U.S Election


ايكپارچگي سرمايه‌گذاري ايرانيان (201)
10000000Thursday08 252008, 7:12 am
Filed under: Uncategorized

يكپارچگي سرمايه‌گذاري ايرانيان (201)

 

در آمريكا

گفته مي‌شود هم اكنون بين 600 تا 700 ميليارد دلارتوسط ايرانيان در خارج از كشور سرمايه‌گذاري شده است. اگر اين ميزان سرمايه‌گذاري در داخل ايران صورت مي‌گرفت، باعث رشد بسيار زيادي در اقتصاد كشور و در نتيجه، افزايش درآمد و تأمين رفاه مردم مي‌شد.
اما اين مهم نيست. مهم اين است كه از اين به بعد آنجا را يكي از استان‌هاي ايران بدانيم كه هرگونه پيشرفت درآن به منزله پيشرفت در ايران است. نگاهي به وضعيت ايرانيان نشان مي‌دهد كه يكپارچه شدن آنها بايد اولويت اول به حساب بيايد. ايرانيان در آنجا از نظر دسته‌بندي در چند گروه جاي مي‌گيرند. اولين ومهم‌ترين گروه، گروه سلطنت طلب هستند كه به همراهي محمدرضا و در گروه‌بندي پسر او جاي مي‌گيرند. اينان اغلب سرمايه‌هاي اوليه خود را از ايران آورده و در آنجا سرمايه‌گذاري كرده و صاحب سرمايه جديد شدند. نمونه آن هوشنگ انصاري است كه وزير اقتصاد شاه بوده و يكي از حاميان بزرگ جرج بوش در انتخابات 2004 محسوب مي‌شده و دختر ايشان انوشه انصاري اولين زن فضانورد ايراني نام گرفت. البته بيشتر اينان داراي عقايد سياسي كم رنگ هستند، ولي از نظر گرايش به فساد وحمايت گروه‌هاي فاسد و ضاله را باخود دارند زيرا در زمان حكومت پهلوي نفوذ بهاييان و دراويش و خوانندگان فاسد، امري مهم بود. گروه دوم در ميان ايرانيان، گروه‌هاي غير سلطنت‌طلب وضد سلطنت‌طلب و جمهوري‌خواه و جمهوري اسلامي‌گرا را مي‌توان نام برد. گروه‌هاي غير سلطنت‌طلب ويا ضد سلطنت را مي‌توان از گروه‌هاي مجاهدين خلق، چريك‌هاي فدايي خلق و امثال آن دانست كه از ضديت با سلطنت تا مماشات با آنان را در خود دارد. اغلب اينها شغل خود را فروش اطلاعات به آمريكا قرار داده‌اند و لذا از كمك‌هاي مالي آمريكاييان از طريق سازمان‌هاي جاسوسي يا شركت‌هاي وابسته آنان و راديوها و تلويزيون‌ها و ماهواره‌هاي فحاش دريافت مي‌كنند. گروه سوم گروه‌هاي طرفدار جمهوريِ حالا اسلامي يا شبيه آن هستند. مثلاً عده‌اي از ايرانيان كه جمهوري اسلامي را قبول دارند ولي فرضاً دكتر احمدي‌نژاد را قبول ندارند و يا مثلاً آقاي خاتمي و هاشمي رفسنجاني را برعليه ايشان مي‌دانند. راه حل وحدت

