U.S Election


یکپارچه نمودن سرمایه گذاری ایرانیان در آمریکا
27000000Friday08 252008, 5:44 am
Filed under: Uncategorized

یکپارچه نمودن سرمایه گذاری ایرانیان در آمریکا

ا

  گفته میشود: هم اکنون بین 600 تا 700 میلیارد دلارتوسط ایرانیان در خارج از کشور سرمایه گذاری شده است. اگر این میزان سرمایه گذاری در داخل ایران صورت میگرفت باعث رشد بسیار زیادی در اقتصاد کشور میگردید. و در نتیجه، افزایش درآمد و تأ مین رفاه مردم میگردید.

اما مهم نیست مهم این که از این ببعد آنجا را یکی از استانهای ایران بدانیم که هرگونه پیشرفت درآن بمنزله پیشرفت در ایران است.نگاهی به وضعیت ایرانیان شنان میدهد که یکپارچه شدن آنها اولویت اول باید بجساب بیاید. ایرانیان در آنجا از نظذ دسته بندی در چندگروه جای میگرند اولینومهمترنی گروه گروه سلطنت طلب هستند که بهمراهی محمد رضا ودر گروخبندی پسر اوجای میگیرند اینان اغلب سرمایه های اولیه خود را از ایران اورده ودر آنجا سرکایه گذاری کرده وصاجب سرمایه جدید شدند نمونه آن هوشنگ انصاری است که وزیر اقتصاد شاه بوده ویکی از حامیان بزرگ جرج بوش در انتخابات 2004 محسوب میشده ودختر ایشان انوشه انصاری اولین زن فضانورد ایرانی نام گرد. البته بیشتر اینان دارای عقاید سیاسی کم رنگ هستند ولی از نظر گرایش به فساد وحمایت گروههای قاسد وضاله را باخود دارند زیرا در زمان حکومت پهلوی نفوذ بهاییان ودراویش وخوانندگان فاسد امری مهم بود . گروه دوم در میان ایرانیان گروههای غیر سلطنت طلب وضد سلطنت طلب وجمهوریخواه وجمهوری اسلامیگرا را میتواننام برد. گروههای غیر سلطنت طلب ویا ضد سلطنت را میتوان از گروههای مجاهدین خلق چریکهای فدایی وامثال آن دانست که از ضدیت با سلطنت تا مماشات با آنان را در خود دارد. اغلب اینها شغل خود را فروش اطلاعات به آمریکا قرار داده اند ولذا از کمکهای مالی آمریکاییان از طریق سازمانهای جاسوسی یا شرکتهای وابسته آنان ورادیوها وتلویزیونها وماهواره های فحاش دریافت میکنند. گروه سوم گروههای طرفدار جمهوری حالا اسلامی یا شبیه آن هستند مثلا عده ای از ایرانیان که جمهوری اسلامی را قبول دارند ولی فرضا دکتر احمدی نژاد را قبول ندارند ویا مثلا آقای خاتمی وهاشمی ورفسنجانی را برعلیه ایشان میدانند.

راه حل وحدت

راه حل وحدت تمامی این گروها بردوقسم است طبیعی وارادی

اردای آن است که تمامی افراد وگروههای مهم در آمریکا نماینده ای انتخاب نمایند وبا تصویب اصول مشترک قابل قبول به یک وحدت برسنذ البته تحربیات سی ساله نشان میدهد این امر بعید بنظر میرشد . زیرا از یکسو ایرانیان غالبا سعی میکنند ناشناس باقی بمانند تا در تیررس نباشند وقربانی جریانهای زود گذر نشوند . ایرانیان از دویست سال پیش که به امریکا رفتند مجبور بودند مخفیانه یا تحت نام دیگر یا مذهب جدید زندگی کنند. زیر از همان ابتدا مشحص بود اگر ایرانیان موقعست پیداکنند همه مواضع قدرت را بدست خواهند گرفت زیرا تاریخ کهن ایران وتجربه حکومت داری چیزی نبود که یانکیها از آن بسادگی گذر کنند. . در این مدت سی سال اخیر نیز همه وحدتها به شکست انجامیده زیرا همه آنها بدستور آمریکا وبرای شکست دولت ایران بوده است واین راه حل دوم را پیش پا می گذارد: ایران بطور طبیعی در وحدت حول محور حفظ نظام ایران گرد خواهند آمد. میعان یا سیالیت گروهها از چپ چپ به میانه واز میانه به راست بخوبی در این مدت سی سال مشخص است. انکار آن هرچه شدت بالاتری داشته باشد نتیجه معکوس خواهد داد زیرا ایرانیان بیدار شده اند وهرگز تحمل نخواهند کرد که یک حکومت دویست ساله بر برمدمی با فرهنگ چند هزار ساله حکومت کنند. از سلطنت طلبها تا منافقین وتا جمهوریخواهان یک چسز را قبول کرده اند: ایرانی برتر از آمریکایی است. هوش وذکاوت ایرانیان تجربیات تاریخی ومطالعات علمی ومنش اخلاقی را هیچ ایرانی تکذیب نمی کند واین چیری است که شاید چند سال پیش براحتی قابل در ک نبود. یعنی این تفکر تقی ارانیها که قایل بودند ایرانی باید از موی سر تا نوک پا فرنگی شوند پس از انقلاب اسلامی رنگ باخت والان  همه ایرانیان در آمریکا درصدد کسب بالاترین موقعیتهای اجتماعی آنهم بانام ایرانی هستند درواقع امتیاز ایرانی بودن گرچه از سوی جکومت ودولتمردان آمریکا تحقیر میشود ولی در میان مردم محبوبیت پیدا میکند ویکی از دلایل سخت گیری هم همین است والا چرا مثلا راجع به ایرلندیها یا ترکها وامثال آن زیاد سخت نمی گیرند زیرا میدانند که شیر شیر است گرچه اسیر است!واگر آزاد شود همگان نعره های مردافکن انها را خواهند شنید . گبذریم از تعدادی که موضوع را برعکس تفسیر میکنند وهنوز بر عثاید تقی ارانی خود اصرار دارند ومیگویند حتی اینهم یک توطئه آمریکاییهاست!زمانی بخوبی یادم است که عده ای دورافتاده بودند وانگلیس را تبلیغ میکردند واز نظر آنان هیچ برگی بر زمین نمیافتد مگر ملکه انگلیس دستور بدهد! بعد که دیدند ملکه انگلیس قادر نیست حتی لباسش را بپوشد گفتند شش نفرند که در اتاق شماره ده جمع میشوند وسرنوشت دنیار اتعیین میکنند! هرگون مطلب خلاف اینراهم باز زایده سیاسیت آنها میدانستند ومیگفتند اینها صوپاپ اطمینان است که انگلیسی ها بنام آزادی میگذارند. حالا آمریکا ییها وعوامل مزدور آن در ماهواره ها دورافتاده اند وهمینرا برای آمریکاییها هجی میکنند. ساز مان سیا ویا چند نفر در پنتاگون را چنان تبلیغ میکنند که گویی خئای روی زمین هستند وهیچ راه فرار از حکومت آنها نیست!اما زمان بنفع آنها نیست هرچه آنها چشم به شکستهای آمریکا ببندند وتازه همه آنها راهم موفقیت بدانند بزودی تاریخ شاهد حکومت ایرانیان بر آمریکا خواهد بود . ÷تانسیل بسیار قوی ایرانیان در رابطه با تغییرات در آمریکا بحدی بالاست که هیچکس رشد آنها را در مدارج ترقی نمیتواند منکر شود. درزیر مطالبی تکمیلی از منابع مختلف آورده شده است:

 

تاریخ مهاجرت به آمریکا

همان طور که در نمودار زیر مشاهده می شود،  بیشترین درصد مهاجرت به آمریکا مربوط به سال های حول و حوش انفلاب اسلامی ایران است. نرخ مهاجرت به آمریکا؛ در دوران پهلوی اول، چیزی کمتر از پنج در صد است. اما با وقوع انقلاب در ایران، سیل مهاجرت به آمریکا، آغاز می شود. اوج این مهاجرت ها مربوط به دهه ی هفتاد و هشتاد است. سی در صد ایرانیان مقیم آمریکا، در دهه ی هفتاد و بیست در صد آن ها در دهه ی هشتاد به آمریکا آمده اند. ده در صد  ایرانیان مقیم آمریکا در دهه ی نود و در دوازده در صد آن ها از آن زمان نا کنون به آمریکا مهاجرت کرده اند.   

8- فومیت

اکثریت قریب به اتفاق ایرانیان مقیم آمریکا، یعنی چیزی در حدود هفتاد و هفت در صد،  از قوم فارس می باشند. حدود ده در صد ترک آذری و چهار درصد کرد  و یک در صد عرب و نیم در صد بلوچ می باشند.  در آمریکا،  ترک ها و عرب ها و بلوچ ها و کردها نسبت به فارس ها در اقلیت محض می باشند.بنابراین، ار نظر آماری،  جنبش های جدایی طلیانه در بین ترک های آذربایجان و عرب های خوزستان و بلوج های بلوچستان و کردهای کردسنان، با دشواری می تواند در بین اکثریت فارس های مقیم آمریکا، همدردی و همدلی پیدا کند.

 

 

چهره های سیاسی مهم ایرانی در آمریکاhttp://www.cfoon.net/1387/02/03/cfoon:346.html

جامعه ایرانی مقیم آمریکا طی سال های اخیر به موفقیت‌های چشمگیری در عرصه‌های مختلف زندگی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایالات متحده آمریکا دست پیدا کرده است. پروفسور فیروز نادری، بیژن پاکزاد، انوشه انصاری و … همگی از جمله ایرانیآمریکایی هایی هستند که در این سرزمین درخشیده ‌اند. اما تاریخ سیاسی آمریکا تاکنون کمتر درخشش نام ایرانی – آمریکایی ها را شاهد بوده است.

