Filed under: Uncategorized
تورم 40درصدي نتيجه حاكميت مظاهري
تمام نشريات كارگزاراني بلا استثنا از رفتن مظاهري اظهار نارضايتي كردند واين نشان ميدهد مهره آنان تا چه حد اهميت داشت تا بتواننسد در كارهاي مالي واقتصادي وباتكي دولت اخلال ايجاد كنند وباعث نارضايتي صنعت كاران وكارگاه داران كوچك شوند. بهرحال اميدا ست رييس كل جذيذ بانك با دستي پر در كاهش نرخ ارز ودلار گام برداردتا از اين طريق بتواند در كاهش تورم نقش اساسي داشته باشد
در هر صورت تورم 40 درسصدي امسال كه روز نامه كار گزاران آن را تيتر كرده است عملكر سياست باصطلاح انقباضي همين آقاي مهندس عمران كارشناس اقتصاد بود!
حالاكه دكتر بهمني رييس بانك مركزي شد و بر جاي طهماسب مظاهري نشست اما مشكلات همچنان باقي است و بايد فكر اساسي براي آنان بشود. لذا به نظر ميرسد چند موضوع مأموريت اصلي رييس بانك مركزي جديد ميباشد و اولين آن تقويت پول ملي است. در حاليكه ميرود تا تئوري آمريكايي هر هزار تومان يك دلار اجرا شود، مردم از خود ميپرسند چه دستهايي در كار است كه اين مسأله را عليرغم خواست همه آحاد مردم انجام دهد؟ در حاليكه ضعيفترين پولهاي دنيا در برابر دلار تقويت شدهاند… از افغاني افغانستان گرفته تا لير تركيه ولاري گرجستان و منات آذربايجان. اين چه كساني هستند كه توطئه ميكنند واين گونه پول ملي را آن هم در برابر دلار كه شعار مرگ برآمريكاي جنايتكار هنوز از زبانها نيافتاده بايد سرخم كند؟ زيرا بيش از 90 درصد بازار ارز در دست دولت است ودولت با يك درصد كم وزياد تزريق كردن دلار به بازار ميتواند آن را متعادل كند ولي معلوم نيست چه كساني و با چه تئوريها و استدلالهايي اينگونه هر روز دلار را گرانتر ميكنند.
لذا وظيفه بانك مركزي شناسايي اين اخلالگران اقتصادي است تا مانع اجراي عمليات آنها در جهت تضعيف پول ملي شود. تضعيف پول ملي علاوه بر كاهش اعتماد مردم به دستاوردها ودستمزدهاي خودشان است باعث گراني و تورم هم ميشود. يعني ريشهي همه گرانيها در افزايش نرخ دلار است زيرا وقتي نرخ دلار افزايش يابد پول ملي بي ارزش ميشود و بابت آن هيچ كالايي داده نميشود. وقتي كه مردم ببينند هرروز ريال ضعيفتر ميشود، انگيزه خود را براي كار كردن و حتي سرمايهگذاري هم از دست ميدهند وهمين امر باعث ميشود تا ما شاهد خروج سرمايهها به سوي دبي وديگر كشورها باشيم. آنهاييكه از ايران ميروند ويا سرمايههاي خود را خارج ميكنند، همه به دليل بي ارزش بودن پول ملي است و آنها ميروند تا با دلار كار كنند كه در مقابل ريال هرروز بالاتر ميرود تا از اين ممر بدون كار كردن هم صاحب درآمد شوند. كسي كه در سال 57، دلار را 70 ريال هم نميخريد الآن اعتراف ميكند كه اشتباه كرده و فقط اگر دلار را ميخريد وهيچ كاري نميكرد، الآن سود او به 140 برابر رسيده بود وچه تجارتي پر سودتر و مطمئنتر از اين؟ لذا ميبينيم توليد وتجارت زير سايه دلالي دلار رنگ ميبازد و يك دلار فروش از همه آنها جلوتر ميزند. كشاورز عرق ميريزد و زمين را شخم ميزند. كارگر صبح تا شب، آجرها را بالا و پايين مي كند ولي دستمزد او با يك سفته بازي دلالان دلار نه تنها افزايش نمييابد كه كاهش هم پيدا ميكند. اگر كسي در سال 57 روزي 700 ريال يعني ده دلار ميگرفته، امروز حتي اگر صدهزار ريال هم بگيرد باز دستمزد او پايين است زيرا ميداند هيچ كاري هم نكند باز ارزش پول او قهراً كاهش مييابد و او هر روز با استرس و ناراحتي اين دستمزدها و كاهش آن را ميبيند. حالا طهماسب مظاهريها چه فكري ميكنند كه در دوران آنها دلار افزايش مييابد؟ واز 927 ريال به 986 ريال ميرسد؟ ادامه اين روند نه به صلاح مملكت است نه به نفع مردم لذا مأموريت رييس جديد بانك مركزي، رفو كردن اشتباهات رييس كل قبلي است. يكي ديگر از اشتباهات رييس كل قبلي اين بود كه تصور ميكرد با جلوگيري از پرداخت وامهاي به صنايع كوچك باعث كنترل تورم خواهد شد ولي ديديم كه تورم نه تنها كاهش نيافت بلكه همچنان افسار گسيخته رو به بالا رفت زيرا وقتي پول به كار نيافتد ناچار از دلالي سر بيرون ميآورد و اگر وام به بنگاههاي زود بازده و صنايع كوچك داده نشود، پول كه بيكار نميماند لذا در دست دلالان و واسطهها ميافتد و وامها از بنگاههاي زود بازده گرفته و به كارمندان و كاركنان بانك داده ميشود و يا ديگر كساني كه در كار توليدي نيستند و لذا سطح توليد كاهش مييابد و اجناس كم ميشود و چون پول وامها در دست افراد غير توليدي است تقاضا بالا ميرود و لذا تورم حتي در روزهاي ماه رمضان هم افزايش نشان ميدهد و گوشت مرغ و يا گوشت گوسفند به چند برابر ميرسد. چرا كه توليد گوشت و مرغ كه اكثراً در بنگاههاي زود بازده بوده متوقف ميشود. حتي اگر اين وامها به وارد كنندگان هم داده شود و يا صادركنند گان، بازهم بهتر از اين است كه داده نشود. زيرا مثلاً در گرجستان توليد دام فراوان وارزان است وبه علت بارندگي داراي مراتع فراوان. ميتوان گوشت را وارد كرد و به جاي پول به آنان مواد شوينده و امثال آن فروخت. اما وقتي پول گردش نداشت و وام داده نشد، در خزانهها ميماند و دست مردم و توليد كنندگان خالي شده و جيبها بي پول ميشود. ومردم بي پول نميتوانند چيزي بخرند و نميتوانند چيزي هم توليد كنند. مسأله بعدي كه بسيار مهم است، نبايد تصور كرد كه با كم كردن صفرها موفق ميشويم تمام نابسامانيهاي گذشته را يك شبه جبران نماييم. بايد دستاندركاران بدانند كه بي ارزش كردن پول ملي وقتي توقف نداشته باشد، با برداشتن دويا چند صفر حل نميشود زيرا ادامه كاهش ارزش پول براي طرز نوشتن آنها نيست بلكه به واسطه سياست اشتباه تزريق تورم به اجتماع است. از ابتداي انقلاب اسلامي، طرفداران تزريق تورم در پشت صحنه ايستادهاند تا با توجيهات بي ربط خود، مسؤولين را به تزريق تورم تشويق نمايند و نارضايتي آنها را موقتي اعلام نمايند. در حاليكه تززريق تورم هزاران دليل اقتصادي هم داشته باشد، زيبنده اقتصاد اسلامي نيست چرا بايد به مردم دروغ گفت؟ در حاليكه تورم آنها را تحت فشار قرارداده تصور كنيم براي آنها خوب است؟ ممكن است آنها بگويند دراثر تورم درآمد دولت بالا ميرود زيرا مردم بيشتري ماليات ميدهند، ولي اين ماليات بركت ندارد زيرا بر اثر فريب مردم بدست ميآيد و لذا رييس كل بانك مركزي در يك امتحان بزرگ الهي است تا اشتباهات گذشتگان را جبران كند وانشاء الله دراين ماه مبارك با استعانت از الطاف الهي موفق باشد
سيد احمد حسيني ماهيني مدير مسئول هفته نامه ماهين
=====
تومان و ريال يا حقارت ملي
قبل از آنكه در خصوص اهميت واحد پول ملي و مسائل جانبي آن بپردازيم ضرورت دارد در مورد تاريخچه پول در ايران پرداخته و اهميت و اقتدار آن را در دوران هاي مختلف بررسي كنيم.
