U.S Election


نبود بهره، عامل پيشرفت طرح‌هاي عمراني است
26000000Wednesday07 252008, 6:16 am
Filed under: Uncategorized

نبود بهره، عامل پيشرفت طرح‌هاي عمراني استقرض‌الحسنه و طرح‌هاي عمراني اجراي طرح‌هاي عمراني فقط گِل بازي يا جمع كردن خاك وسنگ وآهن نيست بلكه عشق است و ايمان است و فداكاري كه شاعر گفت كوه را عشق كند وشهرتش فرهاد برد! يا نظامي گنجوي چه خوب از جان كندن شيرين عاشقان صنعت مي‌گويد:نخستين بار گفتش كز كجايي بگفت از دار ملك آشناييبگفت آنجا به صنعت در چه كوشندبگفت انده خرند و جان فروشند بگفتا جان فروشي در ادب نيستبگفت از عشقبازان اين عجب نيستبگفت از دل شدي عاشق بدينسان؟بگفت از دل تو مي‌گويي من از جانبگفتا عشق شيرين بر تو چونست بگفت از جان شيرينم فزونستاين شعر زيبا را مجري خوب شبكه صداوسيما در افتتاحيه نمايشگاه بين المللي قطعات خودرو خواند كه بسيار مورد توجه صنعتگران قرار گرفت. به نحوي كه مدير انجمن قطعه سازان كه سخنران بعدي بود گفت من از اين شعر نيرو گرفتم و فهميدم كار صنعت و توليد حتي در زمان گنجوي نيز مقرون به صرفه نبوده است!آري تا كسي عاشق نباشد، دست به هيچ كاري نمي‌زند؛ درگوشه‌اي مي‌نشيند و تا لحظه مرگ خود را ثانيه شماري مي‌كند. بدون عشق همه چيز پوچ وبي‌معناست! حضرت علي «ع» مي‌فرمايد: دلي كه دوست دار كسي نيست، ارزشي ندارد! و اولْ عاشق هم خداست كه از عشق او يك گِل به شكل آدم ساخته شد! او مظهر عشق و سازندگي است و در او عشق و عاشقي به وحدت مي‌رسند. جايي‌كه مي‌فرمايد: مؤمنين كساني هستند كه شديدترين حب را به خدا دارند. جذبه‌ي عشق است كه انسان‌ها را به سوي سازندگي مي‌كشاند. ممكن است اين عشق زميني باشد يا آسماني كه البته عشق‌هاي زميني؛ مبدا و آغاز عشق‌هاي آسماني است اگر شخص ظرفيت داشته باشد. تمام كاخ‌ها و قصرها و ساختمان‌هاي باشكوه براي يك عشق زميني ساخته شدند! همه‌ي جنگ‌ها و سازندگي‌ها و پيشرفت‌ها در سايه عشق‌هاي خاكي و آسماني بوده است و مي‌توان گفت كه عشق اولين كوزه‌گر را ساخت و امروز همان اوست كه فرمان مي‌دهد و بشر را به سازندگي مي‌خواند. همه‌ي ساختمان‌ها و همه‌ي كارخانجات و همه‌ي شركت‌ها اگر از عشق خالي شوند، به گورستان و خرابه تبديل مي‌شوند.  اين كوزه چون من عاشق زاري بوده است دربند سر زلف نگاري بوده است اين دست كه برگردن او مي‌بيني دستي است كه برگردن ياري بوده است عمر خيام، نمونه‌ي يك مهندس عمران است. او رياضيدان است اما شهرتش به رباعيات اوست. هم اكنون و در قرن بيست و يكم، بالاترين تيراژ كتاب‌ها در اروپا به شعرها و رباعي‌هاي او كه ساليان سال است منتشر مي‌شود، اختصاص دارد. خيام شناسان و اصولاً شرق شناسان تعابيري از اين مهندسان دارند كه گاه در مخيله‌ي خودِ ايراني‌ها و نيشابوري‌ها هم نمي‌گنجد: آنقدر درمورد ايران و شاعران ايراني تحقيق كرده‌اند كه به اعتراف خود شرق شناسان ديگر مطلبي نمانده است كه آنها تحقيق كنند!اين مقدمه را گفتيم تامعلوم شود سود پرستي فقط بهره اقتصادي نيست.