U.S Election


United Nations of Shiite established in Iran today
20000000Monday07 252008, 4:23 am
Filed under: Uncategorized

United Nations of Shiite established in Iran today New UN is the big need for people in new century because the old UN is death in fact. The UN can not do any things about the Iraq people against the UK occupied. The UN can not do ant things about the drug from Afghanistan. And UN occupied. The UN can not do anything the killing people in Gaza. The UN can not do any thing about the body sale and children king. The UN can not do any thing about the flying the new air force of Russia. . They can do only consume the money!  They UN can do assignation all criminal USA and UK do! The UN submits all the China do and the Russia or France. Because they have veto right not vote right.. The UN is not United Nations; it is the CIA, Pentagon MI5, MI6, Israel US force united! The UN died when born! When the US force attack to Hiroshima where was the UN? When the china killed the Hong Kong where was the UN when the Russia kill Chechnya where was the UN? When the French kill billions Shiite in Algeria where was the UN? When the UK kill the Basra people where is? So, we need a new UN that will be alive and can do some things and it is the UN Shiite in Tehran God woe. المجلس الاعلی العالمی للشیعه لازم ان یوجد فی تهران الیوم کل المندوبات من کل الممالک جمعوا فی طهران من الجمهوریه الاسلامیه الایرانیه ولازم انهم بدوا بمنظمه واحده جدیده من امم المتحده . لان الامم المتحده فی زماننا یموت فی الواقع لانه لا قادر غلی شی فی کل زمان ومن لا یمکن للحرکه وهو میت ! الامم المتحده لاقادر علی یمنع الامیریکیه من ورود الی العراق والریتانیه بالافغانستان والسین بالهنگ کنک والروسیا بالششن والفرانسه باللبنان! وهذا المعنی نه جسم نامی یموت من اول یوم ولاده ! هی این کان اذا تفجیرات فی الهیروشیما ؟ فن الامم المتحده کان اذا قاتل الامیریکین الویتنامیون؟ او الفرانسه قاتل الناس فی الجزایر او السین قاتل فی التایبه؟ اوالاسراییل قتل الناس فی اللبنان والفلسطین ؟ نحن نحتاج بالامم الجدیده من الشیعه من کل الممالک من اقصی العالم ان یجری العدل کما العلی ابن ابیطالب قال العدل اساس الملک.



بافت‌هاي فرسوده در بهترين نقاط شهر
19000000Sunday07 252008, 4:41 am
Filed under: Uncategorized

