا وقتي صحبت از Benz آلمان يا Toyota ژاپن ميشود. مفاهيمي چون كيفيت، قدرت، نوآوري و زيبايي در آن مستتر است. برخي از برندها هم يك روزه متولد ميشوند و يك روزه ميميرند. اما بسياري از برندها عمر متوسط دارند. يعني زحمات زيادي براي آنان كشيده ميشود و مدتها هم از اين زحمات بهرهمندي حاصل ميگردد. مهمترين عامل بقاي يك برند، هماهنگ بودن آن با روند اجتماعي و افكار عمومي است. هرگونه مقاومت برند در مقابل روند اجتماعي بنابودي آن ميانجامد. مثلا پيكان در ايران به يك برند تبديل شده بود ولي بعلت اينكه تحولات اجتماعي و پيشرفتهاي تكنولوژي را جذب نكرد با وجود داشتن بازار از بين رفت زيرا آلودگي زيستمحيطي و امثال آن مسايلي بود كه نميتوانست دور از چشم باشد.
مفهوم Company
انسانها، ممكن است انفرادي يا فردگرا باشند و ممكن است اجتماعي يا مردم دوست باشند. لذا دو نوع برند ممكن است باشد. برندي كه به شخصي خاص بستگي دارد. و يا برندي كه نام پديدآورنده و يا مدير آن مهم نباشد. درين حالت اصطلاحا ميگويند Depesonalize شده يعني از حالت فردي و فردگرايي خارج شده و شخصيت مستقلي از اشخاص براي خود بوجود آورده. در دروس سياستهاي بازرگاني و تجاري اين بحث مهم است. غالبا غربيها، ايرانيها را فردگرا ميدانند و خود را جمعگرا.نمونه آن پروژه ها يا تحقيقات روانشناسي ايرانيان است كه متاسفانه يكي از آنها در جشنواره خوارزمي هم مقام آورد مثلا ميگويند ايران در ورزشهاي انفرادي مانند وزنهبرداري، جودو، كاراته، كشتي، خيلي سريع رشد ميكنند و قهرمان ميشوند ولي در بازيهاي دستهجمعي و تيمي مانند فوتبال، واليبال و امثال آن هرگز قادر به تعامل نيستند. مفهوم Company گرچه در لغت عاميانه بمعني شركت يا كارخانه است ولي اصل مفهوم كاربردي آن غيرشخصي كردن افراد است. يعني افراد نبايد خودشان را ببينند يا خود را محور جهان فرض كنند بلكه بايد ديگران را هم ببينند و از نقش آنان نه تنها استقبال كنند بلكه آن را پرورش و رشد دهند. اين عمل ديدگاههاي مثبت و منفي زياد دارد. برخيها تحت عنوان اليناسيون آن را تخطئه ميكنند؛ ميگويند فرد در اثر جمعگرايي به پوچي ميرسد زيرا خود را نميبيند، و لذا احساس ميكند ديگران هستند كه مفيد هستند. برعكس هم برخيها فردگرايي را خوب ميدانند و اساس آزادي و دموكراسي را در غرب براساس اهميت دادن به فرد ميدانند. در حاليكه مثلا در ايران فردگرايي بعنوان خودبيني يا خودبزرگبيني مفاهيم نامناسبي پيدا ميكند. در هرحال بايد دانست كه در تمامي جوامع و همه فرهنگها هم فردگرايي خوب است هم جمعگرايي، هم فردگرايي را تقبيح ميكنند هم جمعگرايي. و لذا كلمات بسيار متفاوتي را بكار ميبرند. مثلا ليبراسيم بمعني آزادي فردي و سوسياليسم بمعني محدوديت در آزاديهاي فردي بنفع جامعه است. توتاليته يا جمعگرايي بمعني استبداد جمعي است در حاليكه ديكتاتوري به استبداد فردي تعريف شده است.
ايران و ايرانيان
ايران و ايرانيان هم دچار چنين مفهومي شدهاند، هركس فقط خود را ايراني ميداند و ديگران را نميداند حتي كسي كه خارجنشين است و يا حتي متولد خارج است، خود را ميهندوستتر از داخلي كه با همه شرايط آن ساختهاند ميداند. ما وقتي به كرواسي ميرويم آنها ميگويند كرواسي همان اروپايي شده خراساني است و ما اهالي خراسان هستيم كه كوچ كردهايم و در اينجا ساكنيم. آلمانها افتخارشان اين بود كه نژاد آنها آريايي است و شايد دشمني آمريكا و انگليس با آلمان پس از اين اعلامنظر آغاز شد. وقتي به چچن اينگوش يا تا تارستان و يا آنجازياو اوستيامي روي كه تا بحال نامش را هم نشنيدي آنها هم ميگويند ما آيرون هستيم و نژادمان ايراني است، دركنيا، بوركينافاسو در ميان سياهپوستان قبايل زيادي است كه خود را مهاجر ايراني ميدانند، از جمله كسانيكه اجداد اوباي آمريكايي در ميان انها زندگي ميكرد. آنها ميگويند از بوشهر مهاجرت كرده و در كنيا مسكن گزيدهاند، اينها هم يك مفهوم را اثبات ميكند، برند ايران و كلمه ايرانيان در جهاني جاي خود را باز كرده و محبوبيت لازم را پيدا كرده است، ايران به مثابه يك كمپاني و يك شركت مطرح شده است. چه در داخل و چه در خارج، ايران يكپارچه و متحد ديده ميشود.
يعني بجاي سايپا، IK و شهاب خودرو و يا شويندههايي چون برف، تايد حالا كلمه Made in Iran هم است: همينكه ساخت ايران است كافي است زيرا ميدانند از رييسجمهور تا پايينترين كارگر و كارمند پاي اين محصول ايستادهاند. همه كار ميكنند، همه زحمت ميكشند تا نام ايران و ايراني زنده و بالنده شود.
هيچكس ديگر مايل نيست ايران سرافكنده و ايران شكستخورده و ايران خراب شده را تبليغ كند. حتي آنها هم كه تبليغ ميكنند، ميخواهند بگويند اگر در دست ما بود بهتر از اين ميشد. يعني باز خواهان هرچه پيشرفتهتر شدن ايران هستند و مخالفين خود را، عامل ضعيف ماندن يا كم توسعه ماندن ايران ميدانند. همانطور كه ديده شد هركس پيشرفت را در يك چيز ميداند ولي اصل پيشرفت را براي ايران قبول دارد. يعني اختلاف بر سر پيشرفت نيست بلكه بر سر چگونگي پيشرفت است.
تئوريهاي خودي. براي حفظ برند ايرانيان
از دلايل عمده پيشرفت هر جامعهاي استفاده از توانمنديهاي خودشان است. زيرا استفاده از توانمنديهاي ديگران هرچند ماهرانه و يا حتي دزدانه باشد، فقط ميتوانند چيزهايي را بدزدند كه آنها دارند و به فعليت درآورده اند…. و قوم مولد هم همهچيزش را به فعليت نميآورد و يا نياورده است لذا هر روز ممكن است برگ برندهاي در دست داشت باشد كه دزدان هنوز آن را ندزديده باشند.
