توليدات زيرزميني !
در يكي از تحقيقات دانشگاهي وقتي براي بررسي علل مصرف كالاهاي خارجي تحقيق ميشد، نكتهي جالبي از سوي يكي از توليدكنندگان مطرح شد. وي كه توليد كننده لباس كودك بود و در بازارچهي اشتغال پارك لاله غرفه داشت؛ گفت كه در سفري به آلمان تصميم گرفتم چند نمونه لباس كودك از جنس جين كه در راستهي كار خودم بود خريداري نمايم و از مدل و نحوهي دوختن آن استفاده نموده و توليدات جديدي شروع نمايم. چند دست خريدم و به ايران آوردم. وقتي آنها را شكافتم تا به نحوهي دوخت و برش آن پي ببرم، با كمال تعجب ديدم كه يكي از آنها دقيقاً توليد خودم است! به فروشنده زنگ زدم و جريان را پرسيدم. او با كمال خونسردي گفت اين، يك مسألهي معمولي است. اين اجناس را از كيش خريدهايم و توليدات ايراني از همهي كشورها بهتر است و شما بايد بدانيد كه خيلي از ايرانيان توليدات خود را به نام خارجي ميفروشند و مردم هم از كيفيت آن راضي هستند!
در اخبار هم بسيار ديدهايم كه شبكهها يا كارگاههايي را كشف كردهاند كه در آنجا انواع لباس توليد ميشده و مارك كارخانههاي معروف خارجي بر روي آنها دوخته ميشده است! گرچه نام اين كار را تقلب گذاشته و كارگاه آنان را تعطيل يا جريمه ميكردند ولي اين نشان ميداد كه توليدات ايراني حتي در داخل كشور هم بايد به نام خارجي باشد تا به فروش برود و جالب اينكه مردم هم نسبت به جنس اين محصولات، اعتراضي نداشتهاند! و اين به مفهوم بالا بودن كيفيت اين توليدات بوده است. نه تنها در زمينهي توليد پوشاك، بلكه در بسياري از توليدات نيز ما شاهد اين موضوع هستيم! توليدات زيرزميني، بخشي اعظم از اشتغال در كشور ما را تشكيل ميدهد. دلايل اين توليدات زيرزميني بسيار است و از جمله ميتوان از بالا بودن نرخ دستمزد، ماليات، بيمه و مخصوصاً اجاره نام برد. لذا توليدكنندگان ترجيح ميدهند در مناطق دور افتادهي روستايي و يا حاشيهي شهرها با اجارهي محلي مسكوني، آن را تبديل به كارگاه نمايند. براي اين كارگاهها هم معمولاًًً يا از اتباع خارجي مخصوصاً افغانها استفاده ميشود و يا اگر از ايرانيان استفاده شود، معمولاًً با آنان طي ميشود كه صحبت از بيمه يا مسايل رفاهي نكنند والبته اين به نفع كارگر هم ميشود! زيرا او ميتواند خود را بيكار جلوه دهد و از برخي مزاياي آن استفاده نمايد. وجود كارگران ميانسال يا مسن، با سابقهي كم پرداخت بيمه و يا حتي نداشتن سابقه بيمه، مؤيد اين امر است كه حتي خود ?ارگران هم تا به مرز پيري يا از كار افتادگي نرسند، علاقهاي به بيمه شدن ندارند و ترجيح ميدهند حق بيمه را به حقوق خود اضافه نمايند تا به سازمانهاي بيمهگذار بپردازند.
* توليد زير زميني مسكن!