 بافت‌هاي فرسوده در بهترين نقاط شهروام‌هاي اجرايي براي طرح‌هاي عمرانيو تغيير بافت‌هاي فرسوده كلان شهرهاExecutive   loans يكي از معضلات شهرهاي بزرگ و مخصوصاً قديمي و تاريخي، وجود بافت‌هاي فرسوده است كه اصلاً قابل حل نيست، زيرا بافت‌هاي فرسوده از املاك اشخاص هستند و اشخاص بنابر اصل: الناس مسلطون علي اموالهم، خود را مالك اموال دانسته و بعضاً حتي حاضر به تغيير آن نيستند و يا حتي برخي‌ها رها كرده رفته‌اند. برخي نيز دچار اختلاف در مالكيت شده بلاتكليف مانده‌اند. البته اگر اين واحدها در بيرون شهرها و يا در شهرهاي كوچك بود، مشكلي نبود ولي جالب است كه اين بناها در بهترين نقاط شهرهاي بزرگ و كلان شهرهاي جهان قرار گرفته‌اند. به دليل اين‌كه همين بنا پايه آن شهرها محسوب مي‌شوند و از ابتدايي‌ترين ساختمان‌ها مي‌باشند و به دليل همين ابتدايي بودن از لحاظ مقاوم سازي، نماي بيروني و زيباسازي شهري، كلان شهرها را دچار معضل نموده‌اند. هر سال هم مي‌گذرد، بر تعداد اين واحدها افزوده مي‌شود و كلاف آن را بيشتر سردرگم مي‌كند. مثلاً به طور طبيعي در تهران در سال‌هاي انقلاب اسلامي و دهه‌ي 1350 تعداد واحدها و ميزان بافت‌هاي فرسوده نسبت به اين سال كه نزديك به 30 سال از آن مي‌گذرد، كمتر بوده، معني آن اين است كه بسياري از ساختمان‌ها جديداً در جرگه ساختمان‌هاي فرسوده وارد شده‌اند. مشكل اصلي البته فقط مالكان اين ساختمان‌ها نيستند، طرح‌هاي جامع شهري نيز بُعد ديگر مسأله است. يعني چه بسا مالكان خانه‌ها دوست داشته باشند منزل خود را تعمير كنند و نوسازي نمايند و يا حتي مقاوم سازي كنند ولي ساختمان آنها در طرح جامع شهري جايي ندارد يعني يا بايد ضميمه پارك شود و يا جزيي از خيابان شود يا در مسير بزرگ‌راه قرباني شود و به همين دليل شهرداري‌ها و قوانين شهري مطابق با طرح جامع هر شهر به واحدهايي كه داخل بافت نيستند يا در طرح قرار دارند، اصلاً مجوز هيچ‌گونه نوسازي يا تعميرات را نمي‌دهد و با متخلفان هم به شدت برخورد مي‌شود. لذا ما هميشه با خيابان‌هايي روبه‌رو هستيم كه يكي در ميان ساختمان‌هاي فرسوده و ساختمان‌هاي شيك قرار دارند و در خيابان‌ها هميشه خاك و سنگ و آجر و مصالح و تعمير مسير و معابر و… وجود دارد و چهره‌ي زشتي به شهرها مي‌دهد.  وام‌ها و يارانه‌هاي بافت‌هاي فرسودهبرخي از راه‌حل‌ها، وام يارانه‌اي و بودجه دولتي براي بافت‌هاي فرسوده است. وام يارانه‌اي به اين صورت است كه دولت يا شهرداري‌ها، مبلغي مثلاً ده ميليون تومان به صاحب خانه مي‌دهند كه بافت‌هاي فرسوده خود را نوسازي و مقاوم سازي كند. اين مبلغ از چند جنبه قابل بررسي و تحليل است. اولين جنبه آن ميزان وام يا مبلغ بازپرداخت و سود مي‌باشد. آيا اين مبلغ كفايت بازسازي واحد فرسوده را مي‌دهد يا از آن بيشتر است؟ و يا اصولاً شهرداري‌ها كاري به آن ندارند بلكه به بودجه و امكانات خود و كمك‌هاي دولتي نگاه مي‌كنند. مثلاً تعيين ميزان ده ميليون توماني بر چه اساسي است؟ آيا بازسازي يك واحد مسكوني در نازي‌آباد با 50 متر زيربنا و يا محله‌ي 13 آبان با 20 متر زيربنا و يا خيابان‌هاي شهرري گاه با 30 متر زيربنا، اين همه وام نياز دارد؟ و برعكس بازسازي واحد مسكوني 1000 متري در نياوران، يا 2000 متري در سعدآباد و دربند و حسن آباد و زرگنده، اصلاً ده ميليون برايش مبلغي است؟ و اصولاً شهرداري‌ها توان پرداخت اين مبلغ را  يا تخصيص آن را به تمامي بافت‌هاي فرسوده در طول زمان خواهند داشت؟ پس بنابراين براي راه حل بخشي از اين امور مي‌تواند مفيد باشد ولي نمي‌تواند تمام آن را پوشش دهد. جنبه دوم و مهم آن مسأله وام گيرنده است: آيا اصولاً مالك، وجود خارجي دارد؟ مدارك او كامل است؟ و آيا اصولاً خواهان وام و يا خواهان تعميرات است يا خير؟ چون بسياري از واحدهاي فرسوده رها شده هستند و يا مالكان آن «حال» بازسازي يا عقيده بازسازي و نوسازي را ندارند و آن را خلاف مرام و مردانگي مي‌دانند! ما شاهد ساخت سريال‌هاي زيادي هستيم كه پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها با ديدگاه كاملاً ارزشي از تخريب يا بازسازي و نوسازي واحدهاي فرسوده جلوگيري مي‌كنند. و بالاخره آيا اگر همه‌ي شرايط فراهم باشد، وام هم كافي باشد، آيا توان بازپرداخت آن براي مالك وجود دارد؟ چه بسا اگر اين توان وجود داشت، مالك رأساً اقدام مي‌كرد و مجبور نبود وام بگيرد و مبلغ بيشتري بازپرداخت نمايد.  بودجه دولتي براي بازسازي وبودجه دولت و شهرداري‌ها هم براي بازسازي بافت‌هاي فرسوده داراي معضلات زيادي است. تصور عمومي بر آن است كه دولت ثروت فراواني دارد از ذخاير بانك مركزي و بانك‌هاي ملي تا طلاها و جواهرات موزه‌ها و عتيقه‌هاي گالري و ساختمان‌ها و… همه و همه متعلق به دولت است و دولت يك سرمايه‌دار بزرگ است و لذا بايد تمامي خرج‌ها را بپردازد بدون اين‌كه ماليات بگيرد!… اما اين تصور باطل است زيرا دولت نه تنها مالك موزه‌ها و جواهرات و ساختمان‌ها به معني داشتن حق تصرف در آنها نيست، بلكه برعكس در صورتي كه كوچك‌ترين تصرفي در آن نمايد، به عنوان دولت ناكارآمد تلقي خواهد شد و حتي بايد هزينه‌هاي نگهداري آنان را هم بپردازد. يعني نه تنها استفاده‌اي براي دولت ندارد بلكه هزينه همه دارد. شايد گفته شود نفت و ذخاير معدني و طلا و غيره هم مال دولت است! ولي ما مي‌دانيم كه كشف (حفاري) استخراج و تصفيه و صدور نفت بالاي 75 دلار در بشكه هزينه دارد. يعني كل در آمد حاصل از فروش نفت فقط به خود وزارت نفت اختصاص مي‌يابد و اين علاوه بر واردات بيش از اندازه نفت سفيد و بنزين مصرفي و پرداخت سوبسيد براي آنهاست و براي همين است كه ما همه ساله در بودجه دولت رقمي به عنوان كسر بودجه مي‌بينيم  و اين زماني فاجعه‌آميزتر بود كه قيمت فروش نفت كمتر از 40 دلار مي‌رسيد! يعني مثل آن بود كه شما يك كالايي را به قيمت 75 تومان توليد كنيد و مجبور باشيد 40 تومان بفروشيد! علت اصلي سقوط كابينه يا استعفاي مهندس موسوي از پست نخست وزيري و يا حتي قبول قطع‌نامه 598 به تعبيري همين بود كه بودجه دولت زير خطر قرمز بود! دولت سازندگي هم كه براي نجات دولت مجبور شد تورم را در جامع تزريق كند تا بتواند ماليات بيشتري بگيرد. تزريق تورم از طريق فروش ارز‌هاي خارجي با قيمت‌هاي بالا بود و دلار ناگهان به 1000 تومان رسيد. در دولت اصلاحات، گرچه هزينه‌هاي دولتي كاهش پيدا كرد و از آن پرخرجي‌ها به نام توسعه و سازندگي خبري نبود ولي در اواخر آن افزايش بهاي نفت به كمك آمد و صندوق ذخيره ارزي بنا نهاده شد. ولي برداشت‌هاي صندوق ذخيره ارزي نشان مي‌دهد كه دولت فعلي نيز براي اجراي ضروري‌ترين نيازهاي كشور و طرح‌هاي عمراني بودجه كافي ندارد و امكان به صفر رساندن كسر بودجه بسيار مشكل است.   خصوصي سازي عمراني!كلاف سردرگم بودجه دولتي، بانك‌ها، هزينه و درآمدهاي شخصي، باعث شده كه همه‌ي شهرهاي بزرگ دنيا داراي يك سرنوشت باشند: افزايش جمعيت، افزايش بافت‌هاي فرسوده،‌ افزايش آلودگي‌هاي صوتي، تصويري و تنفسي! اين درد مشترك تمامي كلان شهرهاست و كلان شهرهاي آينده مي‌باشد؛ هميشه براي زيباسازي شهري عقيده و حمايت و نظر مثبت است ولي بودجه و درآمد منفي استدولت‌هاي جديد معمولاً با يورش تبليغاتي و بودجه‌اي بر سر كار مي‌آيند كه بازسازي را آغاز كنند ولي از بازسازي جهاني شعار دادن به بازسازي محله‌ي خود مي‌رسند! يعني هر دولت كه روي كار آمده در هر جاي دنيا فقط توانسته يك محله را بازسازي كند و از بازسازي محلات مي‌توان جغرافياي تاريخي دولت‌ها را به خوبي ترسيم كرد! دولت‌هاي شاهنشاهي معمولاً كاخ‌ها و خيابان‌هاي منتهي به كاخ‌ها را بازسازي مي‌كنند! دولت‌هاي سرمايه‌داري كارخانجات و شركت‌ها و خيابان‌هاي منتهي به كارخانجات و شركت‌ها را بازسازي و نوسازي مي‌كنند و دولت‌هاي اسلامي به مساجد و خيابان‌هاي آن توجه مي‌كنند و بالاخره همه دولت‌ها ابتدا با شعار سازندگي عمومي مي‌آيند ولي به سازندگي خصوصي مي‌رسند و به جاي عمومي‌سازي، خصوصي‌سازي مي‌كنند!شهرداران نيز به همين منوال دست به بازسازي مي‌زنند، آنان با وعده بازسازي كل بافت‌هاي فرسوده بر سر كار مي‌آيند ولي وقتي با دست خالي و خزانه تهي مواجه مي‌شوند، ناچار دست به گزينش مي‌زنند، اولويت‌ها را تهيه مي‌كنند و در اولين اولويت مي‌مانند! و بقيه اولويت‌ها را وظيفه شهرداران بعدي مي‌دانند، اما شهرداران بعدي هم براي خود اولويت‌هاي ديگري خواهند داشت و خزانه را از اين هم تهي‌تر خواهند يافت. چرا كه شهرداران به اميد دولت و يارانه‌هاي دولتي هستند و يا سهم 3% آن؟ رياست جمهوري و امثال آن ولي دولت مي‌آيد آموزش و پرورش را از پرداخت 3% معاف مي‌كند، بقيه ادارات هم به تبع منتظر معاف شدن مي‌مانند و از پرداخت شانه خالي مي‌كنند. مردم هم سر دولت را بي‌كلاه مي‌گذارند، هر روز اعتراض مي‌كنند و معافيت مالياتي مي‌خواهند: كارهاي فرهنگي معاف، مناطق ويژه اقتصادي معاف از ماليات، سود سهام معاف از ماليات و بازسازي‌هاي فصلي و موقتيشايد هيچ‌كس به ياد نمي‌آورد كه چهارراه عليقلي كجاست! يا چهارراه سيدعلي؟!…در حالي كه در تهران قديم بهترين مناطق در آن موقع چهارراه لاله‌زار، چهارراه سيد علي و چهارراه عليقلي بود! و نوسازي بافت‌هاي فرسوده باعث فراموشي اين‌ها شده است. وقتي كه قرار شد خيابان طالقاني فعلي بازسازي شود، چهارراه طالقاني (سه راه طالقاني فعلي) كه چهارراه عليقلي نام داشت، تبديل شد به خيابان تخت طاووس! به اميد آن كه «كوه نور» در آن بتواند باعث بازگشت اين ثروت و جواهر ايراني از تاج ملكه انگليس برداشته شده به ايران برگردد… چهارراه سيد علي تبديل شد به دروازه دولت و خيابان سعدي شيرازي تا يادآور شعر فارسي حك شده در تارك سازمان ملل گردد و بگويد كه ما هم براي سعدي ارزش قائل هستيم. پيچ شميران با يك پيچ‌گوشتي باز شد و تبديل شد به خيابان كوروش كبير، تا يادآور آن گورستان‌هاي مكعبي شكل پاسارگاد باشد كه  گفته شد: «كوروش آسوده بخواب، ما بيداريم!…»مي‌بينيم هر بازسازي يك فلسفه دارد. هر حركت عمراني زاييده يك اعتقاد، يك شعار سياسي و يك جريان اجتماعي است. ميدان مجسمه‌ي تهران كجاست؟ آن ميدان يك مجسمه از رضا شاه داشت و معروف بود به ميدان مجسمه و بعداً آن را به 24 اسفند تغيير دادند و رانندگان تاكسي مي‌گفتند براي رسيدن به ميدان 24 اسفند از ميدان فوزيه! بايد 24 عدد چراغ قرمز را رد كني! امروز اين ميدان به نام ميدان انقلاب است. اما بازسازي آن بسار مشكل است زيرا طرح اوليه آن را بسيار كوچك طراحي كرده و براي عبور درشكه‌هاي سلطنتي بوده و بس! ساختمان‌هاي چند طبقه در اطراف خيابان انقلاب و ميدان انقلاب، هر گونه بازسازي و نوسازي و عقب‌نشيني و يا دو طبقه كردن خيابان‌ها و يا افزايش ظرفيت ترافيكي را مانع مي‌شود. يك خيابان كوچك در وسط شهري بزرگ و اين همان مصيبت تمامي شهرهاي بزرگ براي نوسازي بافت‌هاي فرسوده است.  بهترين راه، وام اجرايي استمشاركت مردم در احياي بافت‌هاي فرسوده منوط به حضور و درخواست و فعاليت آنان است. بنابراين در خصوص بافت‌ها فرسوده بدون مالك يا مجهول‌المالك يا رها شده دولت رأساً آن را تملك و احيا مي‌كند و نبايد منتظر مردم باشد. در موردي كه افراد صاحب و مالك مشخص املاك هستند نيز بايد آنان ترغيب به همكاري شوند. چه بسا امكانات مالي و همه‌گونه وسايل هم داشته باشند فقط لازم باشد كه از صدا و سيما و مطبوعات و رسانه‌هاي ديگر تشويق به اين كار شوند،‌ در واقع فرهنگ‌سازي شود و فضاي فرهنگي به وجود آيد. در بسياري از موارد هم افراد فقط يك يا دو عنصر از بازسازي را ندارند. مثلاً شخصي كه خود معمار است يا بنا و يا كارگر ساختماني اگر به او بودجه رسانده شود، مي‌تواند در اين كار توفيق پيدا كند و برعكس افرادي كه داراي سرمايه هستند ولي به كار ساختماني وارد نيستند،‌ مي‌توان با معرفي پيمانكار يا مناقصه‌كاري اين كار را براي آنان تسهيل كرد. مثلاً وقتي شخصي مي‌تواند سرمايه‌گذاري مالي بكند، از او دعوت شود و چند پيمانكار به ايشان معرفي و زمان لازم در اختيارشان گذاشته شود. النهايه با توجه به فرصت‌هاي پيش آمده و موقعيت‌ها و امكانات موجود، راه كار مناسب در نظر گرفته شود و از ارايه يك الگوي مشخص براي كل شهر خودداري شود. و در مورد مسايل مالي و كمك‌هاي مالي شهرداري‌ها هم فقط بايد از طريق تعاوني اعتبار شهر صورت گيرد. چه به صورت كمك بلاعوض و يا به صورت وام اجرايي. منظور از وام اجرايي آن است كه كل اعتبارات مورد نياز بازسازي از سوي شهرداري يا تعاوني اعتبار شهري تهيه و به پيمانكار پرداخت شود ولي اقساط آن از مالك دريافت شود. زيرا مالك ممكن است هزاران نوع نياز مالي داشته باشد و با دريافت وام به طور مستقيم آن را در جاهاي ديگر هزينه كند. مثلاً به مسافرت مكه، مشهد يا كنار دريا برود و بعد هم بدون اين‌كه بازسازي صورت گرفته شود، شهر به همان چهره مخروبه قبلي باقي بماندسيد احمد حسيني ماهيني



The end of trying for west in Iraq:
16000000Thursday07 252008, 1:14 pm
Filed under: Uncategorized

The end of trying for west in Iraq: Iraq is the best point that can pull out all power or west and they died soon.  The west civilization had a curve: birth growth and death: In few years the west rise in the Europe and many years went to USA but today all them gather in Iraq and to save her by Iraqi oil money! They thought the oil of Iraq or drugs in Afghanistan can save them but they do mistake the oil to be poison for them and kill them graduate and step by step: first step they pay all money remain in treasury and today the federal reserve are empty! We have secretary news that the all personnel in the white house and congress not draft her wage for many months they tell us that the whit house manager said we have not enough money to pay so you can thieve all things that you can. They stole spoon and knives and even plates from the whit house for her salary. In other wise the USA thought they sell oil and give much money from Iraqis but today they end the stock oil in internal oil and not can to delivery any oil from Iraq. In future winter will appear all we say. The people have not any oil internal or even external they will have a difficult winter. Only way to US people is that they will be Shiite and wanted help from Iran.  Iranian can help them by Gas and oil in free as the Venezuela help them in cheap oil for poor people. هاشمی شاهرودی در نقض یا نغزگفتار؟هاشمی شاهرودی بنابر نوشته برخی مطبوعات حملات بی سابقه ای را علیه دولت انجام داده وانتقادات شدیدی از تغییر مدیران ووزیران نموده است معلوم نیست چرا دخالت همه قوا در هم اینطور علنی شده است آیا قانون اساسی عوض شده وتفکیک قوارا برداشته اند یا نعوذ بالله مجریان قانون خود قانون شکنی میکنند؟ تنها اختیارات یک رییس جکهور همین تعویض مدیریتهاست والا در بودچه وسیاستهای اقتصادی وسیاسی وکلیه امور فقط مجری است لذا انتقاد قوه قضاییه از مجریه به غیر ازاینکه دخالت در قوه  دیگر حساب میشود بر قوه ضاییه نیز ایراد میگیرد چراکه دولت مجری است وکجری از خود اختیاراتی ندارد.اگر قوقه قضاییه که خود باید حافظ وناظر قوانین باشد بهمین راحتی انهم توسط بالاترین مقام انهم به طور کاملا عیان قانون را زیر پا یگذارد فقط میتوان یک حالت داشته باشد یک مانور تبلیغاتی انهم درنقش اپوزیسیون ! اولویت اول وزارت نفت ورازت نفت تا امروز بیشتر به خودش رسیده تا به مملکت وهمه درامدها را بنحوی ازاین جیب به ان جیب کرده حالا این توی سرش بخورد! اصلا حواسش نیست که کشورهای همسایه اورت دارند نفت مارا زیر کشی میکنند ومیبرند! همه به الاف واولوف رسیدند واین مالک اصلی دستش از همه جا کوتاه است ! پیشنهاد میشود وزیر جدید نفت که میاید اولویت اولش اقامه دعوا وجلوگیری از نفت کشی از منابع مشبرک وپایین دستی باشد زیرا همه همسایگان با استفاده از غفلت وزارت نفت همه منابع را خودشان استفاده میکنند در صدر انها عربستان است که بیشترین برداشت را از منابع پاین دستی دارد سپس امارات است که بیشترین برداشت را از منابع مشترک دارد



