Filed under: Uncategorized
15 خرداد آغازي برتمدن هزاره سوم (187)
سيد احمد حسيني ماهيني
در بسياري از نظريات مديريتي، زمان هميشه صفر منظور شده وتحولات ثابت فرض ميشود. لذا در ارايه تئوريها ماهميشه با اين فرضيه روبرو هستيم كه در شرايط ثابت ومساوي بايد يك عنصر را داخل و يا خارج كنيم و نتيجه آن را بسنجيم. درست مثل علوم تجربي كه در لابراتوار انجام ميشود، يك دانشمند تجربي تصور ميكند همه شرايط تحت مديريت اوست و به راحتي ميتواند شرايط را كنترل كند و لذا آن را مثلاً كنترل كرده و ماده يا عنصري را در تركيبات اضافه و ياكم ميكند. بعد هم نتيجه آن را يادداشت ميكند. اين عمل ساده را پوزيتيويسم (Positivism ) يا اثباتگري ميگويند. اما درواقع همه چيز خيالي است چرا كه شرايط تحت كنترل نيستند وعناصر جهاني همانهايي نيستند كه ماتصور ميكنيم. براي مثال در روايات هست كه اميرمؤمنان عليهالسلام به يك اعرابي سنگي را نشان داد و گفت: اين سنگ حركت ميكند ولي اعرابي با تعجب و شايد هم با نگاه عاقل اندر سفيه، هر نوع حركتي را نفي كرد و به مسخره گفت اين سنگ كه حركتي ندارد!
امروزه ما ميدانيم هر جسمي حداقل هشت الي نه حركت دارد و ما قادر نيستيم اين حركتها را از او بگيريم؛ اما هميشه آن را فراموش ميكنيم و نتايج عملكردي آنهم به تبع فراموشي ما ناديده گرفته ميشود. اولين حركت آن حركت با زمين به دور مدار است. دومين آن، حركت با زمين به دور خورشيد است. سومين آن حركت با منظومه شمسي است و… از درون نيز حركت هر جسمي مانند حركت مولكولي و اتمي وجود دارد. يك پوزيتيويست نميفهمد كه آهن يا مثلاً فنل فتاليني كه ده دقيقه يا يك ثانيه پيش در دست او بوده وبراي آزمايش به دانشجويان خود نشان ميداده، هزار كيلومتر آن طرفتر بوده است! و ميليونها بار حركت اتمي كمتري از حالا داشته است.شرايط اسيدي كه چند لحظه پيش براي ريختن روي آهن منظور شده، با الآن فرق ميكند. لذا فرمول او همه در خيالات هست. همه چيز ثابت است تا او آزمايشهاي خود را انجام دهد! زمين وزمان از حركت ايستاده تا اين دانشمند حرف خود را برعليه زمين و زمان به اثبات برساند.در تئوريهاي مديريتي و يا عموم نظرات علوم انساني نيز به تبع همه چيز در حال تغيير است. اكنون كه شما براي مشاوره به اتاق روانشناس ميرويد از نظر روانشناس همه چيز ثابت است! شما همان بيمار دو روز قبل يا شش ماه پيش هستيد كه گزارش شده است اما در دل شما چه ميگذرد؟ طوفاني از آشوبها و تفكرات منطقي و غير منطقي به پاست و روانشناس بايد غير منطقانه وغير منصفانه چشم برهمه اين طوفانها بپوشد زيرا علم روانشناسي كه خود برداشت از علوم غلط تجربهگرايي است، اين را از او ميخواهد.
ترند (Trend) يا روند
تصور چيزي مستقل از همه چيز فقط يك تصور است و با اين تصورات، آنها يك حقيقت را به ما تحميل ميكنند و آن اينكه مثلاً خدا نيست و يا اينكه پيامبري وجود ندارد و يا اينكه وحي و الهام همه خواب وخيال است و اين فقط كار را برخودشان مشكل ميكند. حصاري كه بر انديشه خود ميتنند و يا در واقع اصولي كه خود ايجاد ميكنند دست و پاي خودشان را ميبندد. ميگويند افلاطون به شاگردان خود ميگفت حرف ديگران را بدون دليل قبول نكنيد! يكي از شاگردانش گفته بود همين حرف شما را بايد به چه دليل قبول كنيم؟ يعني اگر قرار باشد دليل براي همه چيز بخواهيم، همينكه چرا بايد براي همه چيز دليل بخواهيم زير سؤال ميرود. لذا كليات علوم با جزييات آن تفاوت دارد چه رسد به جزييات يك علوم باعلوم ديگر…
يكي از اين مسايل، باز نگري در اصول و تئوريهاي مديريت با ديدگاه جديد است و آن اينكه ما نقش گذشتگان بسيار دور را از تئوريهاي بسيار نزديك نفي نكنيم و روند پيشرفتها را هميشه به خود يا به زمان خود و يا به زمان نزديك خود منحصر نكنيم. انرژي هستهاي آيا محصول كار انيشتين است؟ و آيا او از هيچ اين را به وجود آورد و نقطهي او، نقطه صفر بود و ديگر هيچ نبود؟ جاذبه را فقط نيوتن كشف كرد آنهم با افتادن يك سيب؟ و گردش زمين به دور خورشيد را فقط گاليله فهميد و دنيارا خبر كرد؟مسلم است كه اين چنين نبوده و نيست.
قبل از گاليله هم زمين به دورخورشيد ميچرخيده و قبل از انيشتين هم انرژي هستهاي بوده و قبل از نيوتن هم جاذبه كار خودش را انجام ميداده و منتظر تشكر نيوتن و يا كشف او باقي نمانده بود. تمدن بشري نه ابتدا داشته و نه انتها خواهد داشت. اينكه خود را در اول آن قرار دهيم ويا در آخر آن، فقط يك تصور است. اينكه روزي جهان نبوده و خلقت خداوندي تعطيل بوده و يابشري نبوده، فقط ساخته ذهن ماست. يكي بود يكي نبود و غير ازخدا هيچكس نبود، فقط براي قصههاست. البته الآن هم غير از خدا هيچكس نيست چون همه چيز از آن خداست و از اوست اما همهي اينها تعريفهاي ماست و واقعيت را تغيير نميدهد. آيا زماني وجود داشته كه بشر نبوده و حركت دستهجمعي نداشته و اصول مديريت و رفتار سازماني و ساختارهاي اجتماعي را رعايت نميكرده؟
اين سؤال جوابي ندارد مگر اينكه ماهمانند يك جراح چشممان را بر بقيه اعضا ببنديم و آنها را بيهوش كنيم و با چاقو اين قسمت را ببريم و خارج كنيم…يك بررسي ساده نشان ميدهد كه حداقل 15هزار سال قبل از ميلاد، در تپههاي باستاني ايرانيان در زاگرس و در مكانهاي ديگر آثار و علايم وجود كارگاهها كاملاً روشن است. اما آيا اينها كه اساس تمدن امروزي ماست، بايد حذف شوند و اساس تمدن هزاره سوم بر هيچ و پوچ بنا شود و همه چيز به تصادف منسوب شود؟ به طور تصادفي آتش كشف شد؛ به طور تصادفي آهن كشف شد؛ به طور تصادفي كشاورزي به وجود آمد و به طور تصادفي…؟
15 خرداد آغازي برتمدن هزاره سوم
ما پانزده هزار و هفت هزار وشش هزار سال تمدن كهن را به كناري ميگذاريم و يك بررسي ساده در هزارههاي موجود ميكنيم. ايرانيان يك روند سازنده در طول تاريخ داشتهاند. هزاره اول، تمدن كورش و داريوش بود كه برتمام جهان سيطره داشت و زمانيكه اروپاييان در كوه المپ به دنبال خدايان ميگشتند و يا در فلسطين و اطراف آن يهوديان، انبياي خود را ميكشتند. اين داريوش وكورش بودند كه به دانيال نبي در اهواز وحيقوق نبي در همدان و قيدار در زنجان و چندين پيامبر ديگر در قزوين مأوا داد و آنان را از شر كشتار و قتل عام نجات داد. در هزارهي دوم، وقتيكه در انگليس به اعتراف خود تاريخنويسانشان مانند ويل دورانت آدمخواري ميكردند، تمدن ايرانيان بود كه در دانشگاههاي جندي شاپور و جامعه بغداد در حال پيشرفت بود. اما آنان اين پيشرفتها را برنتابيدند و خواستند همه چيز را نابود كنند و همه را از ابتدا و به نام خودشان بنويسند؛ همه چيز مهيا بود. همه علوم از ابتداي قرن نوزدهم آغاز ميشود و در قرن بيستم به تكامل ميرسد و چيزي به نام ايران يا ايراني در كتب و تئوريها وجود ندارد؛ حتي رسمالخط را عوض ميكنند و به جاي نوشتن از سمت راست، از سمت چپ شروع ميكنند تا هيچ نشاني نباشد. اين فاجعه در تركيه بسيار واضح است. مردميكه مولانا را دوست دارند ولي الآن نه ميتوانند زبان او را بفهمند و نه خط او را بخوانند. خط او به رسمالخط فارسي و زبان او هم فارسي است؛ اما مردم تركيه خط لاتين دارند و زبان تركي… و پيوند اين دو مقطعِ كاملاً مجزا از هم فقط يك دليل دارد و آن هم علاقه به گذشته است كه اگر اين نبود و اگر قونيه هم با خاك يكسان ميشد، اين علاقه هم از بين ميرفت. لذا ميبينيم كه استعمار به تخريب آثار باستاني ميپردازد. در مكه و مدينه و در قدس، در ميان هاي و هوي و بگير و ببندِ تخريب اماكن، به سرعت در حال اجراست تا بلكه اين رشته نيز بريده شود و مردم بي هويت و بي ريشه و تاريخ شوند. اما اين تاريخ بسيار گستردهتر آن است كه با چند تا بيل مكانيكي912 يا لودر دي هشت بتوان آن را نابودكرد. در جنگ جهاني اول تصور كردند با تجزيه عثماني كار تمام شد! اما در دل اروپا گروهي پيدا شدند كه مشخصات ايراني اعلام كردند! و با همين مشخصه محبوبيت يافتند و نژاد برتر خود را با افتخار آريايي دانستند. لذا جنگ دوم جهاني شروع شد. ابتدا آلمان ازبين رفت ولي اين مهم نبود؛ مهم آن بود كه سران متفقين درتهران بيايند و فاتحهاي براي ايران و ايراني و قوم آريا بخوانند! كه آمدند.
چرچيل و روزولت و استالين آمدند درتهران، جلسه ختم گذاشتند و تهران را پل پيروزي خواندند و ايرانِ باقيمانده را هم بين خودشان تقسيم كردند! شمال ايران به شورويها رسيد و جنوب به انگليسيها و وسط هم به آمريكاييها. اما تازه بيداري ايرانيان آغاز شده بود.