از اين رو ملت ما از موقعي رشد و معروفيت و حسن شهرت يافت كه خود را باور كرد و اصل ما ميتوانيم را پذيرفت. اكنون ما منتظر غرب در پيشرفتهاي هستهاي اش نيستم. اصلا آنها را داخل آدم حساب نميكنيم. و يا براي طراحي موشكهاي خود چشممان به دستهاي روسيه و يا آمريكا و فرانسه نيست. و لذا آنان نميدانند در درون ايران چه ميگذرد. همانطور كه ساليان سال نميگذاشتند ما بدانيم در غرب چه ميگذرد. براساس اعتراف وزير علوم و تحقيقات و فناوري، بسياري از مجلات و سايتهاي جهاني مقالات ايرانيها را چاپ نميكردند. و الان هم بسياري از آنها براي اينكه آمار مقالات علمي ايران بالا نرود همكاري نميكنند. بزرگترين مانع پيشرفت جهان همين جهاني سازي بود كه همه دانشمندان بايد به زبان انگليسي تحقيق كنند تا ثبت شود! همه سايتهاي جهاني فقط يك زبان را ميشناسند. اينترنت فقط با يك زبان اداره ميشود. شما ميبيند كه براي ثبت دامين يا هاست و طراحي وب بايد از حروف انگليسي استفاده كرد. آيا دو ميليارد چيني زبان، يك ميليارد هندي زبان، يك ميليارد عربي يا فارسي هيچ حقي در اينترنت ندارند؟ اين فقط به اين دليل است كه سرچشمه كار دست غربيهاست و تنها سنگري است كه هنوز از آنجا براي پيشرفت علم و فنآوري و توليد كالا و فروش محصولات سنگاندازي ميشود. وقتي يك ايراني حتي در ياهو و گوگل بايد زيپ كد آمريكايي بدهد، معني آن اين است كه تمام كاربران ايراني به آمار آمريكاييها اضافه ميشوند و ايرانيها صفر محاسبه ميشوند.
لذا در اين عرصه هم اگر تئوري خودي نيايد ممكن است از همين جاضربه خورده شوند بهمين جهت براي حفظ برند ايراني بايد همه چيز آن ايراني باشد حتي كلمات و نامه كالاها، و اينترنت و حروف ثبت دامين و نه اينكه اطلاعات مابراي ثبت در اينترنت در كامپيوترها ومينهاي main امريكايي ذخيره شود تا آنها كپي برداري كنند وادعاي كپي رايت هم داشته باشند….
سيد احمد حسيني ماهيني
Filed under: Uncategorized
تاثير مثبت بحران جهاني بر اقتصاد ايران
اينكه جهان در بحران مالي و اقتصادي فرو رفته، امري بسيار روشن و بديهي و غير قابل انكار است. برخيها تصور ميكردند با كمك مالي دولتها به صنايع خودروسازي يا صنعت ساختمان، ميتوانستند از اين بحران جلوگيري كنند، ولي اين فقط تبليغات بود، زيرا اين كمكها سالها بود كه انجام ميشد اما تاثيري نداشت. دولت آلمان با حزب سوسياليست خود سالها به صنايع كمك مالي كرد، به طوريكه ديگر صدراعظم آلمان صراحتا اعتراف كرد نه امكان ادامه اين نوع كمكها وجود دارد و نه نتيجهاي از آن گرفته ميشود. در آمريكا نيز با آنكه 700 ميليارد دلار تصويب شده، اما حتي در پرداخت 170 ميليارد دلار آن به صنايع خودرو درمانده شدهاند، زيرا تمامي اين مبالغ بناست كه از محل مالياتهاي دريافتي در آينده تامين شود. اما مردم و يا شركتي وجود ندارند كه بتوانند ماليات بدهند؛ زيرا شركتهاي ورشكسته شدهاند و كارگران خود را اخراج كردهاند؛ اما ماهيت اين ورشكستگي نشان ميدهد كه در مدتهاي طولاني اين شركتها ورشكست بودهاند، زيرا اين امكان ندارد كه شركتي سالها سودآور باشد و ناگهان و يك شبه همه مشتريان خود را از دست بدهد و ورشكست شود؛ بلكه به تدريج اين موضوع اتفاق ميافتد اما مديران متوجه نميشوند، تا اينكه ناگهان با آن روبهرو ميشوند. لذا برخلاف ادعاي سرمايهداران كه معتقد بودند دولت تاجر خوبي نيست، معلوم شد كه سرمايهداران تاجر خوبي نبودهاند و نتيجه 60 سال يكهتازي سرمايهداري در غرب اين است كه امروز مانند گداهاي غولپيكر دستشان به سوي كسي دراز است كه مدعي هستند كه تاجر خوبي نبوده است. يعني تاجران خوب و مدعي اكنون محتاج كمكهاي مالي تاجراني هستند كه تاجر نبودهاند و خوب تجارت نميكردند!
همبستگي دولت و مردم در ايران
يكي از دلايلي كه باعث ميشود ايران از همه بحرانها در امان باشد، اين است كه مردم و دولت در ايران جداي از هم نيستند. دولت به معني واقعي نماينده مردم است و هرگاه مردم اراده كنند، آن را تغيير ميدهند و هيچگاه هم دولت در سرمايهگذاري و سرمايهداري كوتاه نيامده است و بسياري از شركتهاي موفق در ايران وابسته به دولت هستند. شركتهاي نفتي، گازي، پتروشيمي و صنايع خودرو، در طول ساليان متمادي سعي كردند از بدنه دولت جدا شوند، ولي خودشان ميدانستد جدايي از دولت بمنزله مرگ آنها است. حتي اصل 44 كه اعلام شد، با شرايط بود؛ يعني دولت به شرطي شركتها را به مردم و يا سرمايهداراني كه خود را نماينده مردم بدانند واگذار ميكند كه بر مسير ادامه كار و توليد و عدم اخراج كاركنان تعهد بسپارند؛ زيرا در طول سي سال بعد از انقلاب اسلامي بارها واگذاريها صورت گرفته، اما هميشه اين واگذاري به تعطيلي كارگاهها انجاميده است؛ زيرا سرمايهدار به فكر سود است و وقتي كارخانهاي را از دولت ميخرد، فورا كارگران را اخراج كرده و وسايل آن را فروخته و زمين آن را به مزايده ميگذارد. معمولا تمامي كارخانجات واگذار شده، به علت اينكه داخل بافت شهري قرار گرفتهاند، ارزش بالايي براي زمين خود كسب نمودهاند و اين ارزش هم فقط در تغيير كاربري آنان به مسكوني ميباشد. كارخانه جواهريان، توليدكننده اولين اجاق گاز و وسايل گازسوز در ايران، نمونه اين كارخانجات است كه اكنون پروژه مسكوني (سيگل) در آن اجرا شده است. وقتي اينجانب معاون مديرعامل آن كارخانه بودم، شاهد بودم كه چگونه مديران آن سعي داشتند كه به نحوي آن را بخرند و بكوبند و مسكنسازي كنند، اما هرچه به مسؤولين هشدار ميداديم قبول نميكردند و در حاليكه تشت رسوايي سرمايهداري در غرب به زمين افتاده بود، اينان سعي داشتند راه طي شده را دوباره طي كنند و امروز كه سالها از آن ميگذرد؛ نه كسي جواهريان را ميشناسد و نه كارخانه و توليدي به اين نام براي كسي آشناست و واحدهاي مسكوني ساخته شده به قدري گرانقيمت هستند كه فروش يك واحد آن تمامي سنوات پرسنل را بازپرداخت ميكرد.