شاید بتوان این روند را به عدم رغبت گروه مذکور به کسب تجارب سیاسی و تلاش اجتناب از یک زندگی پر چالش نسبت داد. نظام سیاسی تا حدی بسته آمریکا در مقابل ورود ایرانی تبارها هم می تواند یکی دیگر از علل های مطرح باشد.
با این حال ایرانی های آمریکایی تبار همیشه به کسب جایگاه سیاسی در ایالات متحده رغبت نشان داده اند. این علاقه اخیرا با ورود چهره های ایرانی به عرصه های سیاسی مهم آمریکا و توفیق پی در پی آنان در این عرصه ها بروز بیشتری پیدا کرده است.
در زیر به معرفی برخی از این چهره ها می پردازیم.

گلی عامری
یکی از سرشناس ترین ایرانیآمریکایی ها ” گلی یزدی ” یا ” گلی عامری ” است. او آذر ماه گذشته از سوی جورج بوش، رئیس جمهور آمریکا، به عنوان معاون معاون وزیر خارجه آمریکا در امور آموزشی و فرهنگی معرفی و جایگزین دینا حبیب پاول، سلف مصری تبار خود شد.
او پس از این انتخاب ریاست دایره امور آموزشی و فرهنگی را که گرداننده اصلی تلاش های دیپلماسی عمومی دولت ایالات متحده در خارج از این کشور است، برعهده گرفت.
عامری زمانی که تنها ۱۷ سال داشت، به آمریکا پا گذاشت. او در آن زمان رشته ارتباطات و ادبیات فرانسه را برای تحصیل در دانشگاه استنفورد برگزیده بود و پس از گرفتن درجه کارشناسی اش در این رشته، تصمیم گرفت که حوزه ارتباطات را به رشته مقطع فوق لیسانس خود برگزیند.
عامری اولین ایرانی – آمریکایی است که توانست با کسب ۴۹ درصد از آرا در دور مقدماتی انتخابات سنا در زمره موفق ترین چهره های سیاسی برای جمهوریخواهان در ایالات متحده آمریکا عرض اندام کند. مهارت بی نظیر او در جمع آوری بودجه مبارزاتش در آن دوره از انتخابات زبانزد است.
آشنایی بی حد و حصر عامری با روند و تحولات سیاسی در آمریکا باعث شده است که بسیاری به این باور برسند که او در آینده قادر است بالاخره اولین ایرانی باشد که به کنگره آمریکا راه خواهد یافت. او به زبان فارسی و فرانسه تسلط کامل و با زبان اسپانیایی آشنایی دارد.
این مهارت ها باعث شد که وی برای اولین بار در سال ۲۰۰۴ به عنوان یکی از اعضای سه نفره نمایندگان آمریکا در شصت و یکمین جلسه کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل از سوی دولت بوش طعم دولتمرد بودن را در آمریکا بچشد. یک سال بعد هم وی در راس هیات نمایندگی آمریکا در مجمع عمومی این سازمان حاضر شد.
عامری به عنوان یکی از جمهوریخواهان میانه رو در میان ایرانی های مقیم آمریکا شناخته می شود. او به مناسبت های مختلف نسبت به ایرانی بودن خود افتخار کرده است. عامری معتقد است که این سطح از موفقیت در میان مهاجران ایرانی در آمریکا بیانگر میراث تمدنی غنی آنان و حمایت کامل کشور میزبان از حقوق مهاجرین است.

فریار شیرزاد
کارنامه بلند بالای فعالیت های سیاسی و دولتی فریار شیرزاد باعث شده است که در زمره ایرانی – آمریکایی های موفق در عرصه سیاسی آمریکا ارزیابی شود. شیرزاد ۴۴ ساله متولد لندن از پدر و مادری ایرانی است.
شیرزاد زمان انقلاب اسلامی ایران و هنگامی که ۱۳ سال داشت، در نیویورک به سر می برد. پدر وی پیش از این یکی از دیپلمات های ایران در پاکستان، ایتالیا و سپس انگلیس بود.
به گفته خود شیرزاد، پدرش پس از عزیمت به آمریکا در آنجا یک اغذیه فروشی راه انداخته و در همان اغذیه فروشی کتاب های فارسی به فروش می رساند. این اغذیه فروشی بعدها به یک کتاب فروشی بزرگ تبدیل شد که به ادعای خود شیرزاد یکی از بزرگترین مجموعه کتاب های فارسی در خارج از ایران را در خود جای می داد.
او در رشته مالی از دانشگاه مریلند لیسانس گرفته و از دانشگاه هاروارد نیز در رشته سیاست عمومی مقطع کارشناسی ارشد، فارغ التحصیل شده است.
او هم اکنون مدیر گولدن شاچس است و ریاست بین المللی دفتر امور دولتی را برعهد دارد. او سابقا معاونت امور اقتصاد بین الملل کاخ سفید در دولت جورج دبیلو بوش را بر عهده داشت. وی همچنین طی سال های ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۶، معاون مشاور امنیت ملی در امور اقتصاد بین الملل بود.
یکی از شاخص ترین سمت ها دولتی شیرزاد انتخاب وی به عنوان نماینده جورج بوش در جی ۸ است. وی همچنین معاونت در وزارتخانه واردات آمریکا، رایزن تجارت بین الملل، عضویت در کمیته دارایی سنا و معاونت اداره تجارت دولت آمریکا را در فهرست انتصابات خود به ثبت رسانده است.
به نوشته روزنامه فایننشال تایمز، شیرزاد از جمله دولتمردان آمریکایی است که بدون در پیش گرفتن رویه های چاپلوسانه در دولت جورج بوش مورد توجه قرار گرفت. او یکی از وفادارترین افراد به رئیس جمهور کنونی آمریکا محسوب می شود و بارها دیده شده است که در گفت و گوهایش با وی صدایش را بلند کرده است.

جیمی دلشاد
جیمی دلشاد با تکیه زدن به کرسی شهردار شهر بورلی هیلز ایالت کالیفرنیا در سال گذشته میلادی، اولین ایرانیآمریکایی است که موفق به کسب یک پست دولتی در این شهر و کسب این مقام در کل ایالات متحده آمریکا شده است.
اما چیزی بیش از همه موجب افتادن نام وی بر سر زبان گردید این بود که او با انتخاب شدن به عنوان شهردار در واقع لقب اولین آمریکایی متولد یک کشور اسلامی را که موفق به کسب یک جایگاه سیاسی مهم در ایالات متحده آمریکا شده است، به خود اختصاص داد.
جیمی دلشاد در شهر شیراز به دنیا آمد و در سن ۱۹ سالگی به ایالات متحده مهاجرت کرد. ابتدا زندگی را از طریق نواختن موسیقی به همراه برادرش، در مجالس عروسی و کریسمس می‌گذراند و همزمان در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا نیز تحصیل می‌کرد. پس از فارغ‌التحصیلی در رشته مهندسی برق، در رشته فناوری رایانه مشغول به کار شد و در سال ۱۹۷۸ فعالیت تجاری خودش را آغاز کرد.
او که از سالهای پایانی دهه هفتاد میلادی در آمریکا زندگی می‌کند از سال ۲۰۰۳ فعالیت سیاسی را آغاز کرد و توانست در همان سال برای نخستین بار به شورای شهر باورلی ‌هیلز راه ‌یابد.

هوشنگ انصاری
مهمترین فعالیت سیاسی هوشنگ انصاری در آمریکا، عضویت در کمیته ملی دارایی مبارزات انتخاباتی جورج بوش در سال ۲۰۰۴ است. انصاری با نام خانوادگی پیشین ” مستند شیرازی “، یکی از دولتمردان رژیم سابق در ایران است که ریاست بر وزارت دارایی و اقتصاد در دوره نخست وزیری هویدا را در کارنامه سیاسی خود به ثبت رسانده است.
او یک دوره سفیر ایران در آمریکا و یک دوره رئیس شرکت ملی نفت ایران بود. پیش از انقلاب از ایران خارج شد و به امور تجاری در آمریکا مشغول شد. انصاری از پشتیبانان حزب جمهوریخواه آمریکا محسوب می شود که به واسطه دوستی اش با هنری کیسینجر، توانست رابطه نزدیکی را با برخی از مقامات این حزب در آمریکا پایه ریزی کند
او هم اکنون رئیس گروه سرمایه گذاری پارامونت در ایالت هوستون است که در بخش استخراج نفت فعالیت دارد.

دیوید حسین صفاریان
صفاریان یکی از مقامات ارشد کاخ سفید در امور تدارکات و همچنین رئیس ستاد اداره خدمات عمومی آمریکا بود.
دیوید صفاریان بیشتر شهرت سیاسی خود را مرهون حضور در دادگاه رسوایی جک آبراموف به عنوان یکی از متهمان این پرونده بود. همکاری با آبراموف ۱۸ ماه حبس را برای این ایرانی – آمریکایی در زندان فدرال آمریکا به همراه آورد.
صفاریان متولد ماه آگوست سال ۱۹۶۷ ایالت میشیگان آمریکا است. او فارغ التحصیل رشته حقوق در کالج حقوق دیترویت است. صفاریان فعالیت های سیاسی خود را با مشاوره به دو تن از سناتورهای جمهوریخواه به نام های رابرت ویلیام دیویس و بیل شولت در میشیگان آغاز کرد. او سپس وارد یکی از شرکت های لابی به نام ” راهبردهای جونوس میرتشد.
صفاریان سپس با جک آبراموف آشنا شد. در اواسط دهه ۹۰ این دو خیلی سریع رابطه دوستانه عمیقی را با یکدیگر بنا گذاشته و به اتفاق هم وارد یک شرکت لابی مستقر در واشنگتن به نام ” پریستون گیتس و الیس ” شدند.
ادامه فعالیت های صفاریان در سازمان های لابی آمریکا مرتبط با جمهوریخواهان بالاخره در سال ۲۰۰۳ توجه جورج بوش را به وی جلب کرد و رئیس جمهور آمریکا وی را به عنوان نامزد انتصاب پست رئیس بخش تدارک سیاست فدرال که وظیفه خرید راهبردها وطرح های سیاسی برای دولت آمریکا را برعهده داشت، معرفی شد.
رابطه صفاریان با آبراموف طی سال های آغازین قرن بیست و یکم ادامه یافت و منجر شد که پای وی نیز در پرونده رسوایی وی به میان کشیده شده و در نهایت ۱۸ ماه حبس را برایش در پی آورد.