سالها هزينه كردند تا با مرفين و ترياك و مواد مخدر، ايرانيها را به خواب ببرند و او را نابود كنند و اثري از آنها باقي نماند. در زمان جنگ دوم جهاني با شيوع دادن بيماري طاعون و حصبه و وبا، جمعيت ايران را با مرگِ ساكت و با ترويج افيون، با مرگ خودخواسته از 16 ميليون به 8 ميليون رساندند. اما بيداري ايرانيان چيزي نبود كه آنها ازآن غافل باشند. آنها ميدانستند كه شير، شير است؛ گرچه خوابيده باشد. رضاخان را علم كردند تاخط و زبان راهم برگرداند. لباس را هم تغيير دهد و تقيزاده را كوك كردند چون تا ايراني از فرق سر تا نوك پا فرنگي نشود، فايده ندارد. اما اين آتش زير خاكستر بود. بايد طوفاني ميشد و بادي ميوزيد تا اين آتش شعلهور شود. مدرسها و نواب صفوي به ميدان آمدند. دشمن تصور كرد با ترور مدرس و اعدام نواب صفوي، ديگر كار تمام است ولي شاگرد او خميني كبير از راه رسيد و ثابت كرد كه از كليني تا خميني، خط سرخي است كه هزاره سوم را هم در دايره تمدن ايراني قرار خواهد داد. وي را دستگير كردند، اما 15خرداد مردم به خيابانها ريختند. ايشان را به تركيه تبعيد كردند، ولي مردم ترك زبان حتي فارسي ياد گرفتند تا از او تبعيت كنند. به عراق فرستادند، اما حجرههاي تنگ و تاريكِ نجف جايگاهي شد براي تدوين ايدئولوژي ولايت فقيه. او را به كويت فرستادند اما كويتِ شيعه، آماده جشن و سرور شد! ديگر زمين به تنگ آمد، آن هم نه براي خميني كبير كه براي دشمنانش.
اينجا بود كه فرمود من ايستگاه به ايستگاه و فرودگاه به فرودگاه ميروم و پيام ايرانيان را به گوش جهان ميرسانم! ناچار او را به ايران فرستادند تا در هواپيما و يا در فرودگاه، به دست ايراني صفتان ددكيش نابود شود. اما هواپيماي او سالم بر زمين نشست. به بهشت زهرا رفت و فرياد برآورد كه من دولت تعيين ميكنم؛ من توي دهن اين دولت ميزنم و زد. و نگذاشت كه هزاره دوم بدون ذكر نام ايران به پايان برسد. 15 خرداد را به 14 خرداد وصل كرد تا نام ايران آغاز گر هزاره سوم باشد و هرطفلي كه به دنيا ميآيد، با نام ايران شير بخورد و خود يك شير باشد درجهان! طفل 15 خرداد اكنون در هزاره سوم تبديل به سيد حسن نصرالله شده و با افتخار تمام، درحاليكه دندان مستكبران را در دهانشان ميشكست، فرياد زد كه از شاگردان اين خميني است و از تحصيلكردگان دانشگاههاي ايران. 14خرداد، در واقع آغازگر حركتي بود براي هزاره سوم و لذا ميبينيم كه عليرغم تمامي كارشكنيها و ناديده گرفتنها، نام ايران و ايراني در تمامي وجود جهان جاري است. بزرگترين چالش انتخابات رياستجمهوريها در آمريكا از ابتداي حركت آنان نام ايران بوده و الآن هم هنوز بزرگترين مناظرههاي اوباما، هيلاري كلينتون و ديگران فقط بر سر ايران است. يكي ميگويد من اگر رييسجمهور شوم، به ايران لشكر ميكشم و آن ديگري ميگويد من اگر رأي بياورم، با ايران وارد مذاكره ميشوم. چوب و هويجشان را تيزكردهاند، آنهم فقط براي ايران. گويا جز ايران ديگر جايي نيست و اگر هم هست، مهم نيست. و اين تازه از علائم سحر است، باش تاصبح دولتت بدمد. اما تمام اين نفسهاي گرم دردل برخي ايرانيان مانند آهن سرد است. آنان در دل ايران هستند ولي دلشان با ايران نيست. امام خميني به آنان هم فرمود: آنهاييكه خواب آمريكا را ميبينند، خدا بيدارشان كند…
Filed under: Uncategorized
گرانی از منظر دیگر
نظریه تورم وگرانی ابعاد متفاوتی دارد که میتوان آنرا ارزیابیهای گوناگون وحتی متضاداز آن داشت . در برخی موارد شعار گونه با آن برخورد میشود یعنی برای خوشامد این گروه سیاسی یا آن طبقه اجتماعی بحث ها ونظراتی مطرح میشود که غیر واقعی ولی برای مردم عام جالب وقابل فهم است درست مثل قضیه مار شیاد. میگویند شیادی به یک روستایی رفته بود تا عالم ودانشمند انجارا در نظر مردم حقیر جلوه دهد وی صلا داد تا یک مناظره علمی با استاد تشکیل خواهد داد ومردم را قضاوت خواهد خواند. آنگاه به استاد گفت که بنویسد مار وایشان نوشت ولی خود شیاد عکس ماررا کشید وبعد هردورا بمردم نشان داد وگفت خودتان ضاوت کنید کدامیک از اینها مار است مردم که دیدند نوشته شیاد به مار شبیه تراست تایید کردند که نوشته او صحیح است واستاد بیسواد است! اینگونه مسایل زیاد اتفاق میافتد وتعدادی مردم با قلب حقایق ویا وارونه جلوه دادن آن بهره میرند وزندگی خودرا میگذرانند. اکثر ظلمها وستمها ناشی ازاین نقطه نظر است مثلا در قضیه کربلا ما میبنینم که هردوطرف ادعای خداجویی دارند وابن سعد وقتی دستور حمله به امام حسین را صادر میکند با فریاد میگوید یا خیل الله ارکبی وبالجنه ابشری ! ای لشکریان خدا حمله کنید که شمارا به بهشت بشارت میدهم. در همین جنگ ایران وعراق ماشاهد بودیم که بسیاری منطق گونه میگفتند چرا باید بین دو ملت مسلمان وهمسایه جنگ شود؟ ولذا به جبهه نمیرفتند. ویا در مسئله هسته ای ایران میگفتند امروز روزی است که همه دنیا میگویند ماانرژی هسته ای نمیخواهیم ودنبال انرژی های نو هستند ولی مردم ایران شعار میدهند و انرژی هسته ای میخواهند..! مگر در جنگ نهروان قرانها بر سر نیزه نرفت؟ موضوع اینکه دشمن از فریب دادن استفاده میکند یک طرف قضیه است طرف دیگر کسانی هستند که در جبهه خودی هستند وحیله دشمن را باور پذیر میکنند. یعنی اگر انطرف عمروعاص ها نقشه میکشند دراین طرف هم باید اشعریها باشند تا پیگیری کنند وانرا به نتیجه برسانند. لذا باید دید که این سلسله پیوسته از کجا امده وبه کجا میرود: ابوموسی اشعریها کم نیستند همانطور که عمروعاصها کم نیستند. واین تضاد نگری تا انجا پیش میرود که انسان در درون خود نیز با درگیری این دونوع نیرو رو برو میشود. اینکه منطق وعقل را برخود حاکم کنیم یا احساس ونفس را . بدیهی است ایندو باهم یک تفاوت ماهوی دارند. امام علی ع میفرماید للحق دوله وللباطل جوله یعنی حرف حق دایمی است ولی باطل فورا مشخص میشود فقط کاربرد ان خراب کردن شرایط است وبعد از خراب شدن شرایط هم فهمیدن ان فایده ای ندارد یکی از دوستان تعریف میکرد که وقتی در زندان ساواک بوده یکی از شکنجه گره چنان اورا کتک زده بود که از پله ها پرت شده وچند تا از استخوانهایش شکسته بود بعد از انقلاب اسلامی وی را میبیند وبامشت به دهان او میکوبدوشکنجه گر میگوید بزن هرچه قدر میخواهی بزن ! ولی او میبیند چه فایده دارد؟اورا بزند ولت وپار کند با اوچه فرقی خواهد داشت وبهمین خاطر وی را رها میکند. قاتلی که دهها نفررا کشته شما وقتی اورا دستگیر کنید فقط با کشتن او میتوانید انتقام یک نفررا بگیرید. لذا بین حق وباطل فرق این است که باطل انسان را به مقصد مقطعی میرساند ولی با پشیمانی بعداز انجام روبرو میشود. مثلا یک نفر که دزدی میکند به پول میرسد وشایداین پول برای تمام عمر او کافی باشد لذا به مقصود خود رسیده شاید اگر تمام عمررا کار میکرد به این مبلغ پول دست نمی یافت اما بهرحال خودش میداند دزدی کرده وحق او نبوده ومین دانش لذت بکار گیری ثروت را درکام او تلخ میکند زیرا لذتی بدون زحمت قابل درک نیست اگر کسی بطور شانسی در کنکور قبول شود هرگز احساس دانشجو بودن ندارد درحالیکه انکه دود چراغ خورده ودرس زیاد خوانده حتی اگر در یک رشته سطح پایین هم قبول شود طعم شیرینی موفقیت خودرا می چشد وخوشحال است. کارگری که کار میکند وبانه پولی را بخانه میبرد خوشحال تر از کسی ایت که با یک تلفن ودروغ میلیونها تومان را به جیب میزند زیرا کسانیکه از عدل ناراحت هستنداز ظلم بیشتر ناراحت خواهندبود او میداند که این زدوبند موقتی است وفردا کسی که از او دزدیده خواهد فهمید وانرا پس خواهد گرفت. ویا همین زرنگی که اوداشته کسان دیگر هم دارند وبزودی از دستش بیرون خواهند برد. احساس ناامنی در نگهداری ماحصل چیزی که برایش زحمتی کشیده نشده اولین شکنجه هر انسانی است. زیرا برای این چیزی که بدست آورده زحمت نکشیده ولذا نمیتواند از آن دفاع کند. اما انسانی که زحمت کشیده به دسترنج خود بعنوان فرزند خود نگاه میکند ومیداند سی انرا حق ندارد بیرون ببرد. واز دستش بگیرد ولو اینکه کس باقدرتی پیداشود که از چنگش بیرون کند خود را محق میداند که مقاومت کند وبرای ان بجنگد.
لذا تغییر دیدگاه ومنظر باعث مشود ما مسایل را مختلف وگوناگون ببینیم اما درهرصورت یک جنبه ان صحیح است ومنطقی وعقلایی وجنبه دیگر آن لجبازی یا مجادله ومنازعه است. حق مادر وفرزندی یک رو بیشتر ندارد ولو اینکه با استدلالهای قوی زیر سوال برود بالاخره یک مادر کودکی را بدنیا میاورد حال ممکن است با منطقهای متلف اورا مادر نخوانند ولی حقیقت عوض نمیشود. در مسایل اقتصادی ودر تحلیلهای علمی هم همینطور مسئله همیشه یک جواب روشن دارد و میتوان ان جواب را نادرست یا اشتباه جلوه داد اما این توانایی مجادله حقیقت موضوع را از بین نمیبرد. ممکن است مابتوانیم ثابت کنیم که الان شب است ( مثلا انسوی کره زمین ) ولی بهرحال اینجا روزاست.
تورم همان رونق اقتصادی است
تورم همان رونق اقتصادی ایت وعکس آن رکود وکسادی است. هرکس یک نوشته ولو ابتدایی از اقتصاد بخواند میداند که دورانهای اقتصادی دوحالت بیشتر ندارند یا دوران رکود را میگذرانند یا رونق . در دوران رکود کسی خرید وفروش ندارد وشغل او نتیجه نمیدهد وخرید وفروش نیست ودرنتیجه تولید نیست ولذا بیکاری وگرسنگی وفقر نتیجه چنین دورانی است برعکس در دوران رونق همه تولید میکنند واشتغال هست ولو اینکه هرروز گرانتر از روز قبل است ولی بهر حال همه در تکاپو هستند زیرا هرکسی به شرطی تولید میکند که بتواند به قیمت بالاتر بفروشد واگرنتواند به قیمت بالاتر بفروشد تولید نمی کند زیرا ارزش افزوده نفس کار واشتغال است. حالا اگر کسی بگوید که هم اشتغال ورونق اقتصادی را میخواهد هم ارزانی ونداشتن تورم لااقل یک حرف تخصصی اقتصاد ی نزده است وبلکه یک شعار توخالی عوامفریبانه داده است تا هوادار جمع کند.