تحريم اقتصادي، سلاحي بر عليه غرب
يكي ديگر از دلايل اين امر كه ايران جزيره امن است و بحران غرب به آن نخواهد رسيد، اين است كه ايران به مدت 30 سال در تحريم اقتصادي بوده است و همه رابطههاي معنيدار خود را با غرب از دست داده است. يعني هر چيزي براي غرب رونق بوده، براي ايران ركود و هر چيزي در غرب ارزان بوده، براي ايران گراني و تورم را به دنبال داشته است. تحريمهاي اقتصادي باعث شده بود تا در ايران همه كالاهاي ساخت غرب تا چند برابر قيمت عرضه شود. هركس يك مسافرت كوتاه به خارج داشته است، اين مسئله را به خوبي تجربه ميكرد. در عرصه خودرو هيچ گاه ايران قادر به رقابت نبود و درست به همين دليل، در حاليكه مثلا بنز در خارج از ايران تا يك دهم قيمت بود، در ايران دهها برابر افزايش قيمت مييافت و همين امر باعث گمراهي خودروسازان ميشد. آنها تصور مينمودند قيمت واقعي اتومبيل همان قيمت است كه ايرانيها بر روي اتومبيل قيمت گذاشتهاند و لذا فروش اقساطي يا ارزان قيمت خود را در كشورهاي اروپايي حاصل سودهاي بادآورده قراردادهاي كلان با دولت ايران ميپنداشتند. وقتي كه مثلا نيروي انتظامي قرارداد خريد هزاران دستگاه بنز را به قيمت تحريم اقتصادي امضاء ميكرد، خودروسازان را هول بر ميداشت و تصور ميكردند براي هميشه اين بازار را خواهند داشت. حتي وقتي كره يا ژاپن و چين تحت شرايط تحريم، كالاهاي خود را با قيمت نجومي به ايران ميفروختند، حاضر ميشدند با يك دهم قيمت آن را به آمريكا وارد يا صادر نمايند و زيان خود را از ايران جبران نمايند.
دليل مهم ديگر اين قضيه تبادل ارزي يا معاملات دلار بود؛ برعكس تمامي دنيا كه دلار در برابر ين ژاپن يا حتي فلوس عربستان و عراق كاهش مييافت، در مقابل ريال ايران افزايش مييافت و اين دليل معكوس بودن رابطه اقتصادي تحت تحريم ايران با جهان است. بورس تهران هم اين امر را نشان داده است؛ در حاليكه بورسهاي مهم جهاني، شاخصهاي پراكنده دارند، بورس ايران به عنوان بهترين بورس جهان شناخته و معرفي شده است.
ضريب فزاينده قيمتها
يكي ديگر از دلايل امنيت اقتصادي ايران در قبال بحران اقتصادي غرب، ضريب فزاينده و كاهنده قيمتها نسبت به نفت است. هرگاه قيمت نفت افزايش يابد، قيمت كالاهاي مقابل آن به همان نسبت افزايش نمييابد، بلكه با نسبت بيشتري بالا ميرود. مثلا اگر قيمت نفت 100 درصد رشد كند، قيمت كالاها بين 150 تا 200 درصد رشد مييابد و برعكس نيز وقتي قيمت نفت كاهش مييابد، در مقابل كالاهاي مبادلهاي آنها با ضريب بيشتري كاهش مييابند. يعني عملكرد قيمت كالاها در مقابل قيمت نفت ايران، فزاينده و كاهنده است و هيچگاه اين رابطه مساوي و يا مستقيم نبوده است. به همين دليل ما در موقع بالا رفتن قيمتها، معمولا با كسري بودجه و تراز منفي و كاهش ذخيره ارزي روبرو هستيم و وقتي قيمت نفت پايين ميرود، كسري بودجه ترميم شده و تراز متعادلتر شده و ذخيره ارزي افزايش مييابد. دليل اين امر آن است كه معرف و بازار كالاهاي معرفي در ايران معمولا ثابت است و لذا تقاضاي ايران از كالاهاي معرفي ثابت است؛ در صورتيكه قيمت نفت بالا رود، با توجه به اين ثبات تقاضا، طرفهاي معامله قيمت را تا آنجا كه بتوانند بالا ميبرند، زيرا ميدانند كه ايران نياز دارد و پول هم دارد و برعكس وقتي قيمت نفت كاهش مييابد، طرفهاي معامله از ترس قطع معامله و خودكفايي ايران ناچارند قيمتها را متعادل كنند.
البته در طول تاريخ يكصد و پنجاه ساله نفت، فقط در دو دوره قيمت نفت بالا رفت و آن هم به اين دليل بود كه غرب به طور مصنوعي اين كار را انجام ميداد تا خود را ثروتمند نشان دهد كه آن هم در دوران دهه 1350 بود كه باعث سقوط دولت شاهنشاهي شد و يكي هم در سالهاي 2000 بود كه باعث سقوط دولت اصلاحات گرديد. يعني بالا رفتن قيمن نفت، از يك طرف احساس بيداري يا به قول خودشان رشد راديكاليسم بود و بعد كه نتوانستند با راديكاليسم مبارزه كنند، دوباره نفت به قيمت قبلي خود برگشت و لذا اكنون ما كاهش قيمت نفت را نداريم، بلكه عدم افزايش آن را داريم. در واقع برگشت قيمت به مقدار قبلي خود نه تنها باعث بحران اقتصادي در ايران نميشود، بلكه به ازدياد ذخيره ارزي و كاهش كسر بودجه و تراز مثبت ميانجامد، زيرا با حاكميت راديكالها يا اصولگرايان عملا اقتصاد منهاي نفت عمل ميشود.
در حاليكه در حاكميت غير راديكالها فقط شعار داده ميشود.
ضريب فزاينده و كاهنده در تقاضا و عرضه
نظام معكوس و رابطه منفي بين رشد قيمت نفت و تقاضا براي كالا، دليلي ديگر از دلايل موفقيت ايران در حفظ موقعيت اقتصادي خود در مقابل بحرانهاي اقتصادي جهان است. اين به آن معني است كه بالا رفتن قيمت نفت، تقاضا را نيز افزايش ميدهد و پايين آمدن قيمت نفت باعث كاهش بيشتر تقاضا براي كالاها ميشود. به طور مثال اگر قيمت نفت 100 درصد رشد كند، درخواست براي كالاي مصرفي خارجي با پشتوانه ارزي 150 تا 200 درصد افزايش مييابد و مردم در واقع ميگويند چون قيمت نفت بالا رفته، رفاه عمومي نيز بايد بالا رود و دولت كالاهاي بيشتر و مناسبتري را بايد بخرد و در سبد كالاهاي يارانهاي قرار دهد و به اصطلاح پول نفت را بر سر سفره بياورد. لذا اگر گرايش مردم به مصرف كالاها بيشتر شود و چون توليد داخلي ثابت است، واردات افزايش مييابد. قبلا هم ديده شده كه قيمت كالاهاي متقابل نيز رشد فزاينده داشته است، لذا اگر قيمت نفت 100 درصد رشد كند، قيمت كالا و تقاضا براي آن روي هم 225 درصد رشد خواهد كرد.
