U.S Election


All Mahmud hallal guns belong to Hamas!
17000000Sunday07 252008, 11:44 am
Filed under: Uncategorized

All Mahmud hallal guns belong to Hamas!Many people thought that the guns are for Mahmud hallal but it is not true because all they buy by the Palestinian money. كل التسليحات محمود حلال حلال الي الحماس !بعض الناس يتصورون ان التسليحات المحمود الحلال يتعلق بالمحمود عباي ولكن كلهم يتعلق بالحماس والحماس يجوز ان اخذ كلهم لانه كله بايع من دلارات دالفلسطينيون وكل الشعب الفلسطينيون انتخب الحماس . ان الاسراييل والاعراب والاميريكيه والبريتانيا وكل المستعمرين اتحد مع العباس ضد الحماس وانه يعلن ان الحماس ذهب طريق الحق ولازم ان الشعب الفلسطيني وكل المستضعفين في العالم يحامي عن الحماس . انهم مالك كل الفلسطين حقا وكل الدلارات والاموال يتعلق بهم وانهم واجب لاخذ حقوقهم حتي من يد المحمود او من يد الاسراييل لانهم متحد وروح واحد! ان الدول العرب وكل المستكبرين اعدا الاسلام واحبا الشيطان ! اني اقل قبلا كثير وكثيرا .. ان الساذه من الناس يتصورون انهم اعدا الاسراييل ولكن كلهم يوجد الاسراييل والا ان الاسراييل لاموجود الا بيدالاعراب! شهید بهشتی و طرح‌های عمرانیمسایل فقهی و قضایی در رابطه با طرح‌های عمرانی و آبادی و سازندگی امری است اجتناب ناپذیر و فقها و علما به تبعیت از پیامبران و ائمه درصدد تشویق مردم به ایجاد این آبادی‌ها و سازندگی‌هاست تا جایی که بسیاری از اماکن به دستور مستقیم الهی و با وحی به پیامبران و یا الهام به اولیاءاله ساخته شده و برای قداست آن احادیث و روایت فراوانی بیان شده است.از نظر خداوند و پیامبران او کوشش انسان‌ها برای زندگی بهتر و افزایش ثروت بسیار پسندیده و مقبول است. تنها چیزی که مانع از آن می‌شود که انبیا نتوانند به خوبی رسالت خود را بیان کنند. نکته بسیار ظریف وجودی انسان است. زیرا انسان‌ها با تمایلات مختلف به امر سازندگی و توسعه دست می‌زنند. برخی از انسان‌ها برای رفاه حال خود این کار را می‌کنند، برخی برای رفاه حال خانواده و برخی برای رفاه حال اطرافیان همه اینها پسندیده است ولی اسلام و خداوند دیدگاهی فراتر از اینها هم دارند… پس در اسلام کوشش برای رفاه خود و خانواده آنقدر مهم است که جهاد در راه خدا محاسبه می‌شود: الکاد علی عیاله کالمجاهد فی سبیل الله: کسی که در راه رفاه خانواده‌اش به زحمت می‌افتد و کوشش می‌کند مانند مجاهد در راه خداست و یا در روایات داریم که امکاسب حبیب الله کسی که در کار تجارت و توزیع است و از طریق کسب و کار روزی خود را به دست می‌آورد. از دوستان خداوند است در روایات بی‌شماری داریم که تجارت عقل را زیاد می‌کند، زیرا در تجارت انسان هم مسافرت می‌کند، هم با افراد مختلف معاشرت دارد و هم می‌خواهد در این مسافرت و معاشرت معاش خود را هم تأمین کند، یعنی علاوه بر داد و ستد سودی هم ببار آورد و این نیاز به تفکر دارد و عقل انسان زیاد می‌شود. اما لازمه این کار این است که افراد در فقه و علوم اسلامی آشنا باشند زیرا ناآشنایی آنان باعث می‌شود که در کار حرام بغلطند. در اسلام بین حرام و حلال رمز بسیار باریکی وجود دارد که اگر کسی آشنا نباشد، راه خود را گم می‌کند. امام جعفر صادق (ع) می‌فرماید: الفقه ثم المتجر، اول فقه را یاد بگیر سپس وارد بازار کار شوید. زیرا در اثر ناآشنایی خواهند گفت: بیع مانند ربا است… ربا و بهره باعث تورم می‌شود:از نظر شهید بهشتی مالکیت باید ناشی از کار خلاق و مولد باشد. (اقتصاد اسلامی صفحه 22) و در نتیجه مالکیت ناشی از غیر آن همان ربا محسوب می‌شود: ربا از کلمه ربی و ربو می‌آید. یعنی پول، پول می‌زاید! در حالی منطق اسلام بر اساس کار مولّد است. لذا این فرق اساسی را قرآن بخوبی بیان می‌کند: مردم بسیاری فکر می‌کنند ربا همان بیع است، در حالی که «احلّ الله البیع و حرّم الرّبا» خداوند بیع و تجارت را حلال و ربا را حرام می‌داند. و این نشان می‌دهد تنبلی و کار خلاق نکردن و صاحب مال و اموال شدن از نظر شرعی کار درستی نیست.