راه حل وحدت تمامي اين گروه‌ها بر دو قسم است: طبيعي و ارادي.
ارادي آن است كه تمامي افراد وگروه‌هاي مهم در آمريكا نماينده‌اي انتخاب نمايند و با تصويب اصول مشترك قابل قبول به يك وحدت برسند. البته تجربيات سي ساله نشان مي‌دهد اين امر بعيد به نظر مي‌رسد. زيرا از يكسو ايرانيان غالباً سعي مي‌كنند ناشناس باقي بمانند تا در تيررس نباشند و قرباني جريان‌هاي زودگذر نشوند. ايرانيان از دويست سال پيش كه به امريكا رفتند، مجبور بودند مخفيانه يا تحت نامي ديگر يا مذهبي جديد زندگي كنند. زيرا از همان ابتدا مشخص بود كه اگر ايرانيان موقعيت پيداكنند، همه مواضع قدرت را به دست خواهند گرفت زيرا تاريخ كهن ايران وتجربه حكومت‌داري چيزي نبود كه يانكي‌ها از آن به سادگي گذر كنند. در اين مدت سي سال اخير نيز همه وحدت‌ها به شكست انجاميده زيرا همه‌ي آنها به دستور آمريكا و براي شكست دولت ايران بوده است و اين راه حل دوم را پيش پا مي‌گذارد. ايران به طور طبيعي در وحدت؛ حول محور حفظ نظام ايران گرد خواهند آمد. ميعان يا سياليت گروه‌ها از چپِ چپ به ميانه و از ميانه به راست به خوبي در اين مدت سي سال مشخص است و انكار آن هرچه شدت بالاتري داشته باشد، نتيجه معكوس خواهد داد زيرا ايرانيان بيدار شده‌اند و هرگز تحمل نخواهند كرد كه يك حكومت دويست ساله بر مردمي با فرهنگ چند هزار ساله حكومت كنند. از سلطنت‌طلب‌ها تا منافقين و جمهوري‌خواهان، يك چيز را قبول كرده‌اند: ايراني برتر از آمريكايي است. هوش و ذكاوت ايرانيان، تجربيات تاريخي و مطالعات علمي و منش اخلاقي را هيچ ايراني تكذيب نمي‌كند و اين چيزي است كه شايد چند سال پيش به راحتي قابل درك نبود. يعني اين تفكر تقي اراني‌ها كه قايل بودند ايراني بايد از موي سر تا نوك پا فرنگي شوند پس از انقلاب اسلامي رنگ باخت و الآن همه ايرانيان در آمريكا درصدد كسب بالاترين موقعيت‌هاي اجتماعي آن‌هم با نام ايراني هستند. در واقع امتياز ايراني بودن گرچه از سوي حكومت و دولتمردان آمريكا تحقير مي‌شود، ولي در ميان مردم محبوبيت پيدا مي‌كند و يكي از دلايل سخت‌گيري هم همين است و الّا چرا مثلاً راجع به ايرلندي‌ها يا ترك‌ها و امثال آن زياد سخت نمي‌گيرند؟ زيرا مي‌دانند كه شير، شير است گرچه اسير است! و اگر آزاد شود، همگان نعره‌هاي مردافكن آنها را خواهند شنيد.
بگذريم؛ از تعدادي كه موضوع را برعكس تفسير مي‌كنند و هنوز بر عقايد تقي اراني خود اصرار دارند و مي‌گويند حتي اينهم يك توطئه آمريكايي‌هاست! به خوبي يادم هست كه زماني عده‌اي دوره افتاده بودند و انگليس را تبليغ مي‌كردند و از نظر آنان هيچ برگي بر زمين نمي‌افتاد مگر اين‌كه ملكه انگليس دستور بدهد! بعد كه ديدند ملكه انگليس قادر نيست حتي لباسش را بپوشد، گفتند شش نفرند كه در اتاق شماره ده جمع مي‌شوند وسرنوشت دنيا را تعيين مي‌كنند! هرگونه مطلب خلاف اين را هم باز زاييده سياسيّت آنها مي‌دانستند و مي‌گفتند اينها سوپاپ اطمينان است كه انگليسي‌ها به نام آزادي مي‌گذارند. حالا آمريكايي‌ها و عوامل مزدور آنان در ماهواره‌ها دوره افتاده‌اند و همين را براي آمريكايي‌ها هجي مي‌كنند. ساز مان سيا و يا چند نفر در پنتاگون را چنان تبليغ مي‌كنند كه گويي خداي روي زمين هستند و هيچ راه فراري از حكومت آنها نيست! اما زمان به نفع آنها نيست. هرچه آنها چشم به شكست‌هاي آمريكا ببندند و تازه همه‌ي آنها را هم موفقيت بدانند، بزودي تاريخ شاهد حكومت ايرانيان بر آمريكا خواهد بود. پتانسيل بسيار قوي ايرانيان در رابطه با تغييرات در آمريكا به حدي بالاست كه هيچ‌كس رشد آنها را در مدارج ترقي نمي‌تواند منكر شود. درزير مطالبي تكميلي از منابع مختلف آورده شده است:

تاريخ مهاجرت به آمريكا

همان طور که در نمودار زیر مشاهده می شود، بيشترين درصد مهاجرت به آمريكا مربوط به سال‌هاي حول و حوش انقلاب اسلامي ايران است. نرخ مهاجرت به آمريكا؛ در دوران پهلوي اول، چيزي كمتر از پنج درصد است. اما با وقوع انقلاب در ايران، سيل مهاجرت به آمريكا آغاز مي‌شود. اوج اين مهاجرت‌ها مربوط به دهه‌ي هفتاد و هشتاد است. سي درصد ايرانيان مقيم آمريكا، در دهه‌ي هفتاد و بيست درصد آنها در دهه‌ي هشتاد به آمريكا رفته‌اند. ده درصد ايرانيان مقيم آمريكا در دهه‌ي نود و دوازده درصد آنها از آن زمان تا كنون به آمريكا مهاجرت كرده‌اند.

