U.S Election


راه حل تمامي گرفتاري‌ها
27000000Tuesday07 252008, 12:08 pm
Filed under: Uncategorized

راه حل تمامي گرفتاري‌ها در گسترش طرح‌هاي عمرانيورزش و طرح‌هاي عمراني ورزشي تن آدمي به كوشش و مداومت در كار نياز دارد و ساختار بدن طوري طراحي شده كه بايد حركت كند و به گفته‌ي پيامبر اسلام ما مأمور به تلاش هستيم. لذا تلاش بدني و جسماني هم مايه حركت اجزا بدن است وهم مايه كسب روزي و رزق كه گفته‌اند از تو حركت از خدا بركت. كساني‌كه بدن خود را بي‌حركت گذارند، لاجرم به لاشه‌اي سنگين مبدل گردند كه خود نيز از آن شرمگين مي‌شوند! هرچه تلاش بيشتري شايد؛ اميد موفقيت بيشتري بايد و هرچه كوشش كمتر؛ فايده‌ي آن پايين‌تر. امروزه همه دنيا به اين امر واقفند كه از كودكي تا روز مرگ بايد حركت كنند. در بسياري از مواقع، سكون يا بي‌حركتي با مرگ و عدم معني مي‌شود. كسي كه در لاي بوران و برف گير كرده، اگر از اين‌كه خوابش مي‌برد، خوشحال شود يعني مرگ او فرارسيده است! شهيد چمران در آخرين لحظات زندگي خود از اين‌كه پاهاي خود را بيش از اندازه به حركت واداشته از آن معذرت مي‌خواهد. او كه اين‌همه مقامات علمي و انساني يافت فقط به بركت همين پاها و دوندگي و مقاومت و نستوهي آن بود. ديگران نيز وقتي به پاهاي خود ودست‌هاي خود حركت را ياد دادند، زندگي بر آنان لبخند زد و كساني‌كه دست از دنيا شستند و به گوشه عزلت نشستند، حتي ابرها از باريدن بر سر آنان شرمنده شدند! آنها حتي خيس هم نشدند زيرا كه باران به گوشه‌ها نمي‌بارد و در فضاي باز است كه مي‌توان از باران بهره برد. پاهاي انبيا و اوليا تاول مي‌زد، زخم مي‌شد از زخم اعدا و تاول مي‌زد؛ در حركت در مسير انجام كارهاي خير و اين نبود مگر به فرمان دادار و اوامر پروردگار. قو يا قم كلمه‌ايست كه با شلاق معنوي برسر كساني كوبيده مي‌شد كه  جامه به خود پيچيده ودر گوشه‌اي مي‌نشستند. چه نشسته‌اي كه گاه نشستن نيست و تو فرصت كافي خواهي داشت كه در سينه قبرستان به راحتي بخوابي آن‌چنان كه حتي خوراك مارها و مورها شوي و از خود غيرتي و حركتي نكني! تو فرصت خواهي داشت آرام وآسوده در زير خروارها خاك بخوابي و كسي با توكاري نداشته باشد مگر به اجبار رباني و اكنون وقت كار وكوشش و ورزش ونرمش است نه گاه آرامش وآسايش و لميدن وحركت‌هاي با معني و حركت‌هاي بي‌معنيچون ساختار بدني انسان طوري است كه بايد حركت كند، لذا در راه حركت اين سؤال پيش مي‌آيد آيا حركت فقط براي حركت است يا بايد براي چيز ديگري باشد؟ عده‌اي معتقدند هر حركت انسان بايد مايه‌ي خير باشد يعني هدفي درآن مستتر باشد آن هم هدفي مثبت كه بر ثروت و دارايي‌هاي اين جهان و خلقت‌هاي خداوندي بيافزايد. ساختماني ساخته شود، اتاقي برپا شود بيمارستاني علم گردد و ورزشگاهي. اگر كسي حركتي كند ولي از اين حركت خود يا ديگران بهره‌اي نبرند، او در واقع كاري بيهوده انجام داده است و از داده‌هاي خود ستاده‌اي نگرفته و لذا بهره‌وري او منفي است. اگر فقط خودش از آن بهره ببرد، بهره‌وري او صفر مي‌شود چرا كه به همان اندازه كه مصرف كرده نتيجه گرفته، اما اگر اين حركت او مايه‌ي بهره‌مندي ديگران شود، اجر خود را دريافت كرده به طوري‌كه برخي معصومين گفته‌اند ارزش هر مؤمن به قدر مفيد بودن او براي ديگران است. هرچه دامنه‌ي اين استفاده بيشتر باشد او مفيدتر و با ارزش‌تر است و براي همين رسولان الهي مكلف بودند كار كنند ولي اجري ازمردم نخواهند!  قل لا اسئلكم اجرا الا الموده في القربي. بگو جز محبت و دوستي اهل بيتم چيزي و دستمزدي  از شما نمي‌خواهم. گرچه بسياري همين خواسته را هم برآورده نكردند ولي مهم نيست.آنها به خود ستم كردند نه به ديگران. زيرا دستمزد اصلي نزد خداست. اين نخواستن اجر فقط مختص پيامبران نيست ما هم مكلفيم اين كار را بكنيم! كسي كه قرض مي‌دهد آن‌هم قرض‌الحسنه؛ مي‌تواند خود را امتحان كند. يا به 5 درصد و 15 درصد ربا راضي شود يا همه‌ي آن را ببخشد و دو برابر و چندين برابر از خدا دريافت كند. ورزش، حركت‌هايي بي‌هدف است؟برخي ورزش را «بما هو ورزش» مي‌دانند و از آن فقط ورزش مي‌خواهند. اين يك مفهوم قهرمان‌پروري يا مفهوم ورزش براي ورزش است همان‌طور كه علم براي علم يا هنر براي هنر يا پول براي پول مطرح است. كسي كه پول را جمع مي‌كند و خرج نمي‌كند او دچار نوعي فلسفه ذاتي يا پوزيتيويسم است كه پول را فقط به دليل اين‌كه پول هست دوست مي‌دارد و خرج كردن آن را خيانت مي‌داند. هنرمند يا دانشمند يا فيلسوف هم همين‌طور است و ورزشكار را هم همين‌طوري بار مي‌آورد. آيا بايد ورزش كرد براي اين‌كه بايد ورزش كرد؟ يا اين‌كه مي‌توان از اين ورزش بهره هم برد و تربيت اخلاقي وآدابي و انساني و كمك به همنوع را سرمشق قرارداد؟ اكنون چهار صد هزار نفر جامعه ورزشكاري ايران را تشكيل مي‌دهند، ولي مانند يك جريان رودخانه فقط قسمت مياني آن ديده مي‌شود از ابتدا و انتهاي آن خبري نيست. آيا ورزشكاري كه در ميدان‌هاي بزرگ قدم ميگذارد پول دارد كه يك صبحانه بخورد؟ يا اين‌كه هميشه سعي مي‌كند در اردوها خود را جا بزند تا حداقل شكمش سير شود؟ خانه ورزشكاران از سال 1350 كه به وجود آمد اين مشكلات را بررسي كرد ولي نتوانست كاري بكند و سال‌ها در اين ماند كه چه مي‌تواند بكند؟ يك كارگر ساده در كارخانه استخدام مي‌شود حقوق و اضافه كار و نهار و اياب و ذهاب او معلوم است ولي ورزشكار چه؟ نه حقوق و نه بيمه‌اي و نه حتي مستمري و غذاي مرتبي. جايزه و مدال‌هايي هم كه مي‌گيرد، بلافاصله آب مي‌كند و بدهي‌هايش را مي‌پردازد. شب اعزام به خارج هم گرسنه مي‌خوابد! در حالي‌كه مربي او برابر تمامي عمر او از او درآمد كسب مي‌كند. ورزشكاران نه تنها در ايران كه در تمامي دنيا بي سر و ته‌ترين زندگي را دارند. معلوم نيست چه كسي قهرمان خواهد شد و آيا اصلاً قهرمان مي‌شوند؟ آيا مي‌توانند به درآمد قهرماني تكيه كنند؟ حتي آنهايي‌كه قهرمان شدند وضع بهتري ندارند! سال‌ها پيش در دوران جواني كتابي خواندم از يك بوكسور حرفه‌اي به نام يك تكه گوشت! بوكسور آمريكايي قهرماني كه اجل قهرماني‌اش به سر رسيده بود و حتي قادر به خريد يك تكه گوشت براي خود و خانواده‌اش نبود! طبق معمول باشگاه از او خواسته بود نقش كيسه بوكس را بازي كند! وكتك‌خور نوكيسه‌ها و نوقهرمان‌ها شده، بابت اين كار دستمزدي بگيرد و او به خاطر گرسنگي خانواده‌اش قبول كرده بود. اما اين كار هم براي او سودي نداشت زيرا آبروي خود را از دست مي‌داد و هر شب بايد با تن و بدن خون آلود به‌ سراغ زن و فرزندش مي‌رفت. ازاين نوع داستان‌ها در سريال‌هاي تلويزيوني و فيلم‌ها هم مي‌توان سراغ گرفت و مخصوص يك طبقه يا قشر خاصي نيست! ورزشكار تا قوي است از بيمه شدن و پس‌انداز كردن متنفر است همه را همان‌موقع يللي تللي مي‌كند و بعد كه از تب و تاب افتاد و روغن‌سوزي‌اش شروع شد تازه به ياد عاقبت و پيري و گمنامي مي‌افتد كه ديگر دير شده است. هستند كساني‌كه نه در جامعه ورزش كه در همه صنوف تا موقعي‌كه دستمزدهاي بالا و درآمدهاي نجومي دارند، مست قدرت و ثروت مي‌شوند و به عاقبت نمي‌انديشند و وقتي به سرازيري رسيدند، مي‌بينند بيست يا سي سال كاركرده‌اند اما حتي يك سال هم سابقه پرداخت بيمه و يا بازنشستگي ندارند! و بعد هم سراغ دولت مي‌روند يا شركت كه بياييد ما را بازنشسته كنيد و يك حقوق بخور و نمير بدهيد و بعد از بازنشسته شدن هم داد و بي‌دادشان در مي‌آيد كه اين حقوق بخور و نمير براي ما كم است و با اين‌همه نوه و نتيجه به كجايمان مي‌رسد؟طرح‌هاي عمراني گسترش يابد راه حل تمامي اين گرفتاري‌ها در گسترش طرح‌هاي عمراني است زيرا وقتي در هرمحله‌اي يك ورزشگاه بود كه ورزش را ساماندهي و چهره‌ها و استعداها را شناسايي كند، برنامه‌ريزان از ابتدا با برنامه‌اي مرتب ورزشكاران را هدايت مي‌كنند و در طول زندگي حامي و پشتيبان او مي‌شوند. سازمان تربيت بدني به عنوان متولي امر ورزش مي‌تواند از كودكي استعدادها را شناسايي و بر روي آنان سرمايه‌گذاري كند. ورزش انفرادي ممكن است ريسك بالايي داشته باشد ولي ورزشگاه اين ريسك را پايين مي‌آورد. مثلاً ممكن است در تمام طول تاريخ بازي‌ها، شخصي مثل علي دايي ناگهان ستاره شود و از پله هم جلو بزند وجزو صد گلي‌ها بشود ولي اين قابل پيش‌بيني و برنامه‌ريزي نيست و داراي ريسك بالايي است زيرا همين غيرت ورزشي مي‌خواهد كه يك نفر به اوج برسد و در ميان دلارهاي نفتي و عربي يا غربي غرق نشود. بسياري از باخت‌هاي فوتبال ايران فقط به همين دليل است يعني