راس میرکریمی
راس میرکریمی که مادرش روس و پدرش ایرانی است، یکی از مدیران شورای شهر سانفرانسیسکو و کسی است که مراسم نوروز را هر سال در شهرداری سانفرانسیسکو برگزار می کند.
میرکریمی ۴۹ ساله در سال ۲۰۰۴ به عنوان عضو شورای شهر سانفرانسیسکو در کالیفرنیا انتخاب شد. او یکی از ایرانیآمریکایی های فعال در این ایالت است که گرایش های ضد جنگش، تصویر یک دموکرات را در اذهان ایرانی های آمریکا تداعی می کند.
همین گرایش ها بود که باعث شد میرکریمی حزب سبز در کالیفرنیا را تاسیس کرده و به تبلیغ ضرورت حکم فرما شدن رویه صلح طلبانه در سیاست خارجه آمریکا پرداخت.
او متولد شیکاگو در ایالت ایلینویز است. او در دانشگاه لوییس در رشته علوم سیاسی لیسانس گرفته و فارغ التحصیل رشته اقتصاد و امور بین الملل از دانشگاه گولدن گیتس است. راس رالف نادر، پای ثابت نامزدی پست ریاست جمهوری در آمریکا، را در مبارزات انتخاباتی سال ۲۰۰۰ در ایالت کالیفرنیا یاری کرد

وضعیت ایرانیان آمریکا چگونه است؟

ایرانی های مقیم آمریکا از جمله جوامع پرجمعیت و تاثیر گذار در آمریکا هستند که تاکنون نتوانسته اند از پتانسیل های حضور خود در عرصه های مختلف به ویژه حوزه سیاست در آمریکا بهره برداری کنند.

جمعیت ایرانی – آمریکایی ها
تعداد ایرانی – آمریکایی ها ساکن در آمریکا بسیار بیشتر از آماری است که در سرشماری های رسمی این کشور اعلام می شود. بر اساس تحقیقی که “گروه مطالعات ایرانی” در آمریکا انجام داده اند، جمعیت واقعی ایرانی – آمریکایی ها بیش از ۶۹۰ هزار نفر است. این رقم بیش از تعداد ۳۳۸ هزار نفری است که در سرشماری سال ۲۰۰۰ آمریکا اعلام شده است.
تحقیقات انجام گرفته توسط این گروه مطالعاتی مستقر که با موسسه فن آوری ماسوچوست همکاری دارد، آمارهای رسمی در مورد جامعه ایرانیان آمریکا از آن جهت واقعی نیستند که بسیاری از آنان به دلیل روابط تیره حاکم میان واشنگتن و تهران طی ۳۰ سال گذشته از فاش کردن هویت واقعی ملیت پیشین خود ابا دارند و ترجیج مى دهند که به عنوان ایرانى در آمریکا شناخته نشوند.
سطح درآمد خانوار در میان جامعه ایرانیان آمریکا قابل توجه است. ۲۰ درصد از این خانوارها درآمدی بیش از میانگین ملی درآمد خانوار در آمریکا را به ثبت رسانده اند. بر اساس تحقیقاتی که توسط موسسه Fortune در مورد ۵۰۰ شرکت و کمپانی عمده در آمریکا صورت گرفته است، ۵۰ تن از ایرانی های مقیم آمریکا در سمت ها ارشد مدیریتی شرکت های مذکور با بیش از ۲۰۰ میلیون دلار ارزش دارایی وجود دارند.
برخی از این شرکت ها عبارتند از: جنرال الکتریک، AT&T، وریزون، اینتل، سیکو، موتوراولا، اوراکل، لوسنت تکنولوژی، نورتل نت ورک و eBay هستند.
مجله فورچون یک ایرانى به نام پیر امیدوار که موسس و رئیس eBay به عنوان مشهورترین شرکت حراج آنلاین است را به عنون ثروتمندترین موسس شرکت در آمریکا زیر ۴۰ سال اعلام کرده است.

سطح تحصیلات
بر اساس آخرین داده های سرشماری معتبر، بیش از یک چهارم این جمعیت ایرانى تبارهاى آمریکا دارای مدارک فوق لیسانس و دکترا هستند و این بالاترین نرخ در میان ۶۷ گروه نژادی مورد مطالعه در آمریکا است.
بر اساس فهرستى که گروه مطالعات ایرانى در آمریکا منتشر کرده است، بیش از ۵۰۰ پروفسور ایرانىآمریکایى در ایالات متحده به سرمى برند که در معتبرترین دانشگاه هاى این کشور شامل MIT، هاروارد، یل، پرینسون، کارنگى ملون، دانشگاه نظام کالیفرنیا ( برکلى، UCLA و … )، استنفورد، دانشگاه کالیفرنیاى جنوبى، جئورجیان تک، دانشگاه ویسکونسین، دانشگاه میشیگان، دانشگاه ایلینویز، دانشگاه مریلند، موسسه فن آورى کالیفرنیا، دانشگاه بوستون، دانشگاه جورج واشنگتن و صدها دانشگاه و کالج دیگر در سراسر نقاط آمریکا مشغول تحقیق و تدریس هستند.
این آمار از میزان سطح تحصیلات در میان ایرانى تبارهاى آمریکا نشان مى دهد که این گروه قومى در آمریکا از تاثیرگذارى زیادى در مراکز علمى این کشور برخودار بوده و مى تواند منشا تغییرات و تحولاتى بزرگى در نظام هاى فرهنگى، اجتماعى و حتى سیاسى آمریکا باشد.

مشارکت سیاسی
برای این سطح از موفقیت و پیشرفت در میان ایرانیآمریکایی ها یک علت عمده ذکر شده است. آن علت این است که بیشتر ایرانیان مقیم آمریکا علی رغم سایر ملیت های مهاجر در این کشور به جای جستجو برای فرصت های اقتصادی بهتر، به دلایل مختلف مهاجرت کرده اند. این دلایل باعث شده است که انگیزه آنان برای کسب مدارج علمی و جایگاه های برتر اجتماعی و یا حتی اقتصادی در آمریکا بیشتر از سایر قومیت ها و ملیت های حاضر در آمریکا باشد.
بر اساس تحقیقات به عمل آمده توسط گروه مطالعات ایرانیان، با این وجود جامعه ایرانی ساکن آمریکا تاکنون رغبت چندانی برای حضور در عرصه ها و رویدادهای سیاسی از خود نشان نداده اند. مطالعات انجام گرفته طی سال ۲۰۰۴ در چند شهر عمده آمریکا حاکی است که کمتر از ۱۰ درصد ایرانی – آمریکایی ها در انتخابات ریاست جمهوری این سال رای داده اند.
بر اساس این گزارش تجربه سایر گروه های قومیتی در آمریکا نظیر، اسرائیلی – آمریکایی ها، عرب – آمریکایی ها و کوبایی – آمریکایی ها بیانگر این است که تا چه حد ایرانی ها می توانند با تکیه بر هم صدایی در سیاست خارجی آمریکا صاحب نفوذ و تاثیر باشند. به همین دلیل گروه مطالعات ایرانى اکنون در تلاش است تا ایرانى – آمریکایى ها را براى مشارکت بیشتر در روند سیاسى آمریکا ترغیب کند.

پراکندگی جمعیتی
بر اساس برخی آمارها جامعه ایرانی های مقیم آمریکا پس از دهه ۳۰ میلادی در این کشور شکل گرفته است. در پایان دهه ۷۰ میلادی روند مهاجرت از ایران به آمریکا شدت بیشتری به خود گرفت به طوری که بیشتر ایرانیآمریکایی های ساکن در آمریکا عمدتا پس طی سه دهه اخیر به این کشور مهاجرت کرده اند.
این روند از ابتدای دهه ۸۰ میلادی تاکنون ادامه داشته است.
صرف نظر از تعداد کثیرایرانی های زرتشتی مقیم هند، امروزه ایالات متحده آمریکا بیشترین تعداد ایرانی های مقیم خارج از کشور را در خود جای می دهد.
بر اساس برخی آمارهای موثق بخش عمده ایرانی – آمریکایی ها در ایالت کالیفرنیا زندگی می کنند. بسیاری از ایرانی تبارهای آمریکا در شهرهایی نظیر شیکاگو؛ لاس وگاس، نیویورک، فونیکس، واشنگتن دی سی و حومه دالاس، هوستون تگزاس سکنی دارند.
شهرهای تولسا و اوکلاهاما سیتی در ایالت اوکلاهاما بخش گسترده ای از جامعه ایرانی را در خود جای داده اند. همچنین گزارش رادیو عمومی ملی آمریکا حاکی است که جامعه ایرانی ۲۰ درصد از کل جمعیت ساکن در باوری هیلز در مجاورت هالیوود غربی، را به خود اختصاص داده اند که شهردارشان نیز اخیرا یک ایرانی شده است.

 

 



Happy industrial day in 31 Jun
24000000Tuesday08 252008, 5:28 pm
Filed under: Uncategorized

Happy industrial day in 31 Jun

Iranian industrial men not only try hard today or yesterday but also they began from 15000years before Christ.

During the age that the European was chromatists time or to be Neanderthal human and population, Iranian build the spoons , swords and others from the Iron and cooper and even soil. As we discovered in Zagross Chain Mountains in center of Iran and even all around the Iran flat we saw the many handy craft carpets and so on that show s Iranian was a good miners and industrial men. They built all things from the wood, valuable mines stones. The valuable stone that used in Takhte Jamshid and pasargad   say that the best mines exist in Iran and Iranian enable to best use exactly.