پول در ايران
تا آنجا كه اطلاع داريم قديمي ترين پول ايران به فرمان داريوش كبير ضرب شده است. سكه داريوش كبير از طلا بود و نويسندگان يوناني آن را بنام خود داريوش “دريكوس” ناميده اند.
با فرمانروايي كوروش، اقتصاد ايران وارد مرحله نوين و جانبي خود شد، كه تا فروپاشي حكومت ساسانيان، روند عمومي آن كم و بيش دست نخورده ماند. فتح ليدي، كشور ثروتمندي
كه مردمش به مبتكران ضرب سكه شهرت دارند و فتح بابل، كه يكي از محدود باراندازها
و بازارهاي كهن بين المللي بود، ايران را از سند تا مديترانه به بزرگترين مركز اقتصادي جهان باستان بدل كرده بود. پيداست كه اين گستره بزرگ داد و ستد با سه مركزيت همدان
، پاسارگاد و بابل و در كنار اين سه، مركزيتهاي بزرگي مانند اورشليم و سارد، ناگزير از برخورداري از شبكههاي مالي بزرگي بود كه بتواند جوابگوي آن همه تحركي باشند كه يك شبه پديد آمده بود.
شايد براي خوانندگان شگفت انگيز باشد كه اين نظام بانكي جديد، از نظامي، تقريباً مانند بانكهاي امروزي برخوردار بوده است. قديميترين بانك شناخته شده در قلمرو ايران در زمان كوروش، به بانك اگيبي و پسران مشهور بود.
درباره اين سازمان مالي نيز آگاهي هاي ما، به سبب نبود خط، از درون خاك ايران نيست. با بنيانگذاري شاهنشاهي هخامنشي و جهانگشايي كوروش و برقراري آرامش و امنيت در آباديها و راهها و همچنين آغاز رونق نقش سكه، شبه بانكداري نيز، كه از هزاره دوم پيش از ميلاد در بين النهرين تا حدودي شناخته شده بود وارد مرحله نويني شد.
در دورههاي بعد علاوه بر سكه طلا سكه نقره نيز ضرب شد. هخامنشيان علاوه بر سكه طلا سكه نقره هم داشتند و اشكانيان بيشتر به ضرب سكههاي نقره دست مي زدند. در زمان حكومت ساسانيان مسكوكات طلا به سبك سكههاي رومي درآمد. اين مسكوكات از تركيب طلا، نقره و مس ضرب ميگرديدند.
در دوره اسلامي مسكوكات طلا به اسم دينار، نقره، به اسم درهم و مس به اسم فلس در جريان بود. در دوره مغول سكه هاي طلا مجدداً كمياب شد و معاملات اغلب با سكههاي نقره انجام ميگرفت. كلمه تومان كه به معني ده هزار است و كلمه مغولي ميباشد از اين تاريخ متداول گرديد و به ده هزار دينار يك تومان گفته شد.
پس نتيجه مي گيريم واحد پول به نام تومان هم كه فعلاً در بين مردم رايج است اين هم براي ملتي كه خود واحد پولي داشتهاند حقارتآميز است و پذيرفته نخواهد بود.
