U.S Election


بانکها هرروز چاقتر وزیادتر میشوند!
5000000Wednesday08 252008, 6:15 am
Filed under: Uncategorized | Tags:

بانکها هرروز چاقتر وزیادتر میشوند!برخلاف نوشته برخی روزنامه های نزولخوار که نوشته اند سرکوب مالی بانکها به اطلاعشان میرسانم که بانکها هرروز چاقتر وثروتمند تر میشوند ومثل تخم تره تیزک تکثیر میشوند وایشان مانند هر ضد انقلاب دیگری چشمشان را به تمام این پیشرفتها بسته اند.. همه اینها فقط بخاطر کاهش نرخ بهره بوده زیرا عملکرد آنها برکت پیدا کرده است مقایسه کنید آمار این دوسال بانکها را با آمار صد سال گذشته ! واگر نرخ بهره کمتر شود بازهم بانکها اسلامی تر شده وبه خدا قرض میدهند واز این بیشتر هم رشد خواهند کرد وزالو صفتی ونزولخواری را از عرصه جهان پاک خواهند کرد انشاءالله  انتقال پايتخت بدون هزينه!مدت‌هاست كه بحث انتقال پايتخت مسكوت مانده بود كه دوباره مطرح شد. به نظر بعضي‌ها، شهرهاي جديد بهتر از قديم كارآيي دارند مثلاً واشنگتن پايتخت سنتي آمريكا را رها كرده و نيويورك يعني شهر جديد را به همين منظور ايجاد نمودند. لذا زير ساخت‌هاي آن را از ابتدا طوري ايجاد نمودند كه براي جمعيت بيشتر امكانات بهتري داشته باشد اما برخي ديگر مثل اروپاييان براي ايجاد تاريخ، شهر را تعويض نكردند و حفظ آثار تاريخي و توليد آن را يك ارزش مهم محسوب نمودند؛ به طوري‌كه مثلاً در ايتاليا، آن استاد باستان‌شناسي كه خودش مقررات شهرداري را در حفظ بافت‌هاي تاريخي نوشته بود، دستگيره درب منزلش احتياج به تعويض پيدا كرد اما وقتي خواست اقدام كند، اورا دستگير كردند و مانع تعرض او به بافت تاريخي شهر رم شدند! زيرا برحسب آيين‌نامه‌ي مربوطه، منازلي كه در بافت‌هاي تاريخي باشند ديگر ملك شخصي محسوب نمي‌شوند و بايد براي هرگونه تعميري اجازه بگيرند تا تغييري در آن ايجاد نشود!درايران نيز اين دو نظريه باهم مبارزه مي‌كنند. ابتدا نوشهر ايجاد شد تا مثل نيويورك؛ پايتخت ايران به آنجا منتقل شود ولي بعداً امكاناتي ريختند و سخت‌سر را رامسر كردند تا به آنجا منتقل شود و بعد يك مدت هم فرودگاه بين‌المللي و نمايشگاه بين‌المللي و شهرك‌هاي اداري واوان را به رباط كريم بردند تا نزديك‌تر باشد ولي هنوز نظريات اروپايي ارجحيت دارد و انتقال پايتخت، عملي نشد. در دولت نهم هم به جاي انتقال كل پايتخت، تصميم گرفته شد كه بخشي از وزارتخانه‌ها به شهرهاي مبدأ خودشان نقل مكان كنند مثلاً وزارت نفت به اهواز برود و… اما هنوز هيچ خبري نيست! * كيش محلي مناسب براي انتقال پايتختكيش به دلايل مختلف، محل مناسبي براي انتقال پايتخت است. اولاً كليه كاركنان دولت آرزو دارند كه به كيش منتقل شوند آنهم با خانواده و لذا مشكل انتقال كاركنان كه از اعظم مصايب دولت است، در اينجا خود به خود حل شده است. مثلاً يكي از معضلات دولت، ساكن نبودن مديران در محل مأموريت خود مي‌باشد و پروازي بودن آنان مشكلات مالي واداري زيادي به وجود آورده است و اين مديران، اغلب در كيش به سر مي‌برند! چندي پيش كليه شهرداران استان  اصفهان، به عنوان همايش يا كارگاه يا نمايشگاه صدمين سال تأسيس بلديه! در كيش جمع شدند. خدمه‌ي هتل پارسيان كيش مي‌گفت: اصفهاني‌ها هرچند وقت يك‌بار، همگي دسته جمعي براي تفريح مي‌آيند تا كسي اعتراض نكند و صدا به گوش مركز نرسد!    