حمايت مالي پروژه‌ها در حمايت مالي پروژه‌ها نيز مي‌بينيم غرب تمام احكام اسلامي را پياده مي‌كند و شرق به دنبال عكس عملكرد آن است! در تمامي دنيا بنا برگفته‌ي رييس كارخانه ايران خودرو، وام‌هاي ارزان قيمت به توليد كنندگان مي‌دهند كه حد اكثر نرخ آن 4 درصد است ولي در ايران، نزول‌خواران مي‌گويند كه بايد به توليدكنندگان بالاترين نرخ بهره و وام را بدهيم چون آنها دارند و توليد مي‌كنند! حتي اگر دولت هم مي‌خواهد اين كار را بكند، مي‌گويند از رقابت خارج مي‌شود! عجيب است كه در ايران همه كارهاي خوب برعكس تفسير مي‌شود، آنهم به وسيله كساني‌كه خود به غرب رفته‌اند. شايد اصلاً مأموريت آنها اين باشد كه با سياست‌هاي غلط اقتصاد ايران را بيمار و وابسته كنند و به همين دليل است كه ما مي‌بينيم همه جاي دنيا دلار سقوط مي‌كند ولي در ايران حداكثر ثابت مي‌ماند.  اين نشان مي‌دهد اقتصاددانان با تمام قد خود ايستاده‌اند تا با آدرس غلط، مملكت را به دام سقوط بكشانند و مأموريت آقاخان نوري خود را به اتمام برسانند و دودستي تحويل دهند. آنها اگر بحران سازي نكنند، نمي‌توانند به مأموريت خود عمل كنند.بسياري از اقتصاد دانان كه در آمريكا و اروپا تحصيل كرده‌اند، مي‌دانند كه تأييديه دكتراي آنان ابتدا بايد با امضاي سازمان‌هاي جاسوسي آنجا باشد. آنها مي‌دانند كسي كه براي اخذ دكترا به آمريكا مي‌رود، از ابتدا تا انتها در سايه كمك‌هاي مالي و حمايت‌هاي سازمان سيا است. تمام پروژه‌هاي تحقيقاتي آنان از طريق سازمان سيا تأييد و تأمين و هزينه مي‌شود. اقامت آنان و ادامه‌ي تحصيلشان، فقط با تأييد اين سازمان‌هاست زيرا اين كشورها ومسؤولان آن مغز خر نخورده‌اند كه كلي هزينه كنند و بعد آنها را به اميد خدا رها كنند! اين است كه مي‌توان با اطمينان بسيار بالايي گفت كه همه‌ي اينها يا مستقيماً براي سازمان سيا كار مي‌كنند و يا غير مستقيم و تحت فرمان عناصر اقتصادي آن سازمان هستند و يا مي‌توان گفت در اثر تربيت شدن در دامان آنها همانند يك سگ دست آموز فقط چيزي را پاسداري مي‌كنند كه آنها گفته باشند، لذا مي‌بينيم بعداز40 سال كار اقتصاد اسلامي و بانكداري اسلامي در ايران؛ هنوز در مسير ايجاد قرض‌الحسنه سنگ‌اندازي مي‌كنند و با تئوري‌هاي من درآوردي، عكس همه دست‌آوردهاي غرب را در ايران تبليغ مي‌كنند. وقتي درهمه دنيا بهره‌ي وام‌ها 4 درصد و سود پس‌اندازها يك و نيم تا دو و نيم درصد است، اين افرادِ وابسته با چه شامورتي بازي سود سپرده‌ها را تا 17 درصد بالا مي‌برند و كاهش آن‌را مخالف اقتصاد آزاد و بازار مالي و پولي مي‌دانند. يا مثلاً جهاد دانشگاهي سميناري تحت عنوان نظر سنجي الكترونيك را در صدا و سيما برگزار كرد كه در آن، همه‌ي چشم انداز بيست ساله با آمارهاي غلط زير سؤال برده شد. يكي از مسؤولين جهاد دانشگاهي كه خود را صاحب نظر و اِند الكترونيك مي‌داند، در يك اظهار نظر آشكار گفت: چه بسا ما نتوانيم به اين اهداف دست پيدا كنيم. او همچون همپالگي‌هاي ديگرش، كره را بهترين مثال دولت الكترونيك دانست در حالي‌كه ايشان خودش بهتر از ديگران مي‌داند كه آمارهاي الكترونيكي همه غلط است، چون ايران دربسياري از فهرست‌ها و سايت‌هاي نظر سنجي حذف شده است؛ لذا آماري هم ندارد و اين نشان مي‌دهد ايشان با كساني‌كه نام ايران را در ليست سياه قرار داده‌اند، مراوده دارد تا تحقير بيشتري به ايران روا دارد و كشور را مجبور به ايجاد رابطه گرگ و ميشي بكند!