Filed under: Uncategorized
اگر دلار ارزان شود چه ميشود!(202)
اقتصاد هر كشوري با فرهنگ همان كشور ارتباط كامل دارد. مثلاً وقتي ما شاهد سقوط ريال در مقابل دلار هستيم، خود را بدبخت حس ميكنيم كه چرا ارزش پول ملي ما بايد درمقابل ارزهاي خارجي سرخم كند! اين كشورهاي غربي با اين حركات خود نشان دادهاند كه به هيچ وجه براي تجربه و تخصص ارزش قايل نيستند. مثلاً اگر در يك سازمان اداري ما كسي را داشته باشيم كه 20 سال تجربه وتخصص داشته باشد، به او طبقه يا گروه ميدهند تا شأن او حفظ شود و درجه يا رتبه همه جا با اوست و اين نشان افتخاري براي آنها محسوب ميشود و بر عكس اگر بدانيم يك فردِ بيتجربه بالاتر از اين فرد قرار گرفته، ممكن است ناراحت شويم كه چرا به فرهنگ و شعور و تجربه اهانت شده. اما اين امري است كه حدود چند دهه است كه تكرار ميشود و از غرب به ايران سرايت كرده است. ايرانيان داراي حداقل2500 سال سابقه كشورداري بودند اما غرب يك بار نپرسيد آيا مايل است در مديريت فعلي هم نقشي داشته باشد و بخواهد تجربيات خود را آموزش دهد. غرب با تكيه بر تمدن چند سده اخير خود تمام تجربيات ديگران را ناديده گرفت و سنگ بنايي گذاشت تا ثابت شود تجربه 2500ساله در مقابل با تجربه سيصد ساله بايد نابود شود. يكي از راههاي نابودي اين فرهنگ و تجربه، ازبين بردن روشهاي مالي و بانكداري ايرانيان بود. با تأسيس اولين بانك خارجي، تيشه به ريشه تمامي سيستمهاي مالي ايران خورد و حتي آنان گستاخانه ادعا كردند كه همه چيز از قرن بيستم شروع شده و بقيه را بايد از حافظه تاريخ پاك كرد. هرچه بيشتر سكههاي قديمي درايران پيدا ميشد، حداكثر آن بود كه با عجين كردن اين يافتهها با موضوع قاچاق از تفكر و انديشه خلاق گذشتگان ايران به سرعت عبور ميكردهاند. اين تحقير تاريخ بعد از انقلاب اسلامي به دست خوديها در ادامه سياستهاي آنان اجرا شد. بيارزش جلوه دادن تمامي پيشرفتهاي ايراني، اولين تيري بود كه آنان در چنته داشتند و در بسياري از موارد آن را به مسخره هم ميگرفتند و همه را به صورت جوك بيان ميداشتند تا كسي حتي جرأت ابراز آن را هم نداشته باشد. اگر خودشان يك قاشق متعلق به ناپلئون را پيدا ميكردند، با هزاران افتخار مطرح ميكردند كه ما با قاشق غذا ميخورديم ولي پيدا شدن آثار تمدني 15 هزار ساله، چيزي جز تمسخر لازم نداشت.