Defining a day for miners and industrial can tell that it is important for state men. However we must named all day for worker, but they one day for industry means that the government have a big loyalty for them and they are ready to help and supported them to achieve a good level of life and new ideas, and created best conditions for the all people. We offered the best regard and sincerely to them. And wish that they will be successfully to receive in 20th approach document of Iranian developing program.

Population forwards of Islamic Iran

Public relation’

General Director

Mr. Seyyed Ahmad Hosseini Mahini



مرحبا بالصانعين يوم الصناعه والمعدن في حزيران
24000000Tuesday08 252008, 5:27 pm
Filed under: Uncategorized

مرحبا بالصانعين يوم الصناعه والمعدن في حزيران

2008

ان الشاغلين في مشاغل المعدنيات والصناعه في ايران يعملون ويسعون كثيرا لا فقط في يومنا هذا او في ايام الماضي بل انهم يبدون من 15000سنه قبل الميلا المسح ع

ان مكشوفاتنا من الجبال الزاجرس وكل المناطق الايرانيه يعلن ان الايرانيين في 17000سنه قبل يصنعون الاشيا بالحديد ومن المفرغ وحتي من التراب والحجرات الثمينه . انهم يفعلون المظروفات الظزيفه والعمل المستظرفه من قبل الي زماننا هذا ليكون الفخر الي امم العالمي

في عصر العتيق ومن قبلها اذي الاروبيين يعيشون في الوحوش وياكلون اللحم الاخيه ويسمون بالكرومانيون والانسان النئاندرتاليه ، ان الايرانيين يسعون في الصناعه والاقتصاد والسرعه لها

نحن نشكر بهم في كل سعيهم وننتظر باقدامات لهم من قبل الحكوميه خصوصا من جاني الدكتور احمدي نجات الرياسه الجمهوريه في الايران للمساعدتهم في معشيتعهم بالحسن من الصنعه . ان كل يوم كان يوم الصناعه والمعدن ولكن تعيين اليوم المشخص لهذا الامر كيوم 31 حزيران لهذا الموضع يشهد باهميتهم عند الحكومي والدوله الجمهوريه الاسلاميه

مرحبا بكل فعله من الصناعه والمعدن

شكر لكم

السيد الاحمد الحسيني الماهيني

رييس العلاقات العامه من مكتبه :

الجبه الشعبيه للايران الاسلامييه



چريك فيزيكدان
19000000Thursday08 252008, 5:10 am
Filed under: Uncategorized

چريك فيزيكدان
دانشكده فني تهران شاهد چهره هاي زيادي بود از سال 1330 وبعدهم كه شهادت 3 دانشجو انجا هميشه مركز وماواي همه بود.

اولين انجمن اسلامي دانشجويان درآنجا تاسيس شد وهمه دانشجويان واستادان را حول محور جديدي بنام اسلام گرد آورد

واين تازه اغاز كار بود كه دانشكده سكوي پرتابي شد تا ايرانيان بتوانند در آمريكا قله هاي علم ودانش را يكي پس از ديگري فتح كنند ودانشجوي نمونه دانشكده فني تهران استاد دانشگاه بركلي امريكا وكارمند شركت بل وعضو ساز مان هوايي ناسا شد.

اما ان بالاهم خبري نبود اورفت . شهيد چمران رفت تا ان بالا بالاها كه همه ارزويش را داشتند اما چيزي نبود ودوباره برگشت به خاك به اصل خويش به لبنان به مصر وايران وتمامي دانش خودرا در اختيار مستضعفين گذاشت وبرپيمان خود استوار بود تا جام شهادت را سركشيد.

شهادت اين دانشمند عارف فيزيكدان ومبارز را به امت مظلوم وستمديده جهان تبريك وتسليت عرض ميكنيم

2 نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 21:36 توسط ماه نیوز | نظر بدهید

——————————————————————————–

دکتر زميني نبود يعني زمین براي او كوچك بود
او لحظه اي آرام نداشت از كوير ایران تا كوير الجزایر و دوزخیان زمین از يك جلوش تا بینهایت صفر ها تا پدر مادر ما متهمیم! از امام علي مكتب وحدت عدالت كه حرف ميزد چون حسين وارث آدم خونش بجوش ميامد وقتي از او میخواستند بجای نماز خواندن ورزش سوئدي كند امام سجاد زيباترين روح پرستنده را مي نوشت . از اسلام شناسي كه حرف ميزد و تاریخ ادیان ورق میخورد و هابيل و قابيل سر از تاریخ بيرون مياوردند روح لطيف او درحج چه چيزهاي زيبا كه نميديد وفلش ها وعلامتها وراهنماهارا خوب درك ميكرد.از خسي در ميقات كه ياد ميكرد يا د ياد آوران را مينوشت واز حسن ومحبوبه ميگفت تا به فاطمه فاطمه است برسد. وابوذر غفاري را با آرم همیشگی اش يعني يك استخوان پوسيده كه بر سر عثمان ميزد وآيه والذين يكنزون الذهب را ميخواند بياد مياورد ومتعجب بود چرا سلمان فارسي را درايران نميشناسندواو بايد آنرا از مصريها ترجمه كند. ميگفت هركس هست بايد در صحنه حاضر باشد او با شهادت خويش گفت انها كه رفتند كاري حسيني كردند آنها كه مانده اند بايد كاري زینبی كنند والا يزيدي اند و خود در جوار زینب سلام الله عليها آرميد تا گواهي باشد برهميشه تاريخ . ما سالگرد رحلت شهادت گونه دكتر علي شريعتي را به همه رهپويان و دوستدارانش تبريك و تسلیت ميگوييم



Islamic schingen project
19000000Thursday08 252008, 5:03 am
Filed under: Uncategorized

Islamic schingen project

It is very easy to have a plan for Iranian tourists. When the 51 country were Islamic they have much point for communication and connect. They have the god in common, the Holy Koran the prophet Muhammad and the quibble. It is the best contain that regard a new and big country that they are united as the EU and U.S. if they allow that all passenger and tourist when have visa from one to go to others. In Islamic conference organization they can submit this. Up on this project all citizens in 51 Islamic countries is the citizen for others! If the other country wanted to joint this it is not very hard: they must accept the Islamic method in food and cloth. They not do the ford’s method in tourism, because the ford’s destroyed the people and human resource for achieving income! In this method all girls must sale and all sons must be slave. So in Islamic tourism the all people can go all around the world and to be as a guest and they must not have heavy expensive..

 

بدون مستر کارت

گردشگری بدون مستر کارت یا کارت ویزا معنی ندارد مثل اینکه ما دست کسی را ببندیم واورا به مسابقه بوکس بفرستیم ! با توجه به اینکه پس از سی سال هنور آقایان مدعی دموکراسی حاضر نشدند حق مردم ایران را به رسمیت بشناسند پیشنهاد این است که ملی کارتها ودیگر کارتهای بانکی خودمان را بین المللی کنید مثلا بانک ملت که در آنکارا شعبه دارد بتواند فراگیر وکارت بانک هم داشته باشد وهمه شعبات بانکهای  ایرانی خارج از کشور به حسابهای سیبا وملی کارت وکارتخوان مجهز شوند..

آنها واینها

درحالیکه آنها میخواهند مسلمان شوند وبرای روسری یرکردن قربانی وکشته میدهند اینها میخواهند ورسری ها را بردارند وخودشان را اروپایی کنند! در حالیکه اروپاییان بدنیال ریش گذاشتن هستند اینها ریش را میتراشند که ار وپایی شوند ! در حالیکه آنها از پوتین وبوش وهفت کشور صنعتی بدنبال آن هستند که کراوات را باز کنند اینها تازه فکر میکنند اختراع جدیدی کرده اند.و کراوات میبندند!



نگرش سيستمي نظريه منسوخ
17000000Tuesday08 252008, 1:16 pm
Filed under: Uncategorized