یا در حدیث داریم: (الزرع للزارع و لوکان غاصبا) ص 23، کشت زارع متعلق به خود اوست ولو این که در زمین غصبی کشت کرده باشد. البته کار از نظر ایشان و یا از نظر اقتصاد اسلامی فقط کشت و با کشاورزی نیست، بلکه مالکیت از چند طریق حلال است: 1- کار تولیدی (ایجاد ثروت) 2- کار حیازتی (اخذ ثروت‌های خدایی برای اولین بار) 3- کار خدماتی…علاوه بر این سه نوع مالکیت ابتدایی، سه نوع مالکیت انتقالی نیز حلال است. الف- مبادله وتجارت ب- بخشش و هبه ج- انتقال قهری وارث (ص 39) اما خارج از این مالکیت‌ها، مالکیت غیر شرعی یا اخلاقی است که مهم‌ترین آنها، رباخواری است: که باعث تورم می‌شود و گرانی را به دنبال دارد: ایشان می‌فرماید: عوامل تورم بسیار زیاد است ولی مهم‌ترین عامل تورم همین سود دهی سرمایه در گردش است. اگر ما در یک نظام اقتصادی سود سرمایه در گردش را از بین ببریم، چه بسا نرخ تورم قابل ملاحظه‌ای باقی نماند. بنابراین احتمال اگر یک نگرش، همه جانبه داشته باشیم، این‌گونه به نظر می‌رسد که همه‌ی عوامل دیگر تورم ناشی از همین یک عامل باشند سرچشمه‌ی تورم و ریشه همه‌ی علل و عواملی که برای تورم ذکر می‌شود همین سود سرمایه در گردش است. سرمایه‌ای که نه ابزار تولید و نه کالای قابل بهره‌وری چون مستقلات است. صرفاً سرمایه در گردش است که برای آن سود طلب می‌کنند.ایشان همچنین اشتباه دوزخ بندی را یکی از عوامل به ارزیابی کردن و تزریق تورم به جامعه می‌داند… (ص 64) کتاب اقتصاد اسلامی: 1- شهید بهشتی… تخریب و تبذیر…از نظر آیه اله بهشتی، در احکام اسلامی، انسان مالک است یعنی حق تصرف در بسیاری از چیزها را دارد که از طریق حیازت، تولید یا غیره صاحب آن شده ولی ایشان نکته بسیار ظریفی را برای مردم روشن می‌کند و آن این که مالک حق ندارد تصرفات خود را نابود کند یا آنها را به طریق غیر لازم به مصرف برساند. اسراف و تبذیر، از جمله کارهایی است که یک مالک می‌تواند انجام دهد اما نباید این کار را بکند و همین امر باعث گرانی نیز می‌شود. مثال ایشان در آنجا که می‌گوید: گروهی از باغبانان آمریکایی در یک سال متوجه شدند که درختان هلو بسیار پربار است، آنها دیدند اگر همه را راهی بازار کنند، هلو ارزان می‌شود، لذا با یکدیگر هم‌پیمان شدند تا فقط 50% تولید خود را بفروشند و الباقی را در پای درختان رها کنند تا کود سال دیگر درختان شوند…! و این یک وجدان اخلاقی هم شد، به طوری که هیچ‌کدام از روستاییان از این پیمان تخلف نمی‌کردند (ص 50 همان کتاب) در جای دیگری ایشان مثال تاریخی ذکر می‌کنند که چطور خداوند مانع تخریب خانه خدا شد: در یمن ذونواس یهودی مسیحیان را آزار می‌داد تا یهودی شوند، پیغام به امپراطور روم بردند، او هم یک نفر را از حبشه به نام اریاط مأمور سرکوبی وی نمود و او آمد و ذونواس را شکست داد و از تخریب آثار کلیساهای مسیحی جلوگیری کرد. بعداً ابرهه یکی از سرداران او شورش کرد و حاکم یمن شد. ابرهه در حال ساخت و ساز بهترین ساختمان‌ها و کلیساها برای یمن بود که شنید مردم عرب و یمن  علاقه‌ای به این ساختمان‌های زیبا ندارند و برعکس علاقه شدیدی به خانه‌ای بسیار ساده در مکه دارند… او هر چه کرد مردم را از این کعبه روی گردان کند،‌ نتوانست. لذا تصمیم گرفت آن را تخریب کند، با سپاهیان خود راهی مکه شد و تمامی اقوامی را که مقاومت می‌کردند از میان برداشت تا به مکه رسید. دید یک خانه سنگی بسیار ساده است. لذا ابوطالب را خواست و به او گفت ما با شما کاری نداریم، از شهر بیرون بروید فقط این خانه را خراب می‌کنیم… ابوطالب هم گفت: شتران مرا که دزدیده‌اید،‌ بدهید تا بروم! ابرهه با تعجب گفت: یعنی این خانه برای شما اهمیتی ندارد؟ او گفت: من مالک شترانم هستم و این خانه برای خود صاحبی دارد که دفاع خواهد کرد! در روایات همه ادیان است که لشکریان ابرهه در همان روز آبله گرفتند و حصبه در میانشان رواج یافت و بعد هم پرندگانی آمدند و آنها را بمباران کردند… (الم ترکیف فعل ربک…) سازندگی و شبه تضامنی (ضمانت جمعی)از نظر آیه‌اله شهید بهشتی، سازندگی، مهم‌ترین رکن ادیان الهی است،‌ ایشان اشاره می‌کند که پیامبر اسلام وقتی از مکه به مدینه هجرت نمود، ابتدا در محله‌ای به نام قبا بامردم ملاقات نمود و چند روزی در آنجا ماند ولی در همین چند روز بنای مسجد اولیه را نهاد و اولین مسجد را برای مردم ساخت که در آن مرکزیت حکومت جدید را تشکیل داده در واقع در زمان پیامبر، مساجد مراکز