Filed under: Uncategorized
پسامدرنيسم ومدرنيسم كدام است ؟
هر انقلاب اجتماعي باخود هنر ومكتب فلسفي جديدي را بوجود مياورد.
مكتب اسلامي يا تمدن ايراني اسلامي كه برترين هنر ان در مساجد ونقاشيها ديده ميشود در اثر انقلاب صنعتي دور ريخته شد ونوع جديدي كه همگام با صنعت بود پابه مبدان گذشت حتي تعرف هنرهاي سنتي يا هنرهاي دستي نيز فرق كرد امروزه در جهان هنرهاي دستي آن هنرهايي نيستند كه دانه به دانه توسط دست بشري ساخته شده باشند بلكه كافيست يك بار توسط دست طراحي شده يا طراحي شده باشند والباقي به عهده ماشين ودستگاههاي صنعتي است وبهمين دليل در بازار رقابتهاي بين المللي مي بينيم چين وهند گوي رقابت را از ايران حتي در ارايه فرش ومينياتور برده اند. هرچه ما بر دستي بودن تمام كارهاي آن اصرار كنيم در جايي محاسبه نميشود زيرا جهان جهان صنعت وتقليد وساخت وتوليد ومشابه سازي است. اما مهم اين نيست مهم اين است كه استادان هنر هم خود فروختگي به صنعت را افتخار ميدانند. هنر آموز واستاد هنري كه تدريس هنر ميكند انقلاب صنعتي را يك پيشرفت ميداند فقط به اين دليل كه بعد از تمدن اسلامي بوده است ! اما وقتي صحبت انقلاب اسلامي ميشود قايل به پسرفت ميشود! وميگويد گرچه انقلاب اسلامي در انتهاي انقلابهاي دنيا است واز تجربيات همه آنها بهرهمند است ولي باز گشت به عقب ويك انقلاب ارتجاعي است ! تا قبل از انقلاب اسلامي همين آقا ميگفت زمان خودش تكامل است يعني همينكه در زمان بالاتري قرار داريم متكامل تريم زيرا تجربيات گذشتگانرا تا آخرين لحظه با خود داريم وتجربه امروز ا تجمع تجريات طول تاريخ است ولذا عقبگرد معني ندارد ! اين نشان ميدهد خود باختگي امري نيست كه خيلي عجيب باشد هركس ميتواند خود باخته باشد وتمام نظريات خود را زير سوال برد . والبته ما از انقلاب اسلامي هم ممنون هستيم كه توانست اين مدعيان دروغين پيشرفت را مجبور به تناقض گويي كند. در اروپا و جهان بعد از انقلاب صنعتي 1789 وباز شدن درهاي زندان باستيل وفراهم شدن آزادانديشي مكاتب هنري قبلي بعنوان مكاتب كلاسيك همگي به تاريخ سپرده شدند واين كنار گذاشتن بمعني با احترام رفتار كردن هم نبود! بلكه همانطور كه سكولاريسم با انديشه نو بسيار خشن برخورد ميكرد انديشه نو نيز بنوبه خود بسيار خشن بود بطوريكه مثلا در انقلاب اكتبر 1917 ما شاهد كشتار وسيع مردم فقط بجرم داشتن عقايد كهنه هستيم . چيزي كه شايد كليسا انجام نداد. كليسا شايد فقط گاليله را زنداني كرد ويا چند نفر را آنهم بدليل اينكه ميگفت اين عقايد مسلمانهاست وبا ابراز اين عقايد گرايش اروپاييان به اسلام بيشتر ميشود ولي كشتاري كه در انقلاب روسيه ويا انقلاب چين از مسلمانها شد هيچ دليل نداشت فقط اتهام انها باقي بودن بر عقايد خودشان بود. در اروپا وآمريكا گرچه نگذاشتند اخبار هولوكاستهاي مسلمانان در بوسني وهرزگوين وآلباني واسپانيا بگوش جهانيان برسد ولي كشتار مسلمانان بجرم داشتن عقايد با بهانه هاي تروريسم وارتجاع چيزي نبود كه بتوانند آنرا بپوشانند. هم اكنون در تمامي كشورهاي غربي خوراك رسانه ها فقط حمله به عقايد مسلمان است. وهنر مندان دراينجا نقش اساسي در توجيه اينهمه كشتار دارند زيرا آنها هستند كه ميتوانند با معكوس نشان دادن همه چيز سطح مردم باوري را بالاببرند. حمله به جچاب زنان وبيرون آوردن آنان وكالا قراردادن آنها چيزي نيست كه از ديده ها پنهان مانده باشد امروزه همه دروغها وفريبهاي هنرمندان غربي فقط با چاشني سكس وخشونت است به خورد جوامع داده ميشود وتوجيه گران اين عرصه هم همين خود باختگاني هستند كه تناقض گويي را يك افتخار ميدانند وحرفهايي كه تاديروز بوق وكرنا كرده بودن چون امروز برعليه آنها است ياهمه را تكذيب مبكنند ويا آنرا در بوته هاي فراموشي ميگذارند.در 18 شهر قفقاز اين عملكرد به صراحت ديده ميشود. مردم مسلمان وشيعه مرتضي علي همه كار ميكنند بجز آنچه كه وظيفه شيعه است. آنان از نام حضرت فاطمه زهرا لذت ميبرند وكتابهاي فراواني به زبان خودشان مينويسند ولي نميدانند كه اول شرط اين معصومه باحجاب بودن است ! مردان قفقازي نام علي ع يا حسن وحسين كه ميايد همه چيز را فراموش ميكنند آنان حتي اگر يك خرده نان برروي زمين بريزد آنرا برميدارند وميبوسند وميگويند بركت خداست ولي مانند آب عرق مي خورند! ونميدانند كه عرق در اسلام وشيعه حرام است. اينهمه فاصله موقعي بسيار ناراحت كننده ميشود كه ميبنيم علماي تشيع مثلا در قم يا نجف بر سر عنوان رهبر شيعيان جهان به رقابت ميپردازند درحاليكه مثلا در شهر لنكران مردم نميدانند قبله يعني چه! آيه الله موسوي اردبيليها كه ميتوانند در باكو وقفقاز با محبوبيتي كه دارند آبروي اسلام را بخرند ميروند در گوشه اي زاهدانه زندگي كنند وآخر عمري را به كتبا كتبوا ويا چند تا جر وبحث سياسي بگذرانند.
فلسفه هبوط
وقتي از اده لنكران عبور ميكني با دنيايي از زيبايي بهشت اسا روبروهتي آنقدر كه فكر ميكني اين زيبايي ديوانه كند ومدهوش سازنده است البته اين نوع زيبايي در تمامي مناطق اطراف دراياي مازندران ونيز بسياري از نقاط جهان وجود دارد ما همه انها در يك چيز مشتركند واينكه همه آنها با تمام زيايي خالي از سكنه هستند ومردم آنها را رها كرده وبه جاهاي ديگر كوچ كرده اند. بشر ترجيح داده مثلا به بيابانهاي اسلامشهر ورباط كريم پناه ببرد وبراي خود بهشت كوچكي بسازد ولي از زندگي در ميان انهمه درخت وسبزي وطاوت دست بكشد. اينكه چرا اين كاررا كرده است يا اورا از آنجا بيرون رانده اند يا خودش رفته ويا اينهمه زيبايي را نديده است هر كدام باشد تفاوتي ندارد بلكه ميتواند به فلسفه هبوط انسان اشاره كند وآنرا توجيه نمايد چرا آدم ع كه در ميان باغها ي با صفا وميوجات فراوان زدگي ميكرد از بهشت بيرون آمد ؟ آيا خودش نخواست يا اورا بيرون كردند ويا زيبايي بهشت رانديد وآنرا پسند نكرد والان نيز انسانها ترجيح ميدهند دربهشتهاي دست ساز خود زندگي كنند تا بهشت اصلي ؟ عمران و ابداني شهرها در ميان بي امكاناتي شايد يكي از دلايل عصيان باشد وعصيان يكي از دلايل هبوط . برخي مفسران قايلند كه خداوند مايل نبوده كه حضرت آدم در بهشت بماند لذا از همان ابتدا گفت كه به اين درخت يا اين ميوه دست نزن واز آن نخور كه از بهشت بيرون خواهي رفت . اگر چنين گفته اي نبود شايد اصلا حضرت آدم متوجه آن درخت يا ميوه ممنوعه نميشد واز آن نمي خورد. برخي از مفسرين هم ميگويند كه حضرت آدم عمدا يا باصطلاح اگاهانه از آن ميوه ممنوعه خورد تا بتواند غير از بهشت جاهاي ديگر راهم بيند. وبرخي هم معتقدند بهشت هرچند زيبا ولي باعث شد كه اين زيبايي را حضرت آدم نبيند يا آنرا متوجه نشود ولي بعد از هبوط فهميد كه چه جايگاهي را از دست داده لذا توبه كرد وخود را در آرزوي ورود دوباره به آن به زحمتهاي زيادي انداخت. واين يك آرزو يا ايدئال براي اودر آمد.. بهرحال معني كفر وايمان وشرك هم از همينجا كه يك نكته باريكتر از مو است روشن ميشود. كافر كسي است كه خود را بزرگتر وبالاتر از خدا ميداند ولي مسلمان كسي است كه ميگويد الله اكبر يعني خدا بزرگتراست .اينكه كافر چنين ادعايي دارد خود اثبات وجود خداست يعني كافران نه اينكه خدارا قبول ندارند بلكه خود را بهتر از خدا ميدانند وهميشه ميگويند اگر ما بوديم بهتر عمل ميكرديم يعني همه حرف اصلي آنها اين است كه اگر يك روز خداي جهان بشوند طرح نو در اندازند! آنها به عدالت خداوند شك دارند ولي به عدالت خودشان هرگز آنها به عملكرد صحيح خود باور دارند ولي عملكر خداراناقص ميدانند واين بمعني آن است كه اورا قبول دارند وميدانند كه هست ولذا انسان باچيزي كه نيست خود را مقايسه نمي كند. ومعني كافر هم اين نيست كه خدارا منكر است بلكه او حقايق را مي پوشاند وخدارا ضعيف تر از خود وناتوان تر از بشر ميداند. اينهمه اختراعات واكتشافات بشر از اين ديدگاه قابل بررسي است كه او ميخواهد ثابت كند اگر خدا بطور تصادفي موجود يا وسيله اي را آفريد انسان ميتواند با فكر وانديشه خود بهتر از آن را بسازد. كه ايرادهاي گذشته را نداشته باشد. مثلا زماني پزشكان در اعتراض به خدا دستور داده بودند آپانديسيت را از بين ببرند ميگفتنداين عضو زايد است كه خداوند نميدانسته براي چه آفريده از دستش در رفته است! اينهمه اعمال جراحي برروي بيني وصورت وغيره همين معني را دارد خداوند ظلم كرده وبيني مرا بزرگتر از حد معمول آفريده وبايد خودم دست بكار شوم اين عيب را برطرف كنم . اينهمه بنا سازي وعمارت آيا جر اين است كه انها ميخواهند بهشت را بروي زمين بسازند وبگويند از بهشت خدا بي ياز هستيم ؟حتي در يك اپارتمان كوچك وقتي گل كاري ميكنيم نمي خواهيم بهشت را به وسعت وتوانايي وامكانات خودمان براي خودمان بسازيم ؟ گلهايي كه هديه به عروس ميدهيم يا به مزار ازميان رفتگان ميبريم يك پيام دارد : حسرت بهشت خدارا نخور وبدان كه از آن بهتر را خواهي ساخت..