محل قرار گرفتن نمودار

چهره‌هاي سياسي مهم ايراني در آمريكا

جامعه ايراني مقيم آمريكا طي سال‌هاي اخير به موفقيت‌هاي چشمگيري در عرصه‌هاي مختلف زندگي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي ايالات متحده آمريكا دست پيدا كرده است. پروفسور فيروز نادري، بيژن پاكزاد، انوشه انصاري و… همگي از جمله ايراني – آمريكايي‌هايي هستند كه در اين سرزمين درخشيده‌‌اند، اما تاريخ سياسي آمريكا تاكنون كمتر درخشش نام ايراني – آمريكايي‌ها را شاهد بوده است.
شايد بتوان اين روند را به عدم رغبت گروه مذكور به كسب تجارب سياسي و تلاش اجتناب از يك زندگي پر چالش نسبت داد. نظام سياسيِ تا حدي بسته آمريكا در مقابل ورود ايراني‌تبارها هم مي‌تواند يكي ديگر از علت‌هاي مطرح باشد. با اين حال ايراني‌هاي آمريكايي‌تبار هميشه به كسب جايگاه سياسي در ايالات متحده رغبت نشان داده‌اند. اين علاقه اخيراً با ورود چهره‌هاي ايراني به عرصه‌هاي سياسي مهم آمريكا و توفيق پي در پي آنان در اين عرصه‌ها بروز بيشتري پيدا كرده است.
در زير به معرفي برخي از اين چهره‌ها مي‌پردازيم.

گلي عامري

يكي از سرشناس‌ترين ايراني – آمريكايي‌ها «گلي يزدي» يا «گلي عامري» است. او آذر ماه گذشته از سوي جورج بوش، رييس‌جمهور آمريكا، به عنوان معاون وزير خارجه آمريكا در امور آموزشي و فرهنگي معرفي و جايگزين دينا حبيب پاول، سلف مصري‌تبار خود شد.
او پس از اين انتخاب، رياست دايره امور آموزشي و فرهنگي را كه گرداننده اصلي تلاش‌هاي ديپلماسي عمومي دولت ايالات متحده در خارج از اين كشور است، برعهده گرفت.
عامري زماني كه تنها ۱۷ سال داشت به آمريكا پا گذاشت. او در آن زمان رشته ارتباطات و ادبيات فرانسه را براي تحصيل در دانشگاه استنفورد برگزيده بود و پس از گرفتن درجه كارشناسي اش در اين رشته، تصميم گرفت كه حوزه ارتباطات را به رشته مقطع فوق ليسانس خود برگزيند.
عامري اولين ايراني – آمريكايي است كه توانست با كسب ۴۹ درصد از آرا در دور مقدماتي انتخابات سنا در زمره موفق‌ترين چهره‌هاي سياسي براي جمهوري‌خواهان در ايالات متحده آمريكا عرض اندام كند. مهارت بي‌نظير او در جمع‌آوري بودجه مبارزاتش در آن دوره از انتخابات، زبانزد است.
آشنايي بي حد و حصر عامري با روند و تحولات سياسي در آمريكا باعث شده است كه بسياري به اين باور برسند كه او در آينده قادر است بالاخره اولين ايراني باشد كه به كنگره آمريكا راه خواهد يافت. او به زبان فارسي و فرانسه تسلط كامل و با زبان اسپانيايي آشنايي دارد.
اين مهارت‌ها باعث شد كه وي براي اولين بار در سال ۲۰۰۴ به عنوان يكي از اعضاي سه نفره نمايندگان آمريكا در شصت و يكمين جلسه كميسيون حقوق بشر سازمان ملل از سوي دولت بوش طعم دولتمرد بودن را در آمريكا بچشد. يك سال بعد هم وي در رأس هيأت نمايندگي آمريكا در مجمع عمومي اين سازمان حاضر شد. عامري به عنوان يكي از جمهوري‌خواهان ميانه‌رو در ميان ايراني‌هاي مقيم آمريكا شناخته مي‌شود. او به مناسبت‌هاي مختلف نسبت به ايراني بودن خود افتخار كرده است. عامري معتقد است كه اين سطح از موفقيت در ميان مهاجران ايراني در آمريكا، بيانگر ميراث تمدني غني آنان و حمايت كامل كشور ميزبان از حقوق مهاجرين است.