فرمانداری، فرماندهی و پشتیبانی بودند. از مسجد به مردم و امورات آنان رسیدگی می‌شد. فقرا، محرومین  در راه ماندگان، همه و همه وقتی از همه جا ناامید می‌شدند می‌دانستند که تنها راه نجات باقی مانده همان مسجد است. حتی پیامبر اسلام مجتمع مسکونی در کنار مسجد ساخت که محرومین در آن به طور ساده پذیرایی می‌شدند و اسامی آنها را اصطلاحاً اصحاب صفه گذاشتند. عده‌ای از صوفیان و دراویش در ایران و حتی در بود ایشان ومسیحیان از این روش پیامبر درس گرفتند. حتی معروف است می‌گویند که صوفیان خودشان را همان اصحاب صفه می‌دانند و ریشه کلمه صوفیه را به آن منسوب می‌دانند و یا بودائیان هند بهترین مرکز عیادی خود را الله آباد هند می‌دانند که مسلمانان برای آنان ساختند و سالانه همانند مسلمانان به عنوان حج در آنجا جمع می‌شدند. جمعیت این بود ایشان آنقدر زیاد می‌شود که ماهواره‌ها سیاهی جمعیت را به خوبی نشان می‌دهند. البته باعث تأسف است که حج مسلمانان برگزار می‌شود در اقلیت ممکن یعنی از 2 میلیارد مسلمان، فقط 2 میلیون نفر می‌توانند به مکه بروند و این به دو دلیل است: اولاً کشورها افراد را مجبور به اخذ گذرنامه می‌کنند و عربستان هم گذرنامه‌داران را مجبور به اخذ  ویزا نموده‌آند و با این دو وسیله محدودیت ایجاد کرده‌اند که قرآن می‌فرماید: و من اظلم مِمَّن مَنَعَ مَساجِدالله این یذکرکم فیها وسیعی فی خرابها… چه کسی ظالم‌تر از کسانی است که جلوی زیارت و عبادت در مساجد را می‌گیرد و سعی می‌کند آنها را تخریب نماید… و لذا می‌بینیم سازندگی فقط کافی نیست بلکه در حالت تضامنی حفاظت از سازندگی‌ها هم مهم است. در واقع می‌توان گفت تخریب مسجد الاقصی نتیجه بی‌توجهی مسلمانان به تخریب قبرستان بقیع و بیش از سیصد مرکز تاریخی در شهر مدینه و مکه است. اگر آنان در یک حرکت عمومی و تضامنی مانع تخریب این آثار می‌شدند. امروز ما دچار این چنین تخریب‌ها در سطح جهان نبودیم. عده‌ای از تخریب خوشحال شدند و این بلا برسد خودشان آمد…. شهید بهشتی و مسایل جهانی سازیشهید بهشتی که در سال 1307در لونبان اصفهان به دنیا آمد. در سال 1321 در حوزه علمیه صدر وارد شد و در سال 1325 به حوزه علمیه رفت و در سال 1330 لیسانس فلسفه را گرفت ایشان در سال 1332 مدرسه دین و دانش را در قم با روش نوین تأسیس کرد و در سال 1338 مدرک دکتری در فلسفه را از دانشگاه تهران اخذ کرد و در سال 1339 مدرسه حقانی را با روش جدید پایه‌گذاری نمود. ایشان در واقع با تأسیس دبیرستان، علوم اسلامی را به داخل مدارس برد و تأسیس مدرسه حقانی علوم جدید را به طور رسمی وارد حوزه نمودند… در سال 1346 لایق‌ترین کسی بود که به اروپا برود و مسجد ایرانیان را تبدیل مرکز اسلامی هامبورگ نماید. از همانجا تئوری‌های بین‌المللی اسلام را پیاده کرد. ایشان از همان‌جا کلیه دانشجویان خارج از کشور را ساماندهی کرد و از ایجاد اتحادیه انجمن اسلامی اروپا، کانادا و آمریکا و… فعالانه کوشیدند. در سال 1349 که به ایران بازگشت تا مکتب قرآن را در سال 1350 تأسیس کند. ایشان در سفرهای متعدد به فرانسه و نجف و مکان‌های دیگر و مخصوصاً مکه، توانست فضای جهانی سازی جدیدی را ایجاد کند که بر خلاف جهانی سازی غربی بود. در غرب و فلسفه‌ی غرب همه چیز مال خود فرد است: آنها با هر تسبیح می‌گویند: مال خودم،‌ مال خودم، مال مردم هم مال خودم! ولی در جهانی سازی اسلامی، منشأ مالکیت اصلی خداونتد است: همه‌چیز متعلق به خداست: لله ما فی السموات و الارض… حتی زمین اصلی و زمین‌های کوچک هم مال خداست. انسان به نیابت از خداوند و بر اساس حیازت یا انتقال مالکیت، مالک آن می‌شوند. از دیدگاه شهید بهشتی اسلام را در سه چیز کاملاً شریک می‌داند. الناس شرکا فی الثلاثه: الماء و النارد الطلا: مردم در آب، سوخت و مرتع شریک هستند، لذا هیچ‌کس نمی‌تواند مانع استفاده مردم از آب، سوخت و مرتع شود. و این فرقی بین مسلمان و غیر مسلمان، شیعه و یا غیر شیعه نیست. زیرا کلمه‌ی ناس به کار برده شده است، هر کجا ناس گفته شده، مردم جهان همه با هم برابرند. همه ناس هستند. سیاه و سفید، ترک و کرد و عرب، زرد و چینی و بودایی و غیره… وجود ندارد. کره زمین دارای سه چهارم آب است. وقتر در خشکی‌ها نیز آب‌های سطحی و زیرزمینی وجود