در دوره صفويه سكههايي به اسم عباسي، لاري، صدي، شاهي، محمودي و غيره وجود داشت درباره عباسي و واحد پول آن دوران يكي از سياحان اروپايي در قرن هفتم بنام تونوت مينويسد:
«رواج عباسي بيش از سكههاي ديگر است. از آن رو كه اين پول به درستي بهترين پول جهان به شمار مي رود. وزن آنها به اندازه اي صحيح و يكسان است كه وقتي بخواهند مقدار زيادي از اين پول را تاديه كنند در هر يك از دو كفه ترازو بيست و پنج عباسي قرار داده و با هم قياس ميكنند و تنها موقعي به آزمايش دقيق يك يك سكهها ميپردازند كه اندك تفاوتي درون آنها ديده شود»
نادر شاه افشار نيز پس از فتح هندوستان سكه هاي جديدي بنام اشرفي و از نقره بنام نادري ضرب نمود. بعضي از اين سكه ها در هندوستان و به مناسبت فتح آن كشور بدست نادر ضرب شده است. و تا مدتها سكه نادري در كل بلاد اسلامي رواج داشت. واحد پول ايران در دوره سلطنت قاجاريه تغيير پيدا كرد. در زمان فتحعليشاه قاجار قران واحد پول ايران گرديد. قران معادل يك دهم تومان و برابر 5 عباسي و يا بيست شاهي بود. در اين دوره نامهاي عباسي وشاهي و محمودي رسماً تغيير يافتند و شاهي اسم جديد سكه مسي شد. ولي چنانكه ميدانيم اصطلاح عباسي تا مدتهاي مديد در ميان مردم در زمان پهلوي نيز متداول بود و اغلب ما آن را به معناي چهار شاهي بكار مي برديم. قبل از سلطنت ناصرالدين شاه ضرابخانههاي مختلف در شهرهاي بزرگ ايران وجود داشت و امتياز ضرب پول به اشخاص واگذار شده بود و بخش خصوصي در ضرب سكه فقط فعاليت داشت.
وضع پول بعد از قاجاريه
پس از قاجاريه واحد پول ايران مجدداً تغيير يافت. اين بار هويت ملي و مذهبي خود را نيز از دست داد.
در سال 1308 شمسي به دستور رضا شاه قانون تعيين واحد پول ايران به تصويب مجلس شوراي ملي آن وقت رسيد و طبق اين قانون نام واحد پول از قران به ريال تبديل شد و جاي بسي تعجب بود. مطابق مقررات اين قانون واحد پول ريال طلا است كه به صد دينار تقسيم ميشود و از نظر برابري آن را مساوي يك شلينگ انگليسي گرفتند و قرار شد سكه طلاي يك پهلوي معادل با 20 ريال طلا و نيم پهلوي معادل با 10 ريال طلا ضرب شود.
در باره ريشه لغت ريال بعداً توضيح خواهيم داد.
در سال 1310 در زمان رضا شاه پهلوي قانون«اصلاح قانون واحد و مقياس پول» به تصويب رسيد و طبق اين قانون وزن قانوني ريال طلا به يك پنجم وزن سابق تقليل داده شد و علاوه بر سكههاي نقره سكه پهلوي طلا معادل با صد ريال و نيم پهلوي معادل50 ريال تعيين گرديد.
بعضي از صاحب نظران اقتصادي معتقد هستند واحد ملي پول هر كشور بايد نشان و بازتابي از هويت ملي و تاريخي آن كشور باشد. بعضيها نيز معتقدند تغيير واحد پول ملي يك بحث سيستمي است و با عوض شدن يا عوض نشدن يك اسم تغيير يا اتفاق خاصي صورت نميپذيرد.
متاسفانه نام واحد پول ملي و قانوني ما نه تنها نشاني از هويت ملي و ديني و تاريخي ما را ندارد بلكه نماد استعماري و صليبي است و به هيچ وجه اين نام شايسته ملت و ميهن ما نميباشد.