عكس قضيه هم صادق است، يعني اگر 100 درصد قيمت نفت كاهش يابد، تقاضا 150 تا 200 درصد كاهش مييابد و قيمت آن هم به همين نسبت كاهنده خواهد بود و لذا حداقل 225 درصد قيمتها و تقاضا كاهش مييابد و تاثير آن در برابر شدن تعادل اقتصادي است. به عبارت سادهتر منافع ايران در كاهش قيمت نفت بيش از افزايش آن است، زيرا از وابستگي اقتصادي به نفت كاسته شده و مردم به خودكفايي و توليدات داخلي روي ميآورند و توليد نيز افزايش يافته و واردات كاهش مييابد و تئوري اقتصاد منهاي نفت يا خودكفايي در توليدات داخلي عميق ميشود و آرزوي چند صد ساله ايرانيان برآورده ميگردد.
علاوه بر آنكه ايران داراي استعدادهاي بالقوه فراواني براي اين خودكفايي است، ذخاير گاز و نفت، معادن طلا، هواي چهار فصل، مردم بااستعداد زمينههاي تحقق اين اهداف هستند.
Filed under: Uncategorized
گرچه طرفدران شورا وحکومت شورایی فقط یکبار به این نظریه عمل کردند وسه بار دیگر را به نظریه برگزیدگی پایبند بودند ولی بهرحال نشان آن است که برگزیدن از سوی خدا یا واسطه خدا درروی زمین مهمتر از برگزیده شدن توسط مردم است .اینکه کدام مهمتراست در مطالب اولیه این به اثبات میرسد ولی در مراحل بعدی دومی نیز به عنوان ملزومات بکار می آید یعنی امام علی علیه السلام با اینکه از سوی خدا برگزیده شد ولی تا مادامیکه از سوی مردم تایید نشد در خانه نشست وبه امور لازم دیگری رسیدگی نمود
شبهای پاریس عامل بحران سازی
بحرانسازان علیه دولت که تاکنون سیاهنماییهای آنان روی تاریخ را سیاه کرده است از آرزوی شبهای پاریس ولندن ومسکو وشلوار لی پوشیدن بجای عمامه وموهای قرمز خود را نشان دادن بعنوان اریجینال اروپایی وآمریکایی وصفا کردن درکنار برج پیزا ورودراین وامثال آن است که اکنون از ان بیرون مانده اند.. درست مثل آدم وحوا که از بهشت بیرون انداخته شدند اینان نیز در آرزوی رسیدن دوباره به آن بهشت ها که در تخصص بحران سازان بود وبنام هسته وغیرهسته ای کوچکترین اظهار خود فرموده اروپاییان را مستمسک قرار داده ومیرفتند تا اسلام را نجات بدهند ونشان آن هم این بود که هربار با لباسهای تاناکورایی وفیلمهای جدید وسترن ودستگاهای پیشرفته همشهریان وفامیلها را سیراب مبکردند وارزنفتی را به تفاخر وتعنون تبدیل کرده میامدند! هیهات دیگر از این شبها وروزها که مردم همه چیز را فهمیده اند وهرچه بحران سازان بیشتر بحران کنند حقانیت حقجویان وپوچی بحران سازان هویدا میشوند جالب تراینکه این بحران سازان کلی مواجب گرفته بودند در کلاسهای کنترل بحران شرکت کرده بودند وحالا خودشان بحران را کنترل نمی کنند هیچ انرا ایجاد هم می کنند!
ایران کشور جشنواره ها وهمایشها!
هروز دهها همایش وجشنواره ملی واستانی وبین المللی ایران به یک کشور همایشها تبدیل کرده است که البته کار بسیار خوبی است زیرا مهمانی بشرط علم وآموزش است همان چیزی که علت برتری انسان وحضرت آدم از نظر خدا برتمام مخلوقات وفلسفه خلقت اوبیان شده وفقط باید که مواظب بود مانند جشنواره فیلم پلیس تبدیل به جشنواره هنجار شکنی نشود البته آقای خمسه خیلی رفو می کرد ولی زلف نیمه رهاشده تیقوسی جایزه گیرندگان را هم نمیشد کاری کرد وشاید هم از قبل گرا داده شده بود! چون حتی یکی از آنها فگفت دیگر کار نمی کنم ودیگری هم آرزو میکنم مسایلی که درایران بطور خاص ناهنجاری است دیگر ناهنجاری نشود یعنی هوردن مشروبات وبلهوسی آزاد شود!
Filed under: Uncategorized
ONE WHO SAYS THE GOVERNMENT IS NOT A GOOD BUSSINESSMAN!
معنويت وورشكستگي غرب
آيا غرب ورشكسته خواهد ماند يا ميتواند خود را نجات دهد؟ امروزه اين سوال اساسا براي كل جهان مطرح است كه آيا جهان به انتها رسيده است ؟ اما اينطور نيست يعني جهان به انتها نرسيده بلكه دنيا در حال كار وكوشش وتلاش است اما اين بار براساس واقعيتها نه دروغهاي رسانه اي وتبليغاتي . سالها ايران اعلام كردكه نه اقتصاد دولتي ونه اقتصاد سرمايه داري بلكه اقتصاد اقتضايي كه معمولا سه نوع آن در قانون اساسي ايران آمده است. تعاوني خصوصي ودولتي اما آنها نپذيرفتند وزير بار نرفتند وگفتند بايد سرمايه داري خالص شويم ويا آن عده اي كه ميگفتند با يد دولتي خالص شويم آنهاييكه ضد اقتصاد دولت بودند ميگفتند دولت تاجر خوبي نيست ! آيا واقعا دولت تاجر خوبي نيست وشماها كه خون مردم را درشيشه كرده ايد تاجر خوبي هستيد پس چرا دست گدايي به سوي دولت دراز كرده ايد ومي خواهيد ماليات مردم راهم به كام خودتان بكشيد ودر خوشگذرانيها صرف نماييد؟
دولت تاجر خوبي نيست
سالها سرمايه داري غرب ادعا مي كرد كه دولت تاجر خوبي نيست ودرايران هم پيروان فراواني داشت بطوريكه ادعا مي كردند در هركاري دولت وارد ميشود جز زيان وضرر وجود ندارد اما امروز همانها دست گدايي به سوي دولتهايي كه نمي شناختندش وبه رسميتش نمي دادند دراز كرده اند آنهم نه يك ريال ودوريال بلكه تمامي هزينه هاي ساليان زبان درازي خود را از دولت مي خواهند واين نشان ميدهد كه انها هرگز سود آوري نداشته اند والا چطور مي شود دريك سال هزاران كارگر را اخراج كنند وميلياردها دلار وتريليونها يورو از دولتها آنهم براي فاز اول كمك درخواست نمايند. از نظر مالي وازنظر عملكردي اينهمه زيان از بانكها يا شركتهاي خودرو سازي درواقع زيان انباشته ويا زيان اعلام نشده سالهاي قبل است.