همه اطلاع دارند ولي اين كار هر روز تكرار هم ميشود. در حاشيهي شهرها هر روز ما شاهد رشد حاشيه نشيني هستيم. همه اين حاشيه نشيني از توليد مسكن به طور غيرقانوني منشا ميگيرد. هركسي با خريد مقدار كوچكي از زمين، شبانه اتاقي را ميسازد و در آن مينشيند. مأمور شهرداري كه به آن پليس ساختماني هم اطلاق ميشود، معمولاًً دو نوع برخورد كاملاً متضاد دارند. در صورتيكه امكان گزارش قديمي بودن مستحدثات باشد، با گرفتن مبلغي وجوه غير قانوني يا قانوني گزارش مينويسند كه اين خانه يا اتاق جديد ساخته نشده و به سازندهي اتاق هم ?شاوره ميدهند تا با ريختن مصالح كهنه و يا دوغاب سيمان و غيره آنرا قديمي جلوه دهند تا او بتواند مسؤول قبلي را زير سؤال ببرد! و در حالت دوم به دليل وجدان كاري يا نگرفتن حقِ شهرداريچي كافي! اتاق را بر سر سازنده آن خراب ميكنند ولو در آن خانه مثلاً زن وبچه هم باشد. اما به هر حال آمار رشد حاشيه نشيني نشان ميدهد كه تخريب كمتر اتفاق ميافتد. مثلاً در فرحزاد تهران ما شاهد وجود گسل آشكاري در رودخانه آن هستيم و دقيقاً روي خط زلزله است ولي وسعت ساخت و ساز به حدي است كه حتي كاركنان مجلس با تشكيل تعاوني مسكن خانههاي?خود را در كنار همين گسل ساختهاند! و يا تعاوني آموزش و پرورش و يا سپاه پاسداران باساخت برج در آن مكان به حدي پيشرفت كردهاند كه خانههاي معمولي را مزاحم خود ميدانند و قرار است اين خانهها به عنوان خانهي كوليها تخريب و به فضاي سبز تبديل شود. نظير اين رشدهاي قارچ گونه در همه جا ديده ميشود؛ برخي از آنان با جعل سند و يا دادن رشوه و يا اعمال نفوذ ساخته ميشوند ولي بسياري از آنان توليدات بخش خصوصي است كه نه تنها نيازي به يارانههاي دولتي ندارند بلكه به طور سرسام آوري باعث افزايش قيمت مصالح و ساخت و ساز ميشو?د و در طرف ديگر اين قضايا شهركهاي دولتي هستند. تعاوني مسكنهايي كه سالهاي سال قادر به ساخت واحدهاي مسكوني خود نيستند و به انتظار يارانههاي دولتي نشستهاند!
اين امر باعث بسياري از مفاسد اقتصادي تحت عنوان زمين خواري و جعل سند و اعمال نفوذ يا كلاهبرداري و اغفال مردم هم ميشود. درمقابلِ كسانيكه يك شبه منزل مسكوني ميسازند و در آن ساكن ميشوند، تعاونيهاي مسكن معمولاًً براي اخذ حقوق كلان براي مؤسسين و مديران عامل و اعضاي هيأت مديره آن تشكيل ميشود! مؤسسين شركتهاي تعاوني يا حتي شركتهاي توليدي مسكن ميدانند كه يك پروژه براي تمام عمرآنها كافي است! به اين معني كه ميتوانند به عنوان يك شغل پر درآمد براي سالهاي طولاني روي آن حساب كنند. زيرا سالها طول ميكشد تا شركت?ثبت شود و سپس سالها طول ميكشد تا زمين گرفته شود وتخصيص و تفكيك و داراي سند شود. سپس بي پولي اعضا، كارها را به خوبي و با دلايل موجه عقب مياندازد و بعد از آن تصميم به فروش به غير از اعضا، مرحله زمانبر ديگريست و بعدها نوبت گرفتن براي آهنآلات و ديگرمصالح دولتي، تطويل آنرا تضمين ميكند! اين امر مخصوصاً در مسكنهاي توليدي فرهنگيان به يك قانون تبديل شده است تاجاييكه افراد مؤسس و يا اوليه معمولاًً در هيچيك از اين شركتهاي توليد مسكن با افراد ساكن يكي نيستند. معني اين جمله آنست كه براثر طولاني شدن مدت پروژه?ها بيش از 75 درصد اعضا جابجا ميشوند و معمولاًً كسانيكه از ابتدا اين رمز را ميدانند، تا به آخر ميمانند و بقيه اعضا يا به طور طبيعي در طول زمان از دنيا ميروند و يا در اثر بي پولي آنر ا واگذار ميكنند و يا در اثر عدم نياز، آنرا ميفروشند.
* ميراث فرهنگي و توليدات زير زميني!
توليدات زير زميني از دوجهت به ميراث فرهنگي ضربه وارد ميكند. اولاً به دليل استاندارد نبودن كالاها، از توليدات صنايع دستي يا توليدات سنتي دور ميشوند. مثلاً به جاي توليد سفال از گچ يا مصالح نامرغوب ديگري استفاده ميكنند و لذا ميبينيم صنايع دستي اعتبار خود را از دست ميدهد. هنرهاي دستي در توليدهاي زير زميني دچار آسيب تقلب ميشوند و اعتماد جهاني را آسيب ميرسانند. هم اكنون در عتيقه فروشيها ما شاهد هستيم كه سكههايي به نام سكههاي تاريخي خريد و فروش ميشود كه اغلب صنعتي هستند. حتي سنگ نوشتهها وآثار سنگبرش?ا و سنگ ساختهها، همه توليد صنعتي ميشوند! همهي عتيقه فروشيها سرِ سرباز هخامنشي را دارند، با همان مشخصاتي كه در قطعهي معروف خريداري شده در حراجيهاي لندن وجود دارد.