نگرش سيستمي نظريه منسوخ

بسياري از انديشه‌هاي اقتصادي بر پايه و نظريه‌هاي گذشته مطرح مي‌شود لذا يك فاجعه به نظر مي‌رسد. درست مثل اين‌كه ما بخواهيم با قدم زدن دور دنيا بگرديم؛ كساني‌كه اختراع ماشين را قبول ندارند و نمي‌خواهند سوار بر تحولات اجتماعي بشوند و از سوي ديگر مي‌خواهند بهترا ز خودرو هم راه حركت كنند، خود به خود رفتن از اين شهر به آن شهر فاجعه آميز است چه رسد به رفتن از اين كشور به آن كشور. حتي از اين خيابان به آن خيابان هم فاجعه است زيرا با خودرو به راحتي مي‌توان در عرض چند ثانيه اين راه را پيمود يا باهواپيما به سرعت از اين كشور به آن كشور رفت. پس علت اين‌كه پيشرفت را بسياري دردناك تصور مي‌كنند همين است. مثلاً خانم دكتر شهيندخت خوارزمي در همايش روابط عمومي‌ها ضمن مطرح نمودن نظريه نگرش سيستمي همه چيز را نادرست وفاجعه آميز معرفي كرده و روند پيشرفت در ايران را دست نيافتني اعلام نمود…
در حالي‌كه در نظريات جديد، نظريه سيستمي تبديل به نظريه اقتضايي شده زيرا در نگرش سيستمي ما به عوامل امتياز مساوي مي‌دهيم درحالي‌كه نظريه اقتضايي، اولويت‌ها را بررسي مي‌كند. البته اين هم جديداً مردود شده و نظريه مديريت زمان يا مديريت آني جاي آن را گرفته است به اين صورت كه مديران يك دقيقه‌اي مطرح شدند زيرا تصميم گيري به يك دقيقه و يا كمتر بستگي دارد. مثلاً در مربيگري فوتبال ما شاهد هستيم بلافاصله بعد از هرباخت، مربي تعويض مي‌شود زيرا نتوانسته در لحظات حساس تصميم درستي بگيرد.
هرسي بلانچارد (HERSEY BLANCHARD) كه بسياري از نظريات او به فارسي ترجمه شده، از پيشگامان تئوري اقتضايي است. او با طرح سبك‌هاي بي‌نهايت و گوناگون رفتارهاي اقتصادي و رهبري و مديريت، ثابت مي‌كند حتي در شرايط مساوي با تغيير يك يا دو عنصر؛ مطابق فرمول دو به توان آن راه‌ها و عملكردها و سبك‌ها تغيير مي‌كند. براي مثال شما فرض كنيد در نگرش سيستمي به توپ به عنوان يك سيستم نگاه مي‌شود و براي تمام عناصر آن ارزش يكنواخت قايل مي‌شويم، اما به هرحال يك نقطه‌ي آن به پاي فوتباليست مي‌خورد! و يا وقتي در هواست، همه نقاط آن يكجا به زمين نمي‌رسند و لذا بايد دانست كه اولويت كدام است. همه نقطه‌ها ممكن است داراي اولويت مساوي نباشد. ما اگر فرصت و امكانات داشته باشيم، آنهم به صورت بي‌نهايت، مي‌توانيم به همه ابعاد و نيازهاي بشري بپردازيم ولي امكانات محدود است و ما ناچار از انتخاب هستيم. درسياست‌هاي كلان در قانون اساسي پيشنهاد مي‌شود براي همه آحاد حقوق مساوي و امكانات مساوي داده شود كه اين يك نگرش سيستمي است. ولي وقتي وارد عمل مي‌شويم دولت از كجا بياورد اين‌همه امكانات را؟
در غرب يا آمريكا اين مسأله‌ي ساده رفع شده است. دولت از مردم ماليات مي‌گيرد و لذا به محض اين‌كه كسي به نبود امكانات اعتراض كند مي‌گويند بيشتر ماليات بدهيد تا بيشتر رسيدگي شود و مردم هم كوتاه مي‌آيند! اما در ايران و برخي كشورهاي حاشيه خليج فارس، موضوع چيز ديگري شده است: دولت نفت دارد. مردم نه تنها ماليات پرداخت نمي‌كنند، بلكه سهم نفت را هم مي‌خواهند. در عربستان به عنوان مثال دولت مجبور است تمام قيمت‌ها را ثابت نگهدارد و لذا سوبسيد و يارانه بسيار زيادي بابت تثبيت قيمت‌ها مي‌پردازد يعني از هنگامي‌كه اين سياست‌ها اجرا شده شايد قيمت‌ها از50 سال پيش تاكنون در برخي اقلام تغييري نكرده و اين را كليه اقتصاددانان مي‌دانند به چه معني است. مثلاً بنزين كه در بازار آزاد تا سه دلارهم مي‌رسد، در اين كشور به دو دليل بايد ارزان و ثابت باشد! يكي آن‌كه اين دولت داراي منابع نفت است و لذا مردم مي‌گويند حداقل بنزين آن بايد ارزان يا رايگان باشد. و دليل دوم اين است كه ماليات هم نمي‌دهند… يعني مثل كشور امريكا يا ديگر كشورها بلافاصله ماليات محاسبه و به مبلغ درحال شناور بنزين اضافه نمي‌شود و اين امر در كشور كويت به صورت ديگري است. دراين كشور مبالغي به صورت نقدي پرداخت مي‌شود و اين پرداخت‌ها از دوجهت به ضرر صنايع اين كشور است و مي‌بينيم اين كشورها با اين‌كه سال‌هاست ثروتمندترين مردم دنيا هستند، ولي از لحاظ صنعت و توليد ازهمه عقب ترهستند. زيرا مردم از يكسو درآمد حداقلي را دارند لذا نيازي به كار وتلاش نمي‌بينند و از سوي ديگر دولت هم ماليات نمي‌گيرد تا بتواند بدون نفت زندگي كند. اما اينها آثار خود را در زندگي مردم دنيا نشان مي‌دهد و دنيا تبديل به جهنم مي‌شود و تروريسم در آن رشد مي‌كند. مردم مي‌بينند كه مثلاً كشور عربستان و كويت به دليل داشتن نفت همه چيزهاي خوب دنيا را خيلي راحت مي‌خرند و لذا مي‌بينيم تنش در جهان بالامي‌گيرد و مبارزه مخفي و علني آغاز مي‌شود و بيشترين مبارزه با اعراب را همين همسايگان و كشورهاي قرباني شروع مي‌كنند و عراق و پاكستان و افغانستان تبديل به مأمن تروريست‌ها مي‌شود. و اينها همه نتيجه همين نگرش سيستمي است كه در دهه شصت مطرح شد و برنامه‌ريزان را به خود مشغول كرده است و هنوز اين سيستم در ايران هوادران فراواني دارد.
براي حل اين مشكلات نيز نگرش سيستمي به كار گرفته مي‌شود و لذا برعكس نتيجه مي‌گيرند. هميشه گفته مي‌شود كه رفاه به همراه همه عناصر خودش بايد به كشورهاي جهان صادر شود و لذا در كنار كالا فرهنگ و سياست هم به كشورهاي ديگر صادر مي‌شود و اين امر باعث مي‌شود تاتئوري خوب جهاني شدن به عنوان يك اژدها يا شبح وكابوس وحشتناك جلوه كند. مردم مي‌گويند ما تكنولوژي را مي‌خواهيم ولي تمدن غرب را نمي‌خواهيم و لذا يك نزاع دائم به وجود مي‌آيد. نزاع در سينما با فرهنگ مردم؛ نزاع در اقتصاد با بنيان‌هاي توليد سنتي ملت‌ها و نزاع درسياست براي تغيير حكومت‌ها. اما اگر به نظريه اقتضايي برگرديم، قبول خواهيم كرد كه بسته‌هاي تكنولوژي مي‌تواند فقط بسته تكنولوژي باشد و بسته‌هاي سياسي همان سياست را در خود بايد داشته باشد نه آنكه مثل بقالي‌هاي ايراني مثلاً برنج يارانه‌اي را مشروط به خريد دائم مشتري ازآن فروشگاه كنيم! بسيار ساده است كه اين نگرش را در سراسر جهان رصد كنيم: مثلاً ميكروسافت بسته‌هاي خود را به كساني مي‌فروشد كه تمامش را از آنجا بخرند. حتي تحمل خريد برخي از آنها را از لينوكس يا اي بي ام ندارد! و براي همين كار آدم‌كشي‌ها و جنايت‌هاي اقتصادي مخفي صورت مي‌گيرد كه هيچكس دليل آن را نمي داند و يا مثلاً گندم توليدي را به دريا مي ريزند ولي به كشورهاي اسلامي نمي فروشند و مي گويند آنها تروريست هستند و منظورشان اين است كه در كنار برنج بايد سياست و فرهنگ را هم بخرند! در بسياري از موارد اين نگرش جنبه كاملاً استعماري هم مي‌شود مثلاً عضويت تركيه در پارلمان اروپا ساليان سال در دست بررسي است زيرا در ابتدا فقط شرط زمين بود و چون بخشي از تركيه در اروپاست، قبول كرده بودند و او هم درخواست داده بود؛ ولي بعد كه نگرش سيستمي صورت گرفت، گفتند اگر تركيه مي‌خواهد اروپايي شود بايد از دين خود دست بردارد و بعد هم شرايط ديگر. استعماري‌ترين شرايط را بانك جهاني دارد. اگر يك ريال بخواهد وام بدهد بايد تمام بسته‌هاي پيشنهادي اقتصادي و سياسي و فرهنگي پيشنهاد ي آن اجرا شود تا مثلاً به ايران پول بدهد كه فاضلاب شمال يا جنوب را بهداشتي نمايد.
بي صداقتي طرفداران اين نظريه موقعي روشن مي‌شود كه مي‌بينيم خودشان در دريافت همه چيز پاستوريزه عمل مي‌كنند! مثلاً بانك جهاني براي دريافت حق السهم يا بودجه خود هرگز نمي‌گويد كه فلان كشور سياه است يا كمونيست است يا توسعه نيافته است. سازمان ملل به عنوان بزرگ‌ترين حامي تبعيض، يك نماد سياه از نا اعتقادي به نگرش سيستمي در اخذ امكانات را به نمايش مي‌گذارد و از كشورهاي فقير با تهديد به خروج از عضويت، كمك‌هاي مالي دريافت مي‌كند ولي از آمريكا نه تنها قادر به دريافت حق عضويت نيست بلكه همه نظرات آنها را اجرا مي‌كند آنهم با پول اعراب و ديگران… كساني كه موقع پرداخت، آدم‌هاي ثروتمند و پيشرفته و مبادي آداب و قابل شراكت و تأسيس شركت و شريك شدن هستند؛ به محض اين‌كه درخواست وام يا اعتبار كنند، مي‌شوند عقب‌افتاده و توسعه نيافته و عربِ وحشي و ايران تروريست! در دنيا ازنظر بوش همه تروريست هستند مگر خلاف آن ثابت شود! و در خود آمريكا هم همه مجرم هستند مگر خلاف آن ثابت شود. نه تنها در آمريكا بلكه در انگليس هم ما مي‌بينيم تعداد دوربين‌هاي مدار بسته بيش از جمعيت آن كشور است و اين بي اعتمادي تاكي ادامه خواهد داشت؟
بديهي است دوحالت بيشتر وجود ندارد يا اين‌كه اين استعمارگران دانشمند! دست از تئوري‌هاي غلط خود بردارند و حقوق ملت‌ها را بپذيرند و اين گزينه با غرور آمريكايي و انگليسي بعيد به نظر مي‌رسد و لذا راه دوم حذف فيزيكي آنان از تاريخ است و همان‌طور كه خداوند قول داده، اگر قومي خوب عمل نكنند براي خدا بسيار راحت است كه آنها را ببرد و يك قوم جديد بياورد. الآن اروپا با تئوري‌هاي فساد خود مانع ازدواج جوانان شده لذا نسل آن رشد منفي دارد و بديهي است كه روزي منقرض خواهد شد و به جاي آن نسل تركيه‌اي و عرب و ايراني كه اكنون اكثريت را دارند جايگزين خواهند شد و از نسل اروپا در موزه‌ها ديدار خواهند كرد و خواهند گفت اينها قومي بودند كه در عصر برهنگي به دنيا آمدند و با فسادهاي اخلاقي باعث نابودي نسل خود شدند!
و تازه اين اول راه است… يعني نگرش سيستمي به همه چيز از نظر خود غربي‌ها باعنوان تئوري اقتضايي رد شده ولي اينهم مربوط به خيلي سال است و نظريات جديد در راه است. در غرب امروزه تئوري مديريت زمان يا مديريت آني مطرح است و در كتبي نظير آن قورباغه را بخور يا چه كسي پنير مرا دزديد، از يك تئوري نوين بنام مديريت آني صحبت مي‌كنند. البته هرچه تئوري‌ها تازه‌تر مي‌شوند به تئوري‌هاي اصيل واسلامي كه از سوي خداست نزديك‌تر مي‌شوند. اخيراً در دانشگاه تهران سميناري بود با نام پيامبر اسلام و معنويت نو! معنويت و عرفان‌هاي جديد غرب را باور نداشتند و مانند هميشه از اين نوها وجديدها با ترس و لرز ياد مي‌كردند كه مثلاً شيطان پرستان ال و بل… اما اين خود يك قدم به جلو است. مردمي كه تا ديروز جز ماديات چيزي را قبول نمي‌كردند و مي‌گفتند خدا بايد زير تيغ جراحي مابيايد تا قبول كنيم، امروز يك قدم جلو آمدند وحالابايد هدايت شوند نه آن‌كه برخورد شوند. اين برخوردها مرا به ياد برخورد باموضوع تلويزيون و ويديو و ضبط صوت انداخت كه همه مي‌دانند روز اول چقدر با اينها مخالف بودند و الآن هركانال را كه مي‌زني، همين آقايان هستند كه صحبت مي‌كنند…