تعادل اقتصادي چيست؟
تعادل اقتصادي مفهومي در اقتصاد است تا انسان وارد اجتماع نشود آنرا متوجه نميشود زيرا از درسهاييست كه بايد تجربه شود. اينهمه صحبت از بيكاري وگراني ميشود نشان ميدهد كه اطلاعي از اين تئوري در دست نيست البته مردم عادي كه جاي خود دارند اما از آنهاييكه دكتراي اقتصاد دارند بعيد است در همان اصول اوليه اقتصاد خرد وكلان يا اقتصاد خمومي بحث مستوفايي است كه جامعه هميشه در حال تعادل كامل اقتصادي است واين مفهوم را همه دانشجويان ميخوانند واستادان درس ميدهند ولي مانند توصيه ها ويا نصيحت ادم بزرگها هيچوقت از پرده گوش داخل نمي رود! وهمه مشكلات هم از همين جا شروع ميشود كه اقتصاد دانان بدون درك مطالبي كه خوانده اند خود را عقل كل ميدانند. اظهار نظر آنان در اقتصاد مخصوصا در روزنامه هاي تخصصي اقتصاد نشان ميدهد از اين دروس چيزي نفهميده اند. اين تئوري مثلا در باب قيمتها وعرضه وتقاضا مي گويد كه قيمت هرچيزي نقطه تعادل آن چيز در بازار است واگر اين تعادل بهم بخورد يعني يا عرضه كم شود يا تقاضا افزايش پيداكند چيزي كه قبلا وجود نداشته بوجود آمده ولذا همين حادثه خود تعادل بازار را بهم ميزند والبته بازهم به اين معني نيست كه جامعه از حالت تعادل خارج ميشود بلكه به نقطه تعادل جديدي شيفت ميكند واين تعادل پايدار هميشه وجود دارد. اين فرمول يا اين تئوري يك هارد ساينس يا يك فرمول غير قابل انكار است. يعني در اقتصاد هنوز اين نظريه وجود دارد وترديدي در مورد آنهم نيست ودانشجويان اقتصاد كه ميدانند ولي آنهاييكه هم نميدانند ميتوانند به كتب اقتصاد مراجعه نمايند وفرمول ها ونمودارهاي عرضه وتقاضا وتعادل در اقتصاد را ببينند وبخوانند. درهمين راستا مسئله اشتغال هم مطرح است زيرا اشتغال هم يك بازار يا ماركتينگ است وبازار هم هميشه در حال تعادل . يعني بميزاني كه موادغذايي مثلا لازم است توليد ميشود وبه تعدادمورد نياز كار گرهم مشغول بكار است . بمحض اينكه بيكاري بوجود ايد معني اش اين است كه بخشي از توليدات انجام نشده وتنش در سطح كلي جامعه مانند زنجيرهاي يك چرخ يا بازي دومينوهمه جا را فرامي گيرد آنهم خيلي زود ازبين ميرود زيرا كه نقطه تعادل جديد ايجاد ميشود. بزبان ساده همه كارها بدون ماهم انجام ميشود وهيچ كاري برروي زمين نمي ماند. فرض كنيد شما درجايي مشغول هستيد در انجا كارهايي صورت مي گيرد اگر يك روز شما نباشيد آيا كارها مي خوابد؟ بديهي است در يك جامعه متعادل چنين كاري دور از ذهن است يعني با نبود يك نفر كارها نمي خوابد بلكه سيستم خود كفا ست وخود تنظيم است وبلافاصله راهكار جديد را برمي گزيند. مثلا يك نفر جاي شمارا مي گيرد يا بجاي دونفر كار مي كند . زيرا بمحض اينكه نبود شما مشكل ايجاد كند كارهاي آن شركت دچار عدم تعادل ميشود اما مديريت سيستم براي چنين مواقعي سيستم خود را طراحي كرده است مثلا بلافاصله ميبيند كه صف زياد شد يا شلوغ شد يا صروصداي ارباب رجوع درآمد يك نفر را جايگزين ميكند يا حتي خودش آن كاررا انجام ميدهد وباصطلاح عاميانه هيچ كاري برجا نمي ماند وهيچ باري روي زمين نمي ماند. اما چرا درك اين مسئله مشكل است براي اينكه مسئله اختيار انساني مزذح است وتا موقعيكه مشكلي در جامعه است همه دوست دارند همه چيز را ناديده بگيرند وبرعليه ديگران شعارهاي كوبنده بدهند. وقتي گراني ميشود همه انگشت اشاره بسوي دولت است. در حاليك از آنطرف شعار خصوصي سازي ميدهند ولي گراني بخش خصوصي را تقصير دولت ميدانند. خصوصي سازي بدون درد! وبدون خونريزي ! اگر خصوصي سازي است بايد صاحبان سرمايه اختيار داشته باشند هرچه سود ميخواهند ببرند وچرا نمي گذارند با گران كردن كالاها سود بيشتري ببرند؟ اين شير بي يال واشكم چيست؟ بيكاري لازمه خصوصي سازي است نميتوان خصوصي كرد وبعد آنها را مجبور كرد كه كارگران را اخراج نكنند! تعادل اقتصادي حكم ميكند حداقل ده درصد جامعه بيكار باشند زيرا اگر هيچ بيكاري وجود نداشته باشد كاري هم وجود ندارد . اگر كار گرها اطمينان داشته باشند چه خوب كار كنند يابد ويا اصلا كار نكنند بازهم سركار ميمانند چه زحمتي بخود ميدهند ؟ اگر ترس از بيكاري نباشد آيا كسي به كارهاي سخت تن ميدهد؟ اينكه همه دنبال كار راحت ميگردند همين است چون خيالشان راحت است بالاخره پارتي پيدا ميكنند وبيكار نمي مانند. فقط كسانيكه پارتي ندارند وميترسند كه بيكار بمانند به كارهاي سخت راضي ميشوند. طرح بسيار ساده است ولي قبول آن براي همه مشكل است. همه چيزمتضاد را نميتوان باهم داشت . سرمايه دار وقتي به بازار كار رجوع ميكند بايد بتواند انتخاب كند يعني بتواند يك نفر را كار بدهد ويك نفر را ندهد. والا نميتواند از آن يك نفر كار بكشد. فرض كنيد يك جامعه همه مشغول بكار هستند آيا شما ميتوانيد كار جديدي شروع كنيد؟ از كجا نيروي كار مياوريد؟ همه مشغول بكار هستند. عين همين مسئله در همه جا هست: اگر تعدادي بيكار نباشند كارآفريني معني ندارد تعيين دستمزد بي معني است
Filed under: Uncategorized
رانتخواري در ورزش (218)
گران شدن ورزش باعث ميشود تا مردم همه كار بكنند بجز ورزش. زيرا وقتي براي يك دور زدن در پيست اسكي بايد بيست هزارتومان ناقابل بپردازي و يا براي يك توچال رفتن، نفري 25 هزار تومان پياده شوي؛ معلوم است كه كوهنوردي و اسكي و بقيه ورزشها ميشود يك امر فانتزي و لوكس و اين امر باعث ميشود تا روحيه ورزشي تبديل به روحيات غير ورزشي بشود. يك كوهنورد وقتي قيمتهاي زيادي ميپردازد و كوله پشتي و كفش كوهنوردي و لباس كوهنوردي و كيسه خواب ميخرد و هربار كه ميخواهد عازم سفر شود براي خوراكي و وسايل گرمايي خود مبالغ زيادي را ميپردازد، آيا سزاوار است كه ميزهاي غذاخوري آنان به رستورانها داده شود و آنها مجبور شود روي زمين بنشينند؟ و يا اينكه وقتي يك اسكي باز بهاي زيادي براي خريد لوازم و لباس خود ميپردازد بايد براي استفاده از برف خدادادي هم پول بدهد؟