فقط كارمزد تحليل‌هاي غلط كه نمونه‌اي از آن ديده شد، با توجه به مقدمه كه كار عمراني را فقط از راه دل و عشق و فداكاري مي‌توان دنبال كرد، نشان مي‌دهد فلسفه‌ي قرض‌الحسنه چيست. در قرض‌الحسنه شما به خدا قرض مي‌دهيد يعني براي دريافت سود نيست لذا اين همان موضوع است كه بسياري از تحليلگران اقتصاد سنجي يا نمي‌دانند و يا خود را به ناداني مي‌زنند. آنها بانك‌ها را با سود 17 درصد بر خداوند كه قول مضاعف شدن را داده، ترجيح مي‌دهند و اين به معني حذف معنويت و جاذبه‌هاي اصلي در كار است. در قرض‌الحسنه، بهره حرام است و فقط كارمزد گرفته مي‌شود. اين يعني اين‌كه گردش منابع مالي و تجهيز آن از تورم ارتزاق نمي‌كند. زيرا ارتزاق بانك‌ها از تورم، سي سال است كه اقتصاد ايران را بيمار كرده است. بانك‌ها يا اسكناس بدون پشتوانه چاپ مي‌كنند و يا دلار را گران مي‌فروشند يا بهره‌ها را بالا مي‌برند و هر سه‌ي اين عمل در جهان غرب زير سؤال است و به آن عمل نمي‌شود، يعني بانك‌ها پول بدون پشتوانه چاپ نمي‌كنند. دلار درحال سقوط كردن است و بهره‌ي وام‌ها و پس‌اندازها بالاتر از 4 درصد نيست. بايد ديد اين اقتصاد دانان با چه كلك‌هايي اين كار معكوس را در ايران انجام مي‌دهند البته از نظر بنده كه همين مدت آنها را رصد مي‌كند، كار از ابتدا توسط ستاد بسيج اقتصادي و با تئوري‌هاي غلط شروع شد. آنها خريد و فروش خودرو را به بهانه پشتوانه جنگي به سلف خري كه در اسلام حرام است‌، مگر با چندين شرط‌‌‌‌، تبديل كردند و بعد سازما ن حج و مخابرات را وارد اين روش كردند و سپس به فروش دلار روي آوردند كه همه‌ي اينها از نظر شرعي حرام بود زيرا خريد و فروش پول يا پيش خريد جنسي كه مشخصات دقيق و تاريخ تحويل آن مشخص نيست، حرام است. آنها خيانت ديگري كه به اقتصاد كردند، بدنام كردن قرض‌الحسنه‌ها بود تا بتوانند بهره‌هاي كلان از مردم بگيرند. قرض‌الحسنه‌ها از ابتداي اسلام بوده است زيرا به فرمان قرآن تشكيل مي‌شد و مردم در حوزه خانواده و فاميل خود اقدام به تشكيل صندوقي مي‌كردند تا زير نظر ريش سفيدان به افرادي كه احتياج دارند بدون منت پرداخت شود. اين حركت تحت عنوان صندوق اعتباري فاميلي تا تأسيس بانك‌هاي خارجي درايران ادامه داشت با تأسيس بانك‌هاي غربي هجوم به اين امر آغاز شد و هرگونه مؤسسه‌ي خيريه مالي و پولي ممنوع گرديد و هركس به اين كار اقدام مي‌كرد، با برچسب‌هاي گوناگون از ميان مي‌رفت تا اين‌كه سال‌هاي شروع انقلاب محيطي به وجود آورد كه اينها گسترش پيدا كردند. چه بسا افراد بسياري با همين وام‌هاي قرض‌الحسنه‌ي جزيي، زندگي خود را سر و سامان دادند به خصوص كه هرچه به سال‌هاي 1350 نزديك‌تر مي‌شويم، اين قرض‌الحسنه‌ها رشد بيشتري پيدا مي‌كنند و وارد مساجد مي‌شوند. قرض‌الحسنه كوثر در بازار حتي از مسجد هم بيرون رفته و در يك مكان ثابت‌تري ادامه