اگر کسی بگوید که نرخ بهره باید بالارود تا تولید صورت بگیرد این حرف اقتصادی نیست زیرا بهره هزینه سرمایه گذاری است وسرمایه گذار بدنبال کاهش هزینه است نه افزایش آن . ولی میبینیم عده ای میگویند باید بهره هرروز بیشتر شود . بهره مولد تورم غیر تولیدی است تفاوت ماهوی با سود دارد سود نتیجه کار است وتلید اما بهره نتیجه خواب است وعدم تولید. کسی که پول به ربا میدهد نمیخواهد کار کند بلکه میخواهد پول را باپول عوض کند زیرا اگر تولید سود داشت مردم پول خودرا به تولید سوق میدهند. ما هم اکنون شاهد هستیم از موقعیکه نرخ بهره کاهش یافته ویا ثابت مانده بانکها رشد داشته اند زیرا مجبور شدند به راهی غیر از خواب پول فکر کنند. حتی نقدینگی نیز کنترل شده است زیرا در سیاستهای جدید دولت وام کمتر پرداخت شده است به اینصورت که وامهای کلان گذشته از سوی دولت منع شده ووامهای کوچک هم از سوی بانکها ! یعنی بانکه وقتی دیدند که سود بانکی کاهش یاقته تمامی وامها را قطع کردند ویا در دادن آن مانع تراشی نمودند واین باعث کاهش میزان نقدینگی در جامعه شد. در گذشته یعنی در موقع بالابودن بهره وام وام زیاد پرداخت میشد وبانکها تمایل به پرداخت وام داشتند همین تمایل آنها باعث شده بود عده زیادی کارچاق کن در میانه ظاهر شوند که با اطلاع از شرایط وام مدارک انرا فراهم کرده ومقداری حق الزحمه دریافت میکردند ومصرف کننده نهایی تا دوبرابر نرخ واقعی بانکها بهره پرداخت مینمود . این درحالی بود که نرخ متوسط بهره در بازار از انهم بالاتر بود. ولذا کسی که از بانک وام میگرفت آنرا به کار تولیدی نمرساند بلکه بسراغ مراکزی میرفت که بهره بیشتری میدادند وهمان وام خودرا دوباهر وام میداد. این دست ها بقدری فعال بودند که شنیده شده بود حتی برای یک ساعت یا یک نیم روز هم مشتری داشت مثلا مدیران بانکها صندوق که بسته میشد بجای اینکه پولها را درصندوق نگهدارند یا تحویل خزانه دهند بایک سند داخلی تحویل مشتری میدادند واو دربازا باآن کار میکرد مثلا یک محمله را از گمرک ترخیص میکرد یا جابجا منمود وتا فردا صبح چند دست میگشت! وبنفع بانک هم بود اولا احتمال سرقت کاهش میافت ثانیا درصدی از این مبلغ نیز میتوانست بعنوان پاداش مدیران منظور شود وباعث کاهش درخواست پاداش انان از بانک شود. اما کاهش بهره اگر نتواند این کارهار ا ازبین ببرد لااقل انگیزه سود را ازبین میبرد یعنی جریانهای پولی برای صرف گردش مالی بکار نمی افتاد. واین است که ما شاهد رشد طرحهای عمرانی در کشور بوده ایم. بسیاری از طرحها که سالها مسکوت مانده بود اجرا وتمام گردید زیرا انگیزه سود بشرط کار نکردن ویا انباشت پول ازبین میرفت . برای روشن شدن موضوع فرض کنید دولت تصمیم بگیرد نرخ دلار را را نیز کاهش دهد آیا کسی سراغ خرید دلار میرود؟ مسلم فقط کسی سراغ خرید دلار میرود که بخواهد با ان کاری انجام دهد مثلا صادرا یا واردات کند ولی دیگر کسی دلار را برای خرید وانباشت در خانه نمی خرد درحالیکه در فرض بالارفتن دایمی نرخ برابری دلار با ریال مردم ولو اینکه احتیاجی به دلار نداشتند آنرا میخریدند چون میدانستند ضرر نمیکنند! وامه نیز همینطور است وقتی بهره کم باشد کسی برای خرید وفروش وام قدم جلو نمیگذارد وفقط موقعی که احتیاج دارد آنرا میگیرد اما اگر بهره بالاباشد روش ارمیتاژ یا دور چرخیدن پیش میاید یعنی شخص احتیاجی به وام ندارد بلکه بخاطر فروش آن به نرخ بالاتر اقدام به دریافت ان میکند. این موضوع در تولید هم صادق است یعنی اگر قیمت تولیدات بالارود مردم ممکن است به تولید چیزی احتیاجی هم نداشته باشند ولی برای فروش آن به قیمت بالاتر اقدام به تولید میکنند . اما تفاوت اصلی دراین است که اینجا تولید وافزایش ثروت است ولی در بهره ویا دلار افزایش دلالی . اگر بخواهند تولید افزایش یابد باید تورم را درآن بپذیرند واگر بخواهند دلالی افزایش یابد تورم را بسوی دلار وبهره سوق دهند. در حالت افزایش تولید وازایش قیمت همه چیز هست ومردم هم موقعیت اشتغال دارند ومیتوانند درآمد کسب کنند ویک چرخه مثبت در افزایش ثروت ومصرف ان بوجود میاید در حالیکه چرخه افزایش بهره یا ربا قحطی وبی کالای ونبود اجناس را بعلت گرایش مردم به رباخواری وشرط بندی همراه است . بعبارت ساده تر در حالت افزایش تولید رونق اقتصادی وتورم واشتغال باهم هستند ودر حالت بهره وربا خواری کسادی وسرهم کلاه گذاشتن رکود وعدم تولید را بدنبال خواهد داشت . ومیتوان گفت در حالت تولید ما عقب گرد نداریم همه یز گران است ولی موجود است وهمه میتوانند بخرند اما درحالت رکود چیزی نیست وهرآنچه هم هست بازهم گران است وغیرقابل عقب گرداست
Filed under: Uncategorized
پاک شدن وهابیون
وهابیون مانند بهاییان ایرانی مذهب جعلی هستند که در قرون اخیر تاسیس شدند وهمین امر نشانه بدعت انان در دین است لذا از فرق ضاله هستند وتنها راه پاک شدن انها ماند بقیه اهل سنت اعتقاد به ولایت است ولو بمعنی حب علی علیه السلام که پیامبر فرمود من کنت مولاه فهذا علی مولاه واین حدیث را صدو ده نفر از صحابه نقل کرده اند..بهاییان نیز در صورت اعتقاد به ولایت فقیه والتزام عملی به ان پاک خواهند شد همانند شیعیان دیگر که اولوالامر را در زمان غیبت فقها میدانند چنانچه اما م زمان علیه السلام فرمود که علما امنا امتی
Filed under: Uncategorized
آيا مركز پژوهشهاي بانك مركزي سخنگوي براندازهاست؟
دکتر علی حسن زاده نمونه بارز یک استاد سازمان سیا است او که در مقاله خود ایران را کشوری کمتر توسعه یافته معرفی میکند واز تریبون بانک مرکزی برای بیان نظریاتش استفاده میکند نشان میدهد که بانک مرکزی مرکز توطئه علیه نظام بانکی کشور شده زیرا مقالات دیگر ارایه شده دراین کنفرانس چیزی جز بیانیه سازمان سیا علیه نظام اسلامی ایران نیست
وحداقل نشان مييدهد كه آقايان در سالهاي قبل از انقلاب اسلامي منجمد شده اند! بطور مثال مقاله منانند هزينه يابي براسا فعاليت موضوعي است كه دكتر سجادي در 80سال پيش آنرا مطرح كرده ويا بانك جهاني كه امروز ثابت شده مركز توطئه عليه جهان اسلام است مورد تاييد آقايان است ! يكي از سياستهاي بانك جهاني كوچك سازي دولتها اعلام شده اين يعني دخالت آشكار يك بانك در امور سياسي وداخلي وتصميم گيري برعليه نهادهاي حكومتي است چيزي كه مردم داخل هركشوري در مورد آن بايد تصميم بگيرند واگر واقعا بانك مركزي به اين مسئله معتقد باشد اول بايد از خود شروع كند ودرواقع كاري به كار ديگران نداشته باشد نه اينكه خودش را بزرگ وتصميم گيرنده جهاني عليه دولتها بداند ولي دولتهاي ديگر را كوچك بخواهد!
انتخابات باهنري !
باهنر با ترفندهاي ضد دمكراسي نمايندگان را به نهار دعوت ميكند واز انها در فضاي كاملا ناصحيح راي ميگيرد وخودش هم مثلا كنار مي ايستد! ونايب رييس را بسنده ميكند ولي نمايندگان اگاه باشند كه هدف تمامي اين ترفند مقابله با دولت است ونبايد حامي دولت را برداشت ومنتقدان غير اصولي را جاي آن گذاشت اميداست اين فضاي ايجاد شده تا روز اتخابات اصلي مجلس برطرف شود
..هدف باهنر از اينهمه شكسته نفسي اين است كه لاريجاني را ميتواند دور دنيا بفرستد وخودش صاحب مجلس شود وبراي مادام العمر به كم قانع باشد!زيرا از اين ره ميتواند خيلي از رانتخواريها را در سكوت انجام دهد وبنام مهندس وغيره ملت بم را بچاپد!
بنظر میرسد اگرحضرت حجه الاسلام والمسلمين حاج محمدحسين ابوترابی فرد نماینده ماهین وقزوين کاندیدای ریاست مجلس شود رای بیاورد لذا همه اهالی ماهین وهفته نامه وماهین نیوز از ایشان میخواهند که خودرا کاندیدای ریاست مجلس نماید..
از حاشیه های افتتاحیه مجلس لشکر کشی محجوب وبد بیکارانی که کارگر نبدند ودر ساعات کار کاران را رها کرده وگوسفند در جلوی مجلس میکشتند وبرای محجوب حنجره پاره میکردند!
از فارابي تا مراغي
مير عبدالقادر مراغي موسيقيدان قرن هستم ونهم مورد بررسي وتحقيق قرار گرفت وفرهنگستان هنر در چندروز پياپي بهمراه مهمانان خارجي در مراغه وتهران به كنكاش مشغول شد. در اين كنفرانس نكته جالبي كه ارايه شد اين بود غرب با تمام پيشرفتهايش فقط جذر گرفتن را درمحاسبات رياضي موسيقي بلد است ولي مراغي وقبل از آن فارابي همهاعمال اربعه يعني تقسيم ومنها وضرب وجمع را بكار ميبردند واز اعداد كسري واعشاري نيز استفاده ميكردند ومراغي كسي بود كه همه سرمايه خود را از قران وحافظ بودن آن داشت وحتي يمبار كه در پاي چوبه دار با صوت خوش قران خواند تيمور لنگ دستور داد تا از اعدامش صرف نظر كنند..
Filed under: Uncategorized
مديريت زمان يا نقش زمان در تئوريهاي مديريت (185)
در گذشته نظريات زيادي در باب مديريت مطرح شده كه به طور خلاصه به نظر مديريت پردازان از زمان فردريك تيلور كه يك مهندس بود وكارخانه دار و انسان را گوريل باهوش تلقي كرده بود، آغاز ميشود. بعد از او روابط انساني مطرح شد و التون مييو گفت كه انسان، انسان است! و نيازهاي فيزيولوژيك او بخشي از نيازهاي اوست .