در اهميت واحد پول ملي و قانوني، نام آن و همچنين طرحها و نقوش و كلمات و عبارتهايي كه همراه دارد، سخن فراوان است و هيچ كس در حساسيت و بنيادي بودن آن ترديد ترديد ندارد. همان طور كه پرچم و سرود هر كشوري نماد ملي و نشاني از هويت يك ملت و ابزاري براي تميز يك ملت ديگر و . . . است، واحد پول ملي نيز همين حالت را دارد و تمام عناصر تشكيل دهنده آن (اعم از نام پول ملي ما طرحها، نقشها، كلمات و اعداد كه همراه دارد) بايد بازتاب هويت ديني و ملي و تاريخي يك ملت باشد كه متاسفانه پول ملي ما در اين هشتاد ساله اخير اين خصوصيات بارز را نداشت به همين سبب، انتظار اين بود كه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي كه در همه زمينهها ساختارشكني شد. در خصوص تغيير واحد پول ملي نيز كه از يادگارهاي دوره استعماري و صليبي است. فوراً در همان اوايل انقلاب توسط بانك مركزي با حداقل حذف يك صفر تغيير و نامي متناسب با هويت ملي و ديني و تاريخي ملت ايران براي واحد پول ؟ مانند تغيير پرچم و سرود انتخاب ميكردند.
اگر مسئولين دهه اول انقلاب كه به دليل مشكلات و توطئه هاي دشمن و جنگ هشت ساله دفاع مقدس را متهم به كوتاهي و غفلت و حتي بي اعتنايي و بي تدبيري نمي كنيم ولي مسئولين دهه دوم و سوم انقلاب را مي توانيم متهم به موارد كنيم زيرا مسئولين دهه اول انقلاب مجال كمتري براي انديشيدن و اقدام كردن در اين باره داشتهاند ولي مسئولين بعد از آن ميتوانستند با تدبير انديشيدن و هماهنگي با نخبگان اقتصادي تا قبل از دولت نهم در خصوص تغيير واحد پول ملي و حتي حذف 2 تا 3 صفر آن اقدام لازم را صورت ميدارند
و جاي بسي تعجب و تعمق مي باشد كه چرا تاكنون اين امر مهم صورت نگرفته است.
جالب توجه اين است كه در نظام هاي گذشته در ايران تغيير صورت گرفته است ولي در نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران درباره عدم تغيير نام واحد پول ملي، حتي برخلاف سنت
و روش تاريخي موجود در ايران عمل شده است؛ يعني اينكه در تاريخ ايران رسم بر اين بوده است كه هرگاه سلسله چديد در ابتداي كار و پيش از هر اقدام مهم ديگري، نام واحد پول موجود را عوض كرده. نام جديدي كه متناسب با هويت سلسله جديد بوده را برميگزينند.
به همين علت ميباشد كه در تاريخ ايران با انواع واحد پولي كه قبلا درباره آن پرداختهايم
، مواجه بودهايم. در زمانهاي گذشته، نام واحد پول ملي قانوني ايران در حالي تغيير ميكرده
است كه سير تغييرات چندان قابل توجه و چشمگير نبوده و معمولا تغييراتي در جامعه رخ نميداده است. ولي در جريان پيروزي انقلاب اسلامي و تشكيل اين نظام نوپاي اسلامي همه چيز به طور بنيادي تغيير كرد و كلا نه تنها سمت و سوي تاريخ ايران عوض شد بلكه سمت
و سوي جهان اسلام نيز به بركت انقلاب اسلامي دگرگون گرديد. با اين حال، نام واحد پولي هنوز تغيير نيافته است. به عبارت ديگر، تصميمگيري و اقدام درباره تغيير نام واحد پولي به تناسب عظمت دگرگوني حاصل از انقلاب اسلامي و تشكيل نظام اسلامي نبوده است.