عرب‌ها و غربي‌ها درآخرين بازي‌ها قول قراردادهاي كلان به بازيگران مي‌دهند و آنها هم در جايي‌كه انتظار برد است بازي را زمين مي‌گذارند. به همين دليل است كه در ابتداي بازي‌ها معمولاً خوب هستيم و در انتها مثلاً نفس كم مي‌آوريم! چون آن‌قدر مي‌دويم تا نظر آن عرب يا غرب را جلب كنيم و همين‌كه اوكي را گرفتيم، يك كارت قرمز و اخراج و بعد هم سر از دبي و آلمان! كه در ايران به ما رسيدگي نمي‌كنند و ال و بل! اما وقتي امور ساماندهي شده و امثال علي كريمي‌ها زياد شد، ديگر اين ساحر و جادگر فوتبال حتي اگر به دبي هم برود يا در آلمان هم باشد و خيلي هم از رسيدگي به ورزشكاران شاكي باشد مثل او به طور انبوه توليد شده و جاي او را پر مي‌كنند.مناقصه و طرح‌هاي ورزشي همان‌طور كه ستاره بودن ورزشكاران ريسك را بالا مي‌برد، ستاره بودن مجريان طرح‌هاي ورزشي هم همين‌طور است. مثال رستم و يك دست اسلحه، ماييم و يك استاديوم آزادي آنهم كه پايه‌هاي بتوني‌اش درحال فروريختن است. اينست‌ كه هر سازي اين ورزشگاه بزند بايد رقصيد. براي خراب نشدن آن مراسم ورزشي تعطيل ‌شده و مراسم فرهنگي، اجتماعي ديگر در آن برگزار مي‌شود! اما اگر از اين استاديوم‌ها چند تا باشد سازمان‌هاي ديگر هم مجبور مي‌شوند مراسم خود را در سالن‌هاي خودشان برگزار كنند. چه كسي گفته كه ما قادر به ساخت استاديوم‌هايي بزرگ‌تر از استاديوم 50 ساله آزادي نيستيم؟ چرا آقاي علي‌آبادي به جاي رفتن در هيأت فوتبال به مراكز طرح‌هاي عمراني نمي‌رود وسرك نمي‌كشد كه آيا اينها به مناقصه گذاشته شده يا يك عده اي با منو پل كردن اين‌ها جلوي مناقصات را گرفته‌اند و ورزش ما را درهمان سال‌هاي دهه‌ي 1340 نگهداشته‌اند؟ براي تهيه لباس ورزشكاران تا كي بايد منتظر اين شركت وآن شركت باشيم و براي واردات آنها سوت بكشيم؟ چرا بايد قهرمانان مادر جهان همه چيز را بهتر از ايران بدانند؟ والله اينطور نيست كه همه ورزشكاران بي‌دين باشند و بي‌غيرت كه فقط بخواهند مملكت خودشان را بفروشند. آنها دلشان براي ايران مي‌تپد و دوست دارند پرچم ايران واقعاً از همه‌ي پرچم‌ها بالاتر باشد. و بايد از كارهاي الابختكي و بزن در رويي پرهيزكرد و يك برنامه منسجم ريخت. نبايد درگير سياست‌بازها در متن ورزش شد. آنها آن‌قدر هم كه مي‌گويند سلطان يا ژنرال نيستند. اينها را عملكرد ضعيف، قوي كرده است. برويد ببينيد بين اين ورزشكاران، مسلمان بودن چه سخت شده است! تا يك كسي كمي رو مي‌آيد اول از همه او را به دام اعتياد مي‌اندازند و به بهانه داروهاي پروتييني و غذاهاي مكمل، ناگهان سر از اكس و قرص و شيشه در مي‌آورند. همه جا تبليغ مي‌كنند ورزش ضد اعتياد است ولي مگر دشمن آرام نشسته؟ از همين تبليغ شما معكوس استفاده مي‌كند و باشگاه‌هاي بدنسازي و امثال آن‌را تبديل به مركز توزيع مواد مخدر مي‌كند و اين البته در سراسر جهان سياست كلي قاچاقچيان است زيرا هم از محبوبيت و هم از قدرت بدني آنها بسيار خوب مي‌توان در امر قاچاق استفاده كرد. حالا ببينيد در اين وانفساي پول و قدرت و شهرت و شهوت، ورزشكار حامي هم نداشته باشد… لذا بايد با ساخت هرچه بيشتر و بزرگ‌تر ورزشگاه‌ها و با ارايه اين طرح‌ها از طرق مناقصه به اهل تخصص، ورزش راهرچه بيشتر ساماندهي كرد و برنامه‌ريزي نمود تا در سند چشم انداز روسفيد بود.  ایرنا مدیر مسئول ماهین را عوض میکند!همه از ما ایراد میگیرند که غلط املایی داریم ولی ایرنا دیگر آخرش است هربار راجع به ماهین مطلب چاپ کرده اشتباه بوده! دفعه قبل سازمان صدا وسیما را زده بود بیمارستان صداوسیما! ایندفعه هم مدیر مسئول را کس دیگری نوشته . واگر دادگاه صالحه ای باشد باید به این نشر اکاذیب رسیدگی کند نه اینکه همهاش یقه مارا بگیرند!توجه کنید: نشست دادگاه رسيدگي به موارد اتهامي مديران مسوول روزنامه “ياس نو” و هفته‌نامهماهين” روز يكشنبه به دليل عدم حضور اين مديران مسوول در نشست دادگاه، به تعويق افتاد. دادگاه رسيدگي‌كننده به‌موارد اتهامي “محمد نعيمي‌پور” مدير مسوول روزنامه ياس نو و ” جمال ترابي ” مدير مسوول هفته نامه “ماهين” قرار بود امروز در شعبه۷۶دادگاه كيفري استان تهران و با حضور هيات منصفه مطبوعات برگزار شود. قاضي “شهرابي فرهاني” رييس شعبه ‪ ۷۶دادگاه كيفري استان تهران در نشست امروز دادگاه با اعلام رسميت دادگاه از نماينده مدعي‌العموم و شاكيان خصوصي اين دو نشريه خواست شكايت خود را طرح كنند. قاضي رسيدگي‌كننده به اين دو پرونده اعلام‌كرد: به‌لحاظ بيماري مدير مسوول روزنامه ياس‌نو وعدم توانايي درارائه دفاعيه به‌پيشنهاد هيات منصفه مطبوعات و موافقت دادگاه جلسه رسيدگي به اتهامات “نعيمي پور” به وقت ديگري موكول مي‌شود. همچنين به دليل عدم حضور مديرمسوول هفته‌نامه “ماهين” و به لحاظ رعايت حقوق قانوني وي، هيات منصفه مطبوعات درخواست كرد جلسه رسيدگي به موارد اتهامي اين مدير مسوول به جلسه آينده موكول شود. اين تقاضا مورد موافقت دادگاه قرار گرفتhttp://www2.irna.ir/fa/news/view/line-9/8609043688145545.htm  عربستان تمام قد از اسراییل دفاع میکند! خیلی ها تصور میکنند عربستان نباید از اسراییل دفاع کند ولی براساس یافته های ما اسراییل قبل از آنکه طفل نامشروع آمریکا باشد ولد همین عربهاست! زیرا آمریکا با سه هزار میلیارد دلار بدهی هیچ کاری نمیتواند بکند واین عربها هستند که بادلارهای نفتی بنام آمریکا از اسراییل حمایت میکنند . همین الان در موسم حج دارند میروند به آناپولیس! هرچه ماگفتیم که آقا همین پول سعودیها ستکه اسراییل را بوجود آورده خرج کسی نرفت هی گفتند اتحاد! اگر دنبال اتحاد با سعودیها هستید شماهم بروید آناپولیس! چرا کویت وامارات ومصر واردن بروند وشما نروید واسمش را بگذارید اتحاد؟ الاعراب اخ الیهود!  400میلیارد دلار سرمایه گذاری برای 70میلیارد دلار فروش !کل فروش نفت امسال 70میلیارد دلار خواهد شد که بهر ایرانی 1000دلار میرسد( البته اگر همه فروش در آمد خالص باشد وبه خزانه واریز شود! )    دکتر حشمت زاده ریاست گروه مطالعات اقتصادسیاسی موسسه مطالعات بین المللی انرژی  که در سمینار آینده پژوهی دانشکده حقوق دانشگاه تهران سخنرانی میکرد سخنان خودرا در دوقسمت گفت : در مفروضات مزیت علم را برسه دانست اول که دانایی میافزاید وپدیده هارا قابل توضیح میدانددوم آینده نگری وپیش بینی را امکان پذیر میسازد سوم امکان کنترل آن پدیده را میدهد که همان قدرت است وموضوع علم سیاست. درراهبردها اول نفت را دارای فرصتهای زیادی در ایران دانست ودر گذشته واینده نقش اساسی دارد ولی در مطالعات جایی ندارد! مثلا ایشان گفت برای دریافت درآمد 70میلیارد دلاری در سال باید 400میلیارد دلار سرمایه گذاری شود که خود دارای فرصتها وتهدیدهاست فرصتها برای سرمایه گذاری داخلی است یا خارجی در درخارجی رشد صنایع واقتصاد ملی رفع نیازهای مردم افزایش قدرت دولت ولی تهدیدها تداوم اقتصاد تک محصولی احتمال گسترش نفوذ خارجی در عدم جذب سرمایه های خارجی فرصتها عبارتند از امکان خروج از وابستگی صنایع دیگر واستقلال سیاسی است اما تهدیدهای ان رکود عدم اشباع بازار وگسترش نارضایتی است. وی در عرض 20دقیقه نتیجه گیری نمود که تا امروز همه تحقیقات ما گذشته نگر بوده چندسالی است که آینده نگر شدیم ولی حال نگری مفقود شده است!     بعدا ازایشان دکتر مصلی نژاد با ارایه یک مشت شعارهایی که همه ساله تمدید میشود درخواست افزایش سرمایه داری در ایران شد وسرمایه دار دولتمدار را بر دولت سرمایه دار ترجیح داد ولو اینکه ایشان اذعان داشت رشد سرمایه داری باعث رشد بروکراسی میشود ولی وی بروکراسی را همچون وبر فناتیکانه ستود.بالاخره از قدیم گفته اند علف باید به دهن بزی شیرین باشد! بروکراسی ضد بشر در دامن سرمایه داری رشد میکند وعقاید مارکس بعنوان راه حل هزاره سوم بیان میشود!   .پله پله تا تطهیر یک متهمامروز در دانشگاه تهران غوغاست راهپیمایی برعلیه موسویان و طرفهای دیگر که بجرم جاسوسی هسته ای متهم هستند ولی بازور گویی خودرا تبرئه کرده اند دانشجویان نوشته بودند: وطن دوباره میفروشمت : انرژی هسته ای از نوع دیگر! وجاسوسی هسته ای جامعه اسلامی دانشجویان هم در نشریه فلق این موضوع راتوضیح داده ونوشته پله پله تا تطهیر یک متهم ما از اینجا با آنان اعلام همبستگی میکنیم


No Comments Yet so far
Leave a comment



Leave a comment
Line and paragraph breaks automatic, e-mail address never displayed, HTML allowed: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>