دارد. لذا همه آنها آب حساب می‌شوند و باید مورد استفاده همه واقع شوند. جهانی سازی اسلامی از دیدگاه شهید بهشتی با اجازه اسلام، همه‌ی موارد سوخت را شامل می‌شود. از نفت و گاز و قیر گرفته تا امروزه که انرژی خورشیدی، هسته‌ای و گرمایی و زیرزمینی را هم شامل می‌شود. لذا عضویت ایران در ان مجاتی هم همین معنی را دارد. زیرا بر اساس قوانین NPT کشورهای دارای فن‌آوری هسته‌ای باید فن‌آوری خود را در اختیار دیگران قرار دهند… شهید بهشتی و مسأله پراکماتیستیعملگرایی در بسیاری از تئوری‌های شهید بهشتی به خوبی نمایان است. ایشان در زمان طبیعی پیشنهاد کرد در ماه رمضان یک گروه تشکیل شوند. به روستاهایی اعزام شوند که کسان دیگر حاضر نیستند اعزام شوند… ایشان بسیار علاقه داشت تا به تمام دانسته‌های خود از اسلام را به اجزا برساند و ثابت کند که تئوری‌های اسلامی فقط تئوری نیستند. در اسلام هم بر عمل زیاد تکیه شده کسانی که علم خود را عمل نکنند،‌ همانند درختان بی‌ثمر هستند. در اوج نهضت اسلامی که هیچ‌کس نمی‌توانست در مدارس مطالب اسلامی را بیان کند، ایشان با شگرد مخصوصی مطالب اقتصادی اسلام را در کتب زمینی دال کرد. اکنون کتاب‌های دینی دوره‌ی دبیرستان که توسط ایشان نوشته شده بود، خود کتاب قطوری به نام اقتصاد اسلامی چاپ و منتشر می‌شود. بنده خود نیز که مدتی شاگردی ایشان را داشتم به کتاب‌های دینی دوره‌ی دبیرستان بسیار علاقه داشتم. ایشان را در چاپ کتاب کمک می‌نمود؟ زیرا در سال‌های قبل از انقلاب اسلامی ایشان به همراهی استاد مطهری، گلزاده غفوری،‌دکتر با هنر و دیگران در شرکت سهامی دفتر نشر فرهنگ اسلامی کتب بسیاری را به چاپ می‌سپردند و ما از ذوق و شوق تمامی آنها را به سراسر ایرانی می‌فرستادیم. ابتدا این انتشاراتی در خیابان طالقانی روبه‌روی سفارت آمریکا بود و بعداً به خیابان فردوسی منتقل شد. در آنجا ساختمان بزرگتر بود. بنده به عنوان فروشنده قسمت فروش و حسابداری آن همکاری می‌کردم. اما آقایان اغلب در طبقه سوم جمع می‌شدند. گامی که فرصت می‌شد به آن طبقه می‌رفتیم تمامی مبارزان آن موقع را می‌دیدیم: از مهندس بازرگان تا آیت اله طالقانی، آیت اله مطهری …همه می‌آمدند و در مورد چاپ کتاب‌های جدید و بعضی مسایل دیگر صحبت می‌کردند… ایشان از همان موقع با این که شاید مانند بنده رشته مدیریت دانشگاه تهران را نخوانده بود ولی کاملاً تشکیلاتی و منسجم عمل می‌کرد. ما شاهد بودیم که در سال‌های 56 و 57 چه خدمات ارزنده‌ای در قالب تشکیلات مادر همچون شورای انقلاب اسلامی، جامعه روحانیت مبارز و… به این انقلاب نمود. شاید اگر تفکر تشکیلاتی ایشان نبود، این انقلاب نیز مانند انقلاب‌های گذشته در همان اوایل اسیر ضد انقلاب می‌شد. زیرا استاد مطهری در کتاب خود می‌گوید که انقلاب فرزندخور است و این بار برای این که این حادثه اتفاق نیافتد، انقلاب مشروطه یا کودتای 28 مرداد 32 و یا 15 خرداد 42 تکرار نشود، تفکر عمیق تشکیلاتی شهید بهشتی کمک شایانی به آن نمود…=======================================================اي تي هايي ها درحدمت برادربزرگتر امريكا!مجله وروزنامه های ای تی مانند بلبل هرچه را درمنقارشان تعبیه میشود میگویند! واصلا منافع ملی عرق ایرانی ومحبوبیت زبان فارسی حالی شان نمیشود! میگیویند سهم ایران از ای تی صفر است ! این احمقها نمیدانند که ای تی بین المللی ایران را تحریم کرده وکلیه اطلاعات مربوط به ایران را پاک میکند واصلا اجازه ورود وثبت اطلاعات را نمیدهد ولذا عدد صفر نمایان میشود این برعکس ان است که ما بدانیم مهمترین اعضا میکروسافت گوگل ای بی همه ایرانی هستند وبه زبان فارسی هم مسلط وهم دوستدار ایران.. اما تحریمهای امریکایی فقط در سرورهای ایرانی انهم بدست همین جاسوسان ای تی صورت میگیرد. یعنی شما اگر اشنایی در امریکا داشته باشید به تمامی سایت ها میتوانید وارد شوید ولی از ایران نمیگذارند! فقط یک کوش جزیی وبلاگ نویسها باعث شد زبان فارسی که تا دیروز زیر مجموعه کوچکی از عربی بود بعنوان زبان چهارم مطرح شود واگر اقایان تخم ترکه امریکایی بگذارند حتی اول هم میشود انها فقط امریکا را به رسمیت میشناسند وبس================================== از فیزیک پلاسما تا عرفان راهی نیست شهید چمران