حضور دانشجويان در مقابل سفارت عربستان
نشان از علامت خوبي است وخط درست وسرنخ واقعي را نشانه رفته اند اين اعراب دورو از زير با اسراييل هستند وظاهرا با آن دوست نيستند! تا حالا خيلي ها گول مي خوردند ويا خودشان ايادي وهابيت بودند ولي الان ديگر خط ها جداست وبايد ريشه وهابيت را در صهيونيسم وريشه صهيونيسم را دروهابيت ديد تا همه تحليلها درست درآيد
ONE WHO SAYS THE GOVERNMENT IS NOT A GOOD BUSSINESSMAN!
Today he wanted help from the bad business man; it means that they have not any benefit in all time. When we study the issue we ask why they wanted the 400trillions euro. If they are good business why they have not any benefit for her? Or they are not good. In opposite we can be certainly that the governments are the best business! They told lie in tow area: at first the government are the best commercial institute and then they are not a commercial. It is not only for this year but it is the result of many years. In other hand they are not any benefit in all time. Only it is the propaganda that the company and corporate are work and have benefit. They expensive much and shows not in bills. They issue lies and incorrect bills.
Filed under: Uncategorized
هفته حسابداري مبارك باد
روز نهم دسامبر روز بين المللي حسابداري واز روز 9 دسامبر تا 16 آن هرساله از سوي فدراسيون بين المللي حسابداري حرفه اي بعنوان هفته حسابداري اعلام شده تا حسابدراران دراين هفته بتوانند اعضا خود را با مسايل مجيطي وگزارشهاي مالي ارتباطات متقابل دولتي وحرفه اي حسابداران در امر پيشرفت حسابداري وانجام همايشهاي مختلف وانتشار كتب ومقالات مورد توجه قرار دهند. بنا به گفته دكتر كرباسيان بي انضباطي مالي اساس بحران مالي فعلي است . ايشان با ابراز تاسف از اجرايي شدن مسايل سياسي در امر حسابدراي آنرا مايه اين ناكاميها دانسته وگفت: بي انضباطي در حيطه اقتصاد وهم در حيطه مديريت مالي است. برخي از سياستمداران واقتصاد دانان اهداف ونيتهاي سياسي را برامنيت اقتصادي ترجيح ميدهند ولذا اقتصاد جهان را به بيراهه مي كشانند.
يكي از اساتيد شركت كننده در اولين همايش بين المللي حسابداري از كشورلهستان بود وي با كمال وقاحت ايران را با لهستان مقايسه كرد وگفت همانطور كه لهستان از كمونيزم وسوسياليزم گذر كرد وبه سرمايه داري رسيد ايران نيز مي تواند از اين تجربيات استفاده كند. مهم اين نيست كه ايشان چه گفت وچه نوشت مهم اين است كه مسئولين حسابداري ماهم چيزي جز اين نمي انديشند آنها تصور مي كنند انقلاب اسلامي يك انقلاب كمونيستي ويا حداكثر سوسياليستي بوده واكنون بااجراي اصل 44 ميخواهد به دنياي كاپيتاليستي پاي بگذارد. اين اشتباه از آنجا ناشي مي شود كه ايران نيز مانند لهستان يا ديگر كشورهاي دست چندم ويا حتي پايينتر ارزيابي مي شود. نميتوان بردشمنان خرده گرفت زيرا آنها هدفي جز تحقير ملت ايران ندارند ولي افسوس ما از آن است كه وطن پرستان وايراندوستان ويا حداقل مدعيان ايرانيت چنين برداشتهايي را القا مي كنند. آنهمه شعار مردمي نه شرقي ونه غربي را نه مي شنوند ونه ميخواهند كه بشنوند. هنوز بت غرب براي آنها غرب آرزوهاست وسرزمين روياهاست ولو اينكه ورشكسته به تقصير ونابود شده باشد. همانطور كه كمونيستها تا آخرين لحظه فروپاشي كمونيسم را باور نداشتند اينان نيز هرچه از فروپاشي آمريكا بيشتر مي گذرد وآمارهاي خودشان آنرا نشان ميدهد ادعا مي كنند كه هنوز اتفاقي نيافتاده وآنها ميتوانند همانند دهه هاي 1960 آمريكا را سمبل پيشرفت وخوشبختي وتئوريهاي ناب بداند وايرانيها را در آرزوي داشتن يك پيروي ماهرانه ار آنها بدانند. ولي واقعيت چيز ديگري است انقلاب اسلامي توانسته ابرقدرتها را به خاك مذلت بكشد وپوزه انها را به خاك بمالد. تا مدتها ديوار آهنين در مقابل انقلاب اسلامي مقاومت مي كرد وارتش سرخ در جهان يكه تازي مي نمود. اما براحتي يك موم نرم در مقابل تاريخ وانقلاب ايران ذوب شد وبراي هميشه به موزه تاريخ رفت بطوريكه الان حتي دانش آموزان جهان وجوانان نميدانند كمونيسم يعني چه واصلا انرا نشنيده اند. امروز نيز همه كوشش غربيها ان است كه به سرنوشت شوروي دچار نشوند ولي اين سرنوشت محتوم تمامي كساني است كه نميخواهند به ملتها احترام بگذارند وبا آنها با حرف زور واز دهانه تفنگ حرف ميزنند. براساس آمار موجود بيش از 60 درصد مردم آمريكا فقط از اسلحه حساب مي برند وبدون وجود سلاح اصلا زندگي را نمي پسندند. آنها جز آدم كشي ونابودي نسل بشر چيز ديگر يرضايتشان راجلب نميكند حتي در بازيهاي ورزشي هم اگر همديگر را نكشند يا زخمي نكنند بازي را قبول ندارند.