البته براي غربيها اين آقا شقالقمر كرد. ولي براي ايرانيان كه تئوريهاي مديريت كارگاهي را از 15 هزار سال قبل از ميلاد تجربه كرده بودند، مصداق آن شعر بود كه از كرامات شيخ ما چه عجب! شيره را خورد وگفت شيرين است! به هرحال غربيها كه مانند كودكان با افت وخيز تجربه راه رفتن را ميآموختند، بلافاصله معتقد شدند رفتار سازماني يا رفتار انسانها فقط يك بُعد ندارد كه ما به آن توجه كنيم. لذا نگرش سيستمي باب شد كه به همه عوامل توجه ميكردند و اين نگرش در ايران هنوز تدريس ميشود! اما غربيها رفتند و ايرانيها را جا گذاشته و به تئوري اقتضايي رسيدند. در اينجا همانطور كه قبلاً اشاره شد، فهميدند كه نميتوان براي همه عوامل ارزش يكسان قايل شد و باتوجه به شرايط بايد اولويت بندي كرد. اما نظريات در همين جا متوقف نشد؛ بلكه عنصر زمان كه تازه خود را در مديريت داخل كرده بود همه آن را براي خود خواست ! اكنون مديريت زمان يا مديريت آني يا تصميمگيريهاي فوري مطرح است و مدير واقعي كسي است كه بتواند در شرايط مختلف، تصميمهاي درست بگيرد، البته درست به معني اين است كه سازمان را در رسيدن به اهدافش موفق نمايد. لذا ميبينيم كتابهايي از قبيل رازهاي موفقيت! يا ان ال پي يا اتاق فكر يا پردازش تفكر زياد است و همه آنها براين تئوري هستند كه قوت و قدرت فكري مدير را براي تصميمسازيها آماده نمايند. البته زمان تعاريف زيادي دارد و در طول تاريخ از سوي دانشمندان با ابعاد مختلف مورد ارزيابي قرار گرفته است. بهترين ارزيابي از زمان در قرآن كريم در سوره والعصر است كه ميگويد انسان به علت زمان هميشه در خسارت است يعني به علت برگشت ناپذير بودن زمان و اينكه هميشه رو به جلوست، از دست دادن آن نه تنها زيان بلكه خسران است . زيرا سود و زيان پس ازكسر هزينه محاسبه ميشود؛ ولي خسارت نابودي اصل سرمايه است و انسان سرمايه زندگياش را هر لحظه از دست ميدهد. چيزي كه بسياري از مردم با يك ثانيهي آن چه كارها كه نكردند! البته راه حل اين نيست كه مانند بسياري وقت را به طلا تشبيه كنيم، بلكه قابل ارزيابي نيست. فرض كنيد به شما بگويند چند روز ديگر زنده نيستيد، درآخرين لحظه چه بهايي حاضر خواهيد بود براي افزايش مهلت خود بپردازيد؟
موضوع ديگر، ماهيت نسبي بودن زمان است. تئوريهاي انيشتين در اين زمينه بسيار است. مثلاً وي ميگويد وقتي شما بخواهيد نسبيت زمان را درك كنيد، كافي است دونفر را درنظر بگيريد كه يكي در بالاي بخاري داغ نشسته و يكي هم با معبود خود درحال صحبت است. معلوم است كه يك ثانيه هم براي بخاري داغ زياد است ويك عمر به نظر ميرسد و يك شبانه روز هم براي گفتگو كم است و يك ثانيه به نظر ميرسد !
از نظر رياضيدانان نيز مسأله زمان طور ديگري است. آنها ميگويند از حركتِ نقطه، خط به وجود ميآيد و از حركتِ خط در جهت عرض آن، سطح و از حركتِ سطح در جهت ارتفاع، حجم و از حركت حجم در هر جهتي زمان ايجاد ميشود؛ يعني زمان را از حركت جسم ميتوان تعيين كرد .
حالا مديريت اقتصادي يا اجتماعي و علمي جامعه با اين برداشت كه زمان حاصل حركت و تغيير است و نيز قابل برگشت نيست بايد تصميمهاي مهمي بگيرد كه اهداف مورد نظر را ممكنالوصول نمايد .
همانطور كه معلوم شد غرب در ابتداي تجربيات خود از دنياي مديريت است، لذا دراين خصوص هم اشتباه دارد يعني هر نوع ريسك پذيري شجاعت محسوب نميشود و يك مديريت موفق نيست. مثلاً ما ميدانيم براساس اين نظريه، مديران شبكههاي جاسوسي يا قاچاق و يا سرقت و غيره بهتر از مديران قانوني عمل ميكنند. يك نفر كيف قاپ بايد تمام فنون را بداند و از لحاظ سرعت در تصميمگيري فوق العاده باشد. او بايد تمام محاسبات را سريع در ذهنش انجام دهد تا بتواند به موقع كيف را از دست زنان بدزدد وجان خود و همراهش را نجات دهد و هيچ آثار جرمي را بر جاي نگذارد . ولي اينهمه پيشرفت و سرعت در مكانيسم عمل آيا ميتواند مورد تأييد باشد؟ و لذا ميبينيم هرچه امور فني وخدماتي سريعتر باشد، ممكن است خطاي اجتماعي آنهم بالاتر باشد. ممكن است يك سارق با نقشههاي فوقالعادهي خود، گروه خود را ثروتمند سازد و به اهداف بالاي سازماني خود برساند و لي اين موفقيت او مساوي است با نا امني در جامعه و بيثباتي در تصميمهاي قانوني. يعني هيچكس به فكر كار و كوشش نخواهد بود چرا كه هر لحظه ممكن است كسي از راه برسد و تمام حاصل دسترنج او را بربايد و لذا هرچه مديريت، كلانتر و بزرگتر ميشود متوجه خطاهاي مديران كوچكتر ميشود و از تصميمات ناگهاني و سريع آنان جلوگيري ميكند. يكي از شاخصههاي مديريت اسلامي و يا توصيههاي ائمه همين است كه فوراً تصميم نگيريد .
اجتهاد در انتهاي راه تئوريها
اما اينكه فوراً تصميم نگيريد و يا فوري قضاوت نكنيد، قانون عام نيست، بلكه برحسب اشخاص تفاوت ميكند. همينكه ائمه عليهم السلام به صبر وبردباري توصيه كردهاند؛ به سرعت در كار خير هم توصيه نمودهاند و تفاوت اين دو امر در دانش آن است يعني اينكه مثلاً گفته شده زود قضاوت نكنيد، دليل آن اين بوده كه فرصت مطالعه و تحقيق داشته باشيم. پس كسي كه مطالعه و تحقيق كافي انجام داده، ميتواند سريع تصميم بگيرد و دراينجا تفاوت مديريت زماني و يا مديريت آني در اسلام مشخص ميشود. اول علم، بعد تصميم. لذا هركس نام خود را مدير گذاشت، سه حالت دارد: يا بايد مطالعات كافي داشته باشد و تجربيات لازم كه از همه مقارنات و دوستان خود بالاتر و اعلم باشد كه در اينصورت ميتواند به رأي خود تصميمات بسيار حساس و فوري را بگيرد زيرا از او بهتر كسي نيست كه داناتر و باتجربهتر باشد و ميبينيم كه انتخاب اين نوع مدير هم به صورت الكترال يا دومرحلهاي صورت ميگيرد يعني ابتدا مردم براي انتخاب ايشان كه از همه داناتر باشد به افراد خبره رجوع ميكنند و يا به خبرگان رأي ميدهند و خبرگان به عنوان كسانيكه كارت الكترال دارند، از سوي استان خود يا مردم ايالت خود به ايشان رأي ميدهند. رأي 82 نفر خبره به مدير اصلي يا رهبر جامعه؛ به معني رأي تمامي مردم ايران است .
و يا اينكه از يك فر د دانا تبعيت كامل داشته باشد و از او تقليد كند زيرا ممكن است در كوچكترين مسألهاي كه به علم خود انجام ميدهد، دچار اشتباه شود و البته راه سومي هم وجود دارد و آن اينكه تمامي دانش زمان خود را بداند و به بهترين آنها عمل كند كه اصطلاحاً آن را عمل به احتياط يا با احتياط ميگويند. لذا ميبينيم كه مثلاً آمريكا با سيستم الكترال در واقع تازه به روش انتخاب مجتهد كه سالهاست از سوي ايرانيان عمل ميشود رسيده، اما يك موضوع را فراموش كرده و آن اينكه انتخاب شوندهي اين فرايند پيچيده، بايد داناترين هم باشد. لذا ميبينيم در آمريكا هيچگاه يك تحصيلكرده با مدرك دكترا در ميان رييسجمهورها نيست و اغلب آنها كم سواد ويا بيسواد بودند و همين بي توجهي آنان به دانش باعث شده تا رييسجمهورها در دام مشاوران خود بيافتند وعقايد آنان را اجرا كنند و از خود تئوري يا دكترين و به عبارت اين مقاله، اجتهاد نداشته باشند .
فرايند تصميم ويا تعريف آن چيست؟
اينكه فرايند تصميم چيست، بسيار تحقيق شده است. بسياري از دانشمندان تصميم را انتخاب يك راه از ميان حداقل دو راه دانستهاند زيرا اگر فقط يك راه براي انتخاب وجود داشته باشد، تصميم اتفاق نميافتد و وجود دو راه به اين شكل اتفاق ميافتد كه موضوع اختيار در بين باشد، لذا كسي كه اختياري هم ندارد، نميتواند تصميم بگيرد. و چون اختيار با مسؤوليت بايد مساوي باشد لذا مسؤوليتي متوجه او نيست. فرايند وجود دو راه حداقل از آنجا شروع ميشود كه رفتن يا نرفتن بودن يا نبودن مطرح باشد. يعني ممكن است يك راه باشد ولي فرايند تصميم آن را به بخش رفتن يا نرفتن تقسيم كند: و اين فرايند بزرگي است كه درجهان بشريت ايجاد شده است زيرا حيوانات با غرايز خود راهي را ميروند كه بايد بروند. مثلاً وقتي بوي شكار به مشامشان ميرسد، ناخودآگاه خود را آماده رفتن به سمت آن ميكنند و با توجه به توانايي جسماني متناسب با بوي شكار اقدام ميكنند. ولي در مورد انسان، اين وضعيت كاملاً فرق ميكند و چيزي به نام تله در آن داخل ميشود. يعني از همان ابتدا رفتن به سوي فرمان غريزه زير سؤال ميرود. حال اين سؤال ممكن است از دانه ريختن براي صيد يك پرنده باشد تا مسايل پيچيده خير و شر و آفرينش شيطان. لذا ما ميبينيم در اسلام احكام بسياري براي تقويت اراده آمده است و ازجمله روزه گرفتن. يعني اينكه در طول روز با اينكه غريزه حكم به خوردن ميدهد، ولي انسان به خواست خود يا به امر خدا چيزي نمي خورد و اين تسلط او را براي تصميم سازيها فارغ از احساسات و ترتيبات زود گذر فراهم ميآورد .