كلك جشنواره اي !
13000000Monday07 252008, 2:27 pm
Filed under: Uncategorized

كلك جشنواره اي !جشنواره مطبوعات شهري را تا انجا كه ما پيگيري ميكرديم با شش مجموعه كار قرار بود جوايز را درو كنيم ولي متاسفانه ناگهان مهلت ان تمديد شد وسازمان فرهنگي هنري شهرداري زير مجموعه تحت امر خودرا داخل  دراين ماجرا كرد وجلو چشم ملت همه سكه را به انها داد! البته جاي تعجب نيست اگر در همه جا اين كارا بكنند سنت است ولي اينكه دايم شهرداري كسر بودجه مياورد مال همين فرهنگي هنري كه اگر بودجه انرا بدهند قسمت عمرانی  تهران  چنان شهري بشود كه صدتا تهران ديگر از بغلش بزند بيرون!

 روایت نادرست از مرگ سهراب  کشته شدن سهراب بدست پدرش از جمله رمزهای بزرگ تاریخ است وروایتهای گوناگونی از ان شده است انطور که سیما در شبکه دو میگوید احتمالا پدر اور ا نمیشناخته وبرای نفس خودش اورا کشته اما اینطور نیست او دقیقا میدانسته پسرش است اما با عقاید او مخالف بوده است او میدانست در صورت شکست از سهراب لشکر تورانیان به ایران حمله کرده وبا فرماندهی این پهلوان دمار از زن وکودک وپیرو وجوان درخواهد اورد ونژاد ایرانی رانابود مینماید لذا تصمیم میگیرد با کشتن او ودرواقع مبارزه بانفس خودش مانع حملات لشکر جرار افراسیاب وتورانیان برای بناین کندن ایرانیان شود.. او فرزند خود را بدست خود آگاهانه فدای کیان ایرانی نمود. The best Saudi is the dead SaudiThey named her the servant and server for all pilgrims in holy shrine in Mecca, but what they do? They kill all Shiite in all around the world! They told that they wash the God house by Iranian flowers water and the Zamias water! They do this by the 70% and more of killing in Iraq by them! They pay dollar for killers and send them to the Pakistan and Afghanistan and Iraq or other view to kill people by the fear way. What is result? The Shiite know this and to be in growth. The Shiite that seemed a small group in the Iraq, today all worlds know them. All people understand that the Shiite is not only a small group in Iraq but also they are in all around the world: In Pakistan Indonesia Iran Iraq Palestine Syria Egypt and all..Today the bush this too! He orders to organize a group for study in Shiite! We recommend that he not go to Arab Saudi for study, they are the enemy of Shiite. The best way is going to holy shrine in Karbala city or Najaf city in Iraq Only.خادم الحرمین او خاین الحرمین؟الیوم ایام الشعبانیه والخادم الحرمین یذهب الی الکعبه للاحترام! ولکن الامام الصادق قال ان احترام مومن افضل من احترام بیت الله. انهم یقتلون الشیعه ویامرون بقتلهم ویامرون بالافتا للتخریب الحرم الشیعه وبعدا یقولون نحن عادم الحرمین! اولا ان هم خادم الحرمین لا زم ان یحفظون ما ورث من الانبیا والاولیا ولا سعا فی تخریبهم کما یخربون الحرم البقیع .الثانی انهم لایجوز للقتل الشیعه لانهم لا بالمسلم. ان المسلم لا بالاکل الخنزیر ولا باشرب الشراب ولکن انهم یزنون ویشربون الشراب فی الاسبانه والاروبیه وحتی فی الامیریکیه عند الذایس وحتی فی الریاض عند العباس واولمرت! ان افسد منه هنا فی تفاریق بین الریاض والمکه والجده! ان فی ریاض کما مدینه الباریس او نیویورکیه کل النسوان لا حجاب لهم وانهم فی الفساد فی الستلایت والتلفیزیونات والفیدیو وکلهم بامر خادم الحرمین ! اهذا هو خادم او خاین؟  ايراني، غولي از ثروت!قاچاق كالا و تأثير آن بر طرح‌هاي عمرانيEffect  of  smuggling  to  projectsقاچاق كالا، مكانيسم عملي اقتصاد كاربردي است كه بر اساس دو عامل اساسي صورت مي‌گيرد، يكي تفاوت قيمت و ديگري تفاوت ارزش‌ها يا عوامل فرهنگي.در قسمت تفاوت قيمت، مسأله كاملاً اقتصادي است يعني هر شخصي دست به قاچاق مي‌زند، فقط جهت دريافت سود بيشتر است. زيرا اصولاً انسان‌ها به دنبال راهي هستند كه با زحمت كمتر درآمد بيشتري را به دست آورند و قاچاق كالا از آن جمله است كه مي‌توان يك شبه ره صد ساله پيمود. در اين روش كه به نام آربيتراژ يا «دور زدن» معروف است، در واقع شخص با استفاده از موانع قانوني خود را ثروت‌مند مي‌كند. مثلاً تعرفه گمركي براي جلوگيري از واردات برخي كالاها جهت حمايت توليد داخلي است، اما همين امر عامل ثروتمند شدن بسياري از اشخاص مي‌شود و آنان از انواع مسيرها اين قانون را دور مي‌زنند و به سود سرشمار مي‌رسند. هر چقدر اين موانع گمركي و تعرفه‌ها بيشتر باشد و تعرفه‌ها سنگين باشند، سود اين‌گونه اشخاص زياد مي‌شود تا جايي كه همانند قانون ظروف در مرتبط هر چه دولت پس‌انداز مي‌كند يا در واقع درآمد گمركي كسب مي‌كند بايد همان‌قدر هزينه براي مبارزه با قاچاق بپردازد و لذا در حالت تئوريك جامعه در حالت تعادل كامل است. يعني كالا به اندازه تقاضا وارد يا قاچاق مي‌شود تا جامعه به حد اشباع برسد و سود نيز بين قاچاق‌چيان و دولت تقسيم و سپس جايگزين مي‌گيرد! يعني ابتدا دولت درآمد گزافي از تعرفه گمركي به دست مي‌آورد بعد قاچاقچي‌ها بيدار مي‌شوند؛ تعادل عرضه و تقاضا را برقرار مي‌كنند و سود دولت كم مي‌شود و بعد دولت براي مبارزه با قاچاق‌چيان مجبور به هزينه مي‌شود (حق الكشف مي‌پردازد) و لذا درآمد خود را بين نيروهاي پليس و گمركي توزيع مي‌كند و از آن سود قاچاق‌چي‌ها هم به همين روش مجبور مي‌شوند به عنوان رشوه و امثال آن درآمد خود را در اين گروه‌هاي مختلف جامعه تخس (تقيسم و توزيع) كنند و در نهايت جامعه به تعادل مي‌رسد زيرا درآمد قاچاق توزيع مي‌شود و سپس همين درآمد قدرت خريد را بالا مي‌برد و كالاي قاچاق، مشتري پيدا مي‌كند و قاچاق مواد مخدر Contraband  Drugs (Smuggled  goods)نوع ديگر كالا، قاچاق كالايي است كه منع قانوني دارد، يعني ماهيت كالا مورد نزاع است. مثلاً مشروبات الكلي، در جامعه‌اي ممنوع است و در جامعه ديگر آزاد. مواد مخدر در جامعه‌اي ممنوع است و در جامعه ديگر مثل افغانستان مركز كشت و فرآوري است. گذشته از خرده فرهنگ‌ها، ما كلاً دو نوع فرهنگ كلان در سطح جهان داريم؛ فرهنگ مذهبي و فرهنگ غير مذهبي… و اصولاً اين دو فرهنگ كه با هم متضاد به نظر مي‌رسند، مكمّل يكديگر به حساب مي‌آيند و مانند «دور زدن» در مطلب قبلي باعث تعادل جامعه مي‌شوند. زيرا انسان‌ها نيز كلاً بر دو دسته هستند؛ يا خوب يا بد و در درون هر انسان نيز دو نيرو وجود دارد؛ نيروي شر و نيروي خير. انسان‌ها گاهي دوست دارند خوب باشند. لذا وقتي و ساعتي را مثلاً به مسجد مي‌روند يا در جلسات خيريه شركت مي‌كنند. به دوستان و آشنايان محبت مي‌كنند و گاهي هم دوست ندارند خوب باشند، به همين دليل به دوستان خود كلك مي‌زنند، به همسران خود نارو مي‌زنند، به فاميل و آشنا پشت مي‌كنند… در هر صورت تمامي عملكردها ميدان خاص خود را دارد و حالت تعادل در جامعه ايجاد مي‌كند. به طوري كه ما هر وقت به دنبال هر كاري برويم، مي‌بينيم تمامي انسان‌ها هم به دنبال آن كار هستند حتي آنهايي كه ما از حضورشان تعجب مي‌كنيم! به همين دليل است آدم معتاد تمام دنيا را معتاد مي‌بيند! به محض اين كه صحبت از پيك‌نيكي مي‌شود، ناگهان شاخك‌هايش تيز مي‌شود! و انسان غير معتاد هم همين‌طور. تمامي دنيا را آدم‌هاي خوبي مي‌بيند كه معتاد نيستند فقط چند نفري از فاميل خود را معتاد مي‌داند و بس! به عبارت ديگر وقتي به راهپيمايي مثلاً بيست و دوم بهمن مي‌رويد، همه هستند! در سيزده به در هم همه هستند! در عاشورا همه هستند! در اس‌ام‌اس‌هاي آن‌چناني هم همه هستند! مردم، هم در جلسات عزا شركت مي‌كنند و هم در جلسات عروسي، آنها به موقع امام حسين (ع) را در سينه و جان خود مي‌نشانند و به موقع هم مي‌بينيم از يزيد بدتر مي‌شوند!… و لذا بين خوبي و بدي هميشه يك تعادل است و اين تعادل نياز همه‌ي ماست تا در انتخاب بين خوبي و بدي  اسير جبر و زور نباشيم و كاملاً مختار و با اراده عمل كنيم.  معيارهاي اساسي و معيارهاي شناورBasic  fixed  and  floting  standardsبراي قاچاق كالا و يا تعيين مواد مخدر هميشه ما نياز به معيارهاي اساسي داريم اما بعداً اين معيارهاي اساسي را شناور مي‌كنيم تا بتوانيم از دايره محدود آن خارج شويم. به طور مثال اديان الهي، برخي امور را نهي كرده‌اند و برخي كالاها را حرام نموده‌اند اما فيلسوفان و دانشمندان سعي داشته‌اند مهارت خود را در نفي اين گونه كالاها و تحريم‌ها نشان دهند. آنان با استدلال‌هاي علمي و توجيهات منطقي و ايجاد پارادايم‌ها و تبيين پازل‌ها مي‌توانستند عكس قضايا را اثبات نمايند و اگر نمي‌توانستند اين كار را بكنند، اساس آن را منكر مي‌شدند يعني دين و خداوند را از اساس منكر مي‌شدند! مثلاً در قضيه مواد مخدر اولين كار را پزشكان انجام دادند، زيرا لازمه‌ي كار آنان بي‌هوش كردن بيمار و يا كم كردن دردهاي آنان بود. در حالي كه شايد از لحاظ ديني، درد كشيدن يكي از موارد لازم براي زندگي بشري باشد. چه بسا افراد در اثر درد كشيدن به اهميت سلامتي پي ببرند و اگر اين درد كشيدن از آنها گرفته شود در حفظ تن خود به مقدار كافي كوشش ننمايند. مثلاً دندان درد به كودك يا بزرگ‌تر ياد مي‌دهد كه مواظب دندان‌هاي خود باشد ولي اگر ما به محض اين كه شخص دندان درد گرفت با مسكن آن را از بين ببريم،‌ حساسيت او نسبت به درد دندان و حفاظت از آنان كم مي‌شود و لذا خيلي سريع كليه‌ي دندان‌ها را از دست مي‌دهد. در جوامع بشري هم همين‌طور است اگر كسي دوران فقر و نداري را چشيده باشد، اهميت كار و ثروت را بهتر درك مي‌كند (قدر عافيت كسي داند كه به مصيبتي گرفتار آيد) و اگر جامعه‌اي كمبودها را نداشته باشد به اهميت پروژه‌هاي عمراني پي نمي‌برد. در جامعه‌اي كه مدرسه زياد ساخته مي‌شود، كودكان در حفظ آن كوشش نخواهد كرد زيرا مطمئن هستند كه اگر اين مدرسه خراب شود مسؤولين مجبورند براي آنها مدرسه ديگري بسازند و لذا اتلاف منابع دو سويه مي‌شود، هم از اين جهت كه مسؤولين در تلاش مضاعف مدرسه‌هاي بيشتري مي‌سازند و هم از اين جهت كه كودكان و يا معلمان در تخريبِ سريع‌تر آنها مي‌كوشند و اين است كه معيار اساسي در مسايل اجرايي و عمراني گم مي‌شود و ما نمي‌دانيم كه بيشتر مدرسه بسازيم بهتر است يا كمتر!  