و طرح‌های عمرانیشهید چمران مردی است از ساوه، که در تهران محلّه سرپولک سال 1311 به دنیا آمد و در محله عودلاجان مدرسه رفت و در دارالفنون و دبیرستان البرز دیپلم خود را گرفت. او از شاگردان بسیار ممتاز دانشکده فنی دانشگاه تهران بود. استاد او مهندس بازرگان می‌گوید: یک بار از ذوق این همه استعداد، به او نمره 22 دادم. همه  اعتراض کردند و من گفتم اشکال ندارد، 2 نمره آن طلبت، بعداً از من بگیر! ولی او چنان درسش خوب بود که همیشه طلبکار بود و من بدهکاراین همه ذوق و شوق دروس مهندسی، او را چنان در خود فرو برده بود که به عنوان دانشجوی نمونه با بورس تحصیلی رایگان راهی دانشگاه‌های آمریکا شد. در آنجا نیز او در اوج بود. ابتدا در شهر کالج استیشن تگزاس فوق لیسانس گرفت و بعد برای اخذ دکترای فیزیک پلاسما (Plasma Physics)، عازم کالیفرنیا شد و در دانشگاه برکلی با درجه اعلی، دکترای خود را گرفت. درس او چنان خوب و نمرات و تحقیقاتش در زمینه هوا و فضا و فیزیک، چنان خوب بود که بلافاصله از سوی مؤسسه قمر مصنوعی «بل» در نیوجرسی دعوت به کار شد و در فرستادن قمرهای مصنوعی به فضا با ناسا همکاری کرد. او از سال 1963 تا 1967 در آنجا مشغول به کار بود تا این که در سال 1967 ناگهان همه چیز تغییر کرد. اسراییل سرزمین فلسطینی‌ها را اشغال کرد و مصر و اردن را شکست داد و صحرای سینا را گرفت و در عرض شش روز با کمک دلارهای نفتی عربستان تمامی امکانات را از سراسر جهان به آنجا منتقل نمود. عبدالناصر در مصر از همه آزادی‌خواهان جهان جهت همکاری دعوت به عمل آورد و بسیاری از دانشجویان ایرانی به همراهی دکتر چمران نیز به آنجا رفتند. دکتر چمران در این‌جا نیز گل کاشت. او در دوره‌ی آموزش نظامی چریکی و نامنظم و حتی کلاسیک و رسمی چنان آمادگی جسمانی و بدنی از خود نشان داد که مسؤول آموزش دانشجویان بعد از خود شد و چون رژیم شاه از هرگونه گرایش او به دربار قطع امید کرد، دستور قتل او را به ساواک داد و دانشجویان چپی را مأمور قتل او در مصر کرد شهدا در این دنیا هم شفاعت می‌کنند!سال‌ها از شهادت مهندس چمران گذشت. ناگهانی کتابی از سوی ابراهیم یزدی منتشر شد که در آن حتی عنوان دکتر را برای ایشان دریغ کرده و کتاب، به نام مصطفی چمران است و نه عنوان شهید و نه عنوان دکتر، استفاده نشده است. البته تمامی محتوای کتاب در تعریف و تمجید از دکتر ابراهیم یزدی است و در آنجا خود را مسؤول مستقیم دکتر چمران در طول سال‌های دانشگاه و حتی تا آمدن ایشان به ایران را پی می‌گیرد. این کتاب سال 1383 توسط انتشارات قلم منتشر شده، کلیه گزارش‌های شهید چمران روزبه روز و گاه چند روزه به نام دکتر یزدی عنوان شده و ایشان را با احترام تمام خطاب نموده است. البته مدارک اصلی این نامه‌ها موجود نیست و آنان هم ادعا کرده‌اند که در سال‌های 1379-82 طی حملاتی که به دفتر نهضت آزادی شده نابود گردیده است. این که نهضت آزادی خواسته است از نام شهید برای مطرح کردن خود استفاده کند نشان می‌دهد، شهدا حتی در این دنیا هم شفاعت می‌کنند، البته به شرط این که آنان هم قابلیت شفاعت را داشته باشند. نهضت آزادی یا سازمان مجاهدین خلق و یا جبهه ملی ایران از جمله سازمان‌ها و گروه‌هایی بودند که در زمان خود جریان‌های مثبتی را به وجود آورند اما قادر نبودند هماهنگ با جریان تاریخ و حرکت مردمی پیش بروند. لذا ماهیت و ضرورت تاریخی خود را از دست داده‌اند و مقاومت آنان در برابر تاریخ و جریان‌های مردمی جز بدنام کردن آن نتیجه‌ای ندارد زیرا تاریخ هیچ‌گونه مقاومت در مقابل خود را تحمل نمی‌کند و آن را مثبت ارزیابی نمی‌کند. تاریخ همانند چرخ بزرگی در حال چرخش است، گاهی گروهی را بالا می‌برد و گاهی آن را زیر می‌گیرد. انسان دانا آن است که نه از بالا رفتن‌ها خوشحال شود و نه از زیرماندن‌ها… ولی نادان هنگامی که بالا است بسیار خوشحال است و وقتی فرو می‌افتد هم به زمین و زمان بد می‌گوید… احزاب و گروه‌ها در تمامی جهان موقعیت زمانی مشخصی دارند و داشته‌اند. مثلاً فاشیسم، امپریالیسم، نازیسم و… هرکدام موقع به وجود آمدنش بسیار پرسر و صدا و محبوب بوده‌اند ولی اکنون کسی از آنها به خوبی یاد نمی‌کند. حال اگر کسی بخواهد از فاشیسم دفاع کند، مثل این است که به مرده‌ای چوب می‌زند تا زنده شود! عقاید قرون وسطی، قرون عتیق، حتی قرون معاصر در زمان خودشان بسیار مهم و دوست داشتنی بودند تا جایی که میلیون‌ها نفر فدایی و از خود گذشته داشته‌اند. اما اکنون هیچ‌کس حامی آن نظریات نیست.  