شهدا تصميم گيرندگان واقعي و امام خميني تصميم گيرنده بزرگ
در زمانيكه نياز به فداكاري براي تصميم هاي بزرگ هست، خيليها ممكن است اشتباه تصميم بگيرند. زيرا مسأله زندگي و مرگ خودشان مطرح ميشود. آيا در موقع هجوم دشمن نياز به تصميم فوري وفداكارانه نيست؟ غريزه چنان است كه انسان براي حفظ خود، ديگران را سپر بلا قرار دهد و در اين حالت جنگ خارجي تبديل به جنگ داخلي ميشود. يعني انسانها به دنبال فريب يكديگر و فرستادن ديگران به سوي قربانگاه هستند. تنها در صورتي اين جنگ داخلي اتفاق نميافتد كه انسانها به ميل خود به جبهه بروند و جنگ كنند. لذا تفاوت ارتشها با بسيج و يا نيروي مردمي دراين است. معمولاً تعريف ارتش ها آن است كه در تمام عمر در رفاه و آسايش بهتري باشند و فقط روز حمله دشمن خوب بجنگند. اما بسيج مردمي يا دفاع ملي آن است كه همه مردم در رفاه باشند و در موقع دفاع هم خوب بجنگند. مفهوم تخصصي شدن جنگها، وجود ارتشها را الزامي كرده است اما ارتش هميشه به نيروي سرباز خود كه نوعي دفاع ملي است متكي است. لذا تعريف فداكاري و تصميمات حساس بسيار پيچيده ميشود و چه بسا تا ارتش تصميم خود را بگيرد، كار از كار گذشته باشد. لذا ميبينيم در سوم خرداد نيروهاي مردمي سريعتر و فداكارتر جلو رفتند و با جنگهاي نامنظم توانستند پيروزيهاي چشمگيري به دست آورند ويا در 22 بهمن سال 1357 تصميم فوري امام خميني و به موقع آن دربرابر حكومت نظامي توانست چنين پيروزيهايي به بار آورد. همه تصميمهاي مهم نياز به اينگونه مطالعات و شجاعتهاي به موقع دارد. حتي در يك مؤسسه بازرگاني كوچك هم چنين است و لذا همه كس نميتواند مدير يك مؤسسه تجاري شود و از لحاظ اسلامي يك فرد اول بايد علوم مكاسب يا تجاري را فرا بگيرد و بعد به تجارت بپردازد .
Filed under: Uncategorized
کودتای قضایی در ترکیه !
در ترکیه وبه یمن استعمار درسراسر بلاد اسلامی همه جور کودتا بنام دموکراسی میشود!ولی اخیرا در ترکیه کودتای قضایی در حال اجراست یعنی دموکراسی غربی اجازه میدهد یک قاضی برعلیه رای تمامی ملتش بدهد وحزبی را منحل نماید وسران انرا از فعالیت حزبی ممنوع کند! واین دموکراسی دیگر از ان دموکراسیهاست ولی ما مطوئنیم ملت ترکیه را ه خودش را پیدا کرده وبا راه جدیدی با این کودتا مقابله خواهد کرد.
بازنشستگي با مستاجري
یکی از کارکنان بازنشسته ارتش بنام خیری به دفتر ماهین نیوز مراجعه کرد وگفت بعلت فعالیت شدید بهمراهی صیاد شیرازیها فرصت ژرداختن به مسایل شخصی خود را نداشته واکنون پس از باز نشستگی مجبور شده خانه های سازمانی را ترک ودر سیزده ابان شهرری مستاجری کند..
نماینده انها نفوذی در اینها!
روسري حيلي از خانمها حتي در مراسم رسم گردشگري اصلا روي سرشان بند نميشود وبعد اينها ميخواهند گردشگري هم درس بدهند يا تبليغ كنند! در حاليكه ديگرانيكه از كشورها ي ديگر ميايند به احترام كشور خودشان گره كراوات را محكم ميبندند ! كسي كه اين تفاوت فرهنگي را درك نميكند وبنام ايران ارزشهاي ايراني را زير سوال ميبرد درهرارگاني است بايد اخراج شود زيرا خوردن بيت المال ونفي ارزشهاي مرئم همان نمك خوردن ونمكدان شكستن است
نکته مهم دراین جلسات گردشگری معلوم شد چین واندونزی وبسیاری از کشورها شیطنتهایی خاص میکنند مثلا اندونزی یک کشور مسلمان با اینهمه مسلمان نماینده گردشگری اش بودیی است ! معلوم نیست این عتیقه ها را ازکجا اوردند یا نماینده چین اصلا نمیدانست ۱۲۰میلیون نفر مسلمان در کشورشان است ویا میدانست وتکذیب میکرد!
تحولات اقتصادي بايد بوي اسلامي داشته باشد
كارگروه رييس جمهوري براي اقتصاد تعيين شد ولي اقتصاد اسلامي بسيار ساده است واجراي ان هم سخت نيست فقط اقايان بايد بدانند كه تحولات را نبايد دانشمندان آمريكايي براي ماتعريف كند بلكه بايد صبغه كاملا اسلامي داشته باشد
انتخابات اصولگرايان در واقع انتخابات باهنر بود!
باهنر با ترفندهاي ضد دمكراسي نمايندگان را به نهار دعوت ميكند واز انها در فضاي كاملا ناصحيح راي ميگيرد وخودش هم مثلا كنار مي ايستد! ونايب رييس را بسنده ميكند ولي نمايندگان اگاه باشند كه هدف تمامي اين ترفند مقابله با دولت است ونبايد حامي دولت را برداشت ومنتقدان غير اصولي را جاي آن گذاشت اميداست اين فضاي ايجاد شده تا روز اتخابات اصلي مجلس برطرف شود..هدف باهنر از اينهمه شكسته نفسي اين است كه لاريجاني را ميتواند دور دنيا بفرستد وخودش صاحب مجلس شود وبراي مادام العمر به كم قانع باشد!زيرا از اين ره ميتواند خيلي از رانتخواريها را در سكوت انجام دهد وبنام مهندس وغيره ملت بم را بچاپد!
Filed under: Uncategorized
Filed under: Uncategorized
خرید محصولات اسراییلی
ایرانیان به اسراییل بیشتر کمک میکنند تا فلسطین
خصوصي سازي در ورزش، از شعار تا عمل (183)
اينكه يك كشوري مثل قطر هفت تا استاديوم آزادي داشته باشد ولي ايران فقط يكي آن هم از سالها پيش، جاي سؤال است كه چه عواملي باعث اينهمه تفاوت شده است؟ يكي از بستگان كه به تازگي به رحمت خدارفته، سالها معمار بود و مخصوصاً در استاديوم آزادي اوستايي بوده براي خودش. او در سالهاي قبل از انقلاب اسلامي ميگفت كار ما اين است كه تمام ديوارها و درزهاي استاديوم را زير نظر داشته باشيم. آنها را معمولاً با اشعه ايكس عكسبرداري ميكردند تا اگر شكافي يا پوسيدگياي وجود دارد، سريعاً مشخص شود وسپس ما براي تزريق سيمان و بتون ميرفتيم و آن را محكم و استوار ميكرديم! اين كارها از آن موقع بوده و الآن اطلاعي نداريم كه آيا اين پوسيد گيها بيشتر شده يا خير ولي مسلماً بيشتر شده ولي هنوز از آن استفاده ميشود. استاديوم صدهزار نفري آزادي قبلاً براي بازيهاي المپيك كه درتهران برگزار ميشد؛ ساخته شده، دهكده المپيك وهتل المپيك هم بوده مانند همين كاري كه اكنون كشور چين براي المپيك 2008 انجام ميدهد و استاديوم ده هزار نفري شهيد شيرودي هم كه به امجديه معروف بوده وساليان سال از عمر آن ميگذرد.
عوامل بيتوجهي
يكي از عواملي كه باعث عدم توجه به اين زيرساختها ميشود، جوّ ضد اجتماعي حاكم برآنهاست. ما شاهد هستيم بعدازهر مسابقه، اتوبوسها به آتش كشيده شده و تخريب اماكن حتي به داخل شهر كشيده ميشود. اين است كه مسؤولان تصور ميكنند اگر جمعيت همانند اينها در جاهاي ديگر هم جمع شوند، همين سرنوشت درانتظار آن مكانهاست و اين انتظار آنان و تصورشان دور از ذهن نيست زيرا سلطان فوتبال همچنان به دنبال سلطنت است و ژنرالهاي آن به دنبال اخذ ستارههاي بيشتر بردوششان هستند. آنها سعي ميكنند از فوتبال و ورزش، يك جزيره امن وتافتهي جدا بافته از هنجارهاي اجتماعيِ روز ايران بسازند. آنها ترجيح ميدهند زير سلطهي سلطان فوتبال جهان به نام فيفا باشند ولي در مقابل دولت ومردم ايران سرخم نكنند. غريبه دوستي، بيماري عصر گذشته هنوز از اين افراد دست نكشيده و همچنان يك مربي دست چندم خارجي را ترجيح ميدهند و دست از لجاجت خود برنميدارند و هر روز بحران جديدي ايجاد ميكنند تا همچون اسلافشان ثابت كنند ايراني بايد از نوك پا تا فرق سر فرنگي شود.
دليل دوم اين مسايل اين است كه ايرانيها را قابل نميدانند! ساخت سدهاي عظيم و فرستادن ماهواره كاوشگر به فضا و پيروزي در مسألهي هستهاي براي آنها يك دروغ است. هر پيشرفتي از ايران را به تحجر معني ميكنند و هر مقاومتي را به عقبگردي و ارتجاع تفسير مينمايند. آيا ساختن يك استاديوم از ساخت اين همه سد در سراسر كشور به دست متخصصان ايراني سختتر است؟ در حاليكه اين دستور فيفاست كه دست اندركاران ايراني را به دليل دولتي بودن از ورزش منع كنند. ولي دُم خروس از آنجا پيداست كه ضمن شعار خصوصيسازيِ ورزش، خواستار كمكهاي بلاعوض بيشتر دولت هستند! در واقع همان سياست ضد ايراني كه امكانات ايراني را ميخواهد، ولي نام آن را نميخواهد! دولت پول بدهد و امكانات ايجاد كند، ولي مديريت را به آنها تحويل نمايد. اگر آنها مديران خوبي هستند، بدون كمك دولت استاديوم بسازند و بدون كمك دولت فوتبال را حرفهاي كنند… مگر كسي با ساخت استاديوم يا سرمايهگذاري در ورزش مخالف است؟ همه شعار فيفاچيها براي اين است كه هزينههارا دولت بدهد و آقايي را اينان بكنند. خرج كه از جيب مهمان بود حاتم طايي شدن آسان بود! اصطلاح خاليبندي هم مصداق همين است با جيب خالي، پز عالي ميدهند. ميگويند ورزش را به بخش خصوصي بدهيد، ولي يك ريال هم از سرمايهگذار نگيريد. ميتوان به جرأت گفت كه اصلاً شعار خصوصيسازي آقايان راهي براي دوشيدن بيشتر دولت است! مثل همين خصوصيسازي كه برخيها درمورد سهام ميگويند: دولت سهام را ارزان بگويد ومعادل آن هم وام بدهد! يعني آقايان با هيچ و پوچ صا حب كارخانه شوند و از محل سود كارخانه اقساط را آيا بدهند يا ندهند.