عوامل قاچاق كالا Ingredients  of  smuggles  goodsاز همين تغيير معيارها مي‌توان پي برد كه همه‌ي عوامل در قاچاق كالا دست به دست هم مي‌دهند، چه آنان كه در مجلس نشسته و قانون تعرفه‌ها را دست كار مي‌كنند، چه آنان كه در بيرون مرز نشسته و منتظر ايجاد تنش در كمبود كالا هستند. از مهم‌ترين  عوامل قاچاق كالا مي‌توان به مسأله تحريم‌هاي ((Boycott اقتصادي و يا برعكس آن دامپينگ ((Dumping اشاره كرد. در تحريم‌ها هدف اين نيست كه افراد نابود شوند زيرا در آن صورت مي‌توانستند حمله نظامي بكنند و بگيرد آنان را از زير تيغ بگذرانند، بلكه تحريم‌ها هدف سودآوري در سطح بالاتري را دنبال مي‌كنند. يعني تحريم كننده مي‌خواهد بهاي بيشتري را طلب كند و به سود بيشتري برسد و از تمامي ظرفيت‌ها و توان طرف مقابل براي سودآوري استفاده كند. مثلاً در زمان پيامبر اسلام (ص) وقتي مردم را در شعب ابوطالب(ع) تحريم كردند، بعداً خودشان خرما و ديگر خوراكي‌ها را به قيمت‌هاي گزاف به حضرت خديجه مي‌فروختند و هدف اصلي آنها اين بود كه حضرت خديجه تهي‌دست گردد تا حامي مالي و اقتصادي پيامبر و اسپانسر (Sponsor) او از بين برود كه همينطور هم شد و حضرت خديجه تمامي ثروت خود را خرج اسلام كرد تا آن دوران سخت محاصره‌ي اقتصادي گذشت. تحريم اقتصادي ايران هم به همين علت است. بر خلاف تصور دروني و داخلي ما كه خود را ملت فقيري مي‌دانيم و تبليغ مي‌كنيم، غرب و اروپا ايران را بسيار ثروتمند مي‌دانند ولي آن را خسيس مي‌خوانند! درست عين نظري كه مثلاً ما نسبت به كويت، عربستان يا امارات داريم و لذا با تحريم اقتصادي در واقع مي‌خواهند اين ثروتمند خسيس، مجبور به خرج كردن شود! ايران چهارمين صادركننده نفت جهان و دومين فروشنده گاز جهان است و به همين دليل همانند فيزيوكرات‌ها (Physiocrat) كه ديدگاه بدي به مركانيكست‌ها (Merchantilist) داشتند. آنها هم تصور مي‌كنند ايران ثروت باد آورده دارد و بايد كه آن را خرج كند و لذا در هر مورد تقاضاي قيمت بالاتري دارند. فروش آهن آلات، مصالح ساختماني و ديگر نيازهاي طرح‌هاي عمراني و مخصوصاً كارخانجات يا قيمت بسيار بالايي پيشنهاد مي‌شود زيرا آنان تصور غول ثروت را از ايران دارند. براي پي بردن به عمق اين مطلب، با همين ديدگاه يك بار ديگر حرف مخالفان انرژي هسته‌اي را گوش بدهيد: ايران انرژي هسته‌اي را براي چه مي‌خواهد؟ او كه نفت دارد، گاز دارد…؟! نه اين كه دشمن پيشرفت باشند بلكه تعجب مي‌كنند! آنها تصور مي‌كنند ايران كه در نفت چهارم و گاز دوم و در انرژي هسته‌اي هشتم است، چه‌طور اين همه ثروت را خرج نمي‌كند؟ و  در كجا آن را انباشته مي‌كند؟ به همين دليل است كه به محض خريد نفت، پيشنهاد فروش كالاهاي ديگر مي‌كنند تا ايران خسيس را مجبور به خرج كردن پول‌هايش بكند! گراني عوامل توليد Endear,  Rising  Production  factors and ingredientsاين تصور جهاني يا لااقل توهّم طرف‌هاي مقابل ايران باعث هجوم گراني يا در واقع صدور تورم به ايران مي‌شود. فرض كنيد شما مي‌خواهيد عروسي كنيد يا خانه‌اي بخريد، مردم چه ديدي نسبت به شما خواهند داشت؟ اگر آرايشگاه برويد، مي‌گويند تو مي‌خواهي عروسي كني، حالا بايد شيريني ما را بدهي! و اين شيريني يعني دستمزد دو برابر يا اگر شما به محل پمپ بنزين برويد و يا حتي شيريني بخواهيد بخريد، خواهيد ديد كه يك نوع تورم بسيار بزرگ و آزاردهنده‌اي به سوي شما حمله‌ور شده است. همه كس انتظار دارد شما دست به جيب باشيد آن هم چه دست به جيبي! هيچ‌كس هم فكر نمي‌كند شما از كجا مي‌توانيد بياوريد! شايد مهم‌ترين دليل ترس از ازدواج همين باشد. اقتصاد جهاني يا حداقل مشتريان نفت ايراني هم چنين برداشتي دارند. لذا همه‌ي عوامل توليد و توسعه براي طرح‌ها و پروژه‌ها دچار شوك هميشگي افزايش قيمت است. همه تداركات‌چي‌هاي ادارات و سازمان‌ها و شركت‌ها با اين موضوع برخورد دارند كه اجناس را گران‌تر از معمول مي‌خرند زيرا فروشنده با كمال خوش‌باوري مي‌گويد: آن‌قدر خسيس نباشيد، شما كه نفت داريد! گاز داريد! انرژي هسته‌اي داريد!؟ اين‌همه پول را مي‌خواهيد چه كنيد؟علاوه بر  تصور فوق، تصور رده‌بندي در جذب كارمزد خريد يا باصطلاح رشوه نيز باعث افزايش اين نوع كالاها و خدمات مي‌شود. گاهي برخي شركت‌هاي فروشنده كالا به ايراني‌ها، درصد پله‌اي براي تمامي سلسله مراتب يك وزارت‌خانه در نظر مي‌گيرند! درصدي براي تداركات چي و درصدي براي مديريت خريد! و درصدي براي معاونت اداري و مالي و بالاخره درصدي براي رياست سازمان يا مقام وزارت متبوعه! البته ممكن است اين درصدها به دست عوامل اصلي نرسد، يعني وزرا يا مديران از وجود چنين درصدي خبر نداشته باشند ولي فروشنده آن را به خريدار داده است و هر رده كه در بي‌خبري مانده باشد، سهمش نصيب رده‌ي ديگر شده است يا بالعكس براي دريافت سهم بيشتر، بقيه مسؤولين را بي‌خبر گذاشته است و يا برعكس، چنين چيزي اصلاً وجود ندارد و خرده فروشان براي بالا بردن قيمت اين رطب و يابسات را به هم مي‌بافند و لاطايلات را سر هم بندي مي‌كنند. مغازه‌دار كوچك در انتهاي هر روستا، اين‌ها را براي مشتري خود مي‌گويد آنها كه معمولاً خود را نماينده‌ي منحصر به فرد كالاهاي كيش و دبي مي‌دانند با حوصله‌اي بسيار زياد شروع به شمارش نامه‌ي مسؤولاني مي‌كنند كه در فلان اداره يا در فلان سازمان از آنان رشوه خواسته‌اند؟! يكي از آنها مي‌گفت فلاني 70% تمامي كالاهاي ما را از راه بندر عباس قاچاق مي‌كند و در عوض سهم زيادي را مي‌خواهد و براي همين جنس ما بسيار گران تمام مي‌شود!… تبليغات غير واقعي براي قاچاق جلوه دادن!Unrealy  Propagandaدر بسياري از موارد، اصلاً قاچاقي در كار نيست بلكه فقط اين خرده فروش است كه براي بالا بردن قيمت آن، كالا را قاچاق معرفي مي‌كند! كافي‌ست شما يك بار در لباس خريدار و يك بار در لباس مأمور ماليات وارد يك مغازه شويد! وقتي به عنوان خريدار وارد مي‌شويد، همه كالاها قاچاق است و به زحمت از دبي وارد شده. چقدر رشوه به گمركات و مأمورين پليس و سربازان بازرس و امثال آن داده شده و لذا مثلاً پيراهن 3 هزار توماني به شما فروخته مي‌شود 30 هزار تومان!؟ حالا فرداي آن روز با لباس مأمور ماليات وارد مغازه شويد، همه‌ي كالاها توليد داخل است. هنوز پولش را نداده، همه را از شهرك‌هاي اطراف تهران خريده و كارگران هنوز دستمزد خود را نگرفته‌اند! اجاره مغازه پرداخت نشده، فيش آب و برق معوق مانده… و بالاخره اين كه اصلاً مشتري نيست كه اين اجناس را بخرد و ما داريم از جيب مي‌خوريم و لذا ماليات به ما تعلق نمي‌گيرد!؟اين موضوع فقط در حد مغازه‌هاي چهارراه حافظ يا ميدان ولي‌عصر نيست بلكه در تمامي موارد ساري و جاري است! وقتي پروژه عمراني فلان و بهمان براي تهيه گزارش صدا و سيما موضوعيت مي‌يابد، مي‌شود طرح كاملاً بومي، بدون ارزبري و حتي مانع خروج ارز از كشور مي‌شود! صرفه جويي ارزي‌اي كه در صدا و سيما در طول مثلاً اين 30 سال مطرح شده اگر جمع‌بندي شود، خواهيم ديد اين خارجي‌ها چندان هم بي‌دليل مارا ثروتمند نمي‌دانند! درست مانند معلمان كه ما در روزنامه‌ها مي‌خوانيم فلان قدر عيدي گرفتند، فلان قدر پاداش، زمين برايشان مجاني واگذار شده و براي ساخت خانه‌شان وام بدون بهره و يا كم‌بهره داده شده و… يعني كسي كه از روزنامه‌ها و از لابه‌لاي مصاحبه‌ها به وضع كارمندان با معلمان نگاه مي‌كند، حسرت مي‌خورد كه چرا معلم نشد! و برعكس قضيه هم صادق است. معلم هرجا پا مي‌گذارد گراني است و قيمت‌ها بالا و همه چيز بيشتر از حقوق او! و او هم حسرت مي‌خورد كه چرا بازاري نشده و معلم شده است! معلم در حسرت بازاري شدن و بازاري در حسرت معلم شدن مي‌سوزد و اين تبليغات غير واقعي براي ايجاد رقابت بين طبقات جامعه مثال روشني براي امور عمراني و پروژه‌ها محسوب مي‌شود. هر روز هزاران پروژه افتتاح يا كلنگ‌زني مي‌شود حتي اگر اين كلنگ‌زدن و افتتاح واقعي هم باشد، يك مسأله را نمي‌تواند كتمان كرد كه پروژه‌هايي كه اين همه زحمت كشيدند تا به وجود بياورند، بايد چند برابر زحمت بكشند، آن را نگه دارند و يا حتي قابل استفاده نمايند! بيمارستان فقط ساختن يك ساختمان نيست بلكه تازه پس از تحويل ساختمان گرفتاري‌ها شروع مي‌شود! آيا تجهيزات، نيروي  انساني و… كفايت مي‌كند؟سيد احمد حسيني ماهيني    لازم ان النقتدی یعود علی حکومی  ان المقتدی یعلم ان اختلافه مع بعض الاشخاص لا اهم من عضویته فی حکومی فی العراق .الیوم النوری مالکی یتغیر واکل الناس یعلم ان الارهابیون صدر من السعودی اقلا 50% والباقی من الاردن والمصر لانهم لا مسلم ولا بالسنه ولا بالشیعه لانه القران قال من قتل نفسا فکانما قتل الناس جمیعا وانهم قاتل السیعه والسنه للدلارات النفطیه الکثیفه. هذا معلوم انهم لا یدرکون ما اعمل انهم یتصورون ان قتل نفسا واخذ الجئایز للبیتهم ! ولکن المفتی الاعظم کما الشیخ صالح فوزان یعلم انهم قتل الناس جمیعا للایمان فط! لانهم قاتل الشیعه للشهادتین فقط انهم یقولون انا نشهد ان لا اله الا الله واشهد ان محمد ا رسول الله ! دلیل هذا الاعمال انه لا قاتل انهم الکافرون ! ای الارهابیون قاتل الشارب الخمر؟ ای الارهابیون قاتل الزانی وای الارهابیون قاتل واطئون؟ انهم قاتل الامصلین والصایمین فقط.. لانه انهم هم الصهیونیه الاصیله ولکن لبس لباس الاسلام والمنظمه الجیش المهدی قادر ان یعلن هذا ویبلغ ما هو حقیقه لانهم لا وحشت من الارهابیون.. الله یوفقهم فی ایصال بالدوله المالکی ویزیدهم فی عده والعده ..www.mahini.persianblog.ir روزگار سپری شده خبرنگار روز گاری خبر نگار میتوانست حکومتها را عوض کند وافراد را در پستهای حساس بگمارد ویا انها را خلع کند ولی همه را ههای سپری شده فقط برای بار اولیها موفقیت امیز است وعلت انهم این است که این راهها شناخته شده نیست درواقع افراد نمیدانند که از کجا میخورند اما وقتی فهمیئنئ از کجت میخورند موضوع برعکس میشود یعنی خبر نگار در خدمت زور وزر قرار میگیرد نه در مقابل ان زیر اشگردهایش برای قدر تمداران شناخته شده میشود ودیگر قادر بهیج نوع کودتا از نوع اطلاعاتی یا خزنده یا مخملی ونارنجی نخواهدبود! همانطور که مرد عنکبوتی سه میبینید هر خبرنگاری یک پاتک خبرنگار دارد وبزودی امثال او افریده میشوند لذا عصر خبرنگار سالاری مدتهاست که طی شده وامروز نه انجمن صنفی روز نامه نگاران با درهای مثلا باز کاری میتوانند بکنند نه روزنامه نگارانی که فقط خود را مسلمان میدانند ودر را برروی غیر عضو میبندندو انحصار طلب میشوند   Correspondent; annalist times ended!   One day a journalist or a reporter have high level power for change in the state men and governments states, but today it is over, because their security methods appears and all one know this even in the Spiderman 3 we saw. They were very power when they discover all things in the first time. But when they do all things in changing the government and state personnel they will recognized by others and resolve her problems before that they know! toddy the end of the media and some people thought that they buy the media more they can change the government in the world as they buy the fox news or wall street journal for this mission but they not know that the betting, wagering, staking money on the died horses! Today is the time of awaking all people and no one can change easily. Today is the time of religion and sconce and all knowledge in usefully.   