اكنون شايد اين سوال در ذهن خوانندگان عزيز پديد ميآيد كه چرا ريال كه واحد پول ملي كنوني ميباشد، بايد عوض شود و چرا ريال و تومان براي ما حقارت تاريخي دارد
و منعكسكننده هويت ملي و ديني و تاريخي ملت ما نيست؟
براي روشن شدن اين موضوع، لازم است به طور گذرا به چگونگي تبديل شدن ريال به واحد پول قانوني ايران اشاره كنيم. ابتدا بايد گفت كه لفظ ريال شكل فارسي و عربي كلمه اسپانيايي رئال ميباشد و رئال در زبان اسپانيايي به معناي شاه و شاهي است. سكه (Real) در اواخر قرن 15 ميلادي، يعني پس از آنكه صليبيهاي جديد ، مسلمانها را در شبه جزيره ايبري (اندلس) شكست دادند و قدرت گرفتند، به نام پادشاه صليبي اسپانيا ضرب شده به همين دليل، نام آن سكه نيز شاهي و شاهي (رئال) گرديد.
بنابراين، ضرب سكه ريال در اسپانيا، اساس يادگار و نماد پيروزي صليبيان بر مسلمانان در اسپانيا است. به همان اندازه كه ضرب سكه ريال در اسپانيا، نشان و نمادي از قدرت گرفتن
و اوج پيروزي صليبيان بر مسلمانان ميباشد، نشان و نمادي از شكست و اضمحلال و حقارت مسلمانان شبه جزيره ايبري محسوب ميشود.
قابل تامل آنكه چرا لفظ و كلمه با داشتن يك دنيا بار منفي و حقارت آميز براي ايرانيان و مسلمانان
، تبديل به واحد پول ملي و نمادي همسان و همقد پرچم ما شده است، و چرا ما بايد اين موضوع حقارت آميز را تحمل كنيم. مي دانيم كه صليبون اروپا بعد از آنكه مسلمانان را در شبه جزيره ايبري شكست دادند و حكومت اسلامي را از اين ناحيه برچيدند به همين اندازه قناعت نكردند ودرصدد
بر آمدند ضمن استمرار جنگهاي صليبي درجهان اسلام، سرزمين هاي اسلام را نيز فتح و غارت كنند به همين سبب لشكركشيهاي پيدرپي از طريق دريا آغاز شد و هر يك از فرماندهان جنگهاي جديد صليبي با راه انداختن دهها كشتيجنگي و بسيج هزاران سرباز مسلح روانه شرق شدند. هجوم صليبيون شبه جزيره ايبري به شرق جهان اسلام كه بعداً با هجوم كل اروپا اعلام شد
، در تاريخ به دوره استعمار و دوره غارت و سركوب شرق مشهور است. اين دوره چند صد ساله
با هزاران فجايع و حوادث حزنانگيز و هولناك بشري همراه بودكه حتي فهرست كردن اين فجايع نيز دشوار است تا چه رسد به اينكه به طور مفصل تبيين وتوصيف گردد. بنابراين در اينجا به هزاران فجايع دوره مذكور كاري نداريم و فقط به اين موضوع اشاره ميكنيم كه چون لشكريان صليبي از شبه جزيره ايبري (اندولس) به حوزه خليج فارس، اقيانوس هند و درياي عمان رسيدند و با كشورها
و اقوام اين حوزه به جنگ و ستيز پرداختند، ريال اسپانيا را هم با خود به حوزه هاي مذكور آوردند
و به رواج آن پرداختند. بدين ترتيب، ريال اسپانيا، هم به عنوان نماد پيروزي صليبيان در شبه جزيره ايبري و هم به عنوان نماد پيروزي لشكرهاي صليبي در شرق اسلامي، در كشورها و سرزمينهاي هند، پاكستان، ايران، شبهه جزيره عربستان، عمان و . . . شناخته شد و تا حدودي از قرن دهم هجري رواج پيدا كرد و پول شناخته شده و وسيله دادوستد گرديد تا زمان قدرت گرفتن رژيم منحط پهلوي، هرگز در ايران پول رسمي به حساب نمي آمد وحتي در ايران عصر قاجاريه، دولت آن زمان ايران واحد پول خاص خودش را داشت. پس از آنكه رژيم منحوس پهلوي در ايران شكل گرفت