وقتي دولت بودجه ميدهد، مكان ميسازد و هزينه را ميپردازد، اين خيانت به ملت است كه مديريت آن را به ديگران بدهد چرا كه مردم دولت را امين خود ميدانند و ماليات ميدهند و يا اجازه خرج پول نفت را ميدهند تا تحت مديريت خودش باشد نه اينكه يك عدهاي نوكيسه بيايند و با سفته بازي به نام خصوصيسازي، همه هستي دولت را بالابكشند. اختلاس، رشوه و حيف و ميل كردن بيتالمال همين است كه آنها با نام زيباي خصوصيسازي ميخواهند عمل كنند. درحاليكه خصوصيسازيِ واقعي برعكس اين است. يك سرمايهگذار واقعي كسي است كه بيايد يك استاديوم دويست هزار نفري بسازد و هديه كند به دولت! نه اينكه بيتالمال را به نام خودش بكند و اسمش را بگذارد خصوصيسازي. در ديگر كشورها هم همين است. همهي استاديومها را بخش خصوصي ميسازد و زير نظر دولت و يا هماهنگ با سياستهاي دولتِ خود، مديريت ميكند. اگر رييسجمهور امريكا دستور دهد كه با فلان كشور قطع رابطه كنيد كدام بخش خصوصي است كه سرپيچي كند؟ در حاليكه سرمايهگذاران بخش ورزش يا حتي بخشهاي ديگر به دنبال عكس قضيه هستند يعني دنبال آن هستند تا از دستورات رييسجمهور و معاون ايشان فرار كنند و در عين حال اسمش را بگذارند خصوصيسازي و اين بازي موش وگربه، به خاطر اين است كه دستورها از خارج براي آنها ميرسد و اين امر بسيار ساده و روشني است كه مردم ميفهمند ولي خود آنها مانند كبك سرشان را زير برف كردهاند و ميگويند برف كو!
در يكي از تحقيقاتي كه در باشگاه فرهنگيان توسط يكي از فرهنگيان ارايه شد اين مطلب خيلي واضح بود. وي كه از خطه مازندران و در همايش علمي فرهنگيان بسيجي مقاله خودرا تحت عنوان ناتوي فرهنگي ارايه ميداد، ثابت كرد كه دانشگاههاي مهم آمريكا از بركلي و نيويورك و ماساچوست گرفته تا هاوايي و غيره همه مستقيماً تحت نفوذ سيا اداره ميشوند و لذا تئوريهاي خصوصيسازي يا اقتصاد آزادي كه تحصيلكردگان اين دانشگاهها در ايران ارايه ميدهند، دقيقاً درراستاي اهداف سازمان سيا است و برعكسِ تئوريهاي اصلي اقتصادي است. ما ميبينيم كه دلار درهمه جا دچار كاهش ارزش است ولي 30 سال است كه اين تئوريسينهاي اقتصادي نگذاشتهاند دلار از آن طاقچه بالاي مقدس پايين بيايد. همين امروز هم اگر دولت بدون توجه به نظريهي آنان، نرخ دلار را كاهش دهد با ارزاني در همه چيز مواجه خواهد شد و همه را خوشحال خواهد كرد زيرا مردم ايران همه چيز حتي حقوق خود را با دلار ميسنجند و تا هنگاميكه اين عمودِ خيمهي گراني سرخم نميكند، گراني هم بيداد ميكند.
كافي است كه دولت در بازار دلار را 600 تومان بفروشد، آن وقت ميبينيد همه چيز ارزان ميشود چون دلار در سراشيبي سقوط قرار گرفته است. حتي كارمندان هم احساس خواهند كرد بدون اينكه حقوقشان اضافه شود داراي سطح درآمدي بالايي شدهاند. اگر حقوق كارمندي كه بادلار نهصد تومان حساب ميشود، با دلار ششصد تومان حساب شود؛30 درصد خود را كارآمدتر ميداند و بالطبع سرمايهگذاري در طرحهاي عمراني و ورزشي هم سير صعودي خود را طي خواهد كرد چرا كه هر روز نرخ دلار كاهش مييابد.
دليل سومِ عدم توجه به ساخت ورزشگاهها، اين است كه ميگويند همينهايي كه ساخته شده استفاده نميشود! ما شاهد هستيم كه استاديومهاي بيشماري مخصوصاً در سالهاي اخير ساخته شدهاند و زمينهاي شهري زيادي به عنوان ورزشگاه يا زمين ورزشي بر دوش دولت هزينه بار كردهاند ولي آيا استقبال هم ميشود؟ همين استاديوم آزادي فقط براي شلوغ كاريها به درد ميخورد و الّا در طول سال با تمام بازيهايي كه درآن انجام ميشود، پرنده هم پر نميزند. يعني اگر شلوغ كاري را از تماشاگرنماها بگيرند، كسي براي تماشاي فوتبال نميآيد. آنها ميآيند تا به قول خودشان حال بكنند و يك حالي هم به دولت بدهند! يعني چند تا چيز ميز بشكنند و آتش بازي راه بياندازند. پس چرا براي تماشاي بقيه بازيهاي سرخ يا آبي نميروند؟ استدلال اين آقايان هم اين است كه اگر تماشاگرها حرفهاي بودند و فقط براي تماشاي فوتبال ميآمدند و هدف ديگري نداشتند، خود به خود ورزش خصوصي ميشد. وقتي يك باشگاه، تماشاگر حرفهاي داشته باشد يعني درآمد دارد و نيازي به سوبسيد و يارانهها پيدا نميكند.
دليل مهم ديگري كه عدم بهرهوري يا عدم امكان خصوصيسازي در ورزش ر ابيشتر ميكند، مسايل شرعي و قانوني است. در غرب يا شرق كه ورزش مثلاً اهميت دارد، براي قمار بازي و شرطبندي و ناجوانمرديهاي آن است كه همهي اينها در شرع مقدس اسلام حرام است. شرطبندي بزرگترين منبع درآمد ورزش جهان است و اصلاً اگر شرطبندي نباشد؛ ورزش، حرفهاي محسوب نميشود. در مسابقات اگر حريف را با روشهاي غير ورزشي از ميدان بدر نكنند، اصلاً ورزش و مسابقات برگزار نميشود. تمام مزه بازي در غرب اين است كه از روشهاي ناجوانمردانهي بيشتري استفاده شود. در راگبي با كاراته به جان هم بيافتند. در فوتبال جودو به كار ببرند و در رالي به اسقاط ماشينها و دوچرخههاي يكديگر فكر كنند و در مسابقات دو به دوپينگ و غيره بيانديشند.
كدام ورزشكار خارجي است كه بدون صرف مشروبات الكلي و ديگر مواد نيروزا در مكان ورزش حاضر شود؟ مگر نفس واقعي هر ورزشكار تا كجا او را ياري ميدهد؟ اينكه ميگويند تيم فوتبال ايران نفس كم ميآورد ولي آنها تا دقيقه نود يكنواخت بازي ميكنند، براي شرايط عادي بدني نيست. يك راننده ماشين هم همين است و به صورت عادي بايد هرچند وقت يكبار استراحت كند، ولي وقتي يك كله به قول خودشان ميراند بايد كلهاش گرم باشد! تا خوابش نبرد. بزرگترين آفت خصوصيسازي در جهان، علاوه بر مطالب فوق، مسألهي رباخواري است. يعني مردم هميشه گول شيطان را ميخورند كه وعده فقر و بدبختي ميدهد (الشيطان يعدكم الفقر ويأمركم بالفحشا…) ولي به حرف خدا كه وعده خوشبختي ميدهد، بدبين هستند! ميگويند وقتي گوشت تميزي جلوي گربه بياندازند، از خوردن آن لذت نميبرد بلكه آن را خاكمالي ميكند و بعد ميخورد! ربا خواري همين است. آمارها نشان ميدهد از روزي كه دولت تصميم گرفته بهرهها را كم كند، بانكهاي خصوصي افزايش يافته و بانكهاي دولتي هم چه به لحاظ كمي وكيفي رشد داشتهاند و به اصطلاح چاقتر شدند. در واقع سود كمتر، بركت بيشتري داده است. يعني آنها به جاي فكر كردن به معادلات پيچيدهي بهره در جهت كارآيي قدم برداشتند. درحاليكه عدهاي فكر ميكنند وضع بدتر شده است! و لذا تجارت پاك يعني به دور از قماربازي و رشوهخواري و حرامكاري هم ممكن است و هم بركت هم دارد.
بركت چيست؟ از امام جعفر صادق (ع) اين سؤال را نمودند. ايشان فرمودند: مثل فذق گوسفند است با شگ. گوسفند سالي يك بار زاد و ولد ميكند ولي همين يك بره داشتن باعث شده است كه گلههاي فراواني تشكيل شود و مردم از گوشت و پوست و شير و حتي سرگين آن استفاده كنند. درحاليكه سگ سالي دوبار و هر بار تا هفت توله ميزايد ولي هيچ نفعي براي ديگران ندارد و گاه خودش تولههاي خود را ميخورد و اين مفهوم يربي الصدقات است. يعني خداوند در حلال بركت قرار داده و در حرام نداده است. اما شيطان انسان را وسوسهي عكس ميكند. ميگويند شخصي بيمار بود. پزشكي وي را به خوردن شراب تجويز كرد، نزد امام موسي كاظم (ع) رفت. ايشان فرمود: خداوند درحرام شفا قرار نداده است. يعني چيزي را كه خدا حرام كرده، اشخاص نادان ولو معنون حق ندارند حلال و جايز بشمارند و از پيش خود ادعايي براي درمان دردها بسازند. ربا و حرامخواري، آفت خصوصيسازي است و نبايد تصور كرد با بورس بازي و سفته بازي و حرام و حلال كردن، ميتوان به پيشرفت صنعتي و عمراني رسيد.
مهندس سلیمی نمین با پرفسور صفاییان ملاقات نمود
پرفسور صفاییان از 27 سالگی در آلمان جراحی را آغاز کرد وازلاله ولادن مانند فرزندان خود نگهداری نمود
اما عده ای لاله ولادن را بکشتن دادند تا دست اورا خالی کنند مخصوصا که حدود 4 میلیارد تومان سرمایه گذاری کرده ودر بادرود دانشگاه ازاد راه انداخته ولی الان دکتر جاسبی از ایشان شکایت کرده واورا به شعبه 76 کیفری خوانده است!
طرح شینگن اسلامی
کلیات
از انجا که مسلمان در بسیاری از امور وعقاید بهم شبیه وموارد مشترک زیادی دارند از جمله قبله مشترک کتاب مشترک وپیامبر مشترک لذا برای اتحاد اسلامی وانسجام انها راهها بسیار نزدیک وکوتاه است یکی از این راهها تسهیل رفت وآمد انان به کشورهای یکدیگر است .سازمان کنفرانس اسلامی بعنوان متولی امور مسلمین وبزرگترین تشکل جهانی پس از سازمان ملل میتواند دراین مورد نقش اساسی داشته بشد وتمامی اعضا ان با قبول اسلامی بودن شرایط گردشگری میتوانند به طرح شینگن اسلامی بپیوندند.
ماده ا- هدف از طرح شینگن اسلامی که دراینجا طرح گفته خواهد شد سهولت گردشگری اعضا کشورهای کنفرانس اسلامی در بین خود ودیگر کشورهاست
ماده 2 اعضا این طرح همان اعضا کشورهای سازمان کنفرانس اسلامی میباشند ولذا هرکشوری که عضو سازمان کنفرانس اسلامی باشد میتواند به عضویت این طرح نیز درآید کشورهای خارج از این سازمان نیز با تصویب اکثریت اعضا میتوانندعضو شوند
ماده 3 کلیه افراد درکلیه کشورهای عضومیتوانند باداشتن گذرنامه از کشورخودشان در سایر کشورها تردد نمایند ونیازی به اخذ روادید ویاپرداخت خروجی نیست.
ماده4- در صورت صلاحیت وتصویب ویا ضروزت زمانی وبرخی شرایط دیگر میتوانند روادید را در مرزهای مشترک هوایی زمینی ودریایی صادر ویا خروجی را اخذ نمایند
ماده 5 -تابعین کشورهای دیگر نیز ه با اخذ مجوز هریک از این کشور قادر خواند بود از همه کشورها بازدید نمایند.