طرح تحول اقتصادي يعني گذر واقعي
بايد از روزيكه انقلاب اسلامي بوقوع پيوست عقايد اقتصاد اسلامي اجرا وپياده ميشد اما تحصيلكردگان امريكا مانع شدند ولذا اين تدوين ويا تدريس سي سال به تعويق افتاد . امروز كه ايران بدنبال طرح تحول اقتصادي است در واقع مي خواهد خود تئوري را از نوع بازسازي كند يعني نميخواهد چون كشورهاي سوسياليستي با يارانه دادن مردم را كوپنيستي باز آورد ونه مي خواهد مانند كشورهاي سرمايه داري فقرا را ناديده بگيرد وبگويد تقصير خودشان است وبايد بكشد! يعني درواقع بدنبال اجراي عدالت است. اما بازهم غرب باوران وغرب زدگان كه باور نمي كنند ايراني ميتواند خودش تئوري داشته باشد جلوي آنرا مي يرند. بديهي است كسانيكه اصلا فكري بجز سرمايه داري ندارند واقتصادي بجز اقتصاد ليبراليستي وفرمايشي غرب نمي شناسند از طرح تحول اقتصادي بيمناكند. آنها آنقدر سواد ندارند كه درعرض اين سي سال بخود اجازه تفكري غير از تفكر غربي را بدهند حالا چگونه ميتوانند با روخواني يك طرح از آن انتقاد يا آنرا تكميل نمايند؟ كسانيكه هيچ ايده اي ندارند ناچارند فقط مانع بتراشند زيرا نميدانند چه بگويند ويا ازچه چيزي صحبت كنند آنها فقط مي گويند نبايد اجرا شود وممكن نيست اجرا شود اما آنها بدانند كه تحولات اخير جهان معلول يك شب يا يك ساعت نيست بلكه اين فروپاشي از سالها پيش شروع شده بود ولي به مدد رسانه هاي تبليغي اكنون پوشيده مانده است وبزودي همه تبليغاتچيها هم يكي پس از ديگري به ورطه ورشكستگي مي افتند وآنوقت بازوي دروغ پراكني وحباب سازي غرب هم ازبين خواهد رفت وخواهند ديد كه عمر حباب واقعي نيست هرچند كه حباب برروي آب باشد وابروي آب را ببرد اما اينها چند روي است وعاقبت زمين براي بندگان خداست كسانيكه وقتي در زمين حاكم ميشوند نماز بپا ميدارند وزكات ميدهند. بهمين دليل است بنابر اعلام دكتر تركان 1800 كليسا بسته شده براي اينكه مراجعه كننده نداشته ولي 2000مسجد ساخته شده چون هرروز تعداد بيشتري از آمريكاييان واروپايان مسلمان ميشوند . اما حسابداران از اين تحولات بي خبرند وفقط بفكر جيب خود هستند تاموقعيكه حسابداران بفكر اين هستند تا با جابجا كردن اعداد وحسابها ويا درواقع حسابسازي دستمزد خود را بالاببرند ماشاهد هيچ پيشرفتي در حسابداري نخواهيم بود. دنيارا آب ببرد آقايان راخواب مي برد. وآنها درلابلاي اعداد نجومي بدنبال يك لقمه نان خود خواهند بود وكتابهاي حسابداري همان كتابهاي 64 سال پيش خواهد بود واستادان همان اصول سابق را نجوا خواهند كرد ودانشجويانهم قبل از اينكه پايان نامه بدهند مشغول كار خواهند شد. وپايان نامه ها را به پايان بي ناني تبديل مي كنند. اينهمه تغييرات در بافت دولت در اين چند دهه اتفاق افتاده ولي حسابداران هنوز از روش نقدي يا نيمه تعهدي استفاده مي كنند هيچ حسابداري تابحال حرات كرده تغييرات انجام شده در جانعه را به اصول سابداري منتقل كند زيرا ازترس از دست دادن باريكه آهسه ميروند وميايند. اگر تغييرات بسود اسلام ورژيم اسلامي باشد اساتيد قديمي ناراحت مي شوند واگر تغييرات بنفع سرمايه داري باشد دولت كارايي را از دست ميدهد. لذا همانطور كه دكتر سجادي گفته همانطور تا الان عمل مي شود! البته دكتر ثقفي خود به اين موضوع اعتراف دارد ولي او استاد ساليان سال اين رشته است وقتي خود آشپز به شوري غذا اعتراف كند ببيند چه دستپختي است يا رييس شوراي عالي حسابداران ايران دكتر كرباسيان وقتي ميداند كه 64 سال از تاسيس آن مي گذرد وايران سه هزار سال تمدن دارد وحقوق و دستمزد پرداخت كرده وانضباط مالي وحسابداري داشته دانسته هاي چه دردي از اين سيستم مفلوك را دوا نموده است؟
Filed under: Uncategorized
آمريكا هراسي تئوري تقابل يا تئوري بحران سازی ؟
اينكه آمريكا حمله مي كند ويا روزهاي آخر بوش ممكن است بخواهدكاري كندو.. جملات اشنايي است كه سي سال است مسئولين جنگ رواني دشمن وستون پنجم انان درايران به راه انداخته اند.وهروز صحبت از نابودي جمهوري اسلامي با يك حمله وتمام شدن كل قضيه در يك ساعت صحبت مي كنند ومي گويند شايد يك روز از خواب بيدار شديم همه چيز ازبين رفته باشد ؤامريكا مثلا مراكزمهم مارا ازبين ببرد وامثال آن . البته اين خط بطور ديگري از داخل وازبين افراد موجه نيز دنبال ميشود يكي از دلايل آن نظاميان موقعيت از دست داده ويا بطور كلي كساني كه ورشكسته سياسي يا نظامي شده اند! آنها چون خودشان از دور خارج شده اند مانند يك مورچه كه وقتي قطره آبي به درخانه اش ميرسد داد مي زند دنيا را آب برد آنها هم مي گويند دنيايي كه براي مانيست براي هيچكس نباشد ديگي كه براي ما نجوشد سر سگ در آن بجوشد! البته اين تئوري براي مردم اشناست زيرا همه ميدانند كه بازنده ها بايد چنين حرفهايي بزنند. اما دوتئوري ديگر احتمال است يكي ممكن است افراد دلسوزي هم باشند ولي معتقدند با آمريكا بايد مقابله به مثل كرد همانطور كه انان تبليغات اسلام هراسي يا ايران هراسي دارند مانيز تبليغات آمريكاهراسي براه بياندازيم . اما اين نظريه باطل است زيرا آمريكا درحال مرك وافول دست به چنين اقدامي ميزند يعني ميداند راه گريزي ندارد واسلام سراسر وجود اورا فتح كرده است واين نوع تبليغات درعين حال كه برضد اسلام است ولي يك نوع اعتراف به پيروزي اسلام نيز هست لذا اگر ماهم آمريكاهراسي راه بياندازيم معني اش اين است كه كماهم از امريكا مي ترسيم ودرواقع نزول وافول قدرت پوياي خود را امضا كرده ايم . اما گروه ديگر تئوري ديگري دارند ؤانها بحران سازان اجتماع ما هستند از آنجا كه دربحران وشلوغي وشانتاژ رعايت حقوق واولويتها بهم ميخورد لذا براي افرادي كه لياقت رسيدن به مقامات مهم را ندارند بهترين راه شلوغ كاري وبحران سازي است. بهمين دليل آنهاييكه براي حمله آمريكا تبليغ مي كنند بلافاصله مي گويند ماخودمان در خط مقدم با آمريكا خواهيم جنگيد. واين يك كلمه نيست يك استراتژي وراهبرد انتخاباتي است. لذا مردم ومسئولين بدانند كه امريكا اگر ميتوانست حمله كند ويا كاري كند همان سي سال پيش مي كرد واينقدر معطل نمي شد ويا منتظر دستور وياخواهش ما نمي ماند. واينكه برخيها صدام را مثال مي زنند براي اين استكه صدام را خودش برگ كرده بود ادوات واطلاعات ومشاوران صدام همه امريكاي بودند ولذا يك روزه طومارش بهم پيچيده شده ولي درايران ازابتدا اين مصونيت بود كه سيستم نسبت به عناصر امريكاي مصونيت داشت واز 13 آبان 58 ببعد اين موضوع علمي تر ودقيق تر شده است
Filed under: Uncategorized
It is your problems!
