Filed under: Uncategorized
Lebanon needs real democracy that Hezbollah saidIn all country the majority said in democracy but in Lebanon and Iraqi all these are in opposite! The majority in there have not any right to select the president! There is a big holocaust here! All Shiite in the world must kill! The Lebanon, Iraq, Bahrain, Azerbyjan, Bosnia, Palestine, Pakistan, Afghanistan, Kashmir, Saudi Arabia and Yemen are the big area for killing Shiite! Benazir Bhutto was Shiite and Arab Saudi sends him to the lion grate and kills her. Taliban and Talibani are the Arab Saudi agents for killing Shiite! In fact all local army in Middle East are the Saudi agent: they discover the Muslim young girls and sale them to old Arab. We know that the Lebanon force or Fath organization in Palestine or Alqaeda have more income from the girl sale! This is the time that Shiite awake and avenge for all girls killed as Benazir Bhutto from alghaeda and all undersurface force and army! They must change all them to Shiite army and save all young girls from old Arabs. لبنان یحتاج الی الدیموکراسیه الواقیه السعودی یامر بالقتل البینظیر بوتو لانه هی الشیعه ! القاعده تحت الامر السعودی قتله فی الباکستان للاختفا الید السعودی لانهم ارساله الی الباکستان کانه ارسله الی القفسه الاسد! انهم یقتولون کل الشیعه فی العراق فلسطین المحتله البوسنی والششن والاذربیجان والباکستان والافغانستان والبحرین والیمن والامان والامارات والقطر وفی کل مکانات ! لانهم مانع الاصلیه للحکومه الشیعه فی العالم لان العالمین کلهم ینتخبون الشیعه کما فی اللبنان والعراق والبحرین و..نحن نشاهد!لم یخالف السعودی مع الشیعه؟ لانهم کلهم فاسد ویطلبون کل البنات الصغیره للشیوخ الکبیره! انهم یامرون النسوان بالفساد ونحن نشاهد فی التلفیزیونات وفی الصور القبیحه والستلایت . انهم یقولون نحن خادم الحرمین ولکن یتغیرون ایام الحج للفسوق! ان اول شهر الذیحجه یوم التزویج امام علی ابن ابیطالب مع الفاطمه بنت رسول الله صلو علیهم! ولکن السعودی یتغیر هذالیوم للنسی للنسوان! وانهم لا طیلعون من اهل البیت ویتصورن ان السعودی هو اهل البیت ! وما یامر السعودی بالفحشاد والاثم هو هی یامر اهل البیت وهوالامر رسول الله! ولکن الرسول یخالف مع الفساد فی الستلایت! انهم یعطون مالا کثیر لازدیاد الصور القبیحه ولبیع البنات الصغیره للشیوخ الکبیره! وکل القواه الحربیه فی کل العالم یوظفون للارسال تلک البنات . ان الجیوش فی اول الوظایفهم خدمه بالسعودی! وخدمتهم فقط اعزام البنات ! انهم یکشفون الحجاب من کل النسوان ویرسلونهم بالسعودی للفیدیو والتلفیزیونات والصور القبیحه!سعودیها عامل قتل بینظیر بوتوبینظیر بوتو شیعه بود وبا تمام فشارهای غربی دست از حجاب ولباس سنتی خود برنداشت با اینکه میلیاردها ریال سعودی خرج کرد ولی سعودیها وی را تحویل القاعده دادند! وی مانند دیگر رهبران جهان اسلام به اعراب مخصوصا سعودیهای یهودی الاصل خوشبین بود. وی اینهمه ماهواره های سعودی وصور قبیحه وتغییر وتحریف قران وایام الله را نمیدید وفقط به صرف اینکه اجازه میافت به عربستان برود خوشحال بود! اما آنها که دشمنان قسم خورده اسلام هستند وبخاطر از بین بردن اسلام در قرن قبل مسلمان شدند با استفاده از همین نقطه خوشبین مسلمانان آنها را یکی یکی قلع وقمع میکنند: گرگ اجل یکایک از این گله میبرد واین گله چه آسوده میچرد!سعودیها باهمین ظاهر سازی تمام آثار اسلام را درمکه به نابودی کشاند وتاکنون بیش از 400 اثر تاریخی درانجا نابود شده است آنان تمام کشورهای شیعه نشین را مانند آذربایجان وعراق بحرین ولبنان یمن وبوسنی وچچن وپاکستان وکشمیر وافغانستان همه وهمه را ازترس طالبان به زیر سلطه یهوذیان بردند وموساد را تقویت مالی کردند تادراین سرزمینها به کشتار دست بزنند وشیعیان پاک را بکشند.. امروزه مردم پاکستان باید بدانند که عامل قتل بینظیر بوتو القاعده ودرنهایت عربستان سعودی است .
جرم ريش تراشيدن !برخي علما ريش تراشيدن را تشبه بكفار ميدانند وانرا مكروه ميدانند ولي حكم تراشيدن تريش بسيار سنگين تراست :اگرريش را طوري بتراشند كه ديگر در نيايد ديه كامل دارد ولي اگر طوري بتراشند كه دوباره دربيايد نصف ديه دارد وهربار كه شخص خودش ريشش را سه تيغه ميكند نيم ديه به حاكم شرع بدهكار ميشود! سخنگوي قوه قضاييه از مناقصه گفت :خبرنگار ماهين نيوز در جلسه سخنگوي قوه قضاييه از آقاي دكتر جمشيدي پرسيد: آيا ترك عمدي مناقصه در تمام پرو»ه ها جرم است وجزو مفاسد اقتصادي ميشود يا خير ودوم اينكه ايا نميتوان به اجراي مناقصات همانند عامل پيشگيري از مفاسد اقتصادي نگاه كرد ايشان ضمن اشاره به اينكه تاسطح يك مبلغ معيني مديران حق دارند بدون مناقصه برگزرا كنند افزود بالاتر از آن سقف مجاز به انجام پروژه بدون برگزاري مناقصه ندارند وبازرسان وديوان محاسبات ماموريت نظارت برآن را دارند زيرا ترك هر عملي جرم محسوب نميشود مگر اينكه در قانون آمده وجرم آن مشخص شده باشد تا قاضي بتوانددحكم صادر نمايد اما در مناقصات هم بعضا مفاسدي صورت ميگيرد مثلا ارتشا و اختلاس يا تغيير درجه ورتبه پيمانكاران مانع بزرگي براي انجام صحيح مناقصات ميباشد از محمد فراهاني وفرهاد فخرالديني وقدرداني شد:در كاخ نياوران ودر برنامه خورشيد مهر از محمد فراهاني براي نقاشيهايش واز فرهاد فخرالديني براي آهنگهايش كه بوي علي وغدير ميداد قدر داني شد دراينمراسم با حضور خانم فرهيخته ومدير فرهنگسراي نياوران انجام ميشد از دو هنرمند ديگر نيز قدر داني شد وحضار به ديدن تالار آبي وكاخ صاحبقرانيه دعوت شدند
Filed under: Uncategorized