البته يكي از عوامل گراني ورزشها رانتخواري مسؤولين آن است رانتخواري در اينجا منظور بحثهاي سياسي نيست بلكه همينقدر كه دوستانشان را مجاني دعوت ميكنند و آنها را رايگان به غذاخوري و مراكز ديگر ميبرند، مجبورند اين هزينهها را از مردم بگيرند و بعضي مواقع همه ميدانند كه ميهمانان بيش از مراجعه كنندگان هستند لذا تا دو برابر بهاي هربليط فقط صرف اينگونه رانتخواري ميشود و البته اين نوع رانتخواريها فقط مخصوص ورزش نيست اما به دليل اهميت ورزش در ايران و تبليغ گسترده براي آن، گرايش مردمي بيشتر است زيرا دولت از ابتداي ايجاد سازمان تربيت بدني هدفش آن بود كه با ايجاد يك ورزشگاه درب يك زندان و يا يك معتاد خانه بسته شود، گرچه دشمن در اين خصوص نيز توانسته به عنوان دوپينگ و غيره ساحت ورزش را نيز آلوده سازد اما به هرحال ظاهراً اينطور است كه بايد به ورزش بها داده شود تا اوقات فراغت جوانان پر شود و از سوق دادن آنها به ميادين ورزشي نتيجهاي جز كاهش تمايل جوانان به تفريحات غير سالم باشد. اما اينكه تاچه حد اين موضوع به نتيجه رسيده يا ميرسد، كاري جامعهشناسي و سوسيومتريك ميخواهد. يكي ديگر از مسايلي كه باعث گران شدن ورزش ميشود، فصلي بودن آنهاست. مثلاً استخر وشنا امريست كه فقط سه ماه در سال و يا حتي يك ماه در سال اهميت پيدا ميكند لذا تمامي كسانيكه خود را در اين امر دخيل ميدانند ميخواهند درآمد يكساله خود را از در يك ماه كسب كنند و اين تازه افراد با انصاف آنها هستند و الّا ممكن است كساني باشند كه تا جاييكه تيغشان ميبرد و به اصطلاح علمي بازار كشش دارد، آن را كش بدهند. نمونه بارز آن در گردشگري به خوبي روشن است. در ايام سال معمولاً مردم به مسافرت نميروند و لذا تمامي هتلها و وسايل نقليه مسافرتي يا كاملاً خالي هستند و يا منت مسافر را به جان ميخرند. اما به محض اينكه چند روزي تعطيل ميشود، ديگر كسي ياراي مقابله با گراني آنها را ندارد و اين امر بر كل جامعه اثر ميگذارد. يعني وقتي يك ورزشكار براي تفريحات سالم روانه كوهنوردي يا ورزش ديگر ميشود، وقتي او را نقرهداغ ميكنند و دستمزدهاي گزاف براي اشياي رايگان ميگيرند، اوهم وقتي به محل كسب خود يا محل كار خود بر ميگردد، بيكار نمينشيند و گراني را در همانجا ساري و جاري ميكند.
ميتوان گفت فصل تابستان، فصلي براي تمرين گرانفروشي است زيرا در روزهاي عادي اگر كسي مثلاً كرايه تاكسي يا مواد غذايي را گران كند، مردم به او اعتراض ميكنند و هرچه استدلال روشن هم باشد، مردم قبول نميكنند ولي در تابستان همه زبانها بسته است. وقتي بليط را گران ميكنند، شما كه به همراه اهالي خانواده آمدهايد تا خوش بگذرانيد ميبينيد با جر و بحث اين هدف شما ضايع ميشود؛ لذا ناچاريد آن را بپردازيد و زبان آن بليط فروش هم باز است. مجبور نيستيد كه به تفريح برويد! تفريح كه غذا خوردن نيست كه اگر نخوريد، نتوانيد زنده بمانيد. هتل رفتن پرستيژ خودش را ميخواهد، ولو اينكه يك شب آن برابر حقوق يكماهه شما باشد و شما نميتوانيد حتي اين حرف را هم بزنيد زيرا آمار حقوق خود را هم به همه ميدهيد و مثلاً فاميل و زن و بچه هم ميفهمند كه حقوق شما به اندازه يك شب خوابيدن درهتل است، آن هم در جوار حضرت رضا (ع). كسي كه اگر يك روز رجعت كند، همهي آن طلاهاي گنبدش را با دست مباركش ميكند و به فقرا ميدهد و يك پول سياه هم نميگذارد بر مزارش بماند. واقعاً بعضي مواقع انسان فكر ميكند كه اين پوستين وارونه كه امام علي (ع) ميگفت و مردم تعجب ميكردند، چطور در قرن بيست و يكم اتفاق مي افتد وهيچكس هم اعتراضي نميكند. كداميك از ائمه ما براي همديگر گنبد و بارگاه ساختند و طلا و نقره در آن انباشتند؟ به هرحال ما چهارده معصوم (ع) را داريم. آيا تا هنگاميكه يكي از آنها بود، چنين كارهايي با دست خود مي كرد؟ البته احترام به اوليا ومقبره آنها واجب است، اما براي معنويت نه ماديت. يعني وقتيكه به زيارت امام حسين عليهالسلام ميرويم، مقصود اين است كه از او شجاعت ودينداري را ياد بگيريم؛ نه آنكه با ديدن پولهاي درون ضريحش بگوييم يا امام حسين، تو كه به اين پولها احتياج نداري، چرا پس آنها را به ما نميدهي؟ روش غلط، گرچه نتيجه خوبي هم داشته باشد ولي بار كج به منزل نميرسد و لذا ميبينيم كساني كه مثلاً پول در ضريح مياندازند، فقط در همان مزار شريف نماز ميخوانند و بعد به دنبال همان كارهاي روزمره خود ميروند و اگر اينطور نبود، ما اينهمه گراني نداشتيم. كسانيكه حتي مجاور هستند، بد تربيت ميشوند زيرا اساس كار غلط است. امام رضا (ع) در زمان حيات خود با آنكه وليعهد بود و همه امكانات را در دست داشت، پابرهنه براي نماز ميرفت و با بردگان غذا ميخورد… و حالا همه گرانيها معمولاً از مراكز سياحتي زيارتي به سوي مردم حمله ور ميشوند. البته گراني در شمال يا اصفهان و يا جاهاي ديگر ممكن است به مردم زياد سخت نيايد زيرا از مردم سودجو چيزي بيش از اين انتظار نميرود؛ هرچند كه سودجو بودن آنها هم محل اشكال است ولي وقتي در يك مركز مذهبي، چنين كاري ميشود مردم به كجا پناه ببرند؟
به راحتي ميبينيم كه با همه سختيهاييكه بزرگان بر خود تحميل ميكنند و زندگي ساده پيشه ميكنند ولي بلافاصله اطرافيان همه اين ارزشها را به باد داده، براي خود آلاف و الوف تهيه ميكنند. امام خميني (ره)، خود مظهر چنين امري بود. تمامي دارايي او آنچه بود كه در وصيتنامهشان ذكر شده، ولي بلافاصله بعد از وفات ايشان، دوستان و اطرافيان چه مبالغ گزافي از مردم و دولت نگرفتند تا بارگاه و گنبد براي ايشان بسازند. البته نفس امر هم ظاهراً بد نيست؛يعني درست كردن گنبد و بارگاه، اهميت دادن به انديشه و فكر اوست، ولي همين كار چه گرانيها كه برمردم تحميل نميكند. بازاري كه ميليونها تومان كمك ميكند، بايد آن را جايگزين كند. از كجا ميآورد جز اينكه اجناس خود را گران بفروشد و مردم هم حق اعتراض نداشته باشند؟ زيرا بلافاصله ميگويند اين گرانفروش، آدم خوبي است چونكه يك ميليارد كمك كرده است. اگر بازاريها راست ميگويند، بيايند كمك كنند و جنسهاي خودشان را گران نكنند. يعني از سرمايه و جانمايه خودشان پرداخت كنند، نه از جيب مردم. يكي از بدترين روشها در اذيت كردن مردم، ملبس كردن امر گراني به لباس دين و مذهب است. يعني مردم هرچه گرفتاري داشته باشند، پناه به خدا ميبرند ولي وقتي ببينند خود خدا و يا ائمه با دروغ برخي از مردم باعث گراني ميشوند، ديگر به چه كسي پناه خواهند برد؟ ميگويند در زمان طاغوت، دزد به خانه يك نفر از روستاييان زده و فرشش را برده بود. او به همه جا شكايت برده و نالان مانده بود. عاقبت به پاسگاه روستا ميرود و با داد و بيداد ميگويد من با رييس پاسگاه عرضي دارم! عرض دارم! عرض دارم! ميگويد و در را باز ميكند و به اتاق رييس ميرود. تا در را باز ميكند، ساكت ميشود. همه تعجب ميكنند و ميگويند چه شد؟ او ميگويد عرض من اينجا پهن است!