In a long time the west only said it is your problem and not help the east in industry and science for adventure. Is it a god method? Of course no, and always the east tell it. But the west not heard and does so on. At least the God heard the Iranian and eastern shoot, and today the west have much problem. Is it right that the east say that is your problems? Is it good that we stop all aids and supports from poor people in the west? Of course no. in fact the people whom live in past they will died and new people in west love the east. The best reason is that they do advertising and propaganda anti Islam in the west. When one who not important we have not any work or attention in positive or negative, when they are in opposite of Islam in all broadcasting and media it means that the future is for Islam and they must go to hell. We thought the east might help all time to west poor people for fighting by economical challenge. We are ready to help mass people to avoid the crisis and purity God woe
Filed under: Uncategorized
آمريكا هراسي تئوري تقابل يا تئوري بحران سازان ؟
اينكه آمريكا حمله مي كند ويا روزهاي آخر بوش ممكن است بخواهدكاري كندو.. جملات اشنايي است كه سي سال است مسئولين جنگ رواني دشمن وستون پنجم انان درايران به راه انداخته اند.وهروز صحبت از نابودي جمهوري اسلامي با يك حمله وتمام شدن كل قضيه در يك ساعت صحبت مي كنند ومي گويند شايد يك روز از خواب بيدار شديم همه چيز ازبين رفته باشد ؤامريكا مثلا مراكزمهم مارا ازبين ببرد وامثال آن . البته اين خط بطور ديگري از داخل وازبين افراد موجه نيز دنبال ميشود يكي از دلايل آن نظاميان موقعيت از دست داده ويا بطور كلي كساني كه ورشكسته سياسي يا نظامي شده اند! آنها چون خودشان از دور خارج شده اند مانند يك مورچه كه وقتي قطره آبي به درخانه اش ميرسد داد مي زند دنيا را آب برد آنها هم مي گويند دنيايي كه براي مانيست براي هيچكس نباشد ديگي كه براي ما نجوشد سر سگ در آن بجوشد! البته اين تئوري براي مردم اشناست زيرا همه ميدانند كه بازنده ها بايد چنين حرفهايي بزنند. اما دوتئوري ديگر احتمال است يكي ممكن است افراد دلسوزي هم باشند ولي معتقدند با آمريكا بايد مقابله به مثل كرد همانطور كه انان تبليغات اسلام هراسي يا ايران هراسي دارند مانيز تبليغات آمريكاهراسي براه بياندازيم . اما اين نظريه باطل است زيرا آمريكا درحال مرك وافول دست به چنين اقدامي ميزند يعني ميداند راه گريزي ندارد واسلام سراسر وجود اورا فتح كرده است واين نوع تبليغات درعين حال كه برضد اسلام است ولي يك نوع اعتراف به پيروزي اسلام نيز هست لذا اگر ماهم آمريكاهراسي راه بياندازيم معني اش اين است كه كماهم از امريكا مي ترسيم ودرواقع نزول وافول قدرت پوياي خود را امضا كرده ايم . اما گروه ديگر تئوري ديگري دارند ؤانها بحران سازان اجتماع ما هستند از آنجا كه دربحران وشلوغي وشانتاژ رعايت حقوق واولويتها بهم ميخورد لذا براي افرادي كه لياقت رسيدن به مقامات مهم را ندارند بهترين راه شلوغ كاري وبحران سازي است. بهمين دليل آنهاييكه براي حمله آمريكا تبليغ مي كنند بلافاصله مي گويند ماخودمان در خط مقدم با آمريكا خواهيم جنگيد. واين يك كلمه نيست يك استراتژي وراهبرد انتخاباتي است. لذا مردم ومسئولين بدانند كه امريكا اگر ميتوانست حمله كند ويا كاري كند همان سي سال پيش مي كرد واينقدر معطل نمي شد ويا منتظر دستور وياخواهش ما نمي ماند. واينكه برخيها صدام را مثال مي زنند براي اين استكه صدام را خودش برگ كرده بود ادوات واطلاعات ومشاوران صدام همه امريكاي بودند ولذا يك روزه طومارش بهم پيچيده شده ولي درايران ازابتدا اين مصونيت بود كه سيستم نسبت به عناصر امريكاي مصونيت داشت واز 13 آبان 58 ببعد اين موضوع علمي تر ودقيق تر شده است.
Filed under: Uncategorized
Iran can hold his economy without the oil
Every one knows that the petrodollar is like the sugar and no one do work any and want it! But it is the endplay things and one day they end. So many times the U.S. government thought that Iranian or Arabs full from dollar and they do as same. But the Arabs are very poor and her people is under purity line only a few kings son have good life and they are whom that joint by U.S.A and C.I.A for eating her people income. They send back all dollars that the west pays for oil. In fact they went to the west city and cost all money given for petrol price, but in Iran all they pay for petrochemical project and other building project. So Iranian not needs any to petrodollar as Arabs, and AhmadiNejad promises that the low price for oil can not stop Iranian. And they tell also that the Iranian able to live without oil. ,
دانشگاه تهران ميزبان دانشجويان جهان اسلام است
بگزارش خبر نگار ماهين نيوز استاد رحيم پور ازغندي در دومين روز گردهمايي دانشجويان طي مرور مطالب وكلمات امام خميني ره در مورد گورباچف وسلمان رشد خاطر نشان كرد كه بايد در فكر تاسيس يك دولت اسلامي فراگير باشيم وي گفت با اينكه سالها اروپا بدنبال تحصيل علم به ايران وكشورهاي عربي سفر مي كرد ولي امروز مسلمانان برعكس شدند وبايد به زبان آنها صحبت كنند!
نماينده تركيه نيز بعد از استاد پشت تريبون قرار گرفت وبااينكه قرار بود به زبان تركي حرف بزند به زبان انگليسي صحبت كرد ومترج را در فشا ر قرار داد وي در عين حال گفت كه نماينده يك سازمان دانشجويي در تركيه است كه بيش از هفتاد كشور در آن عضو هستند وابراز تمايل كرد كه اين تجمعات افزايش يابد وبعد هم از همه حضار براي حضور در تركيه وآنكارا دعوت بعمل آورد
دانشكده فني مهندسي ميزبان اساتيد فن بود
دانشكده از اساتيد ودانشجويان سراسر جهان دعوت كرده بود تادر مورد مهندسي پروژه مقاله بنويسند وآنها پس ازارايه دعوت شده بودند تا در يك همايش آنرا به معرض چالش بگذارند. در اين همايش كه سومين كنفرانس مهندسي ارزش بود درمورد ابعاد مختلف مهندسي ارزش ونقش آن در مديريت پروژه ها بررسي شده است
27 مين جشنواره فيلم فجر كليد خورد و آن اطلاعيه هاي خود را صادر نمود
بنياد سينمايي فارابي همچون گذشته عهده دار اين جشنواره است ولي بگزارش خبرنگار ماهين نيوز مسئول روابط عمومي اعلام داشته كه مكان امسال احتمالا نامناسب وكم ظرفيت خواهد بود.