فعاليت مي‌دهد. همين قرض‌الحسنه‌ها بودن كه به مجاهدان براي مبارزه كمك مالي مي‌كردند، چه در بازار بزرگ و چه در بازار ابزار فروشان. آشناياني داشتيم كه همان موقع اين گروه‌ها كه بعضاً مانند مجاهدين خلق منحرف شدند را كمك مي‌كرد و شايد بنيان اساسي در مخفي‌كاري منابع مالي مبارزان دوران ستمشاهي همينها بودند زيرا كسي كه قرض مي‌داد، براي خدا بود و لذا مي‌گفتند يك فرد خير داده است و نام او مخفي مي‌ماند! و كسي هم كه آن‌را مي‌گرفت، براي خدا مي‌گرفت و لازم نبود نامش پرسيده شود. وشايد همين بغض شاهنشاهي از اين قرض‌الحسنه‌ها بود كه هنوز هم در چهره اين اقتصاد دانان شاگرد آن آنها ريشه دوانيده. كاري كه براي خداست و كسي از آن نه انتظار شهرت دارد و نه انتظار سود؛ چرا بايد اين‌طور مورد غضب عده‌اي باشد و اين دليلي جز آن ندارد كه هدفمند است. هدف آنان دوري مردم از كارهاي خداپسندانه وگير دادن آنها به سودهاي موقت دنيايي است.نبود بهره، عامل پيشرفت طرح‌هاي عمراني استكساني‌كه مي‌خواهند كاري بكنند، دستمايه نياز دارند و كساني‌كه مي‌خواهند كارستاني بكنند، سرمايه نياز دارند و قرض‌الحسنه براي هردوي آنها برنامه دارد. در سطح اقتصاد خرد قرض‌الحسنه داراي وام‌هاي ضروري است. وام ازدواج، وام تعميرات، وام خدمات درماني و بالاخره وام ضروري براي كسب و كار. و اين امري است كه ساليان سال است اجرا مي‌شود و جو سازي‌ها نتوانسته مانع از اجراي آن شود؛ حتي وقتي سازمان اقتصاد اسلامي درچهره حامي وارد شد نتوانست آنها را ساماندهي كند و اكنون يكي از دشمنان بزرگ بانك قرض‌الحسنه همين‌ها هستند زيرا تصور آنها، تصور انجمني است و مي‌خواهند خيرات و مبرات را فقط برخود منحصر كنند و اگر كس ديگري خواست كار خيري انجام دهد كه به آنها وابسته نبود، بايد ازبين برود! اما در زمينه‌ي كلان، اقتصاد قرض‌الحسنه همان چيزي است كه غربي‌ها اجرا مي‌كنند و مانع اجراي آن توسط ايران مي‌شوند. كم بودن بهره كه همان كارمزد بانك است و كاهش يافتن ارزش دلار و قسطي كردن فروش. كاهش ارزش دلار به معني داخل نشدن در امر خريد و فروش پول است زيرا مي‌دانيم وارد شدن در هركاري به معني افزايش تقاضاست و اگر بانك مركزي به عنوان يك طرف قضيه اقدام به فروش دلار كند، حالا اگر مراجع هم متوجه نشوند يا براي آنها مصلحت توجيه كننده باشد، ماهيت قضيه از بين نمي‌رود و آن كاهش ارزش پول ملي است تا جايي‌كه ما مجبور شويم سه صفر از پول خودرا كم كنيم! يعني در اثر خام نگهداشتن مراجع، توانسته‌اند تا هزار برابر پول ملي را با روش فروش دلار به قيمت بالا كاهش دهند و اين خيانت را نبايد ناديده گرفت. قسطي كردن فروش برعكس پيش فروش است. در پيش فروش، هيچ چيز معلوم نيست و همه چيز به محال موكول مي‌شود و به احتمالات، در حالي‌كه در قسطي فروشي جنس آماده و تحويل مي‌شود و پول آن بعداً دريافت مي‌گردد.


No Comments Yet so far
Leave a comment



Leave a comment
Line and paragraph breaks automatic, e-mail address never displayed, HTML allowed: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>