نه تنها اطرافيان يك مؤسسه ورزشي يا يك مؤسسه خيريه، حتي اطرافيان علما و زهّاد هم بايد مواظب باشند. ما ميبينيم در تاريخ كه پيامبر اسلام از همه زاهدتر بود و قوت و غذا و لباسش با پايينترين افراد جامعه يكي بود و هركس براي اولين بار بر پيامبر وارد ميشد، او را از بين مردم دور و اطراف، تشخيص نميداد، ولي ديديم كه اطرافيانش چگونه كاخ سبز شام را علم كردند و روي دست كسريها و قيصرها زدند. امروز در تمام دنيا همه ميدانند كه عيسي و ديگر انبياي الهي، حتي ماليات نميگرفتند براي استفاده شخصي، بلكه همه آنها كار ميكردند. از سادهترين كارها تا سختترين آنها از شباني و چوپاني تا نجاري و دامداري و كشاورزي و غيره. اما جانشينان و يا اطرافيان، اين حرمت را نگه نميداشتند. لذا بايد دانست كه رانتخواريِ اطرافيان، فرهنگ نامناسبي است كه باعث ميشود تا گراني و تورم بيشتر شود و نهايتاً به سوي خود آنها برگردد زيرا وقتي در جامعه همه چيز گران شد، ديگر اينها نميتوانند جداي از آن جامعه باشند و بلاي همهگير به سراغ آنها هم خواهد رفت. مثالهاي روشني كه ارايه شد، مخصوص يك فرد يا يك جمع نيست بلكه معضلي است كه ناخود آگاه همه با آن دست به گريبان هستيم و اگر قبول كنيم كه جهان كوه است و فعل ما ندا، به سوي ما باز خواهد آمد اين ندا… و آن وقت ديگر نبايد از كسي گله داشت زيرا آن كس كه خود پرده ميدرد، لازم نيست تا بر او پرده بدوزيم! كساني كه در رانتخواري در جوامع مختلف وجود دارند، بايد شناسايي شده و به مردم معرفي شوند تا مردم متنبه شوند. ولي اگر جلوي اين كار گرفته شود، به ضرر همه خواهد بود. وقتي كه مثلاً شخصي ميآيد و تعدادي مدرك و پرونده رو ميكند، بايد رسيدگي شود و نبايد اين طور شود كه از يكسو ادعا كنند مدارك موجود در نه منطقه مخفي شده بوده و بعد هم اينهمه مدارك را ناديده بگيرند و بگويند همه اينها غيبت است و بعد هم بگويند گوشت برادر مرده را نخوريد! غيبت، براي كسي حرام است كه كاري را انجام نداده ولي وقتي مدرك، موجود است بايد رسيدگي شود. زيرا در اين صورت ديگر غيبت نيست. يعني كسي منافع مردم را فداي منافع شخصي خود و يا گروهي خاص نموده است.
Filed under: Uncategorized
وزیر دارایی پیشنهادی !
رحیم مستقیمی پیرمردی که از سالهای دور خاطراتی دارد دربیمارستان آراد بستری است او اکنون مالک ساختمانی است که ائتلاف ورزش ایران 4 سال است که در آن فعالیت میکند . وقتی به ملاقات او در بیمارستان رفتیم با اینکه بی حال بود ولی صحبت از خاطرات که شد مانند اینکه جانی تازه در او دمیده باشند برخاست ونشست واز خاطرات آن روزهای تبریز گفت وی که در بازار تبریز پارچه فروشی کار میکرد گفت یک روز یک نفر روسی آمد وپرسید گاواردین دارید کفتم بلع گفت متری چند است گفتم متری یک تومان گفت 6 متر میخواهد وبعد دو تومان داد وگفت فردا 4 تومان میاورد وجنس را میبرد. او رفت ولی خبری از او نشد تا نزدیک چهار سال ومن هم پارچه را که بریده بودم در بالای طاقچه گذاشته بودم تا کسی آنرا نبرد.در حالیکه هرروز قیمت آن بالامیرفت. بعد از چهار سال روز دیدم مرد ناشناسی به مغزه سرک میکشد البته مغزه ما تنها مغازه ای بود که ساعت داشت وصاحب مغازه هم به آقای ساعتی معروف بود وهمه بازاریهای آن دور واطراف همیشه به مغازه ما سرک میکشیدند تاببینند ساعت چند است آیا وقت نماز شده است یا خیر. اما این مرد غریبه چند بار این کاررا کرد از او دعوت کردم بداخل بیاید وپرسیدم کاری دارد او گفت شما پارچه گاواردین دارید گفتم بله . گفت قیمت آن چند است گفتم متری 12تومان . سرش را بالا انداخت وگفت نه پولم نمیرسد گفتم چطور مگه گفت من 6 متر خریده بودم ودوتومن داده بودم ولی وقتی خواستم بقیه را بیاورم به جنگ اعزام شدم نتوانستم بیایم . حالا آمده ام آن دوتومن را بگیرم . پرسیدم مگر پارچه را نمیخواهی ؟ گفت قیمت بالاست گفتم نه این پارچه مال توست ودر دین ما امانت را باید به صاحبش برگردانیم تو فقط همان چهارتومان را بده . خوشحال شد وپول را داد وپارچه را گرفت ورفت . پس از چند روز بالباس شیک آمد ومرا بگوشه ای کشید وگفت من از اعضا اصلی حزب دمکرات آذربایجان هستم ودر حال تشکیل دولت هستیم وتورا بعنوان وزیر دارایی معرفی کردم وهمه پذیرفتند بیا برویم تا معرفی ات کنم . ولی من گفتم که من ایرانی هستم ومسلمان وهرگز جزو فرقه اذربایجان نمیشوم تا آنرا از ایران جداکنید.
تهیه کننده خبر نگار ماهین نیوز
سالروز ورود آزادگان به میهن اسلامی مبارک باد
بهمین مناسبت وبرای بزرگداشت مقام این اسطوره های مقاومت دوران دفاع مقدس اذتلاف بزرگ ورزش ایران درنظر دارد که در روز 5شنبه 7شهریورماه 87 مجلس جشنی برپا واز این آزادگان قدر دانی نماید لذا از حضرتعالی در خواست دارد با شرکت خود دراین همایش برشکوه آن بیافزایید
آدرس : تهران خیابان ابوسعید سالن امام علی ساعت 17
جايزه به خدا
بشر بقدري خود خواه است كه بهترين داستانها را از خدا ميگيرد ولي جايزه را بخودش ميدهد!
احسن القصص يعني داستان حضرت يوسف يك رمان بلند قراني است وبايت آن وامثال وحكم قراني وتورات يا انجيل فيلمها ساخته شده وسريالها تهيه شده وكتابها نوشته شده است. وجايزه اسكار وغيره برده اند ولي يك بار شده يك جايزه هم به خدا بدهند؟ ممكن است بگوييم خدا به اين جايزه ها احتياج ندارد! مگر بشر به ان احتياج دارد؟ كسي كه ميليونها دلار يا ريال خرج ميكند بعد يك سيمرغ بلورين به او ميدهند يعني چه؟ اين درواقع تشكر از او است ويزرگداشت خود ما كه چنين هنري را فهميده ايم. تشكر از خدا هم همين است چه اشكال دارد يك اسكار هم به خدا بدهند؟آيا اينهمه نعمتهاي خدا به اندازه يك تشكر نيست؟
114 سفر عمره
114 سفر مشهد
1000سكه ازادي روز 5شنبه در استاديوم آزادي داده ميشود ! طرح تابستانه سبكه قزآن صدا وسيما نتيجه داد ومدير شبكه در جمع خبر نگاران گفت روز 5شنبه ساعت 15ببعد تمام ايرانيها دعوت هستند. از سراسر ايران وتهران به استاديوم خواهند آمد تا اختتاميه را تماشا كنند وجوايز را ببينند. خبر نگار ماهين پرسيد آيا براي تقدير از پيشكسوتان قرآني وهمچنين از خبرنگاراني كه در حوزه خبري قرآني فعاليت دارند تجوايزي داده خواهد شد؟ مدير شبكه گفت برنامه اي نيست ولي طرح خوبي است كه بايد به آن فكر كرد ايشان همچنين توشيح دادند سريالها وفيلمهايي در حال تهيه است زيرا گروه فيلم وسريال شيكه قزآن تاسيس شده است وخبر نگار ماهين نيوز پيشنهاد داد كه سريال را صبحها پخش كنند زيرا همه سريالها شب پخش ميشود وباعث بيداري بيش از حد مردم شده وآنان نماز صبحشان قضا ميشود درحالي در اسلام تاكيد شده صبح زود بيدار شوند وبعداز نماز صبح هم نخوابند..
Filed under: Uncategorized
تجمع اعتراض آميز
ائتلاف بزرگ ايران تجمع اعتراض آميز برعليه عملكرد نامناسب تربيت بدني در ورزش المپيكي ايران برگزار ميكند اين مطلب را آقاي اماميان دبير كل ائتلاف بزرگ ورزش در جلسه شوراي مركزي ادتلاف بيان كرد ايشان خاطر نشان كرد كه رئوس اين كار كه در استاديوم آزادي خواهد بود در جلسه مطبوعاتي روز چهارشنبه در اختيار خبر نگاران قرارداده خواهد شد بهمين منظور از كليه خبرنگاران ورزش دوست دعوت شده تا دراين جلسه كه در خيابان بهار جنوبي كوچه نيلوفر پلاك 35 برگزار ميگردد حضور بهمرسانند.