اخلال در نظم اقتصادي با عنوان نوسازي !
15000000Sunday08 252008, 5:45 pm
Filed under: Uncategorized

اخلال در نظم اقتصادي با عنوان نوسازي !

شهرداري تهران باهدف جمع اوري نقدينگي سرگردان اقدام به طرح لاتاري جديدي كه بتازگي از سوي بانكها منسوخ شده نموده! دراين طرح كه همه چيز براي نزولخواري آماده است تا بالاترين سود را پرداخت نمايد ودست بانكهاي دولتي وقرض الحسنه ها را در تجهيز منابع ببندد بلكه بوي انتخابات رياست جمهوري وخرجهاي كلان مانند آنچه در قوامين اتفاق افتاد ميايد..بهرحال چه كسي بايد به اين شرايط خلاف بين از سوي ازگانهاي دولتي نظارت كند؟ واز اخلال در سيستم پولي ومالي جلوگيري كند؟

 

آيا ما بايد منتظر كمونيسم باشيم؟

لاريجاني در اظهارات عجيبي گفته است دوران سوسياليسم درايران بپايان رسيده ايا منظور ايشان اين است ما وارد مرحله كمون نهايي شده ايم ؟

يا ايشان بطور فانتزي وانتزاعي نظرات عدالت اجتماعي مطرح شده از سوي دولت نهم را سوسياليسم ميداند؟

بهرحال ايشان بايد مراقب اظهار نظرهاي خود باشد تا مردم بدانند كه فقط براي سياسي بازي لغات را بكار نمي برد..

 

جبهه مردمي ايران اسلامي تشكيل جلسه داد

براساس گزارش روابط عمومي اين جبهه در ساعت 5 عصر روز يكشنبه 26 خرداد درمحل دفتر خود تشكيل جلسه داد دراين جلسه كه براي تصميم گيري وموضع گيري در مورد يكي از اعضا جبهه كه اخيرا بازداشت شده بنام پاليزدار بحث وتبادل نظر بعمل آمد ونهايت سياست سكوت وانتظار پيشنهاد شد تا نهادهاي قانوني از مجاري خود به اين موضوع رسيدگي كنند وپس از اعلام نظر قاضي مربوطه اعلام مواضع هم بشود. دراين جلسه همچنين درمورد حمايت از دولت نهم بعنوان يك دولت مظلوم كه ناجوانمردانه مورد حملات چپ وراست است صحبت شد وقرار شد از رييس جمهور محترم قدرداني وحمايت شود وهمچنين دراين جلسه راجه انتخابات دهم بحث شد كه ادامه بحث به جلسات اينده موكول گرديد



Turkye Qardaşlar bajılar
13000000Friday08 252008, 7:22 am
Filed under: Uncategorized

Turkye Qardaşlar  bajılar

Ata turk bıe kadın kışı dı kı estımar unu gatımişde kı turkları ıslam nan ırıda

ö heç zamn turk lara gulmadı fakat korhudardı

önın shpo su ya russı dı ya englızc ya arab

Yalandan dıerdı turkıdı

ö ıstırdı kızları vera euro nını karhanasına

Alan jandarlar heç ışları yokdı fakat kızların hıjabın kasalar

Polıs lar heç ışları yokdı fakat namaz  gılanların alın baglıar kı şıa ölmıarar

Bır turkı dozaldıp kı heş kışı önı annamörö

Dunya doludı turkınan

Turkıstan

Azabeyjan

Iran

Buljar

Kıbress

Ama heş bırı ataturkı annamörı

Turkıe de kurdları öldörurlar fars ları kadın bıllırlar

Garay hamı musalman lar bır ölalar

Suz fakat ataturkı wellıyın hamı ış duzalar



سرو مشروبات در اتوبوسهای ایرانی
13000000Friday08 252008, 5:48 am
Filed under: Uncategorized
در سفر به ترکیه معلوم شد اولا رانندگان اتوبوس نقش اساسی در هدایت جوانان به خیر وشر دارند بطوریکه بعضی رانندگان در آذرتور وآسمان تور با اهنگهای محرک مسافران را به رقص دعوت میکردند وبرخی از آنان بساط مشروب فروشی گسترده ای راه انداخته وبرخی دیگر حتی از دختران برای رقاصی دعوت مینمودند وبه کلیه زنان مسافر به چشم یک طعمه نگاه میکردند. از پذیرایی هم هیچ خبری نبود بجر مشروبات الکلی واولین کاری که میکردند در مرز مسافران جوان را برای خرید از فروشگاه مرزی ترکیه راهنمایی وچنان وانمود میکردند که ترکیه یعنی مشوبخواری وهرکسی این کاررا نکند ترکیه نیامده است !

در اقتصاد امروز هدف وسيله را توجيه مي‌كند؟!(190)