و اين نشان مي‌دهد كه وجود و عدم وجود چنين شهرداراني هم تفاوت نمي‌كند! يعني همگيِ آنها چند روز محل خدمت خودرا ترك مي‌كنند و آب از آب هم تكان نمي‌خورد! دليل ديگر اين است كه همه‌ي ارگان‌هاي دولتي  در كيش، واحدهاي مسكوني، كاري و زمين و تأسيسات لازم را دارند كه الآن بلااستفاده است و فقط براي مديران و البته گاهي هم براي كاركنان استفاده مي‌شود و مي‌تواند براي استفاده‌ي دايم هم مفيد باشد امام جماعت مسجد امير (ع) كيش مي‌گفت كه جمعيت كيش بيست هزار نفر است اما وقتي فقط خانه‌هاي ويلايي را مي‌شمري، از20 هزار تا بيشتر است و همه‌ي آنها اكثراً در طول سال خالي و حتي بسياري از آنان مانند بازار فرانسه با تأسيسات فراوان،  كاملاً رها شده باقي مانده‌اند. كليه‌ي تأسيسات زير بنايي كيش هم با 30 سال تلاش و كوشش، آماده‌ي بهره برداري است و همه‌ي آنها هم اعم از هتل‌ها وآماده سازي‌ها، همه با وام‌هاي كلان دولتي و بابهره‌هاي كم ايجاد شده و هيچكدام از اين وام‌ها هم به خزانه برنگشته و لذا صد در صد در مالكيت دولت است و دولت مي‌تواند يا مطالبه‌ي وجه كند يا عين ملك را به تصرف درآورد. از لحاظ امنيت هم، مكاني با امنيت بسيار بالاست، به طوري‌كه اگر كسي سوت بزند، جريمه مي‌شود، چه برسد به بوق زدن يا انفجار مثلاً بمب صوتي يا تخريبي! در كيش، دزدي و تصادف و ديگر مظاهر ضد امنيتي، اصلاً وجود ندارد مگر اين‌كه بعضي‌ها بخواهند از حسودي دولت، امنيت آنجا را بر هم بزنند زيرا آن‌طور كه در مديريت ساز مان منطقه آزاد كيش به دست آمده، آنان پول جمهوري اسلامي را مي‌خواهند ولي نام آن را دوست ندارند به كار ببرند! حتي نام خدا و يا آرم جمهوري اسلامي در هيچيك از نشان‌هايشان نيست، يعني كاملاً آزادِ آزاد هستند و از خود مختاري هم بالاتر! بطوريكه همه ميگويند مملكت را فروخته اند..اين آزادي در كيش باعث شده كه دور روستاهاي كوچكي كه گاهگاهي نامي از خدا مي‌برند و عزاداري انجام مي‌دهند، كمربندي بكشند و از دور خارج سازند و با عنوان تحقير آميز محله‌ي عرب‌ها يا نخلستان و… از آن عبور كنند، به طوري‌كه به نظر برسد اين شهر، شهري يا جزيره‌اي است كه در آن همه چيز آزاد است جزنام خدا و پيامبر! و همه چيز براي مفاسد اخلاقي و اقتصادي مهيا مي‌باشد. به بهانه‌ي ساخت هتل، وام كلان بگيرند و چند تا ناخن لودر به زمين بكوبند و بروند! و براي حمل و نقل (نه راهنمايي ورانندگي) همه رقم سوبسيد و بعد هم چند تا ميني‌بوسِ قراضه كه در بعضي ساعات، آن‌هم در مسيرهاي كوتاه مسافران را جابجا كنند تا ميدان براي دربستي‌ها بانرخ كلان باز باشد. از آمدن رييس جمهور يا مقامات مؤثر، به بهانه‌ي اين‌كه حضور آنها به بي‌طرفي و آزادي منطقه لطمه مي‌زند، ممانعت كنند و يا مسؤولين خود صلاح ندانند كه به آنجا بروند تا مبا دا اتهامي متوجه‌شان شود كه گفته‌اند اتقوا من مواضع التهم توهم ! در حالي‌كه بازار بورس و يا بازار مالي آن با ساختمان شيك جوابگوي بازار مالي تهران و حتي منطقه است، خالي