نبود بهره، عامل پيشرفت طرحهاي عمراني استقرضالحسنه و طرحهاي عمراني اجراي طرحهاي عمراني فقط گِل بازي يا جمع كردن خاك وسنگ وآهن نيست بلكه عشق است و ايمان است و فداكاري كه شاعر گفت كوه را عشق كند وشهرتش فرهاد برد! يا نظامي گنجوي چه خوب از جان كندن شيرين عاشقان صنعت ميگويد:نخستين بار گفتش كز كجايي بگفت از دار ملك آشناييبگفت آنجا به صنعت در چه كوشندبگفت انده خرند و جان فروشند بگفتا جان فروشي در ادب نيستبگفت از عشقبازان اين عجب نيستبگفت از دل شدي عاشق بدينسان؟بگفت از دل تو ميگويي من از جانبگفتا عشق شيرين بر تو چونست بگفت از جان شيرينم فزونستاين شعر زيبا را مجري خوب شبكه صداوسيما در افتتاحيه نمايشگاه بين المللي قطعات خودرو خواند كه بسيار مورد توجه صنعتگران قرار گرفت. به نحوي كه مدير انجمن قطعه سازان كه سخنران بعدي بود گفت من از اين شعر نيرو گرفتم و فهميدم كار صنعت و توليد حتي در زمان گنجوي نيز مقرون به صرفه نبوده است!آري تا كسي عاشق نباشد، دست به هيچ كاري نميزند؛ درگوشهاي مينشيند و تا لحظه مرگ خود را ثانيه شماري ميكند. بدون عشق همه چيز پوچ وبيمعناست! حضرت علي «ع» ميفرمايد: دلي كه دوست دار كسي نيست، ارزشي ندارد! و اولْ عاشق هم خداست كه از عشق او يك گِل به شكل آدم ساخته شد! او مظهر عشق و سازندگي است و در او عشق و عاشقي به وحدت ميرسند. جاييكه ميفرمايد: مؤمنين كساني هستند كه شديدترين حب را به خدا دارند. جذبهي عشق است كه انسانها را به سوي سازندگي ميكشاند. ممكن است اين عشق زميني باشد يا آسماني كه البته عشقهاي زميني؛ مبدا و آغاز عشقهاي آسماني است اگر شخص ظرفيت داشته باشد. تمام كاخها و قصرها و ساختمانهاي باشكوه براي يك عشق زميني ساخته شدند! همهي جنگها و سازندگيها و پيشرفتها در سايه عشقهاي خاكي و آسماني بوده است و ميتوان گفت كه عشق اولين كوزهگر را ساخت و امروز همان اوست كه فرمان ميدهد و بشر را به سازندگي ميخواند. همهي ساختمانها و همهي كارخانجات و همهي شركتها اگر از عشق خالي شوند، به گورستان و خرابه تبديل ميشوند. اين كوزه چون من عاشق زاري بوده است دربند سر زلف نگاري بوده است اين دست كه برگردن او ميبيني دستي است كه برگردن ياري بوده است عمر خيام، نمونهي يك مهندس عمران است. او رياضيدان است اما شهرتش به رباعيات اوست. هم اكنون و در قرن بيست و يكم، بالاترين تيراژ كتابها در اروپا به شعرها و رباعيهاي او كه ساليان سال است منتشر ميشود، اختصاص دارد. خيام شناسان و اصولاً شرق شناسان تعابيري از اين مهندسان دارند كه گاه در مخيلهي خودِ ايرانيها و نيشابوريها هم نميگنجد: آنقدر درمورد ايران و شاعران ايراني تحقيق كردهاند كه به اعتراف خود شرق شناسان ديگر مطلبي نمانده است كه آنها تحقيق كنند!اين مقدمه را گفتيم تامعلوم شود سود پرستي فقط بهره اقتصادي نيست.حمايت مالي پروژهها در حمايت مالي پروژهها نيز ميبينيم غرب تمام احكام اسلامي را پياده ميكند و شرق به دنبال عكس عملكرد آن است! در تمامي دنيا بنا برگفتهي رييس كارخانه ايران خودرو، وامهاي ارزان قيمت به توليد كنندگان ميدهند كه حد اكثر نرخ آن 4 درصد است ولي در ايران، نزولخواران ميگويند كه بايد به توليدكنندگان بالاترين نرخ بهره و وام را بدهيم چون آنها دارند و توليد ميكنند! حتي اگر دولت هم ميخواهد اين كار را بكند، ميگويند از رقابت خارج ميشود! عجيب است كه در ايران همه كارهاي خوب برعكس تفسير ميشود، آنهم به وسيله كسانيكه خود به غرب رفتهاند. شايد اصلاً مأموريت آنها اين باشد كه با سياستهاي غلط اقتصاد ايران را بيمار و وابسته كنند و به همين دليل است كه ما ميبينيم همه جاي دنيا دلار سقوط ميكند ولي در ايران حداكثر ثابت ميماند. اين نشان ميدهد اقتصاددانان با تمام قد خود ايستادهاند تا با آدرس غلط، مملكت را به دام سقوط بكشانند و مأموريت آقاخان نوري خود را به اتمام برسانند و دودستي تحويل دهند. آنها اگر بحران سازي نكنند، نميتوانند به مأموريت خود عمل كنند.بسياري از اقتصاد دانان كه در آمريكا و اروپا تحصيل كردهاند، ميدانند كه تأييديه دكتراي آنان ابتدا بايد با امضاي سازمانهاي جاسوسي آنجا باشد. آنها ميدانند كسي كه براي اخذ دكترا به آمريكا ميرود، از ابتدا تا انتها در سايه كمكهاي مالي و حمايتهاي سازمان سيا است. تمام پروژههاي تحقيقاتي آنان از طريق سازمان سيا تأييد و تأمين و هزينه ميشود. اقامت آنان و ادامهي تحصيلشان، فقط با تأييد اين سازمانهاست زيرا اين كشورها ومسؤولان آن مغز خر نخوردهاند كه كلي هزينه كنند و بعد آنها را به اميد خدا رها كنند! اين است كه ميتوان با اطمينان بسيار بالايي گفت كه همهي اينها يا مستقيماً براي سازمان سيا كار ميكنند و يا غير مستقيم و تحت فرمان عناصر اقتصادي آن سازمان هستند و يا ميتوان گفت در اثر تربيت شدن در دامان آنها همانند يك سگ دست آموز فقط چيزي را پاسداري ميكنند كه آنها گفته باشند، لذا ميبينيم بعداز40 سال كار اقتصاد اسلامي و بانكداري اسلامي در ايران؛ هنوز در مسير ايجاد قرضالحسنه سنگاندازي ميكنند و با تئوريهاي من درآوردي، عكس همه دستآوردهاي غرب را در ايران تبليغ ميكنند. وقتي درهمه دنيا بهرهي وامها 4 درصد و سود پساندازها يك و نيم تا دو و نيم درصد است، اين افرادِ وابسته با چه شامورتي بازي سود سپردهها را تا 17 درصد بالا ميبرند و كاهش آنرا مخالف اقتصاد آزاد و بازار مالي و پولي ميدانند. يا مثلاً جهاد دانشگاهي سميناري تحت عنوان نظر سنجي الكترونيك را در صدا و سيما برگزار كرد كه در آن، همهي چشم انداز بيست ساله با آمارهاي غلط زير سؤال برده شد. يكي از مسؤولين جهاد دانشگاهي كه خود را صاحب نظر و اِند الكترونيك ميداند، در يك اظهار نظر آشكار گفت: چه بسا ما نتوانيم به اين اهداف دست پيدا كنيم. او همچون همپالگيهاي ديگرش، كره را بهترين مثال دولت الكترونيك دانست در حاليكه ايشان خودش بهتر از ديگران ميداند كه آمارهاي الكترونيكي همه غلط است، چون ايران دربسياري از فهرستها و سايتهاي نظر سنجي حذف شده است؛ لذا آماري هم ندارد و اين نشان ميدهد ايشان با كسانيكه نام ايران را در ليست سياه قرار دادهاند، مراوده دارد تا تحقير بيشتري به ايران روا دارد و كشور را مجبور به ايجاد رابطه گرگ و ميشي بكند!