اقتصاد مخفي بين‌المللي!
هيچ سند و مدركي دال بر همكاري ايران و اسراييل به دست نيامده است. در سمينار 15 خرداد پژوهي كه به نام 15 خرداد؛ بسترها و… در تالار انديشه برگزار شد، يكي از محققان مطلبي درر ابطه با نفوذ اسراييل در ايران و رابطه با اسراييل از ديدگاه امام خميني مطرح كرد. براساس گفته‌ي ايشان در سال 1327، ايران به صورت مشروط و نه رسماً؛ موجوديت اسراييل را پذيرفت ولي تا سال1330 كه دولت مصدق روي كار آمد، اين رابطه هم قطع شد. دوسال بعد از كودتاي آمريكايي، سفارت اسراييل در ايران تأسيس شد و تا پيروزي انقلاب اين سفارتخانه بود تا اين‌كه تبديل به سفارت فلسطين شد و ميدان كاخ هم به نام ميدان فلسطين تغيير نام يافت.
بعد از سخنراني اين استاد دانشگاه فردوسي، رييس پانل مطالبي برآن افزود. از آن جمله گفت اين‌كه مدركي دال بر همكاري ايران و اسراييل وجود ندارد، صحيح است و ما هم بسيار گشتيم.البته ارتباط و رفت و آمد بوده ولي اين طور كه بتوان آن را ثابت كرد، نيست.
اين‌كه تاچه حد اين گفته‌ها و تحقيقات درست باشد، مهم نيست. مهم اين است كه امروزه ما با موضوعي به نام اقتصاد مخفي روبرو هستيم. مثلاً ايران سال‌هاست كه مرگ بر آمريكا مي‌گويد، ولي هيچگاه دلار از اقتصاد ايران كم نشده و يا بي ارزش نشده است و هنوز هم با اين‌كه يورو ارز رسمي اعلام شده، اما دلار همچنان پر قدرت حضور دارد و علي‌رغم كاهش ارزش جهاني آن، در ايران هر روز و به طور غيررسمي افزايش مي‌يابد و تقريباً به دلاري هزار تومان رسيده است. هنوز هم هر جا دلار ببري، پول برده‌اي؛ ولي مثلاً اگر ريال ببري پول باخودشان نبرده‌اي! نه تنها در ايران، بلكه در بسياري از كشورها اين روابط مخفي اقتصادي آن‌هم در سطح كلان وجود دارد. كشورهاي همسود يا كشورهاي شوروي سابق نيز داراي پول رايج ممكن است باشند ولي روبل براي آنها مهم‌تر از پول خودشان است. در ميان كشورهاي آسياي شرقي هم ين ژاپن از هم ارزهاي خود جلوتر است. در اروپا نيز مارك آلمان از پوند و يا ارزهاي ديگر قوي‌تر به نظر مي‌رسد.
در تحليل اين مسايل بايد بسيارگفت، يكي اين‌كه سياست مهم‌تراز اقتصاد است. يعني معمولاً پول كشورهايي با ارزش‌تر است كه قدرت سياسي بيشتري دارند. ايرانيان بيش از هركس ديگر مي‌دانند كه آمريكا بدهكارترين كشور دنياست يعني اگر قرار بود فعاليت‌هاي اقتصادي پشتوانه‌ي پول باشد، هم اكنون آمريكا با بالاترين بدهي جهاني در رديف اول قرار داشته باشد، مخصوصاً پس از درگير شدن با عراق و هزينه‌هاي بيش از هزار ميليارد دلاري اين موضوع بهتر معلوم شده ولي چون حضور نظامي امريكا درعراق نشان از قدرت او دارد و هيچ كشوري نمي‌تواند اين قدرت را انكار كند و او را از آنجا و جاهاي ديگري كه اشغال كرده بيرون كند، لذا خود به خود باعث ارزشمند شدن دلار هم مي‌شود و با اين‌كه تقلب در دلار بيش ازهمه ارزهاي جهان است ولي كسي به اين موضوع اهميت نمي‌دهد.
اما نكته دوم اين است كه استعمار جديد از شكل سياسي بيرون آمده و به شكل اقتصادي ظاهر شده است مثلاً ژاپن كشوري است كه ظاهراً ارتش ندارد اما توانسته با اقتصاد خود جهان را فتح كند و البته آمريكا قول داده كه از آنان حفاظت كند. يعني از آثار جنگ جهاني دوم يكي اين بود كه جهان به دو بلوك مهم نظامي تقسيم شد و شرق در ارتش سرخ يا ورشو فرو رفت و غرب در ناتو. در واقع شوروي سابق به كشورهاي خود مي‌گفت شما نيازي به ارتش نداريد، ارتش سرخ به جاي مرزهاي روسيه در انتهاي مرزهاي شما مستقر مي‌شود و از شما حفاظت مي‌كند. كاري كه اكنون ناتو هم انجام مي‌دهد و هر كشوري كه عضو ناتو شد بايد پايگاه‌هاي خود را تحويل نيروي مشترك دهد و يا در كشور خود براي ناتو پايگاه ايجاد نمايد و يا مجوز حضور آن را بدهد. اين شكل به مرور زمان مورد اعتراض واقع شد و لذا از حالت ظاهري به حالت مخفي تغيير شكل مي‌دهد. مثلاً شوروي سابق ازبين رفته ولي ساختار آن همچنان باقي است. بيشتر رؤساي جمهور اين كشورها از افراد ارتش سرخ بودند و يا در صورت تغيير در رژيم كه معمولاً به صورت انقلاب مخملي است، ناچار از اعضا و يا حاميان ناتو انتخاب مي‌شوند.
اما نوعِ اسراييل، ازتمامي اين اشكال پيچيده‌تراست.
براساس مطالعات به عمل آمده، اسراييلي‌ها به سه اصل زر و زور وتزوير بسيار اهميت داده و علي‌رغم دور از ذهن بودن، آن را اجرا مي‌كنند. مكتب ماكياوليستي (Machiavelisty) كه روزي بد و نافرجام بود، امروزه در تمام سطوح مديريتي تدريس مي‌شود و از كتاب شهريار او به نام يك اثر مهم ياد مي‌شود. امروزه ديگر «هدف وسيله را توجيه مي‌كند»، امر مذمومي نيست يا جاه‌طلبي مديران نه تنها بدنيست، بلكه لازم است. اصولاً اگر مديري جاه‌طلب نباشد، انگيزه‌اي براي پيشرفت در او نيست. لذا مي‌بينيم كه اسرايليات كه يك زماني بد بود، امروزه به عنوان متون اصلي تدريس مي‌شود آن هم با چهره‌اي كاملاً علمي و فقط در دوران دكتراي مديريت و اقتصاد. برنامه‌ريزي كه بسيار كلمه مثبت و داراي بار ارزشي در ايران است، در دروس مديريت خلاصه مي‌شود؛ در برنامه‌ريزي براي يك پارتي. اين پارتي مي‌تواند پارتي شبانه و يك جشن باشد يا پارتي به معناي حزبي آن مثلاً دانشجوي دكتراي برنامه‌ريزي بايد بتواند برنامه‌اي براي يك پارتي شبانه بريزد و اجرا كند و معمولاً براي اين كار هم از روش دوبينال يا دو دويي استفاده مي‌كند. يعني هر نفر بايد دو نفر را دعوت كند و هرچه تعداد اين دعوت‌ها بيشتر باشد، نشان از برنامه‌ريزي صحيح دارد و ما اين برنامه‌ريزي را در شركت‌هاي هرمي مي‌بينيم. شركت‌هاي هرمي نه يك مؤسسه مالي، بلكه يك مؤسسه مديريتي براي تمرين مديريت است و بالاترين شيوه‌هاي روانشناختي و سياسي و ايدئولوژيك در اين مراكز تدريس وتمرين مي‌شود. همه‌ي ابزار و تئوري‌ها به تناسب با فرهنگ مردم در اين هرم سازماني مورد احترام است. البته اين احترام فقط براي جذب است و بعد از جذب تمرين، ملعبه يا بازي يا گيم مي‌شود و گيم روم (Game room) يا اتاق بازي، ابزاري مهم است تا اعضاي جذب شده از احساسات قبلي خود پاك شوند. مثلاً درايران مي‌آيند و قانون اساسي و شوراي نگهبان و امثال آن را پيش مي‌كشند و حتي در هيأت‌ها وعزاداري‌ها شركت مي‌كنند و به افراد جذب نشده القا مي‌كنند كه براي عقايد او نه تنها احترام قايل هستند، بلكه بيشتر از اوهم پايبند هستند. ولي همه اينها تا مرحله عضويت يا پرزنتيشن است. به همين دليل است كه مردم رويكرد مناسبي به آنها دارند و هرچه ارگان‌هاي دولتي بگويند، مي‌بينند خلاف به عرضشان رسيده! اين همان اصل معروف ماكياولي است كه مي‌گويد هدف وسيله را توجيه مي‌كند. يعني با هر وسيله مي‌توان براي جذب عناصر جديد اقدام كرد.
در دل دوست به هرحيله رهي بايد كرد
طاعت ار دست ندهد، گنهي بايد كرد!
اسراييليات به قدري جالب ومدرن طرح مي‌شوند كه هيچ‌گونه جاي شك وشبهه نمي‌گذارند. درايران ما به سادگي مي‌بينيم كه نوكيا يك شركت كاملاً صهيونيستي با شعارهاي اخلاقي مطرح مي‌شود و همه جا مي‌نويسند: صبور باشيد، نوكيايي باشيد! اصلاً كلمه نوكيا با اخلاق‌تر از تمام كلمات اخلاقي درايران مطرح مي‌شود. همين نوكيا در جاهاي ديگر ضد اخلاق‌ترين چهره را دارد و بهترين وسيله برا ي ارسال عكس‌هاي مستهجن و ضد اخلاقي است. كار ي مي‌كنند كه اين تضاد براي مشتريان هم خوشايند باشد. زماني‌كه بنده به عنوان جوان‌ترين نويسنده با مؤسسه اطلاعات در سال‌هاي حول و حوش 48 همكاري مي‌كردم، چه در مجله‌ي جوانان يا در مجله دختران پسران، گزارش‌هايي از من چاپ مي‌شد. در مراسم مختلف هم شركت مي‌كرديم. دريكي از اين مراسم، همسر يكي از هنرپيشه‌هاي زن شركت كرده بود. از او سؤال كردند شما چطورراضي مي‌شويد همسرتان در كنار ديگران فيلم بازي كند؟ گفت اين مثل دريا رفتن است. كسي كه به دريا و استخر مي‌رود، نمي‌تواند با كت و شلوار برود داخل آب… و اين توجيهات زيادي است كه همه جا از آن استفاده مي‌شود. يعني محصولات امريكايي و اسراييلي در ايران به هيچ عنوان مانند اروپا يا آمريكا تبليغ نمي‌شوند بلكه برعكس، كاملاً اخلاقي و مبادي آداب مي‌شوند. نه به اين خاطر كه به فرهنگ مردم احترام بگذارند، بلكه فقط به خاطر جذب مشتري و آن اصل كه هدف وسيله را توجيه مي‌كند! فاجعه از اين هم بالاتراست. در ايران كه شعار فلسطين و طرفداري از مردم فلسطين به يك شعار نهادينه تبديل شده، جمع كمك‌هاي مردمي به فلسطين از ميزان سودي كه به يك كارخانه اسراييل مي‌رسانند، كمتراست. ازهمان ابتداي تولد اسراييل، ايرانيان مخالف كشتار فلسطيني‌ها بودند. هرچند گاهي اگر حتي در رژيم پهلوي صحبت همكاري علني با اسراييل مي‌شد، فوراً اين حرف پس گرفته مي‌شد ولي از همان زمان بالاترين سرمايه‌گذاري‌ها در ايران از سوي اسراييلي‌ها بود به طوري‌كه اعراب مي‌گفتند: الايراني اخ اليهود! دشت قزوين و شركت‌هاي مهم كشت و صنعت و حتي ايجاد شهرك‌هاي صنعتي، همه از طرح‌هاي اسراييلي‌هاست و بزرگ‌ترين شهر صنعتي ايران يعني شهر صنعتي البرز، ساخت آنهاست. اما مثلاً هيچ كس اين را نمي‌داند و يا بداند هم باور نمي كند. رييس‌جمهور سابق اسراييل «موشه كاتساو»، در واقع موسي قصاب است و از ايراني‌الاصل‌هاست. نه تنها او، حتي ابومازن هم يك ايراني‌الاصل بهايي است. دوستي ايران با يهودي‌ها، تاريخي و مثال زدني است و ليكن هميشه بين صهيونيزم و يهودي خلط مبحث مي‌شده است. يهودي‌ها و كليمي‌ها جزو اقليت‌هاي رسمي ايران هستند ولي صهيونيست‌ها نيستند و لذا بين اين دو مرز كشيدن، بسيار سخت است. تنها يك راه براي اين امر وجود دارد و آن مسأله عقيدتي است. قبول نبوت، امامت و ولايت. امروزه صهيونيست‌ها همان اسراييلات سابق را انتخاب كرده‌ و لذا از نبوت حضرت موسي (ع) دور شده‌اند. و بالتبع گروهي را درميان مسلمان‌ها و مسيحيان به وجود آوردند تا امامت و ولايت يا ادامه رهبري حضرت موسي را از بين ببرند. حضرت موسي با روشنايي تمام به ظهور حضر ت مسيح (ع)بشارت داده بود وتكلم حضرت عيسي در گهواره حجت را برآنان تمام كرد و حضرت عيسي نيز به ظهور آخرين پيامبر بشارت داده بود و نشانه هايي كه بحيرا نام برد، اين را اثبات نمود. و لذا در نبوت شكاف ايجاد شدن، به معني تكذيب اين بشارت‌هاست. يا دربين مسلمان‌ها، پيامبر اكرم (ص) امام علي را ولي خود انتخاب كرد و110 نفر از باسوادان امت آن را يادداشت كردند و شيعه و سني آن را قبول دارند. البته تفاوت شيعه وسني در عدم قبول نيست بلكه درتفسير كلمه ولي است. اما صهيونيست‌ها گروهي را به وجود آوردند كه اصل كلمه را تكذيب كرد و نام وهابيون برآن گذاشتند يا درشيعه كه از ولي، ولايت فقيه را مي‌فهميدند و اطاعت او را واجب مي‌دانستند، گروهي به وجود آوردند به نام بهاييان كه با ادعاي ظهور امام زمان، ولايت فقيه را زير سؤال بردند. تا مدت‌ها در اعلاميه‌هاي امام خميني (ره) دربين سال‌هاي 40 تا 42، از بهاييان به نام كليميان در بين شيعيان نامبرده مي‌شد. در واقع مي‌توان گفت كه صهيونيست‌ها كه در ساخت اسراييليات استاد هستند، براي هر گروه از مذاهب فرقه‌اي جديد با توجه به فرهنگ مردم آنها به وجود آوردند تا از طريق آنها تسلط خود را اعمال نمايند و همين امر باعث محبوبيت آنان در بين مردم شد. مسيحيان صهيونيست! يهودي‌هاي صهيونيست! شيعيان صهيونيست! و سني‌هاي صهيونيست!… و همه‌ي اين تزويرها براي آن بود كه به قدرت و زور برسند و زر جمع كنند.