خدا بود و دیگر هیچ نبودThere was God and nothing elseحضور دکتر چمران در مصر و آموزش دادن به افراد ایرانی و غیر ایرانی شهرت و محبوبیت او را دوچندان کرد. تا جایی که امروز محمد نخشب‌ها و ابراهیم یزدی‌ها به یُمن او می‌خواهند نامی در تاریخ برای خود باز کنند. اما طولی نکشید که عبدالناصر با دریافت کمک‌های مالی از عربستان سعودی همه‌چیز را معکوس کرد. او تبلیغ کرد که خلیج فارس، خلیج عربی است و ایران و عراق هم باید جزو اعراب باشند و کار را به جایی رساند که ادعا کرد مبارزه با اسراییل فعلاً لازم نیست. مبارزه با ایران برای عربی کردن خلیج مهم‌تر است! در واقع اولین کسی خلیج فارس را در تاریخ جهان خلیج عربی خواند، عبدالناصر بود و او تمامی سوابق انقلابی و مبارزاتی خود را در مقابل دلارهای نفتی فروخت… او حتی اخوان المسلمین مصر را هم به اتهام همکاری با ایران که از زمان سید جمال‌الدین اسدآبادی و سید قطب شروع شده و به زمان آیت‌اله کاشانی و حضور نواب صفوی در آنجا ادامه می‌یافت، با توطئه‌ای به نام ترور بر علیه خود منحل نمود. در واقع صحنه‌ی ترور عبدالناصر طراحی شده و از جیب تروریست کارت اخوان المسلمین پیدا شد و به همین جهت اعضای کادر مرکزی آن دستگیر و اعدام شدند و اخوان‌المسلمین مصر که همان فداییان اسلام ایران بودند، نابود شد و انورالسادات که رابط ایرانی دانشجویان بود بعد از به قدرت رسیدن کلاً خود را به اسراییل و آمریکا فروخت و ایرانیان و دانشجویان ایرانی را از مصر بیرون انداخت. دکتر چمران در حال بازگشت به آمریکا بود. او با این‌که در آمریکا  با همسر آمریکایی و چند فرزند خود زندگی خوبی داشت و در کمال آسایش زندگی می‌کرد، هیچ‌گاه دوست نداشت در آن رفاهِ عفن زندگی کند. لذا همیشه در اختلاف میان خود و همسرش کوتاه می‌آمد و برای این که فرزندانش دچار تضاد نشوند، تربیت آنها را به عهده مادرشان گذاشته بود. یادداشت‌های آمریکایی او که در کتاب «خدا بود و دیگر هیچ نبود» آمده، نشان می‌دهد که دنیای عرفانی او چه دنیای وسیعی است. آنقدر وسیع که از پلاسمای فیزیک جهان گذر کرده و به خدا رسیده است. خوشی‌ها و خوش‌حالی‌ها برایش غم بود و اندوه و اندوه و غم برای ایشان شادی‌آور بود. در نوشته‌هایش می‌نویسد:ای غم، سلام آتشین من بر تو، درود قلبی من به تو، جان من فدای تو… تو ای غم بیا و همدم همیشگی من باش. بیا که مصاحبت تو برای من کافیستزر و زیور ظاهری آمریکا چنان بر او فشار آورد که می‌گوید: خدایا به تو پناه می‌برم، خدایا به سوی تو می‌آیم، خدایا بدبختم، خدایا می‌سوزم، خدایا قلبم در حال ترکیدن است… (یادداشت‌های آمریکا: 10 می 1965 صفحه 30) صنعت و انقلاببا شور و شوقی که او به نرفتن و بازنگشتن داشت، ابراهیم یزدی می‌گوید که امام موسی صدر از مهندس بازرگان خواست تا کسی را به او معرفی کند و مهندس بازرگان، مهندس چمران را معرفی نمود و مهندس چمران به محض آشنایی با امام موسی صدر،‌ در خواست کرد به او اجازه دهند تا هنرستان صنعتی تأسیس کند. دراین هنرستان، دکتر چمران همه‌ی آموخته‌های خود را در پای شیعیان لبنان ریخت، آنان را با ریزترین مسایل فنی و تکنیکی ماهواره‌ها، قمرهای مصنوعی، فیزیک پلاسما، موشک و فضا آشنا کرد… اما هنرستان او قبل از آن که یک کلاس درس بی‌تعهّد باشد، دانش‌آموزان متعهّدی را پرورش داد که غالباً در جبهه‌های نبرد علیه اسراییل شرکت می‌کردند. این شور و شوق دانش‌آموزان لبنانی به حضور در جبهه نقش اسراییل را برای کشتار فلسطینیان و محو آنان از تاریخ خنثی کرد. اسراییل در صدد بود با کشتار کامل مردم فلسطین هیچ مدعی‌ای برای سرزمین‌های اشغالی باقی نگذارد و از این طریق بود که به کشتار وسیعی در اردوگاه‌ها، خصوصاً در لبنان و سوریه و اردن زد اما بیداری امام موسی صدر مانع اجرای این سیاست شد. او فلسطینیان را حمایت کرد و جلوی لبنانی‌ها، اردنی‌ها و سوری‌ها که به دستور عربستان با ایجاد دو دستگی و جنگ داخلی مأمور اجرای سیاست‌های اسراییل شده بود، گرفت. از این رو در