فقط كارمزد تحليلهاي غلط كه نمونهاي از آن ديده شد، با توجه به مقدمه كه كار عمراني را فقط از راه دل و عشق و فداكاري ميتوان دنبال كرد، نشان ميدهد فلسفهي قرضالحسنه چيست. در قرضالحسنه شما به خدا قرض ميدهيد يعني براي دريافت سود نيست لذا اين همان موضوع است كه بسياري از تحليلگران اقتصاد سنجي يا نميدانند و يا خود را به ناداني ميزنند. آنها بانكها را با سود 17 درصد بر خداوند كه قول مضاعف شدن را داده، ترجيح ميدهند و اين به معني حذف معنويت و جاذبههاي اصلي در كار است. در قرضالحسنه، بهره حرام است و فقط كارمزد گرفته ميشود. اين يعني اينكه گردش منابع مالي و تجهيز آن از تورم ارتزاق نميكند. زيرا ارتزاق بانكها از تورم، سي سال است كه اقتصاد ايران را بيمار كرده است. بانكها يا اسكناس بدون پشتوانه چاپ ميكنند و يا دلار را گران ميفروشند يا بهرهها را بالا ميبرند و هر سهي اين عمل در جهان غرب زير سؤال است و به آن عمل نميشود، يعني بانكها پول بدون پشتوانه چاپ نميكنند. دلار درحال سقوط كردن است و بهرهي وامها و پساندازها بالاتر از 4 درصد نيست. بايد ديد اين اقتصاد دانان با چه كلكهايي اين كار معكوس را در ايران انجام ميدهند البته از نظر بنده كه همين مدت آنها را رصد ميكند، كار از ابتدا توسط ستاد بسيج اقتصادي و با تئوريهاي غلط شروع شد. آنها خريد و فروش خودرو را به بهانه پشتوانه جنگي به سلف خري كه در اسلام حرام است، مگر با چندين شرط، تبديل كردند و بعد سازما ن حج و مخابرات را وارد اين روش كردند و سپس به فروش دلار روي آوردند كه همهي اينها از نظر شرعي حرام بود زيرا خريد و فروش پول يا پيش خريد جنسي كه مشخصات دقيق و تاريخ تحويل آن مشخص نيست، حرام است. آنها خيانت ديگري كه به اقتصاد كردند، بدنام كردن قرضالحسنهها بود تا بتوانند بهرههاي كلان از مردم بگيرند. قرضالحسنهها از ابتداي اسلام بوده است زيرا به فرمان قرآن تشكيل ميشد و مردم در حوزه خانواده و فاميل خود اقدام به تشكيل صندوقي ميكردند تا زير نظر ريش سفيدان به افرادي كه احتياج دارند بدون منت پرداخت شود. اين حركت تحت عنوان صندوق اعتباري فاميلي تا تأسيس بانكهاي خارجي درايران ادامه داشت با تأسيس بانكهاي غربي هجوم به اين امر آغاز شد و هرگونه مؤسسهي خيريه مالي و پولي ممنوع گرديد و هركس به اين كار اقدام ميكرد، با برچسبهاي گوناگون از ميان ميرفت تا اينكه سالهاي شروع انقلاب محيطي به وجود آورد كه اينها گسترش پيدا كردند. چه بسا افراد بسياري با همين وامهاي قرضالحسنهي جزيي، زندگي خود را سر و سامان دادند به خصوص كه هرچه به سالهاي 1350 نزديكتر ميشويم، اين قرضالحسنهها رشد بيشتري پيدا ميكنند و وارد مساجد ميشوند. قرضالحسنه كوثر در بازار حتي از مسجد هم بيرون رفته و در يك مكان ثابتتري ادامه فعاليت ميدهد. همين قرضالحسنهها بودن كه به مجاهدان براي مبارزه كمك مالي ميكردند، چه در بازار بزرگ و چه در بازار ابزار فروشان. آشناياني داشتيم كه همان موقع اين گروهها كه بعضاً مانند مجاهدين خلق منحرف شدند را كمك ميكرد و شايد بنيان اساسي در مخفيكاري منابع مالي مبارزان دوران ستمشاهي همينها بودند زيرا كسي كه قرض ميداد، براي خدا بود و لذا ميگفتند يك فرد خير داده است و نام او مخفي ميماند! و كسي هم كه آنرا ميگرفت، براي خدا ميگرفت و لازم نبود نامش پرسيده شود. وشايد همين بغض شاهنشاهي از اين قرضالحسنهها بود كه هنوز هم در چهره اين اقتصاد دانان شاگرد آن آنها ريشه دوانيده. كاري كه براي خداست و كسي از آن نه انتظار شهرت دارد و نه انتظار سود؛ چرا بايد اينطور مورد غضب عدهاي باشد و اين دليلي جز آن ندارد كه هدفمند است. هدف آنان دوري مردم از كارهاي خداپسندانه وگير دادن آنها به سودهاي موقت دنيايي است.نبود بهره، عامل پيشرفت طرحهاي عمراني استكسانيكه ميخواهند كاري بكنند، دستمايه نياز دارند و كسانيكه ميخواهند كارستاني بكنند، سرمايه نياز دارند و قرضالحسنه براي هردوي آنها برنامه دارد. در سطح اقتصاد خرد قرضالحسنه داراي وامهاي ضروري است. وام ازدواج، وام تعميرات، وام خدمات درماني و بالاخره وام ضروري براي كسب و كار. و اين امري است كه ساليان سال است اجرا ميشود و جو سازيها نتوانسته مانع از اجراي آن شود؛ حتي وقتي سازمان اقتصاد اسلامي درچهره حامي وارد شد نتوانست آنها را ساماندهي كند و اكنون يكي از دشمنان بزرگ بانك قرضالحسنه همينها هستند زيرا تصور آنها، تصور انجمني است و ميخواهند خيرات و مبرات را فقط برخود منحصر كنند و اگر كس ديگري خواست كار خيري انجام دهد كه به آنها وابسته نبود، بايد ازبين برود! اما در زمينهي كلان، اقتصاد قرضالحسنه همان چيزي است كه غربيها اجرا ميكنند و مانع اجراي آن توسط ايران ميشوند. كم بودن بهره كه همان كارمزد بانك است و كاهش يافتن ارزش دلار و قسطي كردن فروش. كاهش ارزش دلار به معني داخل نشدن در امر خريد و فروش پول است زيرا ميدانيم وارد شدن در هركاري به معني افزايش تقاضاست و اگر بانك مركزي به عنوان يك طرف قضيه اقدام به فروش دلار كند، حالا اگر مراجع هم متوجه نشوند يا براي آنها مصلحت توجيه كننده باشد، ماهيت قضيه از بين نميرود و آن كاهش ارزش پول ملي است تا جاييكه ما مجبور شويم سه صفر از پول خودرا كم كنيم! يعني در اثر خام نگهداشتن مراجع، توانستهاند تا هزار برابر پول ملي را با روش فروش دلار به قيمت بالا كاهش دهند و اين خيانت را نبايد ناديده گرفت. قسطي كردن فروش برعكس پيش فروش است. در پيش فروش، هيچ چيز معلوم نيست و همه چيز به محال موكول ميشود و به احتمالات، در حاليكه در قسطي فروشي جنس آماده و تحويل ميشود و پول آن بعداً دريافت ميگردد.