تورگردانان بايد دوره اسلام ببينند

تور گردانان عامل اصلي فساد وفحشا هستند بخصص در خارج از كشور آنها طور ي وانمود ميكنند كه كسي كه مثلا به تركيه رفت بايد مشروبخوارقهاري باشد وزنباره وبعدهم اگر يك تركيه اي به ايران بيايد اول از او فساد ومشروب ميخواهند بعد راه وچاه را به او نشان ميدهند!

2 نو

ايرانيها بالاخره اروپاييها راهم نزولخوار كردند

بهره هفت درصدي بانك اروپايي درايران نشا داد كه ايرانيها بالاخره اروپاييها راهم نزولخوار كردند!

در همه اروپا بهره سه يا چهاردرصداست ولي اينجا هفت درصد شد انهم به صدقه سري رييس بانك مركزي كه روز افتتاح حتي جرا ت نداشت به كارمند آن بگويد روسري اش را كامل كند!اين البته يك تودهني هم براي كسانيكه ميگويند بهره ده درصد كم است وبايد دوازده درصد بشود اس چون الان ميتوانند با 7 درصد تجهيز منابع كنند واز سوي ديگر هم معلوم شد علت مخالفت بانك مركزي با باز شدن بانكهاي اروپايي چيست چون دروغ انها براي افزايش نرخ بهره برآب شد!


صندوق ذخيره ارزي همان پول نفت

دندانپزشكان ميدانند كه همه مردم با مسئله دندانپزشكي درگير هستند از نوجوان وكودك يا پيرمرد وپيرزن وميانسال ودختر وپسر كه هركدام بهشكلي بااين معضل دست بگريبان هستند. وهزينه هاي دندانپزشكي بسيار زياد است زيرا مانند طب اطفال باچند ضربه گوشي يا نوشتن دوقرص استامينوفن وغيره كار تمام نميشود جراحي ار وارتودنسي و كاشت دندان يا ارايش ان همه هزينه هاي گزافي دارد كه بخش اندكي از آن دستمزد پزشكي است يعني هرچه قدر هم پزشكان كم ويزيت بگيرند نتيجه اي ندارد ومواد اوليه ان از نوع كوبالت وغيره در اختيار دندانپزشك نيست كه تخفيف بدهد. در برخي ازموارد هم اين عمل جزو اعمال ضروري كه يارانه اي به آن تعلق بگيرد محسوب نميشود لذا دندان درد علاوه بر كشنده بودن دردهان به فكر وقلب وانديشه هم صدمه ميزندوكشنده است. پيشنهاد يكي از دندانپزشكان اين است كه از ذخيره ارزي براي اين نوع امراض نيز كمك شود وبرداشت ازآن به اين نوع پزشكي نيز اختصاص يابد. زيراهزينه ان سنگين است. درواقع ذخيره ارزي همان پول نفت است كه بايد بر سر سفره هاي مردم برود! البته دولت چنين وعده اي نداده ولي مردم از ان انتظار دارند ولذا قبل از اينكه مردم نان داشته باشند اول بايد دندان داشته باشند وبهرحال برداشت از ذخيره ارزي پارادايمي است كه دشمنان دولت ومنتقدان آن در ان گير كرده اند از يكسو ميگويند چرا پول نفت بر سر سفره نان مردم نميايد واز طرف ديگر وقتي از صندوق ذخيره ارزي برداشت ميشود تا به كشاورزان ودامداران بدهند اعتراض ميكنند ذخيره ارزي نبايد مصرفي شود والا تورم زا است! اين يك بام ودوهوايي  البته امري تازه نيست ولي سردرگمي انان بخاطر اين است كه نميدانند چه ميگويند فقط ميخواهند انتقادكنند!



ترکیه شهر مناره ها وماهواره ها گنبد ها ودیشها
13000000Friday08 252008, 5:46 am
Filed under: Uncategorized

ترکیه شهر مناره ها وماهواره ها گنبد ها ودیشها

وقتی وارد استانبول میشوید اولین چیزی که جلب توجه میکند مناره های بلند ومساجد بزرگ این شهر است این امر چنان انسان را مبهوت میکند که چه گونه وباچه وسایلی این همه سنگ زیبا نقش بری وبه مناره های رفیع برده شده اند؟وجود کلمات فارسی در زبان ترکی نشان میدهد همه اینها از ایران وهنر ایرانیان است از آق سرا تا قره کوی تا ساری وبیوک شهر بلده سی! شهر استانبول بیوک شهر نوشته میشود وشهر ساری یا ساری یر نشان از وجود معمارانی بوده که هنوز هویت خودرا به اروپا نفروخته بودند . برعکس اروپاییها که آمدند بدست آتا تورک که کلاه روسی وآمریکایی وعربی همه برسرش دیده میشود وهیچگاه به ملت خود لبخند نزده است به تعصب ترکی دامن زدند وبنام تعصب همه چیز را آمریکایی کردند وبجای مناره ها دیش را کاشتند وفساد درویدند. امروزه ترکیه پراست از توریستهای پیر که فقط برای توریست درمانی بجای رفتن به خانه سالمندان خودرا کل بر مردم ترکیه کرده واز انواع سوبسیدها استفاده کرده وبراساس آمار موجود بیشترین ضررهای مالی واقتصادی وگرانی وتورم رابرای ترکیه به ارمغان آورده اند. امروز کار اروپاییها به جایی رسیده که به ترکیه القا کرده اند تنها راه ادامه حیات برای آنها ناموس فروشی ومرکز فساد وفحشا دنیا شدن است! ماهواره های کثیف وفیلمهای وفروش دختران وزنان از جمله کارهایی است که بنا به توصیه اقتصاد دانان غربی ترکیه را نجات میدهد آنقدر این امر مهم است که ارتش ترکیه وظیفه ای جز روسری کشیدن از سر زنان ندارد وپلیس ترکیه جز ترساندن نمازگران با نشان دادن اسلحه وظیفه مهم دیگری برای خود متصور نیست. دراین میان ایران نیز تقصیر کمی ندارد باتمام مشترکات فرهنگی که هست کنسولگری وفرهنگی ایران در ترکیه فقط به ملاقات بازنان ترکیه ای واستفاده مخفی از آنان مشغول است وبا اینکه 30هزارنفر ایرانی درآن زندگی میکنند مدرسه ایرانیان کارش توسعه فرهنگ غربی است ومسجد ایرانیان زباله دان بازاریهاست. اگر حتی از مردم ترکیه بخواهند علاقه ای به ایران نشان دهند به آنان میگویند آیا از بهشت میخواهید خودرا به جهنم بفرستید؟آیا میخواهید مثل ایرانیان خوشگذرانی را برخود حرام کنید؟ احمقهایی که بنام مسافر از مرکز فساد تهران یعنی ترمینال آرژانتین روانه میشوند درراه همه آموزش می بینند که فقط مشروبات مصرف کنند وتا جاییکه میتوانند فساد کنند ! در یک اتوبوس چهار نفر رقاص حتما هست ولی یک مسئول عقیدتی یا حفاظتی نیست! چطور این ترمینال بخود اجازه میدهد دختران وپسران وزنان ومردان ایرانی را که به قصد توریستی وجهانگردی به آنجا میرود به افرادی لا ابالی تبدیل کند؟ آیا 45 نفر دریک اتوبوس اینقدر ارزش ندارند که یک نفر بعنوان مربی پرورشی یا مسئول عقیدتی با آنها برود وومسایل سفر دراسلام رابرایشان توضیح دهد واز اعمال فساد راننده ها وکمک راننده ها جلوگیری کند؟