لبنان، سوریه و اردن و عربستان گروه‌های ضد شیعه و تندرو تشکیل شد که هدف آنها کشتن شیعیان به جای اسراییلیان بود. حزب فالانژ‌ها، کتایک و پادشاه اردن و عربستان، سوریه و مصر همه و همه عناصری بودند که مایل بودند اسراییل هر چه سریع‌تر تکلیف فلسطینیان و شیعیان را یکجا تعیین کرده و آنها را نابود نمایند لذا تبلیغات وسیعی علیه مهندس چمران، امام موسی صدر، حزب امل و حرکت المحرومین شروع شد و نهایتاً به دعوت دروغین امام موسی صدر به لیبی و از آنجا به عربستان و مفقود شدن ایشان انجامید. حالا هم پس از 30 سال مشخص نشده که لیبی با عربستان کدام یک این مقتدای لبنانی را سر به نیست کردند و آیا هنوز زنده است و یا خیر. اما به هر حال چمران ماند و با سخنان آتشین خود از امام موسی صدر و دیگر شیعیان و احزاب شیعه لبنانی دفاع کرد. او در یادداشت‌های خود شرح می‌دهد و نشان می‌دهد که از فیزیک پلاسما تا عرفان اسلامی و شهادت راهی نیست. از کلاس درس فنی و مهندسی تا سنگ و دفاع هیچ تفاوتی نیست. اما همه‌ی اینها بستگی به آن دارد که آن مهندس یا دکتر،‌ مهندس چمران باشد نه دیگری عامل جدید                                      New Factorشهید چمران در لبنان، در تئوری‌های خود با عامل جدیدی روبه‌رو می‌شود عاملی که تمام معادلات نظامی سیاسی جهان را بر هم می‌ریزد. او کم‌کم با انقلاب اسلامی ایران آشنا می‌شود. شور و شوق مردم لبنان از پیروزی‌های مردم ایران و راهپیمایی‌ها و تظاهرات سال‌های 56-57 در دل چمران نوری جدیدی می‌تاباند. وی می‌گوید: امپریالیسم و سوسیالیسم نتیجه دو انقلاب در فرانسه 1789 و روسیه در 1917 است ولی هر دوی آنها بر اساس دو اصل حب ذات و تنازع بقا بنا شده‌اند. یعنی خودخواهی، اساس مصلحت خواهی انسان است و رقابت انسان‌ها بر اساس قدرت آنان. هر کس قوی‌تر است و خودخواه‌تر، او پیروز است. در حالی که در اسلام و انقلاب اسلامی، اصل خداپرستی به جای خودپرستی می‌آید و مبارزه با تمایلات و نفس انسان جای تمتع و لذت را می‌گیرد. اسلام به جای تنازع بقا، به اصل تعاون اعتقاد دارد. (ص 27، بینش و نیایش شهید دکتر مصطفی چمران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ نهم، 1381) این دو اصل چنان تغییراتی در انسان‌ها به وجود می‌آورد که همه چیز و همه‌معادلات را بر هم می‌زند که نمونه بارز آن در انقلاب  اسلامی و جنگ تحمیلی بسیار زیاد است. از جمله، ایشان در یک محاسبه ساده می‌گوید: در تبریز تظاهرات بود و یک گردان تانک 12 تایی به تظاهرات مردم حمله می‌کرد. طبق محاسبه نظامی برای فتح این 12 تانک و سربازان آن باید مردم، 36 تانک می‌داشتند و حداقل 60 نفر کشته می‌دادند. اما یک حرکت کوچک باعث شد این معادله به هم بخورد و آن این‌که وقتی سربازان به سوی مردم شلیک کردند و دو نفر را شهید کردند، ناگهان روحانی لاغری که جلوی مردم حرکت می‌کرد، عمامه از سر برداشت و با تمام احساسات فریاد زد اگر می‌خواهید این جوان‌ها را بکشید اول مرا بکشید و از روی جنازه من عبور کنید. ناگهان، همه‌ی سربازان به گریه افتادند و به میان مردم آمده و تانک‌هایشان را رها کردند… (ص 52- مدرک فوق)در جنگ عراق نیز قضیه به همین منوال است. شهید چمران با حضور در جبهه و تشکیل گروه جنگ‌های نامنظم، می‌تواند ارتش عراق را مشغول کند و برای بازسازی ارتش ایران زمان بخرد. زیرا به نظر وی تمامی ابرقدرت‌ها امکانات و تجهیزات در اختیار رژیم بعثی صدام گذاشته بودند و با ارتش منظم و کلاسیک برنامه داشتند که سه روزه تهران را فتح کنند و فرماندهی عرب و دنیای عرب را به دست بگیرند. در حالی که در این طرف به تازگی انقلاب شده بود و ارتش از هم پاشیده بود و سر لشگران آن اعدام یا فراری شده بودند. در اولین حملات ارتش بعثت عراق در 31 شهریور سال 1359، فرودگاه تهران و تمامی فرودگاه‌ها را بمباران کرد و در 800 کیلومتر مرز مشترک، ارتش خود را به حرکت درآورد و با حمله‌ی انحرافی در قصر شیرین، هجوم خود را به اهواز سنگین‌تر کرد. اما چه عاملی باعث شد که متوقف شود؟ مخالف طرح‌های عمرانی صرفاگر عده‌ای فکر کنند که فقط با تغییر و تحول ظاهری، با پول زیادتر دادن به کارگردان، با کشیدن راه و جاده، در دهات و شهرستان‌ها، با زدن چاه‌های آب در اینجا و آنجا، با تغییر ظاهری ساختمان‌ها یا حتی تغییر ظاهری زن‌ها و غیره می‌توانند انقلاب را به پیروزی برسانند، در اشتباهند.