لازم ان النقتدی یعود علی حکومی
12000000Sunday07 252008, 1:40 pm
Filed under: Uncategorized

لازم ان النقتدی یعود علی حکومی ان المقتدی یعلم ان اختلافه مع بعض الاشخاص لا اهم من عضویته فی حکومی فی العراق .الیوم النوری مالکی یتغیر واکل الناس یعلم ان الارهابیون صدر من السعودی اقلا 50% والباقی من الاردن والمصر لانهم لا مسلم ولا بالسنه ولا بالشیعه لانه القران قال من قتل نفسا فکانما قتل الناس جمیعا وانهم قاتل السیعه والسنه للدلارات النفطیه الکثیفه. هذا معلوم انهم لا یدرکون ما اعمل انهم یتصورون ان قتل نفسا واخذ الجئایز للبیتهم ! ولکن المفتی الاعظم کما الشیخ صالح فوزان یعلم انهم قتل الناس جمیعا للایمان فط! لانهم قاتل الشیعه للشهادتین فقط انهم یقولون انا نشهد ان لا اله الا الله واشهد ان محمد ا رسول الله ! دلیل هذا الاعمال انه لا قاتل انهم الکافرون ! ای الارهابیون قاتل الشارب الخمر؟ ای الارهابیون قاتل الزانی وای الارهابیون قاتل واطئون؟ انهم قاتل الامصلین والصایمین فقط.. لانه انهم هم الصهیونیه الاصیله ولکن لبس لباس الاسلام والمنظمه الجیش المهدی قادر ان یعلن هذا ویبلغ ما هو حقیقه لانهم لا وحشت من الارهابیون.. الله یوفقهم فی ایصال بالدوله المالکی ویزیدهم فی عده والعده ..www.mahini.persianblog.ir روزگار سپری شده خبرنگار روز گاری خبر نگار میتوانست حکومتها را عوض کند وافراد را در پستهای حساس بگمارد ویا انها را خلع کند ولی همه را ههای سپری شده فقط برای بار اولیها موفقیت امیز است وعلت انهم این است که این راهها شناخته شده نیست درواقع افراد نمیدانند که از کجا میخورند اما وقتی فهمیئنئ از کجت میخورند موضوع برعکس میشود یعنی خبر نگار در خدمت زور وزر قرار میگیرد نه در مقابل ان زیر اشگردهایش برای قدر تمداران شناخته شده میشود ودیگر قادر بهیج نوع کودتا از نوع اطلاعاتی یا خزنده یا مخملی ونارنجی نخواهدبود! همانطور که مرد عنکبوتی سه میبینید هر خبرنگاری یک پاتک خبرنگار دارد وبزودی امثال او افریده میشوند لذا عصر خبرنگار سالاری مدتهاست که طی شده وامروز نه انجمن صنفی روز نامه نگاران با درهای مثلا باز کاری میتوانند بکنند نه روزنامه نگارانی که فقط خود را مسلمان میدانند ودر را برروی غیر عضو میبندندو انحصار طلب میشوند   Correspondent; annalist times ended!   One day a journalist or a reporter have high level power for change in the state men and governments states, but today it is over, because their security methods appears and all one know this even in the Spiderman 3 we saw. They were very power when they discover all things in the first time. But when they do all things in changing the government and state personnel they will recognized by others and resolve her problems before that they know! toddy the end of the media and some people thought that they buy the media more they can change the government in the world as they buy the fox news or wall street journal for this mission but they not know that the betting, wagering, staking money on the died horses! Today is the time of awaking all people and no one can change easily. Today is the time of religion and sconce and all knowledge in usefully.   کل امور فاسد صدر من السعودی! من تاریخ الاف سنین من قبل ان الحجاز مرگز التوطئه والدسایس شد الاسلام والدین الحنبف . من اول التاریخ کل العالم یتغلق بالایرانیه ولکن فی الجفرافیه لا اسم من العربیه الحجاز لانه الایرانیین لاتعرفهم بالرسمیه . کل الاعراد للتنبیه یرسلهم الی الحجاز ویلبسهم الدشاشه والعثال من النسوان لتحقیرهم وهذا رسم للسعودی! وکلهم لاتوجه  ولکن انهم غی السکوت ییارز مع الاسلام کما اعطی مال کثیر غلی قاتل الشیعه کم جانب کبار العلما و عبد العزیز شیخ مفتی اعظم و شیخ صالح فوزان والاعطی300میلیون دلار به منافقن الایرانیین ..   تحریک غرب به استفاده از گزینه نظامیدر حالیکه پرونده هسته ای ایران بنابر اظهار رییس جمهور محترم درحال برگزاری  مراحل پایانی خود است اقای هاشمی در اظهارات نسنجیده خود با ز را تحریک به استفاده از گزینه نظامی کرد وی با اعلام اینکه اگر غرب شیطنت کند دودش بچشم کشورهای صنعتی میرود تمامی تلاشهای دولت را برای ارام کردن این پروند بلا اثرنمود ومانند گذشته علاوه بر  تحلیلهای اشتباه خود هیچ اشاره ای به موفقیتهای دولت در این زمینه هم نکرد. Democracy is in opposite of the sciences: Every where is democracy the science is poor. All real scientists are poor and research occurred in the poor local. Democracy is thieving the other researcher results! We know all the best inventors have not any money or any good conditions. But in the University the best teacher are those that stolen the more students papers. The best student in the democratic universities are those that the best consumer of marry Juana. The best staff is the university and all scurvies centers are those that do best homosexual acts!  The beat people in learner in the west and in all democratic society is hat they are who learn the sex! All researches and all study do in the poor students and poor teachers. If they not pay all research in free they killed by CIA. If they live in other country they must killed them: as in nuclear energy. Iranian try to achieve these sciences the USA and other powers began to fight. It means that only they must offered all them free to USA.http://mahin.tk 