Filed under: Uncategorized
بي محلي به ساخت و ساز، نتيجهي مقبول شدن است؟ معلولان و طرحهاي عمرانيمناسب سازي طرحهاي عمراني با محدوديتهاي جسمي معلولان، به طور جدي مورد توجه معماران و شهرسازان قرار گرفته است. امروزه بنابر اعلام سازمان بهداشت جهاني، حدود 650 ميليون معلول حاد در جهان وجود دارد كه 10 درصد جامعه را تشكيل ميدهند. البته برخي آمارها كمتر و برخي نيز بيشتر از اين را نشان ميدهند. مثلاًً معلول به معني اخص كلمه و بر اساس اعلام سازمان ملل، 6درصد نيز اعلام شده است و يا مثلاًً درايران نابينايان يك درصد و جانبازان دو درصد جامعه ايراني را تشكيل ميدهند. تقريباً ميتوان گفت هر معلوليتي يك درصد جامعه را در بر ميگيرد واگر همه معلوليتها و يا چند معلوليت را با هم تعريف كنيم، درصد بالاتري را به خود اختصاص ميدهد مثلاًً فرق بين تعريف جانبازان و معلولين، سالمندان زنان و كودكان و يا معلولين حركتي، جسمي، رواني، و شنوايي و ديداري، همه آمارهاي متفاوتي به دست ميدهد. عدهاي ممكن است معلول را كسي بدانند كه بر ويلچر نشسته و لذا مناسبسازي براي آنان يعني ايجاد امكانات براي عبور و مرور راحتتر ويلچر و لذا در بسياري از طرحهاي عمراني در كنار پلكانها و ريلها، مسيرهاي مخصوصي براي ويلچررانان تعبيه مينمايند. اما اينها فقط يك درصد جامعه را تشكيل ميدهند و اختصاص فضا براي اين يك درصد، انعكاس و عكسالعمل جامعه را در بر دارد. مثلاًً غالباً در صندليهاي مخصوص اينها افراد عادي مينشينند و چون نسبت آنان بسيار ناچيز است، اغلب مسير ويلچرها براي دوچرخه سواران يا سُر خوردن كودكان يا رفت آمدِ بهتر ديگران ميشود! چون بسياري از مردم درد پا، زانو يا درد كمر دارند و از پلهها استفاده نميكنند، ترجيح ميدهند از ريلها استفاده كنند كه يك مقايسه ساده و روزانه مثلاًً در مترو اين را ثابت ميكند. عدهاي هم معلولان را فقط نابينايان ميدانند اما اينها هم فقط يك درصد جامعه هستند مگر اينكه كم بينايان وسالمندان را هم به آن اضافه نمايند. فرض كنيد خط بريل را براي اينان اختراع كنيم! و يا امكانات ديگر را؛ ميبينيم يك فرهنگ سازي از ابتدا ميخواهد كه دو برابر تعداد نابينايان را به خود مشغول ميكند مگر اينكه هدفمان ايجاد اشتغال براي بينايان و به نام نابينايان باشد! به نام روشندلان و به كام شيريندلان! شهركهاي معلولان:در سالهاي بين جنگ اول و دوم، عصر ايجاد ايدههاي نوين و خلاق و منحصر به فرد بود. مثلاً يكي از آنها جدا كردن معلولان و درست كردن شهرك مخصوص براي آنان بود و بيشترين اين كوششها در آلمان نازي صورت ميگرفت و اين جدا سازيها بر اساس تئوري داروين براي تنازع بقا و انتخاب اصلح بود زيرا با جداسازي معلولين، ميتوانستند به يك جامعه سالم و برتر و با نژاد اصلح برسند. اما اين تئوري فاشيستي كه فروكش كرد، جامعهشناسان و انساندوستان فهميدند كه جداسازي معلولين يا هر قشر ديگر نه تنها باعث رشد جامعه اصلي نميشود، بلكه حتي مشكلات معلولين را افزايش ميدهد. از نظر جامعهشناسي كه از تئوريهاي اسلامي هم الهام ميگرفت، معلولين جزو جامعه هستند و بايد به آنها مانند ديگران نگاه كرد و به خاطر ناتوانيهايشان آنها را نبايد سرزنش كرد زيرا همه ما به نحوي ناتوان هستيم! كسي يك كليه ندارد يا كسي كه دريچه قلب او گشاد يا تنگ است يا كسيكه هپاتيت يا ايدز دارد؛ او هم معلول است و فقط معلوليتش ديده نميشود! مردم دنيا امروزه با تعاليم عاليه اسلام به اين باور رسيدهاند كه همهي انسانها و موجودات عالم، خلقت خداوندي هستند و در وجود آنان حكمتي نهفته است. معلولان فقط يك درصد يا جزيي كوچك از جامعه نيستند. همهي ما معلول هستيم و اصلاً معلوليت عامل اختراعات و اكتشافات است! وقتي همه دست داشته باشند، نعمت داشتن دست ناشناخته ميماند. وقتي همه جوان باشند، نعمت جواني ناشناخته ميماند! و اينست حكمت و دليل عالي وجود نقصانها كه در هركسي به نحوي بروز ميكند و هيچكس نميتواند بگويد كه من كامل هستم و همه چيز دارم! زيرا موجود كامل و بي عيب و نقص در دنيا وجود ندارد! گل بي عيب فقط خداست؛ اندر اين عالم كسي بي غم نباشد اگر باشد بني آدم نباشد! غمها زاينده شادي هستند و شاديها زاينده غم! اگر غم وجود نداشته باشد، خوشحالي معني ندارد و اگر خوشحالي نباشد، اندوه معني نميدهد. تعرف الاشيا باضدادها! هرچيزي را با ضد همان چيز تعريف كنيد. نور هنگامي اهميت دارد كه تاريكي باشد. همه ما معلول هستيم!همه ما معلول هستيم! كافي است از خود سؤال كنيم كه چرا ديگران بهتر از ما هستند؟ چرا آنها ثروتمند هستند و ما نيستيم؟ چرا آنها قهرمان ميشوند و ما نميتوانيم؟ چرا آنها سفر خارج ميروند و ما نميتوانيم؟ چرا آنها عشق و زندگي دارند و ما نداريم؟ و هزاران چراي ديگر! اينها همان احساسات يك معلول است! كسي كه بر ويلچر سوار است، حسرت دويدن و از مانع پريدن را ميخورد و لذا به كسي كه اين كار را ميكند، حسودي ميكند و به دنبال آن ميرود كه به طريق ديگري آنرا جبران كند و اين موتور حركت انسان است. همين حسرت را جوانِ تنها وقتي زوجهايي را ميبيند احساس ميكند! ممكن است قهرمان دو باشد ولي همهي اينها برايش دروغ است چرا كه او نميتواند مانند دو پرندهي عاشق دستش در دست كسي باشد كه او را دوست ميدارد. كسي كه در ميان محافظان گير كرده، حسرت يك آب خوردن با گوارايي در وجودش شعله ميكشد! بادي گاردهاي او هميشه او را از خوردن منع ميكنند و با خيالات پوچ ساخته ذهن خود هميشه از مواهب دور است! لذتي كه يك بچه كوچك از مكيدن شكلات ميبرد، هيچوقت براي بزرگترها تكرار پذير نيست. همه آرزو ميكنند كاش روزي به دوران كودكي برگردند درحاليكه وقتي كودك بودند آرزو داشتند روزي بزرگ شوند! اگر نداشتهها معلوليت حساب شود، همه بزرگترها معلول هستند چون كودكي را ندارند و نميتوانند دوباره كودك شوند و بر دامن مادر تكيه كنند و از او با شيرين زباني بخواهند كه برايشان قصه بگويد. كودكان هم معلول هستند. پيرزنان معلول هستند. پيرمردان هم معلول هستند كه جواني را از دست دادهاند و ندارند! و جوانان هم معلول هستند! نه تجربه دارند و نه پول و نه كار! اينست كه دنيا با معلولين روبروست و بايد فكري به حال آنها بكند و جالب اينستكه كه كوري عصاكش كور ديگر باشد! كساني دم از حمايت معلولان ميزنند كه خودشان بيشتر به حمايت احتياج دارند! همان كسي كه پول قلمبه ميكند و به معلولان كهريزك كمك مينمايد، خودش ميداند كه محتاجتر است! محتاج دعاي خير، محتاج آهي سينه سوز براي پيشرفت كارهايش و در آوردن پول قلمبهي بيشتر! شما فكر ميكنيد آن پولدار اخمو كه براي يك ريال، هزار تا چرخ ميزند با اين بخشندگي دارد به مالش آتش ميزند؟ چه فكر احمقانهاي! او دارد سرمايهگذاري ميكند حالا اگر سوءاستفادهچي نباشد! سرمايهگذاري اينطور تعريف ميشود: انصراف از سود فعلي براي يافتن سود بيشتر! شما اگر صد تومان داشته باشيد، ميتوانيد با آن يك بستني بخريد و بخوريد و كيف كنيد؛ ولي ميتوانيد از اين لذت صرف نظر كنيد تا از لذت حساب بانكي وپولدار بودن وسرمايهدار شدن برخوردار شويد! چون هرموقع دست توي جيبتان ميكنيد صد تومان دست شما را قلقلك ميدهد و ميتوانيد سر خود را بالا بگيريد. براي همين است كه سرمايهدارها هميشه عصا قورت دادهاند! آنها هروقت دست به جيب ميبرند پول هست! در حاليكه من و شما آنرا بستني خريدهايم! بالاتر از بودجه يك مملكت! برخي طرحهاي عمراني كه از سوي حاميانِ به ظاهر خيرخواه براي معلولين داده ميشود، بالاتر از بودجه يك مملكت را ميخواهد! فقط كافي است به طرحهاي كتابخانهاي يكي از اين عزيزان دقت كنيد. براي نابينايان بايد قسمت مخصوص در نظر گرفت! براي ناشنوايان قسمت مخصوص، براي ويلچررانان قسمت مخصوص، براي پيرمردان وكم بينايان قسمت مخصوص و براي زنان قسمت مخصوص. براي كودكان قسمت مخصوص. آنهم نه براي يك كتابخانه بلكه براي همه كتابخانهها و آنهم نه فقط مخصوص مخصوص بلكه حتي بايد راهروها و پلهها و خيابانها هم مخصوص و خانه و بيمارستانها هم مخصوص! حالا شما بگوييد در جاييكه دولتها براي تهيه كتاب مشكل بودجهاي دارند، انتظار اين چنيني حاكي از عدم اطلاع از واقعيتهاي جامعه و يا حداقل شعار دادنهاي بيمحتواست. فرصتهاي برابر اقتضا ميكند كه به همه توجه شود، نه به تعداي به صورت صنفي و يا كسانيكه بيشتر دعوا راه بياندازند و مطالبه كنند! ما در فلسفهي بيماري داريم كه بهتر است بيماران تا جاييكه ميتوانند درد خود را تحمل كنند زيرا تحمل درد باعث حفاظت بيشتر اعضا ميشود. مثلاً اگر كسي به محض درد دندان، آن را بكشد ديگر دنداني براي او باقي نميماند! و همين دندان درد به او هشدار ميدهد كه ديگر با دندان خود گردو و پسته نشكند. معلوليت نيز كه در همه انسانها هست، موتور محركه است. يعني انسان با تكيه بر ناتوانيهاي خود دست به اختراع و سازندگي ميزند. وقتي ما بتوانيم مثل پرندگان پرواز كنيم، چه نيازي به ساخت هواپيما و علوم فضايي خواهيم داشت؟ همه ما درمقابل پرندگان معلول هستيم و ناتوان! اگر همهي ما ميتوانستيم طي الارض كنيم چه نيازي به ساخت خودرو و صنايع وابسته به آن داشتيم؟ البته قول دادهاند كه در بهشت اينطوري باشد! مثلاً در بهشت درختهايي هستند كه ميوههاي متنوع و متغيير ميدهند. فاكهه مما يتخيرون و لحم طير مما يشتهون! مرغها و ميوه همان شكلي و طعمي ميشوند كه شما اراده كنيد. اما اين هم اماها دارد از آن اماهاي بسيار سخت. چه كسي ميتواند جزء السابقون السابقون شود؟ در قرآن كه ميگويد ثله من الاولين و قليل من الآخرين: يعني نوبت به ماها نميرسد! اينست كه ناتوانيها و ضعفها فقط اين نيست كه كسي دست نداشته باشد يا يك پاي او لنگ باشد. ممكن است كسي باشد كه اصلاً پا نداشته باشد. و يا اصلاً وجود نداشته باشد! درروز قيامت كافران هيچوقت با تمام عذابهايي كه ميكشند، آرزوي مرگ نميكنند! بلكه همينكه هستند و در غوغاي هستي سري در سرها دارند، خودش نعمت است. آنها آرزو ميكنند كه: يا ليتني كنت ترابا؛ كاش بوديم ولي خاك بوديم! درهمهمهي هستي، وجود و عدم يكي نيست. حتي همان كه خودكشي ميكند، درست مثل بچهاي كه از غذا قهر ميكند، احساس شيريني دارد باز دوباره به غذا خوردن دعوت ميشود ولي اين بار بهتر! هيچكس از قهر كردن، منظور بدتر شدن ندارد. همه قهر ميكنند تا مانند آن سرمايهگذار از لذت فعلي براي لذت بيشتر آتي صرف نظر كرده باشند. كسي هم كه در غرب يا شرق خودكشي ميكند تصور او اين است كه با كشتن خود، ديگران را به ترحم وا ميدارد تا او را بهتر درك كنند! درك ذهني ما براي او يك وجود است، يك هستي است. يك آخ گفتن ما براي او يك گلوله شليك كردن ارزش دارد. او براي اين خودش را ميكشد تا من و شما خبرش را بشنويم و براي او افسوس بخوريم و دو يا چند بار بگوييم حيف شد! بهتراست حالا بگوييم حيف است!قبل از اينكه ديگران بما بفهمانند كه نياز به حيفگويي دارند، ما خود اين را درك كنيم. تنبلي ما انسانها باعث بيكاري و خودخواهي ميشود. همينكه ديگران ما را فهميدند و يا به اهميت ما پي بردند، ميرويم و مينشينيم طاقچه بالا و دستور ميدهيم. حالا كه فهميديد ما چه آدم مهمي هستيم، ما را پرستش كنيد! تا موقعيكه به اين درك نرسيدهايم محبت را گدايي ميكنيم و خودمان را به در و ديوار ميزنيم، ولي همينكه اين را فهميديم كه براي ديگران ارزش داريم، تنبلي و بيكاري ما شروع ميشود! بي محلي به ديگران بي محلي به توليد و ساخت و ساز، همه نتيجه مقبول شدن ماست. در حاليكه اصل كار و توليد از اينجا شروع ميشود. شما پله اول را درك كرديد؛ ميبينيد چقدر اهميت دارد؟ حالا برويد پلههاي بالاتر: اين معني كمال لاينقطع است. دست از سازندگي براي خود يا ديگران برنداريد كه زندگي همين است. خلاقيت در ذهن، عين توليد در فكر و عمل به مفهوم نايستادن است. نايستيد، خسته نشويد، برويد…، بسازيد و زندگي كنيد. بجاي اينكه چند سال ديگر بگوييد حيف، الآن بگوييد حيف. شما كه بعد از مردن من و امثال من ميخواهيد بگوييد حيف، الآن بگوييد! شما كه بعد از پير شدن و از دست دادن جواني ميخواهيد غصهدار شويد، از الآن غصهدار شويد. شما كه بعد از خودكشي كسي ميخواهيد بگوييد آخ چه بد شد، از الآن بگوييد! كوشش و سازندگي، وظيفهي ماست حتي اگر كسي به آن احتياج نداشته باشد. ما بايد شهرمان را مناسب سازي كنيم حتي اگر معلولان نگويند و يا حتي اگر آنان حرفي نزنند. نه آنكه ما ببينيم دوسال است همايش ملي مناسب سازي برگزار ميشود؛ نه به مطبوعات اهميت ميدهند و نه به معلولين و در سكوت كامل و با حضور بسيار اندك برگزار ميشود. بنده شاهد بودم كه نهمين سمينارباستانشناسي ايران به قدري شلوغ بود كه داخل سالن جا پيدا نميشد و غالباً در حياط بودند و تازه اين چيزي است كه شاعر به آن ميگويد عظام باليه! اما مناسب سازي كه در سالن اجلاس سران برگزار شد، شركت كنندگان خواب آلود بودند، شهردار تهران هم مريض شد و براي اهداي جوايز نيامد. رييس صدا و سيما هم كه قرار بود درباره نقش رسانه در توسعه فرهنگ مناسب سازي صحبت كند، مدير روابط عمومياش را فرستاد تا جايزه را درو كند! حتي از داشتن يك خط اينترنت براي ارسال خبر دريغ داشتند آقايان