جهت دوم زيان توليدات زير زميني، استفادهي نامطلوب از مكانهاي قديمي است! معمولاً آثار باستاني نياز به مراقبت دارد و به اين جهت به لحاظ ميزان اجاره بها و مسايل ديگر براي توليدات زير زميني بسيار مناسب است. دور ميدان گمرك و يا بازار تهران و يا خيابانهاي قديمي در اطراف ميدان بهارستان، همه و همه مركز توليدات زير زميني است! كفشهاي آديداس با قيمتهاي غير قابل باور را ميتوان به قيمت بسيار ارزان در اين مكانها توليد كرد. بدليجات طلا و نقره و توليد عكس و پوستر، از جمله چيزهاييست كه در اين مكانها به راحتي توليد وبه بازار عرضه ميشود و چون ميراث فرهنگي، مانع از بازسازي صنعتي اين محلات ميشود، صاحبان اين مراكز چارهاي جز اجاره دادن آن به مراكز توليدي زير زميني براي كسب درآمد بيشتر در خود نميبينند. شهرداريها نيز ملزم به حفظ بافتهاي قديمي به عنوان بافتهاي فرهنگي هستند و همين امر سودجويان را به سوي استفاده از اين مراكز براي اجاره به توليدكنندگان زير زميني مياندازد. زيرا توليدكنندگان زير زمين مانند اجنه هستند! در يك شب ميآيند ودر يك شب هم ميروند و هيچ اثري هم از خود به جا نميگذارند. نه گرفتاري اجارههاي پرداخت ن?ده دارند و نه مشكل مالياتي و بيمهاي ايجاد ميكنند! يعني روز اول با پول قلمبه ميآيند و اجاره را پيش پيش پرداخت ميكنند و حتي اگر بخرند هم كليدي آنرا تصاحب ميكنند! يعني آنقدر به كار خلاف خود اطمينان دارند كه براي خريد مغازه يا اجاره آن نه به سند مالكيت نياز دارند و نه به اجارهنامه يا سرقفلي! ده ميليون ميگذارند كف دست صاحب مغازه و ميآيند و بعد هم وقتي بيمهگزار يا مأمور مالياتي آمد و با سماجت نام آنها را نوشت، فردا شب اثا ثكشي ميكنند و ميروند حالا مأمور ماليات يا گزارشگر بيمه يا بازرسِ آثار باستاني?ميماند با يك گزارش دروغ و توبيخ رؤسا!
* اتباع خارجي و توليدات زير زميني!
يكي از آثار توليدات زير زميني، قبول اتباع غيرقانوني خارجي است. كسانيكه در محله هاي قديمي، زير پوشش بافتهاي باستاني يا ميراث فرهنگي اقدام به ايجاد كارگاهها ميكنند، ناچارند از افراد بي هويت استفاده كنند كه شكايات آنها هيچ جا مسموع نباشد . و لذا استفاده از افغانيها و پاكستانيها و عربها و بلوچها و حتي اتباع تايلند و هند و اروپا و امريكا در آن رواج مييابد و شما ميبينيد كه اتباع پاكستاني بدون مجوز ورود و به طور قاچاقي، هزاران كيلومتر را طي ميكنند و به راحتي در خيابانهاي تهران به گدايي يا مشاطهگري مشغول ميشوند . همهي اينها معلول اين اقتصاد زير زميني است. چرا كه همهي اين اتباع خارجي در مكانهاي قديمي و بافتهاي فرسوده يا تاريخي جابجا ميشوند. كوچه مروي تهران و گود عربها از جملهي اين مكانهاست كه يكي از اول كوچه وارد شود ميتواند گذرنامه و ويزا بگيرد و تا آخر كوچه، دلار و يوروي تقلبي هم ميخرد و آمادهي ورود يا خروج به ايران ميشود! همهي سفارتخانهها در اين كوچه نمايندگي دارند! اين امر فقط در ايران نيست بلكه ماهيت قديمي و فرهنگي بودن بافتها در سراسر جهان غير قابل كنترل هستند. مثلاً در هايد پارك لندن يا محلهي هارلم و منهتن نيويورك و يا بمبي هند و… نيز شاهد اين نوع توليدات زير زميني هستيم كه نياز به پالايش دارد. دولتها بايد با قبول برخي مقررات، مانع از گسترش اين صنايع شوند:
مثلاً دولتها به جاي مجبور كردن مردم به انبوه سازي با آزاد سازي مسكن روستايي و عشايري ميتوانند مانع مهاجرت شوند. ولي ميبينيم عملاً با توسعهي انبوه سازي، خود يكي از عوامل مهاجرت ميگردند. پس در هر صورت مهاجرت وجود دارد. اگر آن را بپذيريم، ميتوانيم قانونمند كنيم ولي اگر نپذيريم، خود را بر ما تحميل ميكند و به صورتهاي غيرقانوني و ضد هنجارهاي اجتماعي بروز ميكند.
No Comments Yet so far
Leave a comment
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>