گل شيفته شيفتگي خود در سنتوري را اجرايي كرد
بالاخره نقشهايي كه گلشيفته را بخود شفته كرده بود به اجرا درآمد وايشان با يك آمريكايي همبازي شد! واين افتخار بزرگي براي ايشان خواهد بود كه تودهني بزند به ملت عزيزش كه سالهاست بيخودي مرگ بر آمريكا ميگويند وجلوي بي بندوباري زنان را گرفته اند ايشان كه اخيرا در فيلمها يا موتور سواري ميكند يا تيراندازي در صدد است تا از زن ايراني يك نقش فاسد قرن بيستمي هاليوودي را ارايه دهد وثابت كند يك نفر هم ميتواند تاريخ را به عقب برگرداند!
در جاليكه سينماي امريكايي همه در باره سكس وخشونت است سينماي ايران پرا پاكي وصداقت وروح لطيف انساندوستي است مثلا در سريال حضرت يوسف كه بسيار كار خوبي است ما ميبينيم بعينه احسن القصص وبهترين رمان جهان است. اين نوع فيلمها درواقع پاد زهر سكس وخشونت است كه تاريخ بشريت را آكنده كرده . معلوم نيست چرا آقايان وخانمهاي سينماگري كه دربطن چنگ دنبال خانه دوست بودند چطور در زمان صلح بدنبال كشت وكشتار بيرحكانه وتجاور به عنف واعتياد وموادمخدر هستند! اين حركتهاي حقيرانه آنان است كه تحقير دشمن راهم بدنبال دارد ومي بينيد همين خانم مانند هزاران خانم وياآقاي ديگر ساعتها در آفتاب در مقابل اين سفارتخانه وآن سفارتخانه صف ميبندند وگردن كج ميكنند واز كساني كه حاضر نيستند حتي در سرزمين خودشان يك صندلي برايشان بگذارند تقاضاي ويزا ميكنند! چه اينها بخواهند يا نخواهند دنيا بسوي ايدئولوژي ايران اسلامي گرايش پيدا ميكند وآنها ميتوانند چشمهايشان را ببندند وهمچنان حقيرانه به توحش خود نفرين وبر تمدن آنها غبطه بخورند!
Filed under: Uncategorized
كربلا هوايي 650 زميني آزاد
330 وزميني سازمان حج 250 تلفن 77564967 موبايل 09122902676مطهر
=====*******^^^((((++++
حراست ومسئولان انضباطي تربيت بدني
تساهل وتسامح در ورزش ديديم كه مانند تساهل وتسامح در همه جا نتيجه معكوس ميدهد واين بدبختي را بر سر ورزش ايران مي آورد . از همان ابتدا علي آبادي همه را از نظر اخلاقي وشرعي مثلا ازاد گذاشت براي همين علي دايي بجاي رفتن به ديسكو به مصاجبه مطبوعاتي مي نشيند وبازيگران فوتبال زمين بازي را با سالن مد اشتباه مي گيرند كار بجايي ميرسد كه اين حركات زننده در اردوي المپيك حتي چيني ها را متعجب ميكند. بايد كسيكه جاي علي آبادي ميايد بداند هرچه شل بگيرند وولش كنند بدتر ميشود اصلا اساس ورزش با سهل انگاري دوتاست. مردميكه ببينند كسي از زور بازوي خود بدون قيد وشرط استفاده ميكند اورا لات ميدانند نه پهلوان . لات چاقوكش امروز ما همين ورزشكاران بي بند وبار هستند لذا اگر سازمان تربيت بدني حراست وكميته انضباطي ندارد كه بايد بوجود آورد واگر دارد ونداشتن آن تفاوتي باداشتن آن ندارد بايد آنرا منحل كند ويك دسيپلين مذهبي والهي اجرا كند تا خدا هم كمك كند والا با نيت خريد خانه در شميران يا كانادا و.. كه نميشود از خدا كمك خواست واينهمه يا ابوالفضلها اخرش اين ميشود..
كميته خيرين لازم نيست
اينكه در هر گوشه اي گروهي تاسيس شود راي كارهاي خير خوب است ولي اين نيازي به خودنمايي ندارد واينكه بيايند كميته خيرين درست كنند وستاد جذب بزنند واين كارها از آن بوي انتخابات استشمام ميشود وبيچاره مردمي كه به اين گروهها كمك ميكنند به اين اميد كه گرسنه اي راسير كنند وبعد ميبينند از فلان كانديدا حمايت شده وبراي اوچك كشيده شده است! الان كميته امداد وسازمان بهزيستي است ديگر چه نيازي به ايجاد اينهمه گروههاي خير است آنهم در آستانه يك انتخابات جنجالي ؟
چرا آشغال مي ريزيم
مدتها بود قكر ميكردم كه چرا مردم اينقدر آشغال در خيابانها ميريزند؟ اين مردم بافرهنگ كه نبايد كارهاي زشت بكنند وبالاخره دليل آنها را يافتم ! آنها ميدانند كه تفكيك زباله بسيار سخت وهزينه بر است لذا در همان خيابانها اين كارا ميكنند!
ازسوي ديگر وقتي كه ما هر كاري ميكنيم غرب برعليه ان تبليغات ميكند! مثلا تا چند تا موش مي كشيم كارتنهاي موش يسم ! پخش ميشود كه قاتلان موشها را آدمهاي مرفه وبيدرد نشان ميدهد يا وقتي سوسكها را نابود ميكنيم بلافاصله خاله سوسكها را مي سازند! پس عاقلانه اين استكه كاري نكنيم كه غربيها مارا قاتل سوسكها وموشها بكنند بگذاريم انها بزرگ وبزرگتر شوند تا شهر موشها را بجاي شهر آدمها بسازند!
آرمانشهر (شهر سالم) از واقعيت تا خيال
اتوپيا يا آرمانشهر يا شهر سالم از زمان وجود انسان وجود داشته و به نظر ميرسد كه انسان به روايتهاي مذهبي ابتدا به اتوپيا رفته و تجربياتي مقدماتي كسب كرده و لذايذ درون آن را احساس ميكند ولي بعداً با يك اشتباه و يا غرور مختصر از آنجا بيرون افكنده ميشود تا دوباره با سعي و كوشش مجدد به آن دست يابد. گرچه به روايات غير مذهبي، اتوپيا تخيلات افلاطونيان است كه آن را سايهاي از وجود اين جايي ميدانند و در قرون معاصر هم اتوپيا كاملاً دست نيافتني و در آيندهاي بسيار دور عنوان ميشود، اما در اسلام مخصوصاً در طول انقلاب اسلامي و بعد از آن، بارها شاهد ظهور اين آرمانشهر بودهايم. در روزهاي انقلاب اسلامي، آنهايي كه بودند ميدانند كه مردم نه به خاطر ثروت و پول با يكديگر دوستي ميكردند و درتمام مراحل با صداقت تمام به يكديگر كمك ميكردند. اين امر بارها در شرايط مختلف از جمله دوران جنگ و دوران سازندگي، براي مدتهايي هرچند كوتاه تكرار ميشد. هم اكنون نيز تجربياتي ميكنيم، از جمله شبهاي جمعه در بهشت زهرا (س)، روزهاي جمعه در نمازجمعه و در ساعاتي از روز در نماز جماعتها، در ماه محرم و روز عاشورا، ماه رمضان و شبهاي قدر كه بايد اين روزها را قدر بدانيم…
نهادهاي مدني در ايران
مدنيگرايان تصور ميكنند در ايران سابقه نهادهاي مدني وجود ندارد و ما اكنون هم با خلا وجود اين نهادها مواجه هستيم. در حاليكه در ايران نهادهاي مدني، تاريخي به قدمت بشريت دارند. همين نهادهاي مدني بودند و هستند كه هويت ايراني را در برابر تمام هجمههاي ناجوانمردانهي تاريخي حفظ كردند. اگر اين نهادهاي مدني نبودند، پس آيا ارتشها و سازمانهاي دولتي اين كار را كردهاند؟ ساسانيان منهدم شدند يا هخامنشيان از بين رفتند، ولي ايران از بين نرفت. چرا كه همين نهادهاي مدني بودند كه باحمايت مردمي زيرزميني يا روزميني تشكيل شدند و بر ادامهي حيات اين ملت پافشردند. حتي پيامبر اسلام (ص) در بسياري از موارد چشمش فقط به ايرانيان بود و درموقع تأسيس نماز جمعه در تفسير آيه مربوط به گروههاي بعدي به سلمان فارسي اشاره داشت و فرمود گروههاي بعدي كه در قرآن ذكرشده، مقصود بستگان و قوم اين مرد هستند.
اين نهادهاي مدني بودند كه كاوهها، مانيها و مزدكها را ياري دادند تا عدالت را اجرا كنند و در برابر ستم مزدوران داخلي و خارجي بايستند. اكنون نيز در زمان ما مساجد، تكايا، هيأتها، مصليها و امامزادگان، مراكز اصلي تشكيل نهادها بودند كه اغلب از ديد روشنفكران ناديده گرفته ميشوند. همين پيروزي انقلاب اسلامي يا پيروزي در جنگ تحميلي را ما مرهون احزاب يا گروههاي سياسي نيستيم، بلكه همه آنها به موقع فراركردند و توجيهات زيادي نيز براي اين فرار مقدس داشتند!
اقتصاد بهشت زهرايي (نمونه اتوپيايي )
مدتي پيش خسرو شكيبايي دار فاني را وداع گفت و به ملكوت اعلي پيوست. اين هنر مند پركار، بالاخره در بهشت زهرا (س) آرميد و خستگي سالها تلاش و كوشش را از تن به دركرد.