کل امور فاسد صدر من السعودی!
11000000Saturday07 252008, 5:50 am
Filed under: Uncategorized

کل امور فاسد صدر من السعودی! من تاریخ الاف سنین من قبل ان الحجاز مرگز التوطئه والدسایس شد الاسلام والدین الحنبف . من اول التاریخ کل العالم یتغلق بالایرانیه ولکن فی الجفرافیه لا اسم من العربیه الحجاز لانه الایرانیین لاتعرفهم بالرسمیه . کل الاعراد للتنبیه یرسلهم الی الحجاز ویلبسهم الدشاشه والعثال من النسوان لتحقیرهم وهذا رسم للسعودی! وکلهم لاتوجه ولکن انهم غی السکوت ییارز مع الاسلام کما اعطی مال کثیر غلی قاتل الشیعه کم جانب کبار العلما و عبد العزیز شیخ مفتی اعظم و شیخ صالح فوزان والاعطی300میلیون دلار به منافقن الایرانیین .. تحریک غرب به استفاده از گزینه نظامی در حالیکه پرونده هسته ای ایران بنابر اظهار رییس جمهور محترم درحال برگزاری مراحل پایانی خود است اقای هاشمی در اظهارات نسنجیده خود با ز را تحریک به استفاده از گزینه نظامی کرد وی با اعلام اینکه اگر غرب شیطنت کند دودش بچشم کشورهای صنعتی میرود تمامی تلاشهای دولت را برای ارام کردن این پروند بلا اثرنمود ومانند گذشته علاوه بر تحلیلهای اشتباه خود هیچ اشاره ای به موفقیتهای دولت در این زمینه هم نکرد. Democracy is in opposite of the sciences: Every where is democracy the science is poor. All real scientists are poor and research occurred in the poor local. Democracy is thieving the other researcher results! We know all the best inventors have not any money or any good conditions. But in the University the best teacher are those that stolen the more students papers. The best student in the democratic universities are those that the best consumer of marry Juana. The best staff is the university and all scurvies centers are those that do best homosexual acts! The beat people in learner in the west and in all democratic society is hat they are who learn the sex! All researches and all study do in the poor students and poor teachers. If they not pay all research in free they killed by CIA. If they live in other country they must killed them: as in nuclear energy. Iranian try to achieve these sciences the USA and other powers began to fight. It means that only they must offered all them free to USA.



New cold war is the big lie.
8000000Wednesday07 252008, 2:14 pm
Filed under: Uncategorized

New cold war is the big lie. Many analysis wanted to show that the cold war in new beginning! But it is false, IT IS ONLY A SHOW NOT A FACT. When the Islamic revolution occurred the people in all around the world awake and know that the supper powers are a paper lions and they will fired by people wants! The Imam Khomeini rights a letter to Gurbachev the president of USSR and notes that the USSR and USA times over.  The Gurbachev beloved and pull out her from the challenge and the Muslim people can experience the freedom conditions. The east blast and hidden, But the west not beloved as the Iranian king against the prophet Muhammad letter. They were in the lie world and think that the USSR divided for USA wants. They began orange revolution but saw that the people in USSR are Muslim and love the Iranian revolutions more.  When they bankrupted, they decided to delete Muslims, they blast the twin tower then attack to Iraq and Afghanistan. When they break in there they thought the Russia do this! They began a new circle on cold war! Bu t is only a dream جنك سرد جديد يك دروغ بزرگ است  بسياري از تحليل گران داخلي و خارجي سعي دارند ابر قدرتي ابر قدرتهارا همچنان حفظ نمايند در حالي كه اكنون زمان نزول ابر قدرتهاست زيرا با ظهور انقلاب اسلامي شرق و غرب به ورطه نابودي و نزول سقوط نمودند. امام خميني با شعار  نه شرقي و نه غربي توانست را ه جديدي براي ملتها باز كنند كه هر  روزه روشنتر مي شود .در زمان حيات اين امام بزرگوار شاهد بوديم كه نامه اي به تاسي از پيامبر براي گور باچف نوشت و او را از پيامد هاي ستمگري آگاه كرد . و بلافاصله بعد از اين نامه بود كه فروپاشي شوروي آغاز شد اما امريكا در يك توهمي تاريخي تصور نمود  اين فروپاشي فرصت  جديدي براي اوست لذا براي يكه تازي خود را آماده نمود ولي هر كجا قدم گذاشت با مقاومت مردمي روبرو شد و انقلاب هاي  رنگين ونارنجي همه در پرتو اسلامگرايي بي نتجه شد لذا با يك خود زني سياسي برجهاي دوقلو را منفجر نمود تا انرا بگردن اسلامگرايان بياندازد تا انتقام ناكاميهاي خودرا در انقلابهاي نارنجي  بگيرد وبه اين بهانه  به عراق و افغانستان حمله كرد اما اين بار نيز در ورطه هلاكت افتاد و باتلاق  عراق بد تر از ويتنام شد و اكنون براي حفظ ظاهرخود به نمايش جنگ سرد روي آورده اما اين نمايش آخرين تلاش امريكا براي جلو گيري از خيزش مردمي در غرب است امروز امريكا با 850ميليارد دلار كسي بودجه 500 ميليارد دلار بدهي خارجي و 450 ميليارد دلار هزينه هاي فزاينده جنگ عراق و افغانستان روبرو است و انگليس و اروپا هر روز با بيماريها و سيل و طوفان ها و آتش سوزي جنگلها از يكسو و بيكاري جوانان و نيروي فعال و بي خانماني مردم و خالي بودن خزانه از سوي ديگر روزهاي پاياني خود را مي گذراند البته صهيونيستهاي جهاني تصور خريد رسانه هاي ورشكسته  نشان مي دهد كه اين ترفند آنان هم مثل حركتهاي آخر يك غريق دست يازيدن به برگهاي خيس كنار مرداب است كه نتيجه اي جز غرق شدن ندارد  الغریق یتشبث بکل حشیش ! ان الامیریکیه یتصور ان هو القدرت الفوق العالمیه وکل الناس مطیع له  ولکن ان الثوره الاسلامیه اذا وقع ابتدا بشعارات لاشرقی ولاغربی ومعنی هذا الموت لامریکیه والسویته . بعد عام الامام الخمینی یکتب الرساله الی القرباشف وقال له ان الکمونیسزیه والامبریالیه کله فانی وبقی وجه الله ان السویته یقبل هذا والناس یقامون ویکونون احرار من ید الکمونیزیه ولکن الامیریکیه کما الخسرویه الایرانیه فی زمان الرسول لا تقبل ویتصور ان القدرته مدام ! لانه هو یسعی للالثورات الصفرا فی العالم ولکن یتوجه ان العالمین  یحبون الاسلام لهذا الامر یتفجر بیته فی النیویور للهجمه الی العراق والافغانستان وقال نحن فی حرب مع الارهابیون ! ولکن الارهابیون بالاخص القاعده وبن لادن یعیشون فی بیت البیض ! ولهذا انهم یغرقون فی الیم العراق والحال یتشبثون بکل حشیش للنجات ولکن هنا انتها من خیات الغرب ولازم انهم یتسلم للاسلام کاملا! ولکن انهم بالجاح یتصورن ان یبایعون التلفیزیونات او استخبارات کما اسکای نیوز او وال استریت جورنال انهم یوفق فی حرب مع الله ولکن الله غالب امره وسیعلمون الذین ظلموا ای منقلبون!