آنها ميدانستند اگر ايراني به تاريخ خود آگاهي پيداكند و بداند كه پايههاي اصلي تمدن جديد در ويرانههاي آن بنا شده است، ممكن است مدعي شود. و الآن آن روز فرارسيده تا ادعانامهاي عليه غرب تنظيم شود. چرا آنان وقتي يك ايراني در خيابانشان راه ميرود، او را دستگير ميكنند و مثلاً به جرم نداشتن موي زرد محاكمه ميكنند ولي ما نميتوانيم آنهايي را كه هواپيماي مسافربري ما را سرنگون كردهاند، به پاي ميز محاكمه بكشيم؟ و درست در زمانيكه بايد مجرمان غرب را دستگير و برعليه آنان ادعا نامه تنظيم نماييم به دستگيري خوديها مشغول شده و برا ي آنان پروندهسازي ميكنيم. (آيا هنوز زمان آن فرا نرسيده كه به جاي انتقامكشي اين قوه از آن قوه، رييسجمهور محترم پادرمياني كند و مسأله را حل كند تا مردم تصور نكنند مجلس به خاطر تحقيق و تفحص كه حق قانوني اوست در ابتداي شروع به كار خود، مورد تهديد قرار گرفته است). به نظر ميرسد زمان آن رسيده كه براي احقاق حق خود از غرب بپا خيزيم و از آنان بخواهيم كه در امور داخلي مادخالت نكنند. چرا آنها بايد در رسانههاي خود هرچه ميخواهند بگويند و اجازه ندهند كه به همان ميزان، ايران از خود دفاع كند؟ مگر قانون آزادي ابداعي واختراعي خودشان نميگويد آزادي تا جايي معني دارد كه به ديگران آزار نرساند؟ چرا صبح تاشب آنها صحبت حمله به ايران را در رسانههايشان مطرح ميكنند و ايرانيها را در استرس نگه ميدارند و از غرب وحشي يك چهره جنگطلب بدون منطق ميسازند؟ همين موضوع آنان در همه امور ايران و كشورهاي همسايه تأثير دارد. آيا گرانيها علتي جز جو رواني دارد؟ هنوز عمليات بانكي را محدود و بلوكه نكردهاند كه قيمت نفت بالاميرود. هنوز بعد از سي سال جرأت يك حمله كوچك به ايران را نداشتهاند، ولي هميشه صحبت از حمله كردهاند. آيا جز براي اين است كه عوامل داخلي آنها اجناس را گران كنند و ريال را بيارزش جلوه دهند. تا صحبت يك حمله ميشود، بلافاصله شايعات شروع ميشود. مسؤولين را به خريد دلار و خروج آنها به كشورهاي بيگانه متهم ميكنند. آمار نشان ميدهد هر روز يا حداقل يك روز درميان اين شايعات پخش ميشود و تا حالا اگر مسؤولين ميخواستند فرار كنند يا پولهايشان را به خارج ببرند و هر روز ارقامي كه اين شايعات ميدهند اجرا شود چه مبالغ كلاني ميشد كه در هيچ بانكي وجود ندارد؟ يك محاسبه ساده نشان ميدهد در عرض سي سال بعد از پيروزي ايران هرروز حمله آمريكا و نابودي انقلاب اسلامي و فرار سران و بردن پولهاي اين مملكت را شايع كردهاند اين شايعات البته با هدف اصلي تطهير خروج داراييهاي ايران به سمت آمريكاست اما حساب ساده آن يعني ده هزار بار تا حالا آمريكاييها حرفشان را پس گرفتهاند و ده هزار بار پولهاي ايران خارج شده ده هزار بار مسؤولين فرار كردند! همه تبليغات سي ساله آنان فقط باعث شده چند روشنفكر جوگير شوند و پناهنده سياسي شوند و اطلاعات ايران را لو بدهند و به يك لقمه نان پناهندگي برسند. حداكثر چند نفر ديگر كه جو آنها را گرفته، فرزندشان را به انگليس فرستادند و براي آنها شناسنامه آمريكايي گرفتند يا دخترانشان را راهي دبي كردند… مسلماً آمار اينها درمقابل آمار كسانيكه درراه وطن شهيد شدند يا جانباز شدند، بسيار حقير است و نشان ميدهد ممكن است عدهاي تحت تأثير قرار بگيرند ولي اينها هميشه وجود داشتهاند مگر جاسوس شدن و يا وطنفروشي شغل جديدي است؟ در طول تاريخ بودهاند جاسوساني كه به عنوان ستون پنجم دشمن عمل كرده، باعث ايجاد جو رواني شده وگراني و تورم را به كشورشان هديه كردهاند. حالا برعكس، اگر روزي شايعه حمله به ايران برداشته شود، چنانكه اخيراً ميگويند يكي از مسؤولين رفته و همه شرايط آنها را قبول كرده! در اين صورت، ديگر چه كسي دلارها را خريداري كرده و به خارج ميفرستد و براي پسرش شناسنامه آمريكايي ميگيرد و يا در سوييس حساب باز ميكند؟ ميبينيم كه جنگ رواني دشمن فقط براي مسايل اقتصادي است ولي خداوند آن بالا ايستاده و شر آنها را به خودشان برميگرداند. اينهمه گراني نفت براي چيست و به ضرر كيست؟ در اصول اسلامي ميخوانيم كه هرچه براي خود ميخواهي براي ديگران هم آن را بخواه. وقتي ما ميگوييم كه دست از جنگ رواني برداريد، به نفع خودشان هم است. اگر در آمريكا هر روز شايع نكنند كه ايران تروريست است و قرار است كه يك حمله سراسر ي به آمريكا بكند و همين حرفهايي كه در ايران شايع ميكنند؛ همان حرفها را درست برعكس برعليه ايران در آمريكا ترجمه نكنند. چه كسي بنزين ميخرد و انبار ميكند؟ يا نفت شش ماه ديگر و يا يكسال ديگر را كه هنوز استخراج نشده، با قيمتهاي افسانهاي خريداري ميكند؟ از قديم گفتهاند چاه نكن بهر كسي، اول خودت دوم كسي!