ما كه فرصتي نشد در روزهاي اوليه برويم، شب جمعه به بهشت زهرا سري زديم تا هم به اين هنرمند و هم به پدر و مادر و هم به همه ذوي الحقوق، اداي دين كرده باشيم! از ديدن آنهمه تحرك دربهشت زهرا دانستم كه فرهنگ مردم ما واقعاً در همه جا معجزه ميكنند! بهشت زهرا تمريني براي اقتصاد مدني ايران است. مردم همه به اندازه وسع خود خوراكي براي يكديگر آورده بودند و براي شادي ارواح درگذشتگان خودشان خيرات ميكردند. از آب خنك گرفته تا شربت آلبالو و ميوههاي فصل و شيريني و كيك يزدي و گل محمدي گرفته تا بستني و قاچ هندوانه و حلوا… از هر قطعه كه ميگذشتي، بدون چشمداشت تعارف به خوراكي ميشدي. هيچكس از شما حتي درخواست صلوات يا خدابيامرزي هم نميكرد. بخششها كاملاً بيمنت و بيادعا صورت ميگرفت. مردم مهربان شده بودند و همه با نگاه دوستي به يكديگر نگاه ميكردند. ديگر از دغل و دزدي و سرهم كلاه گذاري خبري نبود. خيابانهاي بهشت زهرا آنقدر شلوغ بود كه گويا در روز پنجشنبه همه تهران به آنجا ميرودچون هركسي فاميلي و بستگاني را در آنجا دارد. ولي نه دعوا و نه مرافعه و نه تصادف؛ آدمهاي فقير و ثروتمند، هيچگاه به تحقير يكديگر نميپرداختند و ثروتمندان نيز ثروت خود را به رخ نميكشيدند. يك آرمانشهر كامل و يك شهر سالم. رمز همه اين خوبيها فقط يك چيز بود، همه به ياد قيامت بودند و روزي كه بايد بلاشك در همين بهشت زهرا بيايند و خانه بگيرند و آرام بمانند. همه بحثهاي سياسي و اقتصادي تعطيل بود و همه به فكر خدمت به ديگران بودند تا از اين راه يك خدابيامرزي براي خود وپدرومادرشان دريافت كنند.
چگونگي عملكرد واقعي، به جاي تمرين اتوپيايي
هر نظريهاي بايد بتواند جامه عمل بپوشاند و در واقع حداقل يك نمونه داشته باشد تا بتوان آن را عقلايي و قابل تجربه دانست. وقتيكه كه ميگويند دروغ نگوييد، بايد كسي يا كساني باشند كه دروغ نگويند تا مردم نتيجه و آثار آنرا ببينند. وقتي هر روز ما شاهد مانور دادن كساني باشيم كه با دروغ و نيرنگ بر خر مراد سوار شده و جولان ميدهند، ديگر كسي باور نميكند كه با راستگويي به جايي برسد. اگر در بازار، كاسبيها همه با دروغ شروع شود و قيمتها همه ساختگي باشد آيا سود حاصله هم غير از دروغ خواهد بود؟ اين دروغ از حالت شفاهي تا حالت كتبي ادامه مييابد. فاكتورها همه تقلبي و قيمتهاي درج شده در آن همه غير واقعي و براساس خواسته مشتري يا خريدار تنظيم ميشود. يك مأمور تداركات اداره يا شركت وقتي براي خريد ميرود به او پيشنهاد ميشود كه: چه قيمتي بنويسيم كه براي خودت هم چيزي بماند؟ و اگر او پيشنهاد نكند، ممكن است خريدار بگويد: ميشود طوري بنويسيد كه چيزي هم برايم بماند؟ و اين تازه بخشي از قيمت است. بخش ديگر تخفيف ويژه يا پورسانتي است كه به حساب خريدار واريز و يا نقد و چك حضوري پرداخت ميشود. گويا همه دست به دست هم دادهاند تا از يك انسان خريدار، يك دزد با پرستيژ بسازند. ميگويند يك انگليسي گفته بود: در ايران 16 ميليون دزد هستند كه دست در جيب يكديگر كردهاند! البته اين براي زمان خودش بود كه جمعيت ايران 16 ميليون بوده است و قياس به نفس هم كرده است چون به معني آن نيست كه در انگليس چنين چيزي نيست! زيرا كوچكترها همه چيز را از بزرگترها ياد ميگيرند و خيلي كم پيدا ميشود كاري كه كوچكترها انجام دهند و بزرگترها انجام ندهند. چون دراين صورت ديگر انجام نخواهند داد. اگر مرشد خودش پاك باشد، حرف او تأثير ميگذارد و الّا اگر خودش هم آلوده باشد، حرف او چيزي جز جوك گفتن نخواهد بود و يا اينكه تبرئه خود و معصوم نشان دادن و اين حرفها. همين انگليسيها يا آمريكاييها نفت ايران را چند ميخريدند؟ سالها گنجها و معادن ايران را ميبردند و اگر ايراني اعتراض ميكرد، او را وحشي ميدانستند و حق توحش هم ميگرفتند تا ايراني مطمئن شود اين معادن، حق مسلم خارجيهاست! چه اندازه كشته دادند تا نفت ملي شد؟ و اين نشان ميدهد شايد آنها دزديهاي كوچك را در ايران دزدي ميدانستند و دزديهاي كلان را كه خودشان انجام ميدادند، بد نميدانستند. اين روش آنها هنوز هم ادامه دارد. با بورس بازي و دلالي، با قيمت نفت بازي ميكنند تا اقتصاد ايران را دچار سردرگميكنند. آنها دلال بازي را در ايران نمي پسندند ولي خودشان بازارهاي پيشرفته پولي و مالي بورس و بانك درست ميكنند تا هزاران واسطه بين خريدار نفت و مصرفكننده آن درست كنند و قيمتها را بالا بكشند. هر وقت خواستند بخرند و هروقت نخواستند، تحريم كنند. وظيفه اصلي بورس لندن يا نيويورك، فقط دروغ تحويل دادن است و با قيمتها بازي كردن. اگر زماني بورس يا بانك منحل شود، چه اتفاقي ميافتد؟ يك اتفاق خوشايند. همهي واسطهها از بين ميروند. كشاورز بدون مراجعه به بورس، كالاي خود را ميفروشد و نفتِ پالايش شده بدون واسطه به پمپ بنزينها ارسال ميشود و اكنون برعكس است. نفت تا از سرچاه ايران به چراغ نفتي يا خودرو بنزيني مصرفكننده برسد قيمتش صدها برابر ميشود. همه اينها واسطهگري است و شايد بتوان گفت فقط بخشياند كه نتيجه كار وتلاش است و بقيهي ارزش افزودهي آن فقط سهم يقه سفيدهايي است كه در بورس نشستهاند و توطئه ميكنند فلانكس را شكست دهند يا فلان كشور را بدبخت كنند!
همين بورسها هستند كه نميگذارند حتي پول نفت داخل ايران بشود و در همانجا سرتير خرج ميكنند. و همينها هستند كه نميگذارند نرخ دلار كاهش يابد و ميگويند اگر نرخ دلار كاهش يابد، ارز از مملكت خارج ميشود! چيزي كه اصلاً داخل مملكت نشده، چطور خارج ميشود؟ همه استدلالهاي دروغپردازان عرصه اقتصاد همينطور است. اين دروغها بر اساس نظريات ماكياوليستي بايد چنان بزرگ و تكنولوژيك باشد كه مردم باور كنند و دلايل پيچيده كردن بازارهاي پولي و مالي و ايجاد مؤسسات مالي هم همين است. آنها با تكنولوژيك نمودن دروغ و مفاسد اقتصادي، آن را باور پذيرتر ميكنند. فرض كنيد بانك وجود نداشته باشد و پولهاي كلان مردم دريك جا جمع نشده باشد؛ آنوقت اختلاس چگونه اتفاق خواهد افتاد؟ پس لازمه اختلاس يا دزديهاي كلان يا مفاسد اقتصادي بزرگ، مجهز شدن به سيستمهاي پيشرفته تئوريك و تكنولوژيك است تا هم از دسترس مردم دور باشند و هم غير قابل باور. ترسهايي را ايجاد كند و براي مردم عامي كه منابع اصلي تأمين اين اختلاسها هستند، اين باور را ايجاد نمايد كه اينها دزدي نيست بلكه حق آنهاست. حتي اين روش مخصوص بازار نيست در موارد ديگر هم عينيت دارد. در مورد مرزبنديهاي سياسي، مردم حساسيت دارند و دوست ندارند قطعه زميني از كشور و وطنشان جدا شود و اگر كسي اين كار را بكند، خائن ووطن فروش محسوب ميشود. اما تكنولوژي به راحتي آن را باورپذير ميكند. با سند سازي، زمينهاي جمهوري آذربايجان توسط اسراييل خريداري ميشود، به طوريكه مطابق نقشه جديد فقط شهر باكو متعلق به اهلي آن است و در عراق و افغانستان و جاهاي ديگر هم همين است. ايجاد مناطق آزاد در كشورها به همين مناسبت است تا مراكز و شهرهايي كه با جنگ قابل تصرف نبود، با اقتصاد وتكنولوژي به تصرف درآيند. مرزهاي جديد را هواپيماها در هم شكستهاند و گمركها از مرزهاي آبي تا دل بزرگترين شهرها رسيده است. ديگر نميتوان مثلاً به ورود مواد مخدر به مرزهاي خاكي اكتفا كرد. در افغانستان لازم نيست گروهي خطر كنند و از راه ايران ترانزيت نمايند، بلكه هواپيماهاي نظامي ناتو در اين كار به سرعت حمل و نقل را انجام ميدهند و براي همين است كه اروپا و آمريكا بيشترين معتادان را بعد از اشغال افغانستان دارند. هم اكنون آمارها نشان ميدهد كه بيش از50 درصد جوانان در آمريكا و اروپا وكشورهاي عضو ناتو معتاد شدهاند و همهي اين مواد نميتواند فقط از طرق ترانزيت زميني به دست آنان برسد. اين تبليغات فقط براي آن است كه مسير اصلي پوشيده بماند و آنها با راحتي اين تجارت مر گآفرين و پر سود را انجام دهند… و تنها راه نجات بشر، شناخت اين ترفندهاي جديد با اتوپيايي است كه اسلام معرفي ميكند. هرروز انسانها بايد در مساجد جمع شوند تا ضمن عبادت به مشكلات روز خود رسيدگي كنند و در هفته يكبار جمعهاي بزرگتر انجام داشته باشند و در نمازجمعه همچون كنگره هاي حوزههاي احزاب، مسايل را مطرح نمايند و ماهانه و سالانه هم در كنگرههاي بينالمللي حج و امثال آن شركت نمايند.