Filed under: Uncategorized
Iran is the super power and was and will be all time!
Some people in U.S.A especially in information council though the Iran is a small country that may be a town of Arabs! Or they though the Iran is a town, or a city near the Mecca! But Iran is a big country. Before that America discovered Iran exist. Before the Europe like the English or German birth the Iran was. Even the U.N not exists but Iran was a big country! Only some times the ancient roman or Athena appear or Egypt and China, almost they were a like star that appeaser and then not exist. But Iran was al time and was a big country. All times the China and Egypt were a part of Iran. In fact all people rise from Iran.
Today Iran is the center of the world. All country have trade with Iran some of them buy the oil and others sale the equipments. Without Iranian trade the Germany can not exist or England or U.S.A. We saw that the first news of all news paper and media are about the Iran. Obama and the Mededev have not any speech except Iran. France, England China Japan and all country and leaders only thought about Iran. It is the role of Iran in the political and economical area. In cultural area all words and even all people know Iranian history about the Cyprus and so on. Shiaism is a big fulcrum. And all people speak about the Imam Ali and Hussein. Prophet Muhammad said: If the science exists in the sky, Iranian captures it!
اقتصاد منهاي نفت از شعار مصدق تا عملكرد احمدي نژاد
اگرچه مصدق تا روزي كه نخست وزير شد هيچگونه حمايتي از ملي شدن نفت نكرد واصلا آنرا امكان پذير نمي دانست ولي بعدا ز ملي شدن كه مامور اجراي آن شد يك شعاري مطرح كرد كه اقتصاد بايد منهاي نفت باشد يعني ايران بايد بتواند بدون نفت هم خود را اداره كند از آن زمان تاكنون همه دولتها اين شعار را داده اندولي به شهادت آمار وارقام همه فقط شعار بوده وهيچكس نه تنها نتوانسته از وابستگي اقتصاد ايران چه بعد از انقلاب اسلامي وچه قبل ازآن كم كند بلكه روز به روز وابستگي ايران واقتصادايران به نفت دبيشتر وبيشتر شد حتي صادرات غيرنفتي هم به طمع پاداشها وهداياي دلارهاي نفتي بود كه برپا بودند وادامه ميدادند وهرگاه تشويقهاي صادراتي وسوبسيدهاي دولتي قطع ميشد مانند حباب ازبين ميرفتند قوي ترين صادرات غيرنفتي ايران كه سالهاست شعار آن را ميدهند وهزاران دلار نفتي براي تقويت آن خرج كرده وسوبسيدهاي فراوان داده اند ويك ميليون نفر را سر كار گذاشه است فرش است كه در همايش توليد كنندگان وصادركنند گان مشخص شد كه همه ساله فقط نيم ميليارد دلار صادرات دارد وضعيت خرما وپسته وفندق هم از اني بدتر است پتروشيمي هم كه هرسال وعده بازگشت سرمايه را درعرض 8 ماه ميدهد به مصداق سنگ بزرگ علامت نزدن است قبل از ريسدن دلارها به ايران همانجا روي هوا براي يك پروژه جديد خرج ميشود وكلي هم از دولت يارانه مي گيرد! بهرحال اكنون كه قيمت نفت كاهش پيداكرده وبرخي صاحبنظران معتقدند كه باز هم كاهش پيدا خواهد كرد اين شجاعت كه بتوان كشوررا بدنو دلارهاي نفتي هم اداره كرد بسيار بموقع است وهمه ميدانند كه ايشان رييس جمهور مقتدري است وقادراست اين كاررا انجام دهد زيرا كساني از كاهش قيمت نفت ضرر ميكنند كه برنامه داشتند هفت پشت خود را ببندند واز اين نمد كلاهي براي خود ببافند ولي دولن عدالت محور حداقل اين تفاوت را دارد كه براي خود واعوان وانصارش چيزي نمي خواهد ومردم هم ميتوانند گليم خود را از آب بيرون بكشند . زيرا توليد براي خود كفايي چيزي نيست كه ايرانيان از آن غافل باشند. اگر تاكنون واردات بوده براي اين بوده كه مردم ميگفتند حالا كه هست ! سفره اي پهن است وبايد سهم خودرا بهر صورت شده بگيرند. آمارها نشان ميدهد كه اغلب ابن دلارهاي نفتي هم در مسيرهايي هزينه شده كه نه دولت در برنامه داشته ونه مردم آنرا مي خواستند يعني وجود درآمد نفتي بي برنامگي را تزريق مي كرد يك نمونه از آن مسئله بنزين است شايد بيش از 50 درصد درآمد نفت صرف واردات بنزين ميشود و50 درصد باقي مانده هم هزينه استخراج است ! يعني عملا هيچ جيزي براي ايران بعنوان درآمد نبوده كه بخواهيم غصه از دست دانش را داشته باشيم مگر برداشتهاي مخفيانه وحقوق كلان مديران اسبق كه در بدهي دولت به دستگاهها ظاهر شده است بدهي دولت به بانكها معادل حقوق وپاداشهاي كلان وخارج از ضابطه مديران ارشد وعالي در دوره هاي گذشته بعنوان پاداش وحق ماموريت وحق العمل پروژه ها وغيره به دلار به آنان پرداخت ميشد وچون چيزي درآمد نفت نبوده لذا بصورت بدهي وكسر بودجه خود را نشان ميداده كه هنوز وارث آن هستيم وبا اينكه سه سال است اين رانت خواريها قطع شده ولي تبعات آن اقتصاد ايران را رنج ميدهد. هنوز مديران مستعفي بدنبال رانتها هستند وكار شكني مي كنند . كار شكني آنا ن از خارج شروع شده به داخل مي رسد ولي كاري از پيش نمي برند زيرا مردم ميدانند كه برج سازي در كاندا ودبي واربيل وغيره همه از همين پولهاي بي زبان نفتي است كه به عنوان بخش خصوصي براي بيگانگان فعاليت مي كند واگر اين دلارهاي باد آورده نفتي نبود آقايان از كجا داشتند كه سرمايه گذاري در لس آنجلس وتورنتو وحتي توكيو بكنند؟ اين است كه وقتي دلارهاي نفتي كاهش پيدا مي كند دم آنان مي جنبد ! البته كاهش قيمت نفت يك زيان به درآمد دولت محسوب مي شود ولي دولت آن نيست كه فقط در خوشيها كشوررا اداره كنند وبه دليل سود آور بودن مناصب آنرا بپذيرند بلكه دولت واقعي برعكس آن است بايد حتي به قيمت زيان هاي شخصي منافع عموم را حفظ كنند يكي ازاين زيانها عرض وآبرو است. ممكن است تهاجمات زياد باشد حتي مصدقيها يادشان برود كه بهترين مجري ايده هاي اورا تشويق كنند نه تحريم ! حتي ممكن است همه كسانيكه سالها شعار اقتصاد بدون نفت را ميدادند امروز بيايند وانتقاد كنند وسوابق خود را فراموش كنند ولي ملت آنرا فراموش نخواهد كرد..وميداند اين افراد فقط عرض خودرا ميبرند وزحمت ماميدارند