The result of democracy in USA: monitoring without any warning!
8000000Wednesday07 252008, 2:13 pm
Filed under: Uncategorized

The result of democracy in USA: monitoring without any warning! Many people thought the democracy in west is very good, but we saw the result of 200years democracy in USA. They do all things that the Satan orders. They capture people without any criminal wondered them and prison for many years! Who let them do this? UN of course, it show that UN is corrupt organization, an Iranian sentences said: when all thing corrupted we benefit from salt, how was when the salt corrupted? Today everyone do any mistake or criminal the law answered them and every country do any criminal operations the UN must prevented , it is the big question: why the UN not say any thing to USA for all her criminally ? And it has only one answerer: the UN is worst than USA. In fact we can say the UN is the united criminal people not United Nations! A few criminal people gather in New York and do actions that the gung esters do in there. They are as the Bush, Blair, and bin laden (Saudi), and so on! If there were a few good people, they are not in majority and must do all things the gung esters say. It is better than people change all them! At first the place must change: they must pull out from NY to Tehran. آسیب شناسی تحصیلکرده های امریکایی نفوذ تحصیلکرده های آمریکایی نیز همچون نفوذ شدید تحصیلکرده های اروپایی اسیبهای جدی بر نظام اسلامی وارد کرده ومیکند که باید هرچه زودتر شناسایی شود: اولین آسیب جدی تغییر رسم الخط است وما میبینیم که با اینکه بسیاری از علوم ذاتا ایرانی بودند اما دانشجویان ما انرا با ایکس وایگرگ وامثال ان میاموزند واین نیست جز تاثیر تحصیلکردگی معلمان واستادان در کشورهای انگلیسی زبان دومین اسیب آن بی ارزش نمودن زبان فارسی است ورود لغتهای بیشماری که انان ادعا میکند معادل فارسی ندارد یا نمیتواند عمق مطلب را بیان کند هم باعث سرکوفتگی زبان فارسی میشود وهم قوی بودن ان زبانها را به اثبات میرساند سومین آسیب آن خودباختگی در برابر غرب است بطوریکه کوچکترین عملکرد ضعیف انها بابالاترین عملکردهای قوی خودی مقایسه شده ونمره بالاتری میاورند! خوشبختانه در دولت نهم کمتر مسئولیتهای کلیدی به انان داده شده ولی در صدا وسیما انها غوغا میکنند وهرنوع فرهنگ انها را بنام تمدن بخورد مردم میدهند ودر تحلیلهای سیاسی نیز انا نرا هنوز قدرت بلامنازع جهان تعریف واز انان تمجید میکنند العباس یقتل العرفات! ان التحقیقات الصیدلیه والمستشفیا یعلن ان العرفات قتل بالسموم ومن یسمه لا فردا الا من معوناته واعوانه وانصاره لان الاسراییل لایجوز بالتدخیل الی امور الشخصیه والغذاییه ولکن ان العباس قریبا به وینظر الی طعامه وغذاییه وهو ینتظر بالفوته ویکون الرییس . لهذا انه هو الذی یکون مجبورا بالعرفات لتاکل السم ویموت ساکتا. ان الطبیات خاصه والشیراک وحتی زوجه فی الفرانسه یعلمون هذا واعترفون عند اولمرت ولکن عند الفلسطینیون یقولون هو یموت بالفجعه! نحن عندنا مدارک کثیرا من اول یوم واعلن فی کل التاریخ هذا فی الماهین نیوز والماهین الخبر فی کل یومات. ولکن الیوم ان الحماس عنده بعض هذالمدارک واشواهد ویعلمون ان الفتح والعباس محمود کلهم من جواسیس الاسراییلیه وکلهم فاسد فی کل الامور الله یلغنهم بظاهرهم فلسطینیون ولکن انهم لا فلسطینیون انهم هم الاسراییلیون فقط اسمهم العرب!



They are in mistake! They wanted to cry in taboo that has not any death.
6000000Monday07 252008, 6:11 am
Filed under: Uncategorized

They are in mistake! They wanted to cry in taboo that has not any death.

Arabia Saudi and Emirate steal and thief the Iranian oil from Persian Gulf. They have 196 billions and 96 billions income from the Iranian oil. It is the fact that Iran has only 59 billions. What happened? They imposed the war to Iran and Iraq then they went to this work. Today Iraq have not any more and Iran too. But the thieves have much. It is not continue in future because Iran and Iraq awake and not accepted to begin new war. They will be friends and to live in peace. By this strategy began the hard day and dark future for Arabs in UE and Saudi. I tell in much way in 4 years ago. It seemed that the darkness began from the Saddam death day.  Monetary system in Arab colony shows this very obvious. They loose all their wealth and became a eater crocodile and barefoot that were! It is mean that the Iranian said: the taboo that has not any death, not necessary to cry! Today all people in Egypt and Arab Saudi wanted a new revolution as Iranian. And the Arab kings must go. The USA and UK must know better and they must change her positions.   If they tie her to Arabs dark future they will died soon , only way to save the EU , UK ,USA ,UN , UE and other Us to joint to Iran only. Building illegal army in Baghdad and so on for killing the Shiite only do they dossier heaver. They must help Iran and Iraq to be a friend and then they saw that the world live in lovely and peace as in past.

 

سرقت نفتی عربستان وامارات از منابع پایین دستی نفت ایران

دزدي دريايي امريكا وانگليس را براي يك قرن تبديل به آقا وسرور جهان كرد ومزدوران انها نيز اين را ياد گرفتند وكشتيهاي انسر دنيا را اوردند ودر خليج فارس گذاشتند تا بتوانند راحت تر نفتهاي ايران رابدزدند اكنون امارات وعربستان با استفاده از منابع مشترك ومنابع پايين دستي ايران تمامي نفت ايران را بنام خودشان ميفروشند در سال گذشته ايران از خليج فارس تنها 80ميليون دلار داشته درحاليكه امارات بيش از 100ميليارد دلار وعربستان قريب به 200ميليارد دلار داشته است . درحاليكه همه انها متعلق به فلات قاره ايران است . جيش الشعبي عند البغداد كلهم ضد الشعب العراقيه !اليوم كل الناس يعلمون ان الاعراب يجتمعون في جيش بلا قانونيه في البغداد للقتل الجيش العراقي والشرطه في البغداد انهم يتصورون مع تفحيرات عديده او قتل الافراد قادرون علي ان تصرف البغداد للاكراد او للاعراب ! ان الطالبانب والسعودي قسي في قتل الشيعه للحكومه غلي البغداد ولكن الشيعه لا ترهب ابدامن غيرالله وهو في استقامه كما انر به الله والنبي الاعظم والقران الكريم حيث قال فاستقم كما امرت ومن تاب معك ! ان الله يدافع عن المومنين باي نحو كان وان الكافرين والمنافقين في غيظهم يعمهون. ان الذين يحبون من حارب مع الله والمومنين انهم منهم كما قال القران من يود اليهود والنصاري وهومنهم! ان الذين يقتلون الشيعه كلهم يهوديا ولو يقولون نحن مسلمين . ومن ثتل مومنا معتمدا فجراوه جهنم خالدين فيها. اليوم نحن نعلم كل الايات القرانيه يقول ما وقع في زماننا هذا بالصراحه والراحه وكل الشيعه يعلمون ما عملوا وانهم يظهرون بالله ويمددون من الغيب كما ينصرالله في البد والحنين . ان الجيش القانوني في البغداد فقط جيش العراقيه الشيعه والايرانيين موظف بالتليمهم كما اسراييل والاميريكيه يتعلمون الجيش الارهابيون.   



آيا همه‌ي دنيا تكرار است؟
4000000Saturday07 252008, 6:42 pm
Filed under: Uncategorized