فريار شيرزاد

كارنامه بلند بالاي فعاليت‌هاي سياسي و دولتي فريار شيرزاد باعث شده است كه در زمره ايراني – آمريكايي‌هاي موفق در عرصه سياسي آمريكا ارزيابي شود. شيرزاد ۴۴ ساله متولد لندن از پدر و مادري ايراني است.
شيرزاد زمان انقلاب اسلامي ايران و هنگامي كه ۱۳ سال داشت، در نيويورك به سر مي‌برد. پدر وي پيش از اين يكي از ديپلمات‌هاي ايران در پاكستان، ايتاليا و سپس انگليس بود.
به گفته خود شيرزاد، پدرش پس از عزيمت به آمريكا در آنجا يك اغذيه فروشي راه انداخته و در همان اغذيه فروشي، كتاب‌هاي فارسي به فروش مي‌رساند. اين اغذيه فروشي بعدها به يك كتاب‌فروشي بزرگ تبديل شد كه به ادعاي خود شيرزاد يكي از بزرگ‌ترين مجموعه كتاب‌هاي فارسي در خارج از ايران را در خود جاي مي‌داد.
او در رشته مالي از دانشگاه مريلند ليسانس گرفته و از دانشگاه هاروارد نيز در رشته سياست عمومي مقطع كارشناسي ارشد، فارغ التحصيل شده است.
او هم اكنون مدير گولدن شاچس است و رياست بين‌المللي دفتر امور دولتي را برعهد دارد. او سابقاً معاونت امور اقتصاد بين‌الملل كاخ سفيد در دولت جورج دبيلو بوش را بر عهده داشت. وي همچنين طي سال‌هاي ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۶، معاون مشاور امنيت ملي در امور اقتصاد بين‌الملل بود.
يكي از شاخص‌ترين سمت‌ها دولتي شيرزاد انتخاب وي به عنوان نماينده جورج بوش در جي ۸ است. وي همچنين معاونت در وزارتخانه واردات آمريكا، رايزن تجارت بين‌الملل، عضويت در كميته دارايي سنا و معاونت اداره تجارت دولت آمريكا را در فهرست انتصابات خود به ثبت رسانده است.
به نوشته روزنامه فايننشال تايمز، شيرزاد از جمله دولتمردان آمريكايي است كه بدون در پيش گرفتن رويه‌هاي چاپلوسانه در دولت جورج بوش مورد توجه قرار گرفت. او يكي از وفادارترين افراد به رييس‌جمهور كنوني آمريكا محسوب مي‌شود و بارها ديده شده است كه در گفتگوهايش با وي صدايش را بلند كرده است.

جيمي دلشاد

جيمي دلشاد با تكيه زدن به كرسي شهردار شهر بورلي هيلز ايالت كاليفرنيا در سال گذشته ميلادي، اولين ايراني – آمريكايي است كه موفق به كسب يك پست دولتي در اين شهر و كسب اين مقام در كل ايالات متحده آمريكا شده است. اما چيزي بيش از همه موجب افتادن نام وي بر سر زبان شد، اين بود كه او با انتخاب شدن به عنوان شهردار در واقع لقب اولين آمريكايي متولد يك كشور اسلامي را كه موفق به كسب يك جايگاه سياسي مهم در ايالات متحده آمريكا شده است، به خود اختصاص داد.
جيمي دلشاد در شهر شيراز به دنيا آمد و در سن ۱۹ سالگي به ايالات متحده مهاجرت كرد. ابتدا زندگي را از طريق نواختن موسيقي به همراه برادرش، در مجالس عروسي و كريسمس مي‌گذراند و همزمان در دانشگاه ايالتي كاليفرنيا نيز تحصيل مي‌كرد. پس از فارغ‌التحصيلي در رشته مهندسي برق، در رشته فناوري رايانه مشغول به كار شد و در سال ۱۹۷۸ فعاليت تجاري خودش را آغاز كرد.
او كه از سال‌هاي پاياني دهه هفتاد ميلادي در آمريكا زندگي مي‌كند از سال ۲۰۰۳ فعاليت سياسي را آغاز كرد و توانست در همان سال براي نخستين بار به شوراي شهر باورلي ‌هيلز راه ‌يابد.