ماده 6- ارکان این طرح عبارتند از 1- هیات امنا 2- مدیرعامل 3- دبیرخانه
ماده 7- هیات امنا از سوی مجمع عمومی سازمان ملل انتخاب خواهد شد ووظیفه ان تعیین مدیرعامل وبرقرای دبیرخانه وتهیه آیین نامه های لازم وابلاغ ان به مدیرعامل جهت اجرا است
ماده 8- تعداد اعضا بین 5تا هفت نفر خواهند بود که5نفر آنان اعضا اصلی و 2نفر انان علی البدل خواهند بود
ماده 9- مدیرعامل میتواند ازبین اعضا ویا خارج از ارکان باشد وشرایر انتخاب ووظیفه انرا هیات امنا تهیه وبه تصویب مجمع عمومی سازمان کنفرانس اسلامی خواهد رساند
ماده 10 دبیرخانه محل اجرای مصوبات هیات امنا ودستورات مدیرعامل است
ماده 11- محل اصلی دبیخانه در تهران خواهد بود وشعب آن در کشورهای عضو مفتوح بوده ودر سایر کشورها نیز نمایندگی خواهد داشت
ماده 12-ودرآمدهای دفتر از محل کمکهای دولتها یا اخذ عوارض از مسافران خواهد بود وهزینه های آن نیز براساس آیین نامه های خواهد بود که به تصویب هیات امنا برسد.
ماده 13 آمار پذیرش گردشگران مبنای هرنوع امتیاز بندی وپاداش اعضا هیات مدیره وغیره براساس آن خواهد بود
ماده 14- این اساسنامه در 14 بند درتاریخ به تصویب مجمع عمومی سازمان کنفرانس اسلامی رسید
بانکها وام ندهند!
از ابتدای انقلاب اسلامی که بانکها خورده شیشه ها را جمع میکردند گویا این خورده شیشه ها به جانشان رفت! ولذا سعی داشتند درمقابل نظام بانکی که اسلام پیشنهادکرده بایستند آنها حملات مردم به بانکها را در دوران انقلاب اسلامی فراموش کرده بودند وسعی داشتند انتقام بگیرند لذا در مرحله اول قرض الحسنه ها را بدنام وتحویل مقامات قضایی دادند وبعدهم برخلاف تمامی دنیا که بهره های کم میگرفتند روی دست تاجر ونیزی ویهویها بلند شدند وبالاترین نرخهارا اعلام کردند ورسما نزولخواری را رواج دادند حالا هم بهترین را ه برای بانکها این است که اصلا کاری به وام وقرض الحسنه نداشته باشند بگذارند مردم به روش خودشان مسئله را حل کنند وآنها مثل همه دنیا فقط به کار تخصصی وبانکی بپردازند..
ثامن الائمه هم نزول میگیرد!
علاوه بر دکتر مظاهری رییس کل بانک که نفوذی نزولخواران است وبا قدرت جلوی رییس جمهور ایستاده وتا مرز استعفا قول داده از نزولخواران حمایت کند معلوم میشودبرخی از طرفداران ائمه علیهم السلام هم نزولخوار ند چون بنام ثامن الایمه یک صندوقی درست شده که از بانک مرکزی اجازه گرفته ۱۴درصد بهره میگیرد وسه تا ضامن با چک هم میگیرد چون میداند وام گیرندگان قدرت پس دادن ندارند لذا تمامی املاک سه نفررا بالامیکشد! خیلی رحم کند آنها را هاپولی میکند
عرشیا وطن فروش را داده است
درمقابل آدم فروش شادمهر عقیلی عرشیا وطنفروش را ارایه کرده وی که از یازده ساگی در جبهه ها بوده وعکسهای خودرا فقط برای خودش نگهداشته از دست آهنگران بسیار ناراحت است ومعتقد است حق اورا خورده است این هنرمند که بدون جویای نام باشد کار خودرا دوست دارد به خبر نگار ماهین نیوز گفت : هنوز هم مثل گذشته بدون انتظارات کار خوبی را دنبال کرده وبزودی یک نر جدیدی را ارایه خواهد نمود
بهروز هادی زنوز
که بتازگی از اردبیل امده ومانند خیلی نوکیسه ها صاحب تئوری شده در همشهری نوشته که مشکل صنعت بهره نیست بلکه نقدینگی است! ایشان هم مثل اقای هاشمی سورنا را از سر گشادش میزند واینهمه فعالیت دولت در جهت تولید وایجاد طرحهای عمرانی را گدا÷پروری نامگذاری میکند وتحول در مدیریت را فاجعه میخواند! در حالیکه اصولگرایان تغییر آقای حداد را یک تحول مورد درخواست مردم عنوان میکنند معلوم نیست چرا تعیض مدیران فرسوده سوئ مدیریت خوانده میشود! ادمی که اقتصاد خوانده باشد میداند که پول درایران از حجم بالایی برخوردار است وهمین الان یکصد وشصت هزار میلیارد نقدینگی در دست مردم است پس پول کم نیست بلکه صنعت بدنبال پول بهر قیمتی نیست! والا اگر مشکل صنعت نقدینگی بهر قیمتی بود در بازار نزولخورها فراوانند چرا نمیروند از آنها پول بگیرند؟ صنعت بدنبال نقدینگی ارزان است واین یعنی بهره پایین لذا معلوم نیست این اقا که هر را از بر تشخیص نمیدهدوارزش فعلی وارزش آتی را در پول نمیشناسد چطور میرودد ومصاحبه میکند ودولت را زیر سوال میبرد!
از ابتدای انقلاب اسلامی که بانکها خورده شیشه ها را جمع میکردند گویا این خورده شیشه ها به جانشان رفت! ولذا سعی داشتند درمقابل نظام باکی که اسلام پیشنهاد بایستند آنها حملات مردم به بانکها را در دوران انقلاب اسلامی فراموش کرده بودن وسعی داشتند انتقام بگیرند لذا در مرحله اول قرض الحسنه ها را بدنام وتحویل مقامات قضایی دادند وبعدهم برخلاف تمامی دنیا که بهره های کم میگرفتند روی دست تاجر ونیزی ویهویها بلند شدند وبالاترین نرخهارا اعلام کردند ورسما نزولخواری را رواج دادند حالا هم بهترین را ه برای بانکه این است که اصلا کاری به وام وقرض الحسنه نداشته باشند بگذارند مردم به روش خودشان مسئله را حل کنند وآنها مثل همه دنیا فقط به کار تخصصی وبانکی بپردازند..
علاوه بر دکتر مظاهری رییس کل بانک که نفوذی نزولخواران است وبا قدرت جلوی رییس جمهور ایستاده وتا مرز استعفا قول داده از نزولخواران حمایت کند معلوم میشودبرخی از طرفداران ائمه علیهم السلام هم نزولخوار ند چون بنام ثامن الایمه یک صندوقی درست شده که از بانک مرکزی اجازه گرفته ۱۴درصد بهره میگیرد وسه تا ضامن با چک هم میگیرد چون میداند وام گیرندگان قدرت پس دادن ندارند لذا تمامی املاک سه نفررا بالامیکشد! خیلی رحم کند آنها را هاپولی میکند
مشاور ارشد شركت SCI سوئيس در در هشتمین همایش بین المللی صنعت پتروشیمی ایران که از 28 تا 29 اردیبهشت در تهران برگزار می شود، لزوم تسريع در انجام خصوصي سازي را به مسوولان صنعت پتروشيمي ايران خاطر نشان كرد.
به گزارش نیپنا، آندرا باروسو، مشاور ارشد شركت SCI سوئيس كه سخنراني خود را به آينده محصولات پتروشيمي اختصاص داده بود، بخشی از سخنان خود را بر انتظارات جهاني از ايران تمركز كرد.
مشاور ارشد شركت SCI سوئيس افزود: ايران لزوماً بايد در راه اندازي پروژه هاي جديد پتروشيمي همت گمارد و عمده ترين پيش شرط اين كار تسهيل در قوانين و مقررات داخلي در ايران است.
باروسو گفت : سرمايه گذاران در صورت تسهيل در قوانين ايران با فراق بال بيشتري به سرمايه گذاري در صنعت پتروشيمي ايران خواهند پرداخت.
باروسو در فراز ديگري از سخنراني خود با اشاره به برنامه هاي آتي ايران از تمايل غرب به برنامه هاي آينده پتروشيمي در ايران پرده برداشت. نكته اي كه از خلال حرف هاي وي پيرامون ثابت ماندن سطح توليد محصولات پتروشيمي در آسياي جنوب غربي و كاهش توليد در ايالات متحده، اهميت ايران را در توليد محصولات پتروشيمي نشان مي دهد.
باروسو با اشاره به اینكه مصرف محصولات پتروشيمي در كشورهاي مصر و الجزاير در حال افزايش است، گفت: براي كشورهاي نوپايي كه به تازگي در بخش پتروشيمي فعاليت خود را آغاز كردند، اروپا و شركتهاي اروپايي نظير Sasol يگانه رقيب در عرصه پتروشيمي به شمار مي روند.
با اين حال باروسو ضمن برشمردن اهميت خاورميانه در عرصه توليد محصولات پتروشيمي گفت : چالش عمده در صنعت پتروشيمي در خاورميانه مساله سرمايه گذاري است.
باروسو گفت : خاورميانه براي رقابت پذيري در عرصه صنعت پتروشيمي بايد سرمايه گذاري از اين بخش را تا سال 2011 افزايش دهد.
وي بار دیگر با اشاره به كشورهايي كه امكان ورود به بازار پتروشيمي را دارند گفت : اگر چه كشورهايي نظير هند از تبعات منفي بحران اقتصادي در امريكا هستند ولي بشدت تلاش مي كنند تا دانش توليد محصولات پتروشيمي و صنعت پتروشيمي را بدست آورند.
مشاور ارشد شركت SCI سوئيس گفت : با اين وجود چالش عمده در هند، تمركز اين كشور براي تحقق پيشرفت هاي داخلي است.
باروسو در بخش ديگري از سخنان خود به مسايل ديگري از جمله افزايش هدف داخلي محصولات پتروشيمي و تاخير در ساخت كارخانه هاي جديد پتروشيمي اشاره كرد و ورود سوختها و محصولات جايگزين را به عنوان چالشهاي پيش روي دانست.
وي همچنین گفت : با اين وجود فشار براي دريافت محصولات پتروشيمي همچنان ادامه دارد
اجلاس سراسری دادستانهای کل کشور با صدور بیانیه ای به کار خود پایان داد.
به گزارش خبرنگار سرویس حقوقی آفتاب، در بیانیه پایانی این اجلاس بر «مبارزه دادسراها با جرائم سازمان یافته، فساد و قاچاق مواد مخدر و داروهای روانگردان، پولشویی و تشکیل ستادی در استانها و شهرستانها به منظور مبارزه با این جرائم تاکید شده است.
این بیانیه میافزاید: «با توجه به احیای دادسرا تصویب هر چه سریعتر قانون آییندادرسی کیفری متناسب با جایگاه دادسرا ضرورت دارد».
دادستان ها در ادامه با تصریح به ضرورت ایجاد هماهنگی در سیاستهای کلان قوه قضاییه پیشنهاد کردند تا شورای دادستانهای شهرستانها با مسئولیت دادستان مرکز استان تشکیل گردد.
دادستان ها سپس با توجه به اهمیت اجرای تتخصصی دستورات قضایی از سوی ضابطین خواستار راهاندازی پلیس خدمات قضایی با هماهنگی نیروی انتظامی در سراسر کشور شدند.
دادستانهای کل کشور همچنین یادآور شدند: «اعتقاد به حقوق اساسی و آزادیهای مشروع جزء لاینفک دین مبین است».