شهردارتهران از مطبوعات ورسانه ها خواست در ارایه عملکرد 137 واقع بین باشندبگزارش خبر نگار مناقصه :وی که بمناسبت دومین سالگرد تاسیس 137 صحبت میکرد ضمن تشکر از سخنران قبلی که فضای مجازی را بسیار خوب تشریح کرده بود گفت ما نیاز به نخبگان عملگرا داریم لذا سامانه 137 گرچه ابتدایی است ولی بغیر از اپراتورها همه اعضا شهرداری را شامل میشود ما ابتدا باید اصلا فضا را بسازیم وبعد آنرا به مجازی یا واقعی تقسیم کنیم مانمیتوانیم همه چیز را مجازی کنیم زیرا شهرداری یک سازمان یا نهاد خدماتی صرف نیست بلکه یک نهاد اجتماعی است یعنی همه کار ما باتکنولوژی حل نمیشود ما ناچاریم برخورد با انسانها داشته باشیم لذا مثلا برخی از مدیران خوب کار میکنند ولی نتوانسته اند رضایت مردم را جلب کنند وبنده هم به آنان تذکر داده ام. مهمترین سرمایه یک نهاد اجتماعی هم اعتماد مردم است واعتماد هم چیزی است که بسیار سخت بدست میاید وبسیار آسان از دست میرود وشهرداری از جمله نهادهایسست که از بدوتولد تا روز دفن شدن در بهشت زهرا با آن کاردارند. پس نکته اول اینکه جامعه ما درگیر نخبه پروری صرف یا عملگرایی است ونکته دوم اینکه شهرداری یک نهاد اجتماعی است وبالاخره نکته سوم اینکه باید ترکیبی از عملگرایی ونخبه گرایی باشد بهرحال ماباید نگاه سیستمی داشته باشیم وهمه چیز را باهم ببینیم تفاوت نگاه سیستمی با نگاه مکانیکی این است که در سیستم همه چیز باهم تحلیل میشود ولی درنگاه مکانیکی یک عنصر مورد مطالعه قرار میگیرد. تحلیل سیستمی هم باید در یک نگاه سیستم باز باشد نه سیستم بسته. شهرداران نباید جلسات مردمی خودرا تعطیل کنند وفقط به سیستم سامانه 137 بپردازند زیرا جلسات مردمی اگر چه نتواند مشکلات مردمی را چاره کند ولی روان درمانی خود مدیران شهرداری هست زیرا مشکلات تمام شدنی نیستند والبته باید توجه کنید منظور از 137 فقط عناصر اپراتور نیستند بلکه همه شهرداری اعم از پیمانکاران که انرا اجرا میکنند یا شهرداران نواحی ومعاونتها وغیره را شامل میشود البته تلاش ما ممکن است تا 70 درصد نتیجه بدهد ولی 30 درصد هم مربوط به مردم ورسانه هاست که گاهی انتظارات برای انها خوب توصیف نشده است مثلا وقتی یک شهروندی تماس میگیرد برای روکش اسفالت او انتظار دارد که همانروز یا یک هفته دیگر کار او انجام شود ولی بعلت برودت هوا این عمل تا سال آینده اردیبهشت ماه امکان ندارد لذا باید رسانه ها ومخصوصا سامانه 137 بتواند این موضوعات را برای مردم حلاجی کنند نه آنکه بیایند مصاحبه را بیاندازند وبعد هم بگویند این 137 هیچ کاری نکرده جمعش کنید به چه درد میخورد؟یا مثلا بین 137 و1888 اشتباه میشود ونباید طوری عمل کرد که مردم تصور کنند که توپ بین این دو هستند وما میخواهیم آنها را سرگردان کنیم لذا نقش جوابگویان تلفن اینجا بسیار مهم است وآنها میتوانند مانع بسیاری از کد دادنهای بیمورد شوند در این مراسم از تعدادی از شهرداران ناحیه ها قدردانی شد ونیز کارکنان کوشای سامانه 137 از جمله خانم زهره مرادیان کارشناس اطلاعات این سامانه مورد تشویق قرار گرفتند برخی از اسامی بشرح زیر است:بهنام پورقنادان معاون ارتباطات سامانه 137پیمان پورنصر معاون امور شهری منطقه 17حسن حسین پور معاون حمل ونقل منطقه 19مرتضی آقا حسن کاشانی معاونت اجرایی 137محمود نظری مقدم از منطقه 2شهرام رضایی بازرسی منطقه 2ناهید فرماند روابط عمومی منطقه وی همچنین بگزارش ماهین نیوز برداشت نادرست از انتقادات ایشان را در دوروز گذشته یک بداخلاقی انتخاباتی خواند وتاکید کرد که مردم خود آگاه هستند واین نوع برداشتها که درروز عرفه ودرمراسم روحانی از سخنان ایشان شده را قبول نخواهند کرد -=============نمايشگاه دوسالانه مجسمه ايران در موزه هنرهاي معاصرمجسمه سازان توانسته اند از ضایعات چوب وبیمارستانی ودیگر مجسمه های هنر خوبی تهیه کنند که مراجعه به آنجا خالی از لطف نیست
موسيقي عاشورايي
موسيقي هم مانند تئاتر وسينما بايد فراگير بودن خود را براساس نياز زمان نشان دهد الان چند سال است بخاطر محرم هي روز موسيقي فجر عقب ميافتد وگويا موسيقي از عاشورا فرار ميكند ولي ما ميدانيم اينطور نيست وموسيقي عاشورايي وجود دارد ولي انحصار گرايان غرب زده نميگذارند لذا از سال ديگر بهتراست همان ايام دهد فجر موسيقي برگزار شود ولي موسيقي عاشورايي
مطبوعات زنجيره اي وغير زنجيره اي بكارافتادند !
آنهاييكه با بهزاد نبوي جلسه داشتند وبهزاد نبوي اعتراف كرده است كه هنوز با مديران مسئول نشريات ارتباط دارد وبه انها خط ميدهد همگي يك صدا از گراني نوشتند وبقول ظريفي خواستند تا رييس در مكه است زير پاي اورا خالي كند! ولي بحول وقوه الهي همانطور كه تاكنون اتحاد آنها نتيجه معكوس داده بعد ازاين سكنجبين صفرا خواهد فزود
Filed under: Uncategorized
مافياي علوم مديريت تا حالا تصور میکردیم مافیای علوم مدیریت دانشگاه تهران یا محل سابق دانشگاه امام صادق بوده ولی الان میبینیم دانشگاه صنعتی شریف است ! رییس دانشگاه که پنجمین کنفرانس را راه انداخته یک کلمه از اسلام وجمهوری اسلامی وامام در اهداف وین سمینار نیاورده که هیچ هیچیک از مسئولین نظام را هم دعوت نکرده ودرواقع هیچکس را بالاتر از خود نمیداند ومتاسفانه فقط يك نفر از از شركت كنندگان جرات كرد در سالن اجلاس سران راجع به اسلام ومديريت اسلامي حرف بزند آنهم از ترسش بصورت سوال مطرح كرد! بنده خود ليسانس مديريت بازگاني از دانشگاه تهران وفوق ليسانس مديريت از دانشگاه تربيت مدرس ودانشجوي قبولي اعزامي دكتراي مديريت مديريت ميباشم از سال 1352 در دانشگاه تهران مباحث علوم اسلامي ومديريت اسلامي را مطرح كرديم حتي بر اثر اصرار ما استاد بشارت در سير انديشه اداري فرمان امام علي به مالك اشتر را گذاشت وديگر استاد در سازمان ومديريت بر ده گروه شدن يا سازمان تخت در زمان حضرت موسي ( عشره نقيبا) نوشت در سال بعد استاد دكتر محمود سياهپوش از دانشجويان فوق ليسانس دانشگاه تهران دررشته مديريت گمرك پوستري در باره مديريت اسلامي وبعدا كتابي در اين زمينه منتشر كرد قبل ازما آيه الله شيرازي در حوزه علميه نجف مديريت اسلامي نوشته بود وآيه الله صدر هم در اقتصاد نا اشاره اي داشته ودر سالهاي بعد بنده هم مقالات وجزوات زيادي نوشتم ومنتشر كردم ودر آموزش وپروش براي مديران ودر نيروي هواي براي فرماندهان وبراي مركز امور اداري واستخدامي زمان مهندس رضوي جعفريان جزو اولويتها قرارداديم كه يكي از آنها چهار شماره مديريت اسلامي در روزنامه اطلاعات سال 1361 است وبعد دكتر افجه اي دكتر الواني ودكتر جاسبي وديگران هم وارد عرصه شدند وبعد هم كه آي سي ام اس به تصرف دانشجويان دانشگاه امام صادق درامد ما ديگر خيالمان از مديريت اسلامي راحت شد گرچه برخي تك مضرابها از سوي دكتر رضاييان ميامد كه اينها آبكي هستند ولي مطئمن بوديم كه مافياي مديريت مرده است! ولي حالا ميبينيم بعد از سي واندي سال آنهم در مركز جمهوري اسلامي يك آقايي از مديران اجرايي با ترس ولرز ميپرسد آيا اسلام ميتواند مديريت داشته باشد؟ اين آقايان از سوييس استاد دعوت كردند تا درمورد مقاومت در برابر تغيير درس بدهد ولي خودشان چهل سال است انقلاب اسلامي را باور نكردند وتغيير در خودشان راه ندادند!لبنان هيچ مشكلي ندارد!برخي ها ميخواهند نقش حزب الله را درلبنان ناچيز جلوه دهند ومانند اسراييل اورا از صحنه حذف كنند! اما اينها بدانند كه لبنان بدون رييس جمهور تحميلي هم دارد زندگي ميكند! آنها هيچ مشكلي ندارند ونبايد براي آنها مشكل ايجاد كنيم همين وضعيت راه را براي حقوق واقعي مردم لبنان هموار ميكند واز تحميل يك رييس جمهور اقليتي مانع ميشودMahinnews.tk