این سخنان را کسی می‌گوید که سال‌ها در بهترین شهر‌های دنیا در بهترین مناصب و گریدها، زندگی کرده و درآمدهای بالایی داشته است. استعدادهای درخشان او باعث شده بود که در  تهران در بهترین دبیرستان‌ها، در بهترین دانشگاه‌ها و بهترین رشته‌های تحصیلی حضور یابد. در آمریکا در بالاترین درجات درسی و بهترین شرایط رفاه و تحصیل و اشتغال باشد اما این‌همه او را راضی نکرده است. وی می‌گوید: در کشورهای غربی که دارای خیابان‌های تمیز، ساختمان‌های بلند و ثروت بی‌شمار هستند، شاهد هستیم که وضع زندگی هر روز وخیم‌تر می‌شود تشنجات و عصیان‌ها شیوع پیدا می‌کند. یک احساس پوچی و بیهودگی بر اجتماع سایه می‌افکند. انسان‌ها بی‌ارزش و بی‌مقدار می‌شوند، قتل و خشونت رواج پیدا می‌کند (ص36) زندگی در سیستم شرقی نیز همانند است. دنیا ناراحت است، نگران است و در یک سردرگمی فرو رفته است و از عاقبت تلخ خویش وحشت دارد. انسان‌هایی که از رشد روحی و اخلاقی بی‌بهره‌اند ولی بزرگ‌ترین و خطرناک‌ترین بمب‌ها در دست آنهاست و هر لحظه ممکن است خود را و همه‌ی انسان‌ها را به نابودی بکشانند… ارزش انسان‌ها از بین رفته و می‌رود که زیرچرخ دنده‌های ماشین خرد شود. زیرا ماشین بهتر از انسان کار می‌کند و دیگر نیازی به انسان نیست! (ص 37) آیا وقت آن نرسیده که تولدی جدید در عالم انسانیت رخ دهد؟ و انسانی نو قدم به عرصه حیات بگذارد؟ به راستی وقت چنین تحولی فرا رسیده و عالم در انتظار تولد دیگری است. علم و تکنولوژی به حد رشد و تکامل خود رسیده است و قدرتی بی‌نظیر در اختیار انسان قرار داده است و این انسان بر طبیعت مسلط شده و قوانین طبیعی را در خدمت خود در آورده است ولی روح تشنه انسان، ‌هوای پرواز دارد و همه‌ی موجودات عالمِ ماده نمی‌‌تواند عطش این روح را سیراب کند. انسان به دنبال گم شده‌ی خود در تلاش مستمر و اضطراب دایم به سر می‌برد و از عدم اطمینان واقعیت روحی و درونی رنج می‌برد و نجات می‌جویدمنابع:1- خدا بود و دیگر هیچ نبود، شهید دکتر مصطفی چمران، به کوشش مهدی چمران، 13802- بینش و نیایش، شهید دکتر مصطفی چمران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 13813- مصطفی چمران، ابراهیم یزدی، انتشارات قلم، 13834- زندگی‌نامه شهید از زبان همسر شهید، حببیه جعفری، بنیاد شهید5- بنیاد شهید چمران، تهران، خیابان وصال، پلاک 107، واحد اول، برای مطالعات بیشتر توصیه می‌شود.چاپ شده در هفته نامه مناقصه   The gun men must know that the time is the one God no for Gods!
Europe have a dark time in past, they have much gods and no one can compute it! Today the USA wanted to do this and return to ancient century! They build the Rice one of these gods! She is the queen of war. And love to fight by all human being in the world! She also wanted to do military expedition in all around the world, the girl of dick Cheney was the venues! He wanted to fuck by all people in all around the world! He dad pays him much money for promotion homo sexuality! And the Bush wanted to be the god’s god!
But today all they are trash! The Gods died and we have only one God. he helped people to new and best life: people in all around the world can fight easily and send out the US arms and military! The divisions of USA are mad and sick, they need only drug! Today appear the really ownership of lands and people capture all US force and return them in home. In Palestine Hamas appears and fighter by US force and her agents Israel and Fath. they are able to kill all Israeli but they wanted that the went out to US congress it is better than, they remain the alive and went to US white house for save her
 


No Comments Yet so far
Leave a comment



Leave a comment
Line and paragraph breaks automatic, e-mail address never displayed, HTML allowed: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>