Filed under: Uncategorized
سكولاريزم جديد نيست
لاريجاني افكار جديدي مطرح مي كند كه بعضا خطر ناك هم است او مثلا چند بار مسئله شهادت طلبي در ايران را خطر پذيري معني كرده كه اين يك اشتباه فاحش است زيرا اگر خطر پذيري اصل باشد گروههاي زيادي هستند كه خطر پذيري شان از ايرانيان بيشتر است مثلا گروه القاعده يا سازملن منافقين كه خطر پذيري سياسي ونظامي دارند وقاچاقچيان مواد مخدر فروشندگان غيرقانوني سلاح واجزاي بدن هم بالاترين خطر پذيري اقتصادي ونظامي را دارند ولي هيچكدام مورد تاييد عاقلا ن وازاديخواهان نيستند. ويا بحث سكولاريزم را چون سنشان كم است وجديدا مي بينند فكر ميكنند جديد است ! در حاليكه سكولاريزم سالهاست مطرح است وخوشبختانه در سالهاي اخير نفسهاي آخر خود را ميكشد كه بزعم آقاي لاريجاني تازه نفس است !
احتكار كار وماليات بر مغازه هاي خالي
همانطور كه ماليات بستن برخانه هاي خالي باعث شد تا فورا مسئله مسكن حل شود ماليات بستن بر بر چند شغله ها ومغازه هاي خالي هم ميتواند مشكل بيكاري را حل كند زيرا كساني كه الفباي اقتصاد را بدانند ميخوانند كه نيازي به كار آفريني نيست چون هميشه جامعه از لحاظ اشتغال در حال تعادل كامل است. فقط بحث اين است كه اضتغال هم مثل مسكن احتكار ميشود يعني دليل بيكاري هزاران نفر انست كه يك نفر هزاران شغل دارد وحالا اگر ماليات تجميعي بسته شود مخصوصا اگر تصاعدي باشد مي بينيم كه قضيه اضتغال هم حل خواهد شد.
موارد غير المپيگي در المپيك
شنيده شد كه كميته بررسي عملكرد المپيكي ها تشكيل شده از همين حالا بگوييم كه مسايل غير المپيكي باعث ناكامي تيم ايران شده است مثلا رفتار غير اخلاقي وعكسهاي نامتناسب هماحسيني در روزنامه ايران وحضور آنان در مراسم هاي غير اخلاقي ونيز استفاده از غذاهاي غير اردويي باعث شده البته اين حركات بعيد نيست زيرا وقتي علي دايي با هيات كسي كه اكس مصرف كرده وتازه از جلسات شبانه بيرون آمده در مصاحبه حضور مي يابد از هما حسين ها انتظاري نمي رود! لذا بايد تيم اعزامي تعهد بدهند تا قبل از گرفتن مدال بهيچ وجه در مراكزي غير اردويي نروند وغذاهاي غير اردويي نخورند..
چرا آشغال مي ريزيم
مدتها بود قكر ميكردم كه چرا مردم اينقدر آشغال در خيابانها ميريزند؟ اين مردم بافرهنگ كه نبايد كارهاي زشت بكنند وبالاخره دليل آنها را يافتم ! آنها ميدانند كه تفكيك زباله بسيار سخت وهزينه بر است لذا در همان خيابانها اين كارا ميكنند!
Filed under: Uncategorized
چرا سنتوري نبايد بيايد؟
سنتوري يك اقتباس ناقص از فيلمهاي كيمياوي است كه به مسئله معتادان مي پردازد اما نكات انحرافي زيادي دارد كه از نظر اخلاقي واجتماعي وسياسي قابل گذشت نيست اولا در اين فيلم برعكي فيلمفارسيها كه رفيق بد علت معتاد شدن هستند دولت باعث معتاد شدن معرفي ميشود ! و اين اهانت امر به تمامي خون شهيدان نيروي انتظامي است كه درراه مبارزه با مواد مخدر جان خود را از دست داده وميدهند. درحاليكه در گذشته دولت خود عامل اعتياد بود ولي فيلمفارسي رفيق بد راعامل آن معرفي ميكرد تا دولت باخيال راحت به شغل شريف قاچاق مواد مخدر بپردازد . نكته دوم اينكه بلحاظ روانشاختي دختر فيلم بهيچ وجه عاشق نبوده بلكه از معشوق بعلت شهرت ومحبوبيتش بعنوان يك پله براي رسيدن به فرد ديگري استفاده كرده ووقتي به او رسيده كه باهم به كانادا بروند ديگر اهميتي به او نميدهد . سوم اينكه عامل اعتياد همان همسر اوست زيرا بمحض رفتن او اعتياد سنتوري كاملا خوب ميشود. وبالاخره اينكه مفاسد بايد درست علت يابي شوند ونه اينكه با سياسي كردن قضيه وبگيرو بندهاي صوري بخواهند تيراژرا بالاببرند!
لاريجاني دين را از دولت جدا ميداند
لاريجاني حتي در تحليل نقش مسجد هم از تناقض گويي فلسفي دست نكشيد! وي كه درجمع ائمه جمعه وجماعات سخنراني ميكرد در تخطيه حرف رييس جمهور كه مسجد را بهترين پايگاه براي كاركرد حزبي معرفي كرده بود گفت كه اصلا اين حرف درست نيست ! گرچه بلافاصله گفت نقش مسجد نقش تعيين رهبري است ! در جاهاي ديگر هم ايشان درهمان جملات آغازين سعي دارد كه طرف را تخطئه كند ولي بعد خودش هم همن حرف را بشكل ديگري بيان ميكند!
عقايد شخصي يا مواضع اصولي ؟
مشايي ميگويد حاضراست صدساعت هم مناظره كند ولي اين كاررا بعد از استعفا انجام دهد واكنون بايد بعنوان عضو دولت مواضع اصولي دولت جمهوري اسلامي را ولو اينكه قبول نداشته باشد بيان كند وبخاطر اين حرفش از ملت عذر خواهي كند
Filed under: Uncategorized
مشکل مسکن حل شد واجاره خانه هم حل خواهد شد .
البته اگر تصور شود بخاطر سیاستهای انبوه سازی وامثال آن است اشتباه است زیرا ساخت مسکن مهم نیست بلکه احتکار آن است که قیمتها را بالامی برد. لذا تنها کاری که توانست به دلالان حرف حالی کند همین بستن مالیات بر خانه های خالی بود. البته همینکه نام مالیات آمد اقایان سکته کردند ولی می گردند راه فرار آنرا ÷یدا می کنند لذا باید دولت هم آماده باشد تا جلوتر از انها حرکت کند مثلا مالیات برخانه های خالی را زیادترا زمالیات بر خانه های اجاره داده شده تعیین نماید زیرا کسی که خانه را اجاره می دهد به در آمد آن احتیاج دارد وباید براساس هدفمند کردن یارانه ها باید مالیات از ایشان کم بگیرند وحتی به او کمک هم نمایند. اما کسی که خانه را می سازد وآنرا خالی نگهمیداردمعلوم است به پول آن احتیاج ندارد. ولذا مالیات از او گرفتن عین عدالت است. وبرای محکمتر شدن کار بهتراست از مایات پلکانی باشد یعنی اگر یکسال خالی بود حداقل مالیات ولی بمروز وسال به سال افزایش یابد یعنی کسی که 5 سال خانه خالی داشت هرچند از نظر شرعی مشمول مرور زمان شده واز مالکیت او خارج میشود ولی بعلت عدم آشنایی قانونگذاران این مرور زمان در قوانین ایران لحاظ نشده است . ولذا باید تا ابد یک نفر را مالک بدانیم. در حالیکه در کشورهای دیگر مرور زمان مورد قبول است . اما میتوان با افزایش میزان مالیات در واقع کمک به حذف مالکیت در ازای خالی ماندن طولانی نمود.