Filed under: Uncategorized
چهلمين سالروز تختي گراميداشته ميشود
از سوي آكادمي ملي المپيك وپارالمپيك برگزار ميشود اين همايش كه بعنوان تاريخ ورزش ايران توسعه وترويج ارزشهاي پهلواني است از سال ۱۳۸۳ در برنامه ريزي بوده ولي متاسفانه مورد بي توجهي قرار گرفته وهنوزهم هيچ چيز آن تصويب نشده كه مابتوانيم ارايه دهيم اميدواريم دراين چند روز باقيمانده مسئولين ودست اندر كاران اجازه دهند كار جلو برود
Filed under: Uncategorized
تجارت الكترونيكي انسان از ابتدا به تجارت وابسته بوده زيرا همه چيز را همه كس داشتند و براي داشتن آنها بايد با همه كس مبادله ميشد و همه كس اصلاً اصالت وجوديشان به همين بود كه چيزي براي عرضه كردن داشتند. اگر اين عرضه كردنها مثبت و مفيد بود، نيكي نام ميگرفت و اگر بد و مضر بود، به نام پليدي يا شر از او ياد ميشد. امام رضا (ع) ميفرمايد: ارزش هركس به اندازهي نيكيهاي اوست و نيكي چيزي نيست جز اينكه كاري كه براي ديگران مفيد است انجام داد. مهمترين كار هم بر آوردن احتياجات هركس از طريق سالم و مشروع است و اين كاري جز تجارت نيست. مدتي اين تجارت در حد كالا به كالا بود يعني هركسي چيزي براي عرضه به بازار ميآورد و با اشياي همسنگ و هم قيمت خود مبادله ميكرد. بعد از مدتي مسكوكات واسطه معامله شدند و سپس اسكناس خود را به ميان انداخت و بعد نوشتجات (حوالجات)، تجارت را سرعت بخشيدند و بالاخره دوران تجارت اعتباري يا استفاده از محيط بي اسكناس و حواله و كالي به كالي پديد آمد. شخص با يك تلفن و با استفاده از اعتبار خود ميلياردها ريال كالا جابجا ميكرد و بعد، سر هر ماه يا هفته ميرفت پاي حساب و كتاب يا اينكه از بانك چك ميكشيد و بانك هم بدون نياز به پول، حساب او را قرمز مينمود و چك او پاس ميشد و سر سال يا سر ماه ميگفت اينقدر بهرهاش ميشود و يا اعتبارات اسنادي باز ميكرد وكالاي خود را از يك كشور به كشور ديگر ميبرد و بعداً با بانك خود تسويه حساب مينمود تا اينكه اين اواخر موضوعي به نام تجارت الكترونيك به وجود آمد.همه ما تاجر الكترونيكي هستيم برخلاف آمار تكان دهندهي برخي سايتهاي بي اطلاع كه ايران را در رديف 115 يا 185 و در كنار كشورهاي مغولستان و سريلانكا قرار ميدهند، در ايران همه به شبكه وصل هستند و كسي بدون شبكه و سيستم تجارت نميكند. وجود 18 بانك خصوصي و دولتي و وجود حساب الكترونيكي و كارت ملي و جام و سپه كارت و سيبا و… كه به بيش از 60 ميليون مورد ميرسد و حتي پرداختهاي پول خريد گندم كشاورزان از طريق كارتهاي الكترونيكي هيچ جاي شبههاي را باقي نميگذارد كه هر ايراني در ماه چندين بار در سيستم تجارت الكترونيكي وارد ميشود وجود بيش از يك ميليارد تراكنش در سيستم شتاب و شلوغ بودن هميشگي عابر بانكها و نداشتن دايم پول؛ همه نشان ميدهد كه ايرانيِ بدون بانك، آنهم بانك الكترونيكي نفس هم نميتواند بكشد چه رسد به تجارت. به قول يكي از كاركنان بانكها كه ميگفت مراجعه به بانك از نان شب هم براي ايرانيها واجبتر است، اگر بانكها صبح تا شب هم كاركنند باز مردم ناراضي هستند كه چرا هميشه صف است. يعني هرايراني كه حساب بانكي دارد چه در سيستم سيبا، چه درسيستم مهر يا سپهر يا جام، همه و همه به اينترنت يا اينترانت وصل هستند و آمارشان در شبكه موجود است. اما اينكه چرا آمارها چيز ديگري ميگويند اين است كه آمارگيران، كسان ديگري هستند. كرديت كارت و مستر كارت هم در ايران وجود دارد ولي افرادي هستند كه مانع انجام اين عمليات ميشوند مانند اينكه برخي بانكها براي ساقط كردن دولت حاضرند 17.25 درصد بهره روزشمار به قرض الحسنه و حسابهاي سپرده مشتريان بدهند و فقط 12 درصد از وام گيرندگان به ادعاي خودشان طبق مصوبه دولت بگيرند يعني از 8 تا 15 درصد ضرر بدهند. اما صحبت مستر كارت كه ميشود، ميگويند اين عمل بهره و حرام است! و جانماز آب ميكشند. چطور اينجا كه تا 15 درصد ضرر ميدهيد چيزي نيست ولي كرديت كارت كه ميگويد بهره نگيريد و ندهيد، حرام است؟ توضيح اينكه كارتهاي جاري بانكها يا عابر بانكها بر دو گونه است، تعدادي كارت بدهكار هستند يعني مشتري تا پول در حساب نداشته باشد، نميتواند از آن استفاده كند. ولي دسته دوم كه اتفاقاً براي تجارت الكترونيك لازم است و بدون آن انجام نميشود، كارتهاي بستانكار است يعني مشتري جنسي را ميخرد و از كارت خودپرداز بايد برداشت شود و بانك بعداً با مشتري حساب كند. حالا آقايانيكه خود را مسؤول تجارت الكترونيك و كارتهاي عابر بانك هم ميدانند، ميگويند اگر بهره نگيريم هيچ بانكي اين كار را نميكند و اگر هم بگيريم رباست و حرام و لذا كاررا انجام نميدهند! بانك اطلاعات همه ايرانيان در آمريكا!متأسفانه مخابرات يا هر مسؤول ديگري كه عهدهدار زيرساختهاي تجارت الكترونيكي هستند چون غالباً تحصيلكرده آمريكايي هستند و اغلب ايران را وطن دوم خود ميدانند. لذا به جاي رشد دادن به زيرساختها به روبناها اهميت ميدهند تا بازار آمريكا همچنان گرم باشد و اين است كه ما ميبينيم تمام سرورهاي شبكه اينترنتي ايران درآمريكا هستند يعني حتي بسيار ي از ارگانهاي دفاعي و نظامي ما ناچارند اطلاعات كاملاً سري را هم كه بايد در اينترنت يا اينترانت باشد در سرورهاي آمريكايي ذخيره كنند فقط استدلالي كه ميكنند اين است: آمريكا كشور آزاد است وكسي خيانت نميكند و پسوردها را دستكاري نميكنند! و همين كلاس گذاشتنشان ما را كشته است! اينترنت بازان همين هستند. آنقدر آمريكاييها را هاي لِوِل ميدانند كه آنها اصلاً گوشه چشمي هم به اطلاعات تاپ سكرت ما ندارند! آنها ميگويند هرچي هكر است ايراني است! وهرچي امين هست آمريكايي است.