هوشنگ انصاري

مهم‌ترين فعاليت سياسي هوشنگ انصاري در آمريكا، عضويت در كميته ملي دارايي مبارزات انتخاباتي جورج بوش در سال ۲۰۰۴ است. انصاري با نام خانوادگي پيشين «مستند شيرازي»، يكي از دولتمردان رژيم سابق در ايران است كه رياست بر وزارت دارايي و اقتصاد در دوره نخست‌وزيري هويدا را در كارنامه سياسي خود به ثبت رسانده است.
او يك دوره سفير ايران در آمريكا و يك دوره رييس شركت ملي نفت ايران بود. پيش از انقلاب از ايران خارج شده و به امور تجاري در آمريكا مشغول شد. انصاري از پشتيبانان حزب جمهوريخواه آمريكا محسوب مي‌شود كه به واسطه دوستي‌اش با هنري كيسينجر، توانست رابطه نزديكي را با برخي از مقامات اين حزب در آمريكا پايه‌ريزي كند.
او هم اكنون رييس گروه سرمايه‌گذاري پارامونت در ايالت هوستون است كه در بخش استخراج نفت فعاليت دارد.

ديويد حسين صفاريان

صفاريان يكي از مقامات ارشد كاخ سفيد در امور تداركات و همچنين رييس ستاد اداره خدمات عمومي آمريكا بود.
ديويد صفاريان بيشتر شهرت سياسي خود را مرهون حضور در دادگاه رسوايي جك آبراموف به عنوان يكي از متهمان اين پرونده بود. همكاري با آبراموف، ۱۸ ماه حبس را براي اين ايراني – آمريكايي در زندان فدرال آمريكا به همراه آورد.
صفاريان متولد ماه آگوست سال ۱۹۶۷ ايالت ميشيگان آمريكاست. او فارغ‌التحصيل رشته حقوق در كالج حقوق ديترويت است. صفاريان فعاليت‌هاي سياسي خود را با مشاوره به دو تن از سناتورهاي جمهوري‌خواه به نام‌هاي رابرت ويليام ديويس و بيل شولت در ميشيگان آغاز كرد. او سپس وارد يكي از شركت‌هاي لابي به نام «راهبردهاي جونوس ميرت» شد.
صفاريان سپس با جك آبراموف آشنا شد. در اواسط دهه ۹۰ اين دو خيلي سريع رابطه دوستانه عميقي را با يكديگر بنا گذاشته و به اتفاق هم وارد يك شركت لابي مستقر در واشنگتن به نام «پريستون گيتس و اليس» شدند.
ادامه فعاليت‌هاي صفاريان در سازمان‌هاي لابي آمريكا مرتبط با جمهوري‌خواهان بالاخره در سال ۲۰۰۳ توجه جورج بوش را به وي جلب كرد و رييس‌جمهور آمريكا وي را به عنوان نامزد انتصاب پست رييس بخش تدارك سياست فدرال كه وظيفه خريد راهبردها و طرح‌هاي سياسي براي دولت آمريكا را برعهده داشت، معرفي شد.
رابطه صفاريان با آبراموف طي سال‌هاي آغازين قرن بيست و يكم ادامه يافت و منجر شد كه پاي وي نيز در پرونده رسوايي وي به ميان كشيده شده و در نهايت ۱۸ ماه حبس را برايش در پي آورد.

راس ميركريمي

راس ميركريمي كه مادرش روس و پدرش ايراني است، يكي از مديران شوراي شهر سانفرانسيسكو و كسي است كه مراسم نوروز را هر سال در شهرداري سانفرانسيسكو برگزار مي‌كند.
ميركريمي ۴۹ ساله در سال ۲۰۰۴ به عنوان عضو شوراي شهر سانفرانسيسكو در كاليفرنيا انتخاب شد. او يكي از ايراني – آمريكايي‌هاي فعال در اين ايالت است كه گرايش‌هاي ضد جنگش، تصوير يك دموكرات را در اذهان ايراني‌هاي آمريكا تداعي مي‌كند.
همين گرايش‌ها بود كه باعث شد ميركريمي حزب سبز در كاليفرنيا را تأسيس كرده و به تبليغ ضرورت حكمفرما شدن رويه صلح‌طلبانه در سياست خارجه آمريكا پرداخت.
او متولد شيكاگو در ايالت ايلينويز است. او در دانشگاه لوييس در رشته علوم سياسي ليسانس گرفته و فارغ‌التحصيل رشته اقتصاد و امور بين‌الملل از دانشگاه گولدن گيتس است. راس رالف نادر، پاي ثابت نامزدي پست رياست جمهوري در آمريكا، را در مبارزات انتخاباتي سال ۲۰۰۰ در ايالت كاليفرنيا ياري كرد