آنها در ادامه بر تلاش دادستانها در جهت حمایت و صیانت از حقوق مذکور تاکید نمودهاند
علیرغم کفار مسلمانها به مرزبندی انگلیس وفادارند:
پس از پایان جنگ دوم جهانی که ایران توسط متفقین اشغال شد وتهران پل پیروزی نام گرفت رهبران انگلیس وآمریکا وشوروی در تهران جمع شدند ومرزهای جدید بین المللی را رسم کردند وایران راهم به سه حوزه نفوذ بین خودشان تقسیم نمودند شمال برای شوروی جنوب برای انگلیس وسط برای آمریکا!خوشبختانه بسیاری از اسین کشورها در عرض 60سال این مرزها رابهم زدند ویا اعلام استقلال نمودند ومرزها تغییر کرد ولی در بسیاری از کشورها همین مرزها باقی ماند. مخصوصا کشورهای اسلامی همجنان در جدایی ماندند. در یک بررسی بعمل آمده معلوم شد هردو جنگ جهانی فقط برعلیه ایران بود! در جنگ اول جهانی قسمت سنی نشین را بعنوان عثمانی از ایران جدا کرده وآنرا متلاشی نمدند وبه چندین کشور کوچک با روسای خانوادگی عرب بخشیدند ودر جنگ دوم جهانی هم علیرغم اینکه جنگ در اروپا بود وبین آلمانها ومتفقین ولی وقتی جنگ به پایان رسید که آن سه نفر یعنی چرچیل وروزولت وخروشچف در تهران مستقر شدند . واین نشان داد که ادعای آلمان نازی به ایرانی آریایی بودنشان بزرگترنی کفری بود که گفته بودند! وبه شدت سرکوب شدند تا دیگر جرات بلند شدن نداشته باشند وبا اینکه بیشترین کشته ها وتخریبها توسط آمریکا با بمب افکنهای جدید صورت گرفت ولی آلمانها به قتل عام ودیگر جنایات جنی محکوم شدند البته انهم فقط در روزنامه ها وکتابها زیرا دادگاهی برای جنایتهای جنگی تشکیل نشد. وقتی این دادگاه برای المانها تشکیل شد مانعی نداشت ولی بمحض اینکه قرار شد دیگر جانیان نیز به پای میز محاکمه بیایند حتی جامعه ملل را منحل کردند وسازمان ملل ایجاد نمودند وپایگاه آنراهم از اروپا به امریکا بردند وتا 50سال بعد نگذاشتند اسمی از قانون محاکمه جنایتکاران جنگی بمیان آید. وبا طرح هولو کاست وامثال ان چنان گوش مردم را از جنایات یکطرفه پرکردند تا کسی متوجه قتل عامهای مسلمان در فلسطین ولبنان نشوند. ودرایران نیز با اینکه رضا خان اعلام بیطرفی کرده بود چون هدف اصلی شان همین جا بود بدون جنگ انرا اشغال وبه مناطق تحت نفوذ تقسیم کردند. وتا امروز همه گونه هزینه کرده اند تا نگذارند وحدت ایرانی در حوزه تمدنی ایران شکل بگیرد. بزرگترین هزینه آنها در جنگ افغانستان وعراق فقط به این خاطر است که این دوملت بیش از همه به ایران ووحدت با ایران علاقمندند. پاکستانیها تاجیکها ازبکها وآذریهای قفقاز وغیره همه وهمه تمایل شدیدی به بازگشت به اصل خویش دارند. اما باقیمانده های روزولت وچرچیل هنوز هم هزینه های سنگینی برای جدا نگهداشتن این برادران ایمانی واسلامی دارند. اینها بکنار از همه مهمتر طرفداران منور الفکر این آقایان یا به اصطلاح ما عوامل نفوذی آمریکا وانگلیس کاسه از آش داغتر هستند وبا طرح مسایل بی اساس این وحدت را مانع میشوند .وما انتظار داریم روشنفکران واقعی که درد دین ودرد میهن دارند سریع تر دست بکار شوند وموارد را روشن نمایند تا شاهد مجد وعظمت وشکوه ووحدت مسلمانان وبلکه تمامی دنیا در زیر یک سقف باشیم.
هاشمی رفسنجانی پاداش سکوت خود را درمقابل دین ومذهب جعلی وهابیت گرفت وپادشاه عربستان از عقاید ایشان دفاع نمود وخواست تا با شرکت در جلسات مختلف نظراتش را بگوش جهانیان برساند!
Filed under: Uncategorized
سخنان دکتر بوش بهتر از سخنان امام خمینی شنیده میشود!
در حالیکه خاتمی دوره افتاده تا سخنان امام خمینی را تجریف کندهیچکس بدنبال تحریف سخنان بوش نیست! او صراحتا ایران را تروریست می نامد وصدا وسیما ودیگر مطبوعات زنجیره ای این حرف را اگر دریک کوچه یا پادگان نظامی هم بگوید سریع میاورند روی برد وبا صدای بلند اعلام میکنند بعد برای اینکه وجدان درد نگیرند یواشکی یک تحلیل هم برایش میگذارند! اما امام خمینی ره که صراحتا گفته ما انقلابمان را به تمام جهان صادر میکنیم این را تحریف میکنند ومیگویند منظور امام خمینی فلان است وبهمان مگر چیزی به این صراحت رامیشود تفسیر کرد؟ تفسیر یعنی کشف القناع این حرفها وگفته های امام خمینی کجایش نامفهوم است که هی اقایان دور میافتتند ؟ وقتی امام خمینی با صراحت میفرماید که اسراییل باید از بین برودحالا دکتر واتر بوش هرجه بگوید اینها حق ندارند بیت المال را خرج حرفهای بوش بکنند.. آیا انقدر که دکترین بوش که همان دکترین صهیونیستهاست در رسانه های ملی ودولتی ایران مطرح میشود به دکترین امام خمینی پرداخته میشود یا فقط کار این رسانه ها جشن وپایکوبی با پول این ملت وتحریف سخنان امام است؟
اجلاس وزرای گردشگری کشورهای عضو گروه دی هشت آغاز شد
بگزارش ماهین نیوزدر این مراسم که درتالار حافظیه مجموعه سعد آباد برگزار شدابتدا جناب آقای رحیم مشایی معاون رییس جمهور سخنرانی کرد سپس نمایش فیلم جاذبه های گردشگری ایران نمایش داده شدسپس مدیرکل گروه دی هشت آقای دیپو علیم وبعد از ان سخنرانی نماینده سازمان جهانی گردشگری در بخش خاورمیانه انجام شد
در پایان جلسه خبر نگار از مهندس پرسید آیآ در اجلاس سران دی هشت شینگن اسلامی هم مطرح خواهد شد ایشان گفتند مطلب جالبی است وقابل طرح .خبرنگار همچنین پرسید که باتوج به اینکه کشورهای آسیایی به زبان غیر اسیایی صحبت میکننئ واکثر آنها در حوزه تمدنی ایران هستند بهتر نیست زبان فارسی زبان رسمی دبیرخانه دی هشت اعلام شود ایشان گفتند مشکل است چون پاکستان وبنگلادش زبان انگلیسی زبان رسمی انهاست ولی موضوع قابل طرح وبررسی است
شهردار تهران خواستار نواوی در طرحهای شهری شد
ایشان گفت تاکی ماباید مثل بیست سال پیش فقط باید به درون خانه های مردم گیر بدهیم واز نما که یک جق عمومی است صرف نظر کنیم یا تاکی باید بتن مسلح درست کنیم وپار کینگ بسازیم> باید از روشهای نو کم هزینه استفاده کنیم وی همچنین افزود تا کی باید حق عابر پیاده قربانی سواره ها شود وهرروز خانه های مردم را تخریب کنیم وخیابان بسازیم ؟ تاکی باید پیرمردها وپیرزنها مجبور باشند از پله وپلها بالاروند وآقایی که پشت ماشین است وکولرش هم روشن بیاید وبا سرعت رد شود؟ الان در بازار تهران روزانه 1میلیون ودویست هزار نفر وارد میشوند چرا حق اینها را چند تاتاکسی بگیرد؟
ثبات قیمتها معنی ندارد
یکی دیگر از مسایلی معمولا مغالطه در آن زیاد میشود مسیله تثبیت قیمتهاست که اهل فن با اینکه میدانند که امکان پذیر نیست ولی برخی از آنان بخاطر عوامفریبی شدیدا انرا تبلیغ میکنند
اولا ماهمه جا شاهد تغییر قیمتها آنهم بصورت افزایشی هستیم ممکن است کمی کاهش پیداکند ولی روند ان همیشه صعودی است. مثلا نفت هرروز بالامیرود حتی برخی مواقع ساعنی است یا طلا رشد عیمت دارد ممکن است کمی پاییم بیاید ولی بلافاصله جبران میشود به تبع همه اجناس وکالاها هم تغییر آنهم بسوی افزایش دارند.
ثانیا این افزایش بیدلیل نیست زیرا جمغیت درخال افزایش است ونیازها ماتنوعتر وتقاضا ها افزایش مییابد اما امکانات محدوداست مثلا زمینهای تهران رانمیشود دوباره تولید کرد! یا لس اتجلس را دوباره ساخت این است که همه چیز درحال گران شدن است مانند بچه ای که بزرگ میشود قیمتها همبزرگ میشوند واین توقف ندارد.
سوم اینکه اگر جایی قیمت ثابت است مصنوعی است یعنی دولتها تفاوت قیمت را پرداخت میکنند واین همان یارانه است.پس اگر نان نباید قیمتش تغییر کند معنی اش این است که دولت باید بهای انرا بپردازدویا روعن وبرنج وگوشت وامثال ان وچون دولتها چیزی از خود ندارند یا مجبورند مالیاتها را اضافه کنند یا مثل دولت ایران از صندوق ارزی برداشت کنند.
چه کسی به سینما رونق داده.
در جالیکه سینما جای خودرا به عالم دیجیتال میدهد برخی هنوز در عالم دهه شصت هستند ومیخواهند این مرده را با تزریق پول زنده نگهدارند وجالب است که یکبار گلزار ادعا میکند گیشه را نگهداشته یکبار نیکی خانم میگوید از اینکه به سینما رونق داده ام خوشحالم !
chingen
Filed under: Uncategorized
عرفان جدید درتالار علامه امینی بررسی شد
دراین بررسی مانند دیگر بررسیها همه از موضع ترس ونفرت بود همه چیز جدید برای اقایان ترس ونفرت دارد مثل رادیو تلویزیون ماهواره و.. اما بعد خودشان استفاده کننده اصلی ان میشوند.علاوه بر ان ترس ندارد چیزهای جدید جدید است والناس اعدا ما جهلوا! این اقایان هم از بوجود امدن عرفان غربی یا آسیایی وحتی ایرانی ناراحت هسند در حالیکه باید خوشحال باشند چون بهرحال بشر یک قدم جلو امده واز دهری بودن دست برداشته وماتریالست نیست تا همه چیز را مادی ببیند اگر نشانه های خدارا اشتباه میبیند باید اورا از اشتباه درآورد..
نوکیا صهیونیستی است
در تالار فردوسی دانشگاه ثابت میکردند که ایران به اسراییل کمک مالی میکند بیشتر از پولی که مثلا شهردار تهران به فلسطن کمک میکند! ومیگفتند که وزیر خارجه از جواب دادن به سوال هولوکاست فرار میکرد!
مدیریت دانشگاه آزاد زیر سوال است !
سلیمی نمین در دانشکده حقوق دانشگاه تهران در یک مناظره نفس گیر گفت که انتقاد بنده از دانشگاه ازاد نیست بلکه مدیریت ان است زیرا طبق اساسنامه جدید ایشان انتخاب نشده است