ممكن است كه غرب و غربيها خود را خيلي زرنگ بدانند، ولي آدم زرنگ هميشه در ته چاه است. زيرا چاه را براي ديگران ميكند ولي وقتي ميبيند ديگران نميروند مجبور است خودش برود ! معني علمي اين حرف آن است كه بحرانسازان جهاني، وقتي بحرانسازي ميكنند ناچار خودشان نيز درگير بحران ميشوند. وقتي جو جهان را پليسي ميكنند، فقط به اين خاطر كه بتوانند اسلحه بفروشند، ناچار دبيرستانهاي خودشان هم محل تيراندازي دانشآموزان ميشود. وقتي سياست اقتصاديشان برمبناي درآمد قاچاق مواد مخدر بنا ميشود و تنها راه حصول درآمدهاي بالا را قاچاق هرويين و كوكايين بدانند، طبيعي است كه بغل گوششان همه دانشآموزان دختر و پسر امريكايي هم جز به ماري جوانا و كوكايين به چيز ديگري نيانديشند و البته وعده خداوند حق است زيرا گفته اگر ملتي خوب عمل نكند، آنها را از بين ميبرد. در آمريكايي كه دانش آموزان آن يا معتاد هستند و يا هفت تيركش، كسي به سن بالا نميرسد كه بتواند كيان آن را حفظ كند. اقتصادي كه اولينهاي درآمدياش از قاچاق اسلحه و مواد مخدر باشد، اين درآمد نان شده بر سر سفره آمريكاييان مينشيند و معلوم است كه نان حرام چه بر سر آنان ميآورد. آمارهاي تكاندهنده جرم و جنايت در امريكا ثابت ميكند كه نتيجه كسب حرام چيزي جز نسل حرامزاده نيست. چيزي كه خودشان هم به آن اقرار دارند و ميدانند بيش از 50 درصد كودكانشان نامشروع هستند. اگر پيشرفتي هم ديده ميشود، نه به دست آمريكاييهاست بلكه به دست مهاجران است. اين ايرانيها هستند كه در آنجا فعاليت ميكنند و كرسيهاي بالاي علمي را به دست ميآورند. آسياييها و افريقاييها هستند كه مدارج علمي را در دانشگاههاي آمريكا و اروپا طي ميكنند. لذا اگر مسؤولين مملكتي ما كمي واقع بين باشند، ميتوانند تمامي اينها را به نفع جمهوري اسلامي تمام كنند. قدم اول هم قطع وابستگي به دلارهاي آمريكاست زيرا ميتوانند با تكيه بر پول ملي قدرت خود را حفظ كنند و مايه سرشكستگي پول ملي نشوند. اگر يك دلار كه اكنون در همه جاي دنيا در مقابل ارزهاي ديگر كاهش مييابد، در ايران هم كاهش يابد، هزار ريال غرور ملي افزايش مييابد… و بايد كه اين راعمل كنند.
دراثر كاهش ارزش دلار، همهي اجناس توليدي ايران قدرت رقابت در بازار جهاني را پيدا ميكنند و صدور كالاهاي يارانهدار و قاچاق آنها كاهش مييابد. خزانه ريالي افزايش مييابد و حجم پول در گردش كاهش پيدا ميكند زيرا مردم براي خريد دلار ارزان تمام پساندازهاي خود را به بانك مركزي ميدهند
No Comments Yet so far
Leave a comment
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>