 آيا همه‌ي دنيا تكرار است؟صنعت گردشگري و طرح‌هاي عمراني Tourism   &   Projectsتماشاي توليدات ديگران جنبه شادي‌آور زندگي هر انساني را تشكيل مي‌دهد. صنعت ديگران هر چه باشد به تماشاي آن مي‌ارزد، حتي اگر صنعت و يا توليد تصادف يا طبيعت و يا خلقت خداوند باشد. وقتي به كوه بلندي مانند دماوند نگاه مي‌كنيم همانقدر لذت مي‌بريم كه از نگاه كردن به يك آسمان‌خراش دست ساخت بشري. از ديدن استخوان‌هاي دايناسورها همانقدر شگفت‌زده مي‌شويم كه از ديدن ميل گاردان، هندل و يا سگدستِ يك جرثقيل و يا كاميون عظميم الجثه… همه آنها در يك چيز مشترك هستند و آن اين كه ما قادر نيستيم آنها را به وجود آوريم و از به وجود آمدن آنها شگفت زده شده‌ايم! تصور كنيد يك كارمند جزء در ادارات تهران، حتي نمي‌تواند آجر روي آجر بگذارد و يك خانه و سرپناه براي خود درست كند و همين كارمند بليط مي‌گيرد و به تماشاي كاخ سعدآباد مي‌رود و از ديدن اتاق‌هاي متعدد و تو درتوي آن لذت مي‌برد… اين لذت از چه نوع است؟ هر كس آن را چيزي تفسير مي‌كند ولي نام آن گردشگري و يا صفت توريسم (Tourism) است يعني ما زحمت مي‌كشيم، كار مي‌كنيم، پول درمي‌آوريم و آن را به آساني مي‌دهيم تا چيزهايي را كه نداريم، تماشا كنيم و از خود بپرسيم چطور مي‌شود ما هم اينها را داشته باشيم! مگر آنهايي كه اينها را داشتند‌ چه فرقي مي‌كردند؟ زندگي‌نامه همه‌ي آنها نشان مي‌دهد كه روزي مثل ما بودند، رنج و عذاب، فقر و بي‌پولي داشتند ولي ناگهان وضعشان عوض شد. ما در گردشگري به دنبال اين رمز (Password) هستيم. آن رمزي كه از انسان‌هاي فقير و ناتواني مثل ما ناگهان يك رهبر، ليدر (Leader)  پادشاه (King) و يا غول ثروت و افسانه گنج مي سازد طبيعت ساخته‌هااگر از خلقت‌هاي خداوندي بگوييم ممكن است خيلي‌ها ناراحت شوند زيرا آنها ترجيح مي‌دهند كه از آثار طبيعت ساخته و يا تصادف به وجود آورده، صحبت شود تا از خلقتِ خداوند عالم دانا. اما به هر حال موضوع فرقي نمي‌كند. مي‌گويند مولانا يك بار در اثبات خداوند خيلي زحمت كشيد، شب خدا را در خواب ديد كه به او مي گويد: مولانا زحمت زيادي كشيدي اگر استدلال‌هاي تو نبود، ما هم نبوديم؟! يعني چه؟ مولانا اثبات كند يا قادر به اثبات نباشد، واقعيت خارجي تفاوتي نمي ‌كند. ما زنده باشيم يا نباشيم، رودخانه‌ها جاري هستند، شب و روز مي‌گردد و تاريكي و روشنايي مي‌روند و مي‌آيند… اما چرا انسان به گردش طبيعت علاقه دارد؟ اين همان رمز ناداشته است. وقتي به پرنده نگاه مي‌كند، حسرت مي‌خورد كه چرا پرنده به آن كوچكي مي‌تواند بالا برود، به راحتي پرواز كند و هرجا دلش مي‌خواهد برود، ولي  او پاي بست اين روستا يا شهر است؟ چرا او نمي‌تواند غل و زنجير نامريي را از پاي خود باز كند و سبك‌بال همچون پرنده پرواز كند؟وقتي انسان به اسب نگاه مي‌كند، از خود مي‌پرسد اين اسب چه تيزپا است و چه سرعت بالايي دارد، هرجا دلش مي‌خواهد و با هر سرعتي كه اراده كند مي‌رود ولي من يا او پس از چند قدم دويدن بايد سينه‌ي سوخته و آتش گرفته‌ي خود را با دست بگيريم و قلب وامانده را ناز كنيم. وقتي به موش يا مگس هم نگاه مي‌كنيم همين است. چرا موش به راحتي در هر سوراخي مي‌رود و خود را مخفي مي‌كند ولي ما نمي‌توانيم؟ چرا و هزاران چراي ديگر در مقابله با طبيعت به انسان روي مي‌آورد. گردشگري از زماني شروع مي‌شود كه اين چراها در اطراف ما به انتها رسيده باشد و ما سؤالي يا تعجبي نداشته باشيم و به عبارتي ديگر، يكنواختي كامل برما حاكم باشد. مي‌رويم در يك كوهستان با دشتستان يا جنگل ديگر، خود را در دامان طبيعت رها مي‌كنيم، چرا طبيعت اين همه بزرگ است؟ چرا هر چه مي‌رويم تمام نمي‌شود؟ فضانورديتمامي زمين را گشتيم، همه جا مثل همه شد! برخلاف تصور ما چيزهاي جديد آن خيلي زود مثل آن چيزهايي شد كه ديده بوديم. قله اورست همان قله دماوند است فقط كمي امتداد بيشتري دارد. دشت لاله‌هاي چهارمحال و بختياري همانند دشت قزوين است، كمي قرمزتر، و جاده رشت و آستارا هم مثل جاده شهريار است و يا حتي مثل خيابان وليعصر تهران يا پونك و جنت‌آباد و امامزاده داوود و بزرگ‌راه مدرس… چه تفاوت اساسي بين آنهاست؟ فقط مدّ يا كشيدگي و امتداد است و بس. درست مثل خانه يك فقير با يك خانه ثروتمند فقط فرقش اين است كه تعداد آجرها بيشتر تكرار شده است!!!در آسمان خراش‌هاي نيويورك چه چيزي هست جز آهن و شيشه كه تكرار شده‌اند؟ همه‌ي دنيا تكرار است! روز، شب و همه چيز تكرار است. بعضي تكرارها كوچك هستند و برخي بزرگ‌تر! فقط هميناز اينجاست كه بشر از روي زمين كنده مي‌شود، او بايد به فضا برود چون آنجا همه چيز فرق خواهد داشت! در زمين همه چيز صاف است ولي در آسمان همه چيز گرد است. ستاره‌ها دايره‌اي هستند، آسمان دوار است، خورشيد گرد است و ماه، كروي… كدام چيز روي زمين مثل ماه يا خورشيد گرد و كروي است؟ پس آنجا بايد رفت. همه چيز در آنجا فرق مي‌كند! اما وقتي براي رفتن به فضا در سفينه نشست و به كره ماه رفت، مي‌بيند قضيه برعكس است! حالا سطح كره ماه صاف و ممتد و كشيده است و كره زمين گرد و زيبا و درخشنده! به كره مريخ هم مي‌رود اما آنجا هم چيزي جز چاله و چوله نيست. چيزي كه در زمين فراوان بود و از دست آن گريزان… حالا زمين از دور صاف ديده مي‌شود ولي مريخ چاله چوله و كوه و دره… است. عجب! گردشگري در فضا هم به آن همه خرج نمي‌ارزيد. مي‌توانيم اين را از فضانوردان و آنهايي كه ميليون‌ها دلار خرج كردند، بپرسيم! باززمين بهتر است. بالاخره آب و آبادي دارد، ولي كره مريخ يا ماه چي دارد؟ همه جا كه وطن نمي‌شود! انسان ساخته گردي!گردش براي ديدن دست ساخته‌هاي بشري دليل زيباتري از گذشته ندارد. اين دست ساخته‌ها يا قابل تقليد هستند يا نيستند و اگر قابل تقليد نباشند، عجايب نام مي‌گيرند مانند عجايب هفتگانه كه از قديم مرسوم بوده و در كتب تاريخي از آن ياد مي‌شود و البته فقط يكي يا دوتاي آنها براي زمان ما باقي مانده است مانند اهرام ثلاثه در مصر و ديوار چيناين عجايب، افسانه‌هاي زيادي دارند يعني حواشي زيادي براي خود ايجاد كرده‌اند. برخي معتقدند، ديوار چين را الكساندر يا اسكندر يا به عبارتي كوروش كبير ساخته است و هدف آنها اين بوده كه ملت چين به بيرون از ديوار نرسد زيرا شايعه بوده كه ملت چين داراي سرعت تناسلي و تزايدي بوده و به سرعت تكثير مي‌شدند. همان‌طور كه الآن نيز ما شاهديم كشور چين بيشترين جمعيت جهان را دارد و هر روز بر سرعت آن افزوده مي‌شود و مي‌بينيم هنگ‌كنگ، ويتنام، مالزي و ديگر كشورها نيز به سرعت «چين زده» مي‌شوند. البته در طول تاريخ آنها حملات زيادي كرده‌اند و بعضاً به يأجوج و مأجوج معروف شده‌اند. در جنگ دوم جهاني هم ما شاهد كشتار وسيع مردم ژاپن، چين تايپه، و ديگر همسايگان بوده‌ايم و اكنون نيز قوي‌ترين كادر آدم‌كش و مسن ترين افراد را اين مردم تشكيل مي‌دهند، به طوري كه در آمريكا و اروپا گانگستري‌هاي معروف جهاني فقط با رزم‌هاي چيني بايد آشنا شوند تا بتوانند مقابله نمايند و الّا هيچ قدرتي قادر به مقابله با مرگ‌هاي آني اهدايي از فنون رزمي چين نيست. اكنون ديگر ديوار چين هم نمي‌تواند مانع حضور و حمله آنان به ديگر مكان‌ها شود و بعيد نيست در صورتي‌كه فقر حاكم بر چين افزايش يابد، آنان همانند گذشته براي پيدا كردن زمين و مزارع جديد و محل خوراك و استراحت، به صورت سيل يا زلزله حملات و هجوم‌هاي خود را آغاز كنند و با آن جمعيت كذايي آيا كسي قادر به جلوگيري خواهد بود؟ چرا صنعت گردشگري؟دست ساخته‌هاي بشري از دو جهت به گردشگري مربوط مي‌شوند: يكي ساختمان‌ها و سازه‌هايي كه قبلاً بوده و ديگري سازه‌هايي كه بعداً به وجود مي‌آيد! ساختمان‌ها و سازه‌هايي كه قبلاً بوده، به عنوان آثار باستاني و ميراث فرهنگ مورد توجه گردشگران است. شايد ايران از اين لحاظ قوي‌ترين و پرشمارترين سازه‌ها را داشته باشد. از 15 هزار سال پيش كه تاكنون اين ملت در حال ساخت و ساز هستند، بر اساس يافته‌هاي گريشمن از تپه‌هاي لالي در چهارمحال و بختياري، مي‌توان فهميد كه سازه‌هاي ايراني از ريزترين آنها يعني وسايل آشپزخانه و شكار تا بزرگ‌ترين آنها يعني سي و سه پل و غيره در حال ساخت و محافظت بوده است اما دشمنان اين مرز و بوم اين را قبول ندارند. عده‌اي چنان تبليغ مي‌كنند كه گويا ايران كشوري بدوي است! و ازتمدن بويي نبرده و بربري و وحشي است. قبل از انقلاب اسلامي، آمريكايي‌ها كه در ايران حضور پيدا مي‌كردند بابت حق قدم خود حق توحش از ايراني‌ها مي‌گرفتند، يعني آمده‌اند تا ايران را متمدن كنند. هرچه رژيم پهلوي فرياد مي‌زد و آثار تاريخي تخت جمشيد را نشان مي‌داد و تمدن ساسانيان را مي‌نوشت، فقط مي توانست اين طور شعار دهد: پيش به سوي تهران بزرگ! يعني تازه بايد به سوي تهران بزرگ شروع به رفتن كنيم تا به آن برسيم!تعداد ديگري هم آن را نابود مي‌كردند، حمله اسكندر و به آتش كشيدن تخت جمشيد نشانه‌اي از اين بغض و كينه آنان است. امروزه در دنياي ديجيتالي و ماهواره اي اين بغض و كينه به شكل ديگري مطرح شده است: تمام مستندات عليه ايران به خوبي نگهداري و توزيع و پخش مي‌شود ولي مستندات مربوط به اين ملت خريداري و قاچاق و نابود مي‌شوند. روزانه هزاران قطعه تاريخي از ايران قاچاق مي‌شود و با اين قاچاق‌ها بايد جهان پر از تمدن و آثار تمدن ايراني شده باشد ولي مي‌بينيم همه‌ي آنها نابود شده‌اند، يعني دشمن قاچاق عتيقه را براي نابودي مي‌خواهد.  حفظ ميراث فرهنگيايجاد گروه پاسداران ميراث فرهنگي يكي از راه‌هاي حفظ آثار و سازه‌هاي فرهنگي است ولي موضوع مهم‌تر، آگاهي دادن به افكار عمومي است. جهانيان بايد بدانند كه تبليغات سوء اروپاييان و امريكاييان عليه تمدن و آثار تاريخي ايران ريشه در چه امر مهمي دارد. آنان بايد بدانند، اروپاييان روش تخريب دارند و امريكاييان روش تحريف. يعني سر دسته اروپاييان، اسكندر است كه فقط به قصد تخريب و نابودي آثار باستاني مي‌آيد. آنچه را بتواند مي‌سوزاند و الآن هم كه قادر به سوزاندن نيستند، قطعه قطعه آثار را مي‌دزدند و نابود مي‌كنند تا هيچ اثري نماند. امريكاييان كه مك كارتيسم در رأس آن است، در صددند ايران را كشوري فقير و وحشي جلوه دهند كه حتي قادر نيست از ميراث فرهنگي خود محافظت كند. آنان تاريخ ايران را به دسيسه‌هاي مختلف به نفع خود مصادره مي‌كند. آنان طوري عمل كرده‌اند كه همه‌ي وقايع برعكس نوشته شده؛ افكار عمومي جهاني با رسانه‌هاي ديداري و شنيداري اين‌طور شكل داده شده است: امريكاي بي‌هويت، امريكايي كه با كشتار مردم بومي تمدن را پايه‌گذاري كرده، امروزه ملت شريف و با تمدن و فرهنگ معرفي مي‌شود و ملت‌هاي آسيايي كه در اين قاره كهن و مهد تمدن و پر از آثار باستاني زندگي مي‌كنند به توحش وترور و كشت و كشتار تبليغ مي‌شوند؟! اين همه مي‌گويند: برون فكني! معني آن همين است. تاريخ واقعي غرب به نام شرق و تاريخ واقعي شرق به نام غرب جابه‌جا شده است. مردم بربر اروپا كه جز آدم‌خواري كاري نداشتند، به عنوان طرفدار حقوق بشر و حامي انسانيت و مهد و جايگاه تمدن و آزادي معرفي مي‌شوند و برعكس مردم آسيا كه محل حضور پيامبران الهي و سازه‌هاي افتخارآفرين و ميراث ماندگار فرهنگي و سياسي و اجتماعي به ملتي جهان سومي، عقب مانده و توسعه نيافته تبلغ مي‌شوند. امروزه بايد همه بدانند اگر تمدني هم در غرب است، هنوز هم شرقي‌ها آن را مي‌سازند، نه خود غربي‌ها… و اين رسالت سنگين ما در روشن ساختن آن است.سيد احمد حسيني ماهيني