و پايه هاي قدرتش محكم شد. در تاريخ 27 اسفند ماه سال 1308 ه.ش طبق مصوبه اي ريال
به جاي قران، به عنون واحد پول قانوني ايران معرفي شد. اين خود جاي سوال است كه چه
علفه و رابطه اي بين رژيم پهلوي و صليبيون قرن 15 ميلادي وجود داشت كه صليبيون ريال را
به عنوان نماد پيروزي بر مسلمانان متولد كردند و رژيم ضد اسلامي پهلوي نيز پس از قدرت گرفتن
، ريال را واحد قانوني و ملي پول ايران نمود. لابد بين اسلامستيزي رژيمپهلوي و صليبيوني كه دشمن اسلام بودند رابطه اي بوده است و شايد همان طور كه تولد ريال در اسپانيا، نشاني از پيروزي صليبيون بر مسلمانان محسوب مي شد رسمي شدن ريال در ايران نيز نشاني از پيروزي صليبيون داخلي و يا عوامل داخلي صليبيون در ايران بوده است. اگر رژيم پهلوي نام واحد پول ملي را در زمان خود «پهلوي» مي گذاشت براي مسلمانان ايران پذيرش آن بهتر از ريال اسپانيا بود.
اكنون اين پرسش مطرح مي شود كه چه نامي و چه واژهاي ميتواند جايگزين ريال شود و ظرف مناسبي براي انعكاس هويت ملي و ديني ملت مسلمان ايران و انقلاب شكوهمند اسلامي گردد.
يقيناً يافتن و برگزيدن واژه و كلمه مناسب بر عهده دستاندركاران نظام اقتصادي است ولي بايد گفت كه اكثريت قاطع واژهها و نامهايي كه در قرون گذشته به عنوان واحد پول قانوني ايران مطرح بودهاند، شايسته انتخاب مجدد نيستند، زيرا تعدادي از آنها برگرفته از نام شاه و فرمانرواي همان زمان ميباشند.مانند:عباسي،نادري، ناصري و . . . كه همگي برگرفته از اسم خاص و يا لقب خاص شاهان
و فرمانروايان هستند. تعدادي از آنها گرچه اسم عام ميباشند ولي به اين دليل كه بار معنايي خاصي دارند، شايسته گزينش نيستند. مانند شاهي و سلطاني و . . . بالاخره تعدادي نيز برگرفته از اسم خاص نيستند و بار معنايي خاص نيز ندارند، ولي ريشه خارجي دارند مانند تومان كه ريشه مغولي دارد و يا ريال كه واژه اسپانيايي است كه قبلاً به تفسير آن پرداختيم و يا دينار و درهم كه آنها هم با اينكه در تاريخ ايران و اسلام رواج گسترده داشتهاند ولي در اصل اين دو پول هم ريشه يوناني دارند.بنابراين، از ميان همه نامها و عبارتهايي كه در تاريخ ايران به عنوان نام واحد پولي مطرح بودهاند فقط نام و واژه «محمدي» كه دردورههايي از تاريخ ايران به عنوان واحد پولي استفاده ميشده و با بقيه تفاوتهايي داشته است، زيرا نام رسول الله(ص) بوده و بار معنايي و تاريخي و اعتقادي خاص اسلام داشته است و لذا پيشنهاد ميگردد نام واحد پول ملي ايران به يكي از اسامي ذيل براي كشور
، مسئولين نظام اقتصادي و رئيس جمهور محبوب انتخاب فرمايند.
1-محمدي، 2-فارس، 3-پارس، 4-پرشين، 5-دريگ، 6-خميني، 7-پرشيا
اكنون اميد است مسئولين نظام پس از سپري شدن حدود سه دهه از پيروزي انقلاب اسلامي
در خصوص تغيير واحد پول ملي و زدودن احساس حقارت تاريخي اقدام عاجلي نمايند.
سيد محمود اماميان
دبير كل ائتلاف بزرگ ورزش ايران
No Comments Yet so far
Leave a comment
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>