افتاده و فقط يك طبقه‌ي آن با دادار و دودور به بورس نفت اختصاص داده مي‌شود و مسؤوليني كه براي افتتاح مي‌روند، مجبورند خيلي سريع آن را افتتاح و از منطقه‌ي حفاظت شده‌ي آقايان دور شوند و الّا هرچه ديده‌اند از چشم خودشان ديده‌اند…هرنوع رفت و آمد معمولي و مسافرتي، مورد تمسخر باشد تا فقط پول حرف اول را بزند وكساني‌كه پول خرج مي‌كنند؛ بقيه هم بروند و بميرند. كسي كه پول ندارد، برود بميرد بهتراست تا برود كيش و جلوي چهار تا گردشگر، نان بربري سق بزند. اصلاً هيچ نانوايي‌اي نبايد پخت كند. همه بايد بروند هتل غذا بخورند و با قيمت‌هايي كه آنها مي‌گويند.  با اين‌كه همه‌ي گردشگران، تهراني هستند ولي از همديگر خجالت مي‌كشند و به زبان عربي يا انگليسي از همديگر آدرس مي‌پرسند تا كلاسِ آنجا را رعايت كند. نام همه‌ي هتل‌ها و مكان‌ها يا خارجي است و يا اگر مجبور شدند، نام مشترك بين فارسي و انگليس مثل گراند هتل و امثال آنست. آنجا همه بايد با هواپيما بروند و راه زميني و دريايي يا تعطيل است يا آنقد غر مي‌زنند كه براي بار آخرت باشد. هركس را به طريقي مي‌پرانند و بعد مي‌گويند چون مشتري نيست، تعطيل!* بازسازي فرهنگي گرچه سال‌ها زحمت كشيدند تا فرهنگ بيگانه اعم از زبان انگليسي و زبان‌هاي ديگر را رواج دهند، ولي خيلي سريع مي‌توان مانع اين حركت شد. نمونه آن هم حضور ورزشكاران باستاني در جزيره كيش بود كه از بيش از 20كشور و مليت مختلف آمده بودند و همگي يا علي گويان بر طبل پورياي ولي مي‌كوبيدند و ميل وكباده تختي را به بازو حمايل مي‌كردند. هندي وسريلانكايي، اوكرايني و ليتوانيايي هيچ فرقي با عراقي و تاجيك، اندونزيايي، پاكستاني و افغانستاني، كره‌اي و بلاروس و جمهوري آذربايجان نداشتند. حتي آمريكا و اوگاندا وكانادا و آلمان و سوييس نيز از قافله عقب نمانند. هرچند دانشگاه آزاد اسلامي با تيم خوبي كه از سوي جمهوري اسلامي داده بود، توانست در همه‌ي رشته‌ها مقام اول را به دست آورد ولي مبارزه براي مقام‌هاي دوم وسوم در رشته‌هاي ميل بازي كباده چرخش تيز شنا و حتي كشتي پهلواني ادامه داشت. در اين دوره از مسابقات كه با حضور رييس فدراسيون بين‌المللي ورزش‌هاي باستاني و دبير كل محترم برگزار شد، آقاي دكتر مهرعليزاده در سخنراني افتتاحيه گفت در عرض سه سال ما توانستيم در50 كشور شعبه بزنيم و اگر بتوانيم در 30 كشور زورخانه تأسيس كنيم، مي‌توانيم براي المپيك نيز سهميه بگيريم. وي كه با خبرنگار مناقصه مصاحبه مي‌كرد، يادآور شد كه زبان فارسي براي اولين بار در اساسنامه‌ي اين فدراسيون، اولين زبان بين‌المللي شناخته شده و سعي شده كه اصطلاحات پهلواني و اشعار فردوسي وحتي برخي ابزار آلات ورزش زورخانه‌اي، به همان اسم اصلي ثبت شود مانند ميل كباده و چرخ تيز و مرشد. حتي گفتن يا علي و ذكر نام امام حسين در برنامه‌ي همه بوده است.  * تبريك به دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي باز سازي فرهنگي ورزشكاران در ايران و جهان، به سرعت پيشرفت داشته و علت آن هم پذيرش اخلاق و منش ورزشكاران باستاني ايران از سوي  همه بوده است، به طوري‌كه مثلاً بين بازيكنان تاجيكي و عراقي يا آذربايجاني نمي‌شد به راحتي تمايزي قايل شد و رقابت نزديك آنها باعث شد تا از لحاظ تيمي، دانشگاه آزاد اسلامي اول وتاجيكستان دوم و عراق و سريلانكا، مشتركاً سوم شوند.