وضعيت ايرانيان آمريكا چگونه است؟

ايراني‌هاي مقيم آمريكا از جمله جوامع پرجمعيت و تأثير گذار در آمريكا هستند كه تاكنون نتوانسته‌اند از پتانسيل‌هاي حضور خود در عرصه‌هاي مختلف به ويژه حوزه سياست در آمريكا بهره‌برداري كنند.
جمعيت ايراني – آمريكايي‌ها
تعداد ايراني – آمريكايي‌هاي ساكن در آمريكا بسيار بيشتر از آماري است كه در سرشماري‌هاي رسمي اين كشور اعلام مي‌شود. بر اساس تحقيقي كه «گروه مطالعات ايراني» در آمريكا انجام داده‌اند، جمعيت واقعي ايراني – آمريكايي‌ها بيش از۶۹۰ هزار نفر است. اين رقم بيش از تعداد ۳۳۸ هزار نفري است كه در سرشماري سال ۲۰۰۰ آمريكا اعلام شده است.
تحقيقات انجام گرفته توسط اين گروه مطالعاتي مستقر كه با مؤسسه فن آوري ماساچوست همكاري دارد، آمارهاي رسمي در مورد جامعه ايرانيان آمريكا از آن جهت واقعي نيستند كه بسياري از آنان به دليل روابط تيره حاكم ميان واشنگتن و تهران طي ۳۰ سال گذشته از فاش كردن هويت واقعي مليت پيشين خود ابا دارند و ترجيح مى‌دهند كه به عنوان ايرانى در آمريكا شناخته نشوند.
سطح درآمد خانوار در ميان جامعه ايرانيان آمريكا قابل توجه است.۲۰ درصد از اين خانوارها درآمدي بيش از ميانگين ملي درآمد خانوار در آمريكا را به ثبت رسانده‌اند.
بر اساس تحقيقاتي كه توسط مؤسسه Fortune در مورد ۵۰۰ شركت و كمپاني عمده در آمريكا صورت گرفته است، ۵۰ تن از ايراني‌هاي مقيم آمريكا در سمت‌هاي ارشد مديريتي شركت‌هاي مذكور با بيش از ۲۰۰ ميليون دلار ارزش دارايي وجود دارند. برخي از اين شركت‌ها جنرال الكتريك، AT&T، وريزون، اينتل، سيكو، موتوراولا، اوراكل، لوسنت تكنولوژي، نورتل نت ورك و eBay هستند.
مجله فورچون يك ايرانى به نام پير اميدوار كه مؤسس و رييس eBay به عنوان مشهورترين شركت حراج آنلاين است را به عنون ثروتمندترين مؤسس شركت در آمريكا زير ۴۰ سال اعلام كرده است.

سطح تحصيلات

بر اساس آخرين داده‌هاي سرشماري معتبر، بيش از يك چهارم اين جمعيت ايرانى‌تبارهاى آمريكا داراي مدارك فوق ليسانس و دكترا هستند و اين بالاترين نرخ در ميان ۶۷ گروه نژادي مورد مطالعه در آمريكاست.
بر اساس فهرستى كه گروه مطالعات ايرانى در آمريكا منتشر كرده است، بيش از ۵۰۰ پروفسور ايرانى – آمريكايى در ايالات متحده به سرمى‌برند كه در معتبرترين دانشگاه‌هاى اين كشور شامل MIT، هاروارد، يل، پرينسون، كارنگى ملون، دانشگاه نظام كاليفرنيا (بركلى، UCLA و…)، استنفورد، دانشگاه كاليفرنياى جنوبى، جئورجيان تك، دانشگاه ويسكونسين، دانشگاه ميشيگان، دانشگاه ايلينويز، دانشگاه مريلند، مؤسسه فن‌آورى كاليفرنيا، دانشگاه بوستون، دانشگاه جورج واشنگتن و صدها دانشگاه و كالج ديگر در سراسر نقاط آمريكا مشغول تحقيق و تدريس هستند.
اين آمار از ميزان سطح تحصيلات در ميان ايرانى‌تبارهاى آمريكا نشان مى‌دهد كه اين گروه قومى در آمريكا از تأثيرگذارى زيادى در مراكز علمى اين كشور برخودار بوده و مى‌تواند منشا تغييرات و تحولاتى بزرگى در نظام‌هاى فرهنگى، اجتماعى و حتى سياسى آمريكا باشد.