آنها از دهانشان نميافتد كه بگويند آمريكا جزو كشورهاي كاملاً پيشرفته است و هرموقع ميخواهند از ايران نام ببرند، خجالت ميكشند و ناچار ميگويند كشورهاي توسعه نيافته از قبيل ايران! آفت بزرگ تحصيلكردههاي آمريكايي براي همه كشورهاي جهان سومي همين است كه مأمورند دايماً سركوفت بزنند و نگذارند كه يادشان برود كه آمريكا تا ابد سرور وسرور! است و ايران كه چيزي نيست؛ تمام آسيا و آفريقا و آمريكاي جنوبي و استراليا و اروپا فقط بايد گوش به فرمان باشند. وقتي ما در جلسهاي مطرح كرديم كه چرا در مجامع آسيايي بايد به زبان غير آسيايي حرف زد، آقايان فوري گفتند پس به چه زباني بايد گفت! آنها يادشان رفته كه تا همين 90 سال پيش، فارسي زبان ديواني و اداري جهان بوده است. چه در زمان ساسانيان وهخامنشيان حتي بعد از اسلام بايد اينكه زبان محاوره عربي بوده ولي زبان اداري و ديواني علمي، فارسي بوده است همين اكنون نيز عمرخيام در اروپا بيش از ايران معروفيت دارد؛ همانطور كه فردوسي در چين و حافظ در ژاپن و مولوي در آمريكا. حتي افتخار آنانكه سازمان ملل را تأسيس كردند، نوشتن يك بيت از سعدي در تارك آن سازمان بوده است. كليه دانشگاههاي اروپا مملو از كتب بوعلي فارابي و ديگران است كه تدريس ميشده و زبان فارسي از زماني از بين رفت كه همين جوجه فوكوليها رفتند فرنگ و سوغاتشان از نوك انگشت پا تا موي سر، فرنگي شدن بود. اينها اصلاً تاريخ را نميخواندند و نميگذاشتندكسي هم بخواند تا مبادا بداند كه تحصيلكردههاي اروپا و امريكا چه خيانتهايي را به نام خدمت انجام دادهاند. و اصرار همين آقايان است كه تمامي اطلاعات سري و نظامي و غيرنظامي ما در آمريكا ذخيره ميشود و فقط يك عددي ميدهند كه خيال ما راحت باشد! اما خودشان هم ميدانند هر عددي كه به عنوان پسورد به ما بدهند، حداقل در تمامي سرورهاي خودشان بايد ذخيره شود تا جواب بدهد! زيرا كامپيوتر كه آدم نيست! او رمز يا پسورد شما را با ميليونها رمز و پسوردي كه دارد مقايسه ميكند و در صورتي كه مشابه وجو د داشته باشد اجازه عمليات ميدهد! آمار تجارت خارجيها چرا بيشتر است؟هميشه در آمارهايي كه آمريكا يا سازمانهاي وابسته يا جوجه فوكوليهاي آنها ميدهند در رديف اول آن با شكاف بسيار زياد آمريكا است. اصلاً شك نميكنند شايد جاي ديگري هم وجود داشته باشد و اگر كسي هم سؤال كند با نگاه عاقل اندر سفيه او را برانداز ميكنند كه گويا به ژنراليشان گفتهاند سرجوخه! اصلاً از اول با نگاه طلبكارانه ميگويند تا كسي اصلاً از ترس مسخره شدن جرأت تشكيك حتي به خود راه ندهد. اما به هرحال دلايل زير صحت آمار آنها را زير سؤال ميبرد.اولاً آمريكا برخلاف ايران از بازار مصرف دور است. زيرا ايران در مركز دنياي مصرف است و اصلاً پل تجارت درتمامي زمانها بوده و جاده ابريشم را در خود داشته است. فقط چند صباحي هواپيماها توانستند ايران را دور بزنند ولي الآ ن حتي هواپيماها هم براي كوتاه كردن مسير خود مجبورند مبلغ كلاني به ايران براي عبور از دالان هوايي بپردازند. لذا تجارت الكترونيك هم اگر در آمريكا جواب ميدهد، دليلي ندارد كه در ايران هم جواب دهد. وقتي همه چيز در كنار ماست چه نيازي به خريد آن از آنسوي دنيا هستيم؟ثانياً فرهنگ شرقي براساس دوستي ومحبت است. و خريد يا فروش براي ايرانيان يك تفريح هم محسوب ميشود، يعني به جاي اينكه مثل آمريكاييها خريد و فروش را جدا انجام دهند و تفريح را جدا. هر دو را با هم انجام ميدهند. هم ورزش ميكنند هم ديد و بازديد و هم تماشا و هم خريد! چهار عمل با يك هزينه. در حاليكه در فرهنگ آمريكايي اگر كسي در حال مردن يا انداختن خود به دريا باشد آنها نبايد كاري بكنند تا پليس مربوطه بيايد! ثالثاً چون همه سرورها در آمريكاست طبيعي است كه دست بردن در آمار بسيار ساده است. همه ميدانند كه متخصصين و بزرگترين مديران ميكروسافت ياهو و اي باي (Yahoo، Microsoft،eBay، eBook) و امثال آن ايراني هستند ولي به خاطر اينكه در آمريكا هستند، بنا به دستور دولتمردان آنها نام ايران را از ليست كشورها و نام فارسي را از ليست زبانها حذف كردهاند و لذا كسيكه از ايران ميخواهد وارد ياهو شود يا ثبت سفارش بكند، بايد به نام امارات يا افغانستان و يا آمريكا وارد شود و لذا همه آمارهاي تجاري ايران به نام آنها ثبت و در آمار آنها وارد ميشود كه با يك محاسبه دوبرابري، شكاف آماري را بالا ميبرد. يعني از يكسو باعث ميشود ايران آماري ثبت نكند و از سوي ديگر آمار افغانستان يا امارات و آمريكا بالا ميرود و جلوتر از ايران قرار ميگيرند. رابعاً در ايران همه كالاها مجاز نيستند. حرام و حلال و مباح و مكروه وجود دارد و مردم فقط به دنبال سود خودشان نيستند. هيچكس مجاز نيست قرصهاي روانگردان بفروشد، در حاليكه بيش از صد هزار سايت در دنيا فقط كارشان معرفي قرصهاي روانگردان است و اين معلوم است كه آمار تجارت الكترونيك را درجهان بالا ميبرد و ايران را در انتهاي جدول قرار ميدهد و يا بيش از ميليونها سايت فقط كارشان پورنوگرافي و هرزه نگاري است كه مسلماً در ايران فيلتر شده و از آمار تجارت الكترونيكي كم ميشود. فروش اسلحه و مواد مخدر و اجزاي بدن از جمله مهمترين عناصر تجارت جهاني را تشكيل ميدهد كه در ايران ممكن است انجام شود ولي غير قانوني شناخته شده است و با آن برخورد ميشود. كشتار مردم به وسيله سلاح يا مواد مخدر، گرچه براي تاجران جهاني سود آور باشد و آنان را در جمله معروفترين و بارزترين ثروتمندان جهان قرار دهد اما در ايران و طبق قوانين جمهوري اسلامي، اين امر دكترين محسوب نميشود و با آن مبارزه هم ميشود و لذا نبايد گفت كه مثلاً افغانستان از لحاظ درآمد حاصل از فروش مواد مخدر از ايران جلوتراست!كپي رايتي كه رعايت نميشود
در غرب كپي رايت از ابتدا رعايت نميشده و اكنون هم رعايت نميشود. ميكروسافت از جمله سازمانهاييست كه از اين چاقو فقط به نفع خود استفاده ميكند. كليه طرحهاي ميكروسافت توسط دانشجويان تهيه ميشود كه بدون پرداخت دستمزد واقعي آنان سود سرشار كارشان به نفع رييس آن مصادره ميشود تا جاييكه او چند سال پياپي در زمره ثروتمندان درجه يك جهان معرفي شد. چيزي كه بيل گيتس را ثروتمند كرد نه كوشش خودش و نه ابتكار عملش در زمينه كامپيوتر بود بلكه او تنها از طريق سوء استفاده از مفهوم كپي رايت تا اين حد ثروتمند شد. در آمريكا هيچ شركتي قادر به رقابت با او نيست و اين عجيب نيست كه در كشوري كه ادعاي بازار آزاد و رقابت سالم دارد، اگر اين امر را بيل گيتس رعايت نكرد نه تنها اورا دزد وقاچاقچي نميخوانند بلكه از قدر ت او تعريف هم ميكنند! درست مثل اعقابشان اديسون و گاليله و غيره! اديسون 2500 اثر واختراع به ثبت رسانده اما آيا همهي اينها را خودش اختراع كرده و يا چون مسؤول ثبت اختراعات بود با پرداخت وجهي ناچيز و يا با تهديد و ارعاب، اختراع ديگران غصب و به نام خود ثبت ميكرد زيرا اگر او هر روز هم يك اختراع ميكرد، ببينيد چندسال بايد هر روز اختراع كند! غرب تمامي كتب فارسي و دانشمندان ايراني و شاعران ايراني را ترجمه و از آنان سود سرشاري ميبرد ولي يك ريال به ايران پرداخت نميكند و فقط منتظر است يك سي دي را يك ايراني كپي كند و آن وقت داد و هوار راه بياندازد كه ايرانيها كپي رايت نميدهند