ديدن رفتار پهلواني از ورزشكاران ليتوانيايي و حتي آمريكايي وآلماني، به قدري خوشحال كننده بود كه يك لحظه مرزها به طور كلي فراموش مي‌شد. با دبير كل فدراسيون، آقاي سيد امير حسيني كه همچون پروانه دور او را مي‌گرفتند؛ به زبان اشاره و يا فارسي شكسته بسته صحبت مي‌كردند وصميميت خود را به فرهنگ اصيل ايراني و اسلامي بروز مي‌دادند…   و در مقابل هم وقتي از ورزشگاه بيرون مي‌رفتند، ديدن صحنه‌هاي مشمئز كننده‌ي دختران بدحجاب و مثلاً دوچرخه سوار و پسران لاقيد در خيابان‌ها و كاركنان آنچنانيِ هتل‌ها، همه چيز را يك تضاد بزرگ قرار مي‌داد يعني يك جوان تاجيكي نمي‌دانست حرف‌هاي ياعلي و فاطمه زهرا و ياحسين  را باور كند يا اين صحنه‌هاي غيراخلاقي ولا ابالي را، و اين بود كه يكي نمايندگان مجلس تركيه كه خود يك زن است و به ايران آمده بود، مي‌گفت: رفتار برخي از زنان ايراني چنان است كه حتي در كشورهاي اروپايي هم اعتراض مردم را به دنبال داشته است و اين البته مختص به كيش نيست. در خاطرات سفير آمريكا نيز هست كه وقتي جشن هنر شيراز در سال 1355 برگزار شد و صحنه هاي نامناسب در آن ارايه گرديد، او به شاه گفته بود كه برخي از صحنه‌ها چنان مشمئز كننده بود كه اگر حتي در هايد پارك لندن اجرا مي‌شد، كارگردانان آن جان سالم به در نمي‌بردند!… و لذا قبل از اين‌كه دير شود، بايد به فكر چاره بود.   مهندسين شيمي ايران فقط در فكر حل مشكلات ديگر كشورها هستند!بگزارش ماهين نيوز مهندس نجابت گفت:   آنها دايم به ماهواره ها گوش ميدهند ومشكلات ديگر كشورها را از راه دور ميشنوند وبراي راه حل ان مقاله مينويسند ودردنيا هم برنده ميشوند واين البته براي نام ايران وايراني خوبست ولي همين عادت بريا دآنان باقي ميماند تا مشكلات را از راه دور كنترل وبراي آن راه حل بنويسند! هم اكنون كه چندين سال است ما پالايشگاههاي پتروشيمي عسلويه وماهشهر را راه انداخته ايم هيچكدام از اين دانشمندان ومحققان براي بازديد نيامدند! وبا اينكه ما آمادگي همه گونه پذيرايي را داريم ولي اقايان ترجيح يمدهند اخبار مارا از دور داشته باشند ونسخه بپيچند.. بطور مثال درهمين همايش شكايت كردند كه ما كمكي به همايش ايمني وسلامتي نكرديم اما درصورتيكه همين امروز ما 5 تقاضا فقط درهمين زمينه داشته ايم وهمين الان كه من در دانشگاه صنعتي شريف ومهندسي شيمي هستم بايد در ماهشهر ميبودم ويا در اهدا تنديس صنعت سبز شركت ميكردم ولي چون دكتر سهراب پور استاد بنده در دانشگاه شيراز بود لذا حق استادي ايجاب ميكرد باتمام گرفتاريهايي كه بعنوان مديرعامل شركت پتروشيمي دارم اطاعت امر نمودم وبعلت فرصت كم مقاله خودرا از رو نميخوانم واصل آنرا به خبرنگار مناقصه ميدهم تا در آن روزنامه چاپ شود 


No Comments Yet so far
Leave a comment



Leave a comment
Line and paragraph breaks automatic, e-mail address never displayed, HTML allowed: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>