مشاركت سياسي

براي اين سطح از موفقيت و پيشرفت در ميان ايراني – آمريكايي‌ها يك علت عمده ذكر شده است. آن علت اين است كه بيشتر ايرانيان مقيم آمريكا علي رغم ساير مليت‌هاي مهاجر در اين كشور، به جاي جستجو براي فرصت‌هاي اقتصادي بهتر، به دلايل مختلف مهاجرت كرده‌اند. اين دلايل باعث شده است كه انگيزه آنان براي كسب مدارج علمي و جايگاه‌هاي برتر اجتماعي و يا حتي اقتصادي در آمريكا بيشتر از ساير قوميت‌ها و مليت‌هاي حاضر در آمريكا باشد.
بر اساس تحقيقات به عمل آمده توسط گروه مطالعات ايرانيان، با اين وجود جامعه ايراني ساكن آمريكا تاكنون رغبت چنداني براي حضور در عرصه‌ها و رويدادهاي سياسي از خود نشان نداده‌اند. مطالعات انجام گرفته طي سال ۲۰۰۴ در چند شهر عمده آمريكا حاكي است كه كمتر از ۱۰ درصد ايراني – آمريكايي‌ها در انتخابات رياست جمهوري اين سال رأي داده‌اند.
بر اساس اين گزارش، تجربه ساير گروه هاي قوميتي در آمريكا نظير، اسرائيلي – آمريكايي‌ها، عرب – آمريكايي‌ها و كوبايي – آمريكايي‌ها، بيانگر اين است كه تا چه حد ايراني‌ها مي‌توانند با تكيه بر هم صدايي در سياست خارجي آمريكا صاحب نفوذ و تأثير باشند. به همين دليل گروه مطالعات ايرانى اكنون در تلاش است تا ايرانى – آمريكايى‌ها را براى مشاركت بيشتر در روند سياسى آمريكا ترغيب كند.

پراكندگي جمعيتي

بر اساس برخي آمارها جامعه‌ي ايراني‌هاي مقيم آمريكا پس از دهه ۳۰ ميلادي در اين كشور شكل گرفته است. در پايان دهه ۷۰ ميلادي روند مهاجرت از ايران به آمريكا شدت بيشتري به خود گرفت. به طوري كه بيشتر ايراني – آمريكايي‌هاي ساكن در آمريكا، عمدتاً پس طي سه دهه اخير به اين كشور مهاجرت كرده‌اند.
اين روند از ابتداي دهه ۸۰ ميلادي تاكنون ادامه داشته است.
صرف نظر از تعداد كثيرايراني‌هاي زرتشتي مقيم هند، امروزه ايالات متحده آمريكا بيشترين تعداد ايراني‌هاي مقيم خارج از كشور را در خود جاي مي‌دهد.
بر اساس برخي آمارهاي موثق، بخش عمده ايراني – آمريكايي‌ها در ايالت كاليفرنيا زندگي مي‌كنند. بسياري از ايراني‌تبارهاي آمريكا در شهرهايي نظير شيكاگو؛ لاس وگاس، نيويورك، فونيكس، واشنگتن دي سي و حومه دالاس، هوستون تگزاس سكني دارند.
شهرهاي تولسا و اوكلاهاما سيتي در ايالت اوكلاهاما بخش گسترده‌اي از جامعه ايراني را در خود جاي داده‌اند. همچنين گزارش راديو عمومي ملي آمريكا حاكي است كه جامعه ايراني ۲۰ درصد از كل جمعيت ساكن در باوري هيلز در مجاورت هاليوود غربي، را به خود اختصاص داده‌اند كه شهردارشان نيز اخيراً يك ايراني شده است


No Comments Yet so far
Leave a comment



Leave a comment
Line and paragraph breaks automatic, e-mail address never displayed, HTML allowed: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>