لزوم تغيير مشايي
اينكه همهاش در مقابل پيشنهاد شده هاي ديگران تعويض صورت پذيرد خوب است ولي يك تغيير در پيشنهادي هاي خودي هم لازم است مشايي با اظهار نظر هاي نسنجيده براي چندمين با ر است كه رييس جمهور را زير سوال ميبرد واكنون كه از علماي اعلام هم خواستار تغيير ايشان شده اند بايد نشان دهند كه به مسايل اسلامي بيش از مسايل خانوادگي اهميت ميدهند. اسراييل نه ملت محسوب ميشود ونه دولت وبايد از بين برود همانطور كه امام خميني فرمود وهرگونه شناسايي از آن توسط دولتمردان پشت پت زدن به تمامي آرمانخواهيهاي ادعايي خودشان است . لذا نبايد به سادگي از آن گذشت واگر رييس جكهور مترصد است كه آنرا توجيه كند اشتباه خواهد بود ونبايد بگذارد كه فضا سرد شود بعد از ايشان دفاع كند زيرا دفاع از ايشان بمنزله دفاع از موجوديت وبه رسميت شناختن اسراييل است .
Filed under: Uncategorized
علت كمي نحقيقات علوم انساني
كبكانيان در سكوت كامل مطبوعات وغيبت رسانه ها برخي حرفها را زد !
به گزارش خبر نگار ماهين نيوز وي كه معاونت تجقيقات وزير علوم است در همايش بين المللي مديريت پروژه در سالن همايشهاي صداوسيما در جمع تعدادي از مديران ومسئولا پروژه ها از ناكامي دولت در جذب بودجه تحقيقات خبرداد وگفت با اينكه تا 1.3درصد بودجه وزارتخانه ها با چه مشكلاتي به اين بودجه تخصيص داده شد ولي مانند گذشته فقط 45صدم درصد بودجه ها جذب شد والباقي برگشت خورد . ايشان با اشاره به استفاده سريع هاليوود از دستاوردها وتحقيقات دانشمندان علوم انساني در آمريكا اما درايران آنرا فاقد كاربري دانست وگفت گرچه ما در علوم فني دست آوردهاي زياد وكاربردي داريم ولي در علوم انساني بهيچوجه اين پيشرفتها ديده نمي شود. البته ايشان به آن اشاره ننمود علت آنست كه متولي علوم انساني هم درايران صاحبان علوم فني هستند ويكي خود ايشان كه با مدرك فني معاونت تحقيقات يك وزارتخانه را دارد واكثر بودجه هاهم همينطور است مانند همين گردهمايي كه مديريت واقتصاد را در دانشكده صنعتي شريف بايد تحقيق كرد! بديهي است اين تمايلات فني در دست بودجه داران مانع از ارسال آن به بخش علوم انسانس ميشود وآنها را ضعيف وغير قابل تخصيص بودجه اعلام مي كند. در حاليكه در ايران باتمدن وفرهنگ چندين هزار ساله تحقيقات فراواني در زمينه علوم انساني شه ولي چون به مذاق تحصيلكردگان آمريكا واروپا خوش نمي آيد آنها را ناديده مي گيرند. حوزه علميه ها بعنوان اصلي ترين منبع تحقيق هميشه مورد تمسخر ويا حداقل مورد غفلت اين اقايان بوده است والا كتبي كه در حوزه ها تاليف ميود بقدري زياد است كه صداي مدرسين حوزه را درآورده است.
س
پرويز مشرف آينه بوش !
آمدن پرويز مشرف مقارن با آمدن بوش بود ورفتن اوهم. لذا با ادامه روند سياسي در پاكستان ميتوان به روند سياسي آمريكاا هم پي برد چنانچه حزب ردم ليك وعوامي ليك ومسلم ليك شاخه نواز واحزاب دموكرات جانشين تعيين كنند معلوم ميشود در آمريكا نيز دموكراتها روي كار خواهند آمد. وبا اين معيار هميشه يك گام جلوتر درتحليل مسايل آمريكا خواهيم بود.
چرا قراردادهاي گازي را به نتيجه نميرسانند؟
اگر هند وپاكستان وتركيه بر سر قيمت توافق نمي كنند بهترين راه حل قراردادهاي كوتاه مدت براي صدور گاز است در اينصورت اگر ارزان هم باشد اشكالي ندارد زيرا اكنون چندين سال است كه گاز در هوا مي سوزد درحاليكه اگر باقيمت ارزان هم قرارداد بسته بودند هم بنفع ملت ايران بود وهم به نفع منطقه ولذا قراردادهاي بيش از 5 سال است كه اينگونه سخت است وبايد قيمت را بالا گفت تا از آيندگان نترسيم .زيرا 5 سال ديگر مسئولين انموقع خودشان تصميم خواهند گرفت . بگذريم از بعضي مسئولين كه خودشان در دوره مسئوليتشان همه چيز را فروختند وبيت المال را جارو كردند وحالا دلسوز ملت شده اند .همه ميفهمند كه اين اظهار نظر ها از روي حقد وكينه وانتقامجويي از روي راي نياوردن است. اينها همان غازي مظفرهاي زمان ماهستند درحاليكه هرات وباكو ونخجوان ودرياي مازندران وخليج فارس را ازدست ميدهند ميگويند افتخار ما اين است كه يك وجب خاك را به دشمن نداديم بله آنها يك وجب را ندادند ولي بيشتر را چرا!
Filed under: Uncategorized
المپيك وفروپا شي سياسي
المپيك چين نشان دادكه هزينه هاس يرسام اور آن هرگز قابل جبران نيست ومبالغ هنگفتي كه در اين جشنها پرداخت شده هيچكس مسئوليت باز پرداخت آنرا به عهده نمي گيرد. برگزاري يك جشن بزرگ واستفاده از تمام ظرفيتها چيزي نيست كه بتوان از آن به سادگي گذشت يكي از نتايج آن فروپاشي سياسي پس از برگزاري اين تجمع بسار بزرگ است زيرا از يكسو ورود فرهنگهاي بسيار وسيع در يك جامعه بسته باعث آشكار شدن تصضادها ميشود واز سوي ديگر سختگيري امنيتي شديد تمام قدرت حفاظتي ارگانها را به تحليل مي برد ومردم عاصي فرصت مناسب براي ابراز وجود پيدا ميكنند واز سوي ديگر خزانه ها هم خالي است ولذا پشتوانه مالي ندارند ازهمين رو يك فروپاشي آغاز شده وتغيير ريم بوجود مي آيد نمونه بارز آن المپيك وبرگزاري آن در ايران بود كه بغض در گلو شكسته ايرانيان از دست اسراييل ابتدا در بازي با آنان وشكست دادن آنان در فوتبال خود را نشان داد وسپس اين تبديل به يك مبارزه آييني شد وهمچون پرچم كاوه دليل وراهنماي مبارزه شد تا به پيروزي انقلاب اسلامي رسيد. اكنون در چين نيز ايالت سيانگ كينگ يكي از ايلتهاي مسلمان نشين همان روش را درپيش گرفته وميرود تا اهميت خود را بر چين بزرگ ثابت كند .مردم دنيا همه متوجه شدند كه قدرتي كه اين ايلت دارد ميتواند تمامي چين را زير تاثيرات خود قرار دهد ومسلما بعد از پايان يافتن المپيك به چالش بزرگي براي دولت آن تبديل خواهد شد. چين ساليان سال است كه از راه فروش ارزان اقتصاد خود را سر پا نگهداشته ولي اين زخم كهنه يك روزي سر باز خواهد كرد وزيانهاي آن روزي به حساب خواهد آمد وآن روز روزي خواهد بود كه طبقه جديد چين كه با اين ارزان فروشيها به درآمدهاي كلان رسيده اند باخزانه خالي مواجه خواهند شد. اين علاوه برآن است كه باسختگيريهايي كه در مورد غذاي غير حلال ميكنند فشار بر جامعه مسلمانان را افزايش داده وباعث ناراحتي آنان ميشوند. يكي از مسايل موجود در اردوي ايرانيان همين فشار اين نوع غذاها بود كه بين اعتقادات واهداف باز يكنان وشرايط موجود تضاد ايجاد ميكرد وآنان را در استرس فروميبرد بطوريكه نتيجه اين استرس ها با روانشناسيهاي چيني باعث شد تا تيم ايران با شكست مواجه شود تا مثلا درس عبرتي براي ايران دوستان ومسلمانان وعلاقمندان به ايران اسلامي باشد تا بگويند ايران الگوي مناسبي براي آنان نيست بلافاصله مي بنيم اين امر چنان اهميت پيدا مي كند كه رستورانهاي چيني درايران به تبليغات وسيع دست ميزنند وبعنوان غذاي چيني غذاهاي غير حلال را به خورد ايرانيان در داخل هم ميدهند.
البته ما شاهد فروپاشي در همه كشورها بعداز المپيك بوده ايم اكنون يونان بعنوان مثال حتي قدرت مقابله با تركهاي قبرس را ندارد وقبرس ومردم ان ترجيح ميدهند تابع تركيه باشند تا يونان وفقر وخزانه در دولت يونان نيز هنوز پس لرزه هاي يك افتخار پوچ است .
They can inter but not can exit!
The bush said: we can not save the missiles in the U.S.A because they are very old and we forgot their passwords. So they will blast very soon and it is dangers for people in U.S.A and their foundations and institute. Today we wanted to send them in E.U and all abroad. If they blast they kill the non American people and U.S people can saw that we save them from the accents as the 11 September events.
Mahin News asked: why killed the people in E.U and the all around the world instead of U.S people? He said: they are not with us. And all those that are not with us they are our enemy and must be kill!
Mahin News note: they are in dream and they thought the U,S government will continue , But they must know that the all things that they exit from U.S.A loose them. And all them will belong to other people. As they send the F14 and other equipment to Iran before Islamic revolution and after revolution all those remain in IRI. Today they sent the navy, missile and other to E.U and will be remain for E.U people and they benefit them in peace way not on war way. God woe