U.S Election


جهاني سازي به سبك ايراني (256)
23000000Sunday08 252008, 10:39 am
Filed under: Uncategorized

جهاني سازي به سبك ايراني (256)

 

دعوت از شهرداران كلانشهرهاي آسيا در دستور كار شهرداري تهران قرار گرفت و اين دعوت در روزهاي 29 و30 آبان ماه در محل برج ميلاد تهران انجام پذيرفت. دراين روز شهرداران جهان هم اجازه يافتند ضمن حضور در اين اجلاس، از برج ميلاد نيز بازديد نمايند. برج ميلاد هنوز افتتاح نشده، خواهان زيادي دارد و به عنوان سمبل جديد كلانشهر تهران جاي خود را به خوبي باز كرده است. با اين‌كه قرار بود اينترنتي از علاقمندان ثبت نام شود ولي به زودي ظرفيت تكميل شد و مردم از ثبت نام باز ماندند حتي با اين‌كه قول داده بودند گردشگران و سرمايه‌گذاران در گردشگري را به بالاي برج ببرند اما به دليل كارگاهي بودن محيط، اين امكان فراهم نشد. به زودي 6 طبقه كناري آن آماده شد و در آن مسابقات قراني دانشجويان برگزار شد و با شكوه زيادي به مدت سه شبانه روز آنها به قرائت پرداختند. مردم هم به شوق ديدن برج ميلاد با هر بهانه؛ استقبال پرشوري از اين مسابقات داشتند و با برگزاري موفقيت‌آميز اين همايش قرار شد شهرداران پايتخت‌ها هم در همين مكان كه در كنار برج ميلاد ساخته و آماده شده است دور هم جمع شوند و مجمع يا اتحاديه پايتخت‌مداران آسيا را براي اولين بار در سطح جهان به وجود آورند. اين ابتكار وحدت آفرين، اولين طرح ايران نبوده و آخرين آنهم نخواهد بود. همين دو سال پيش بود كه مجمع مجالس آسيايي تشكيل شد و تبديل به اتحاديه گرديد و تمام رؤساي مجالس آسيا در تهران گرد هم آمدند و محل دبيرخانه خود را هم تهران قرار دادند. قبلاً نيز رؤساي جمهور كشورهاي اسلامي به ايران آمدند و به افتخار آنان قسمتي از زمين‌هاي نمايشگاه بين‌المللي به سرعت ساخته و به نام سالن اجلاس سران نامگذاري شد. اكنون نيز تمامي سالن‌هاي مهم و معمولي، پذيراي مهمان خارجي است كه براي ايجاد اتحاديه علمي تحقيقاتي فني مهندسي به ايران مي‌آيند و خوش آب و هوايي ايران هم به آنان مي‌سازد و ماندگار مي‌شوند. هر كدام ازاين همايش‌ها كه برگزار مي‌شود، يكي از پايه‌هاي تمدن غرب فرو مي‌ريزد و يك پايه به تمدن ايراني نوين اضافه مي‌گردد. در كنفرانس برند در سالن همايش‌ها شاهد بوديم كه آخرين ترفندهاي يك تمدن فروپاشيده چگونه نخ نمايي مي‌كرد. استادان قديمي دانشگاه‌هاي تهران كه هنوز غذاهاي امريكايي زير دندانشان مزه كرده است، در طي سخنراني‌هاي خود ضمن بستن كراوات به همان سبك دهه‌ي 1960 در تمامي اين كنفرانس‌ها هنوز هم نمايي ايده‌آل از امريكا مي‌دهند و به دانشجويان توصيه مي‌كنند سخنان آمريكاييان را مانند آيه‌هاي قرآني بنويسند و حفظ كنند و آن را قورت بدهند و درست در مقابل چشمان آنها ميهماناني كه با پول اينها دعوت شده و از آنسوي غرب آمده‌اند، كراوات‌ها را باز مي‌كنند تاخون به مغزشان برسد و مانند ايراني‌ها باهوش شوند و بعد هم در كمال تعجب اين آقايان مي‌گويند چرا ايران به تقليد از آمريكا مي‌پردازد؟ آيا مي‌خواهد به همين ركود و كسادي و بحران برسد؟ آيا ايران و بانكداران ايراني مي‌خواهند همه پول‌ها را خرج كنند و در آخر هم مانند آمريكايي‌ها برج‌هاي دوقلو را منفجر كنند و به نام تروريست‌هاي خيالي آثار و مكتوبات طلبكاران را از بين ببرند؟ و بعد هم هزينه‌هاي انباشته‌ي ساليان خوشگذراني خود را بالغ بر 700 ميليارد دلار و400 ميليارد يورو از مردم آمريكا و اروپا بگيرند؟ استاد برند كنفرانس؛ علناً مي‌گفت ايران كه خود يك برند است، چرا دنبال برند ديگران مي‌رود؟ اصول حاكم بر برند مي‌گويد: دنباله‌روي برند ديگران و تقليد از ديگران سقف دارد و مقلد هيچگاه نمي‌تواند از مقلد خود سر باشد و به اصطلاح فيلسوف ايراني استاد مطهري كه مي‌گفت يك روز به علامه طباطبايي گفتم مي‌خواهم مثل تو باشم و او فرمود كه من مي‌خواستم بوعلي باشم و اين شدم؛ حالا ببين تو چه مي‌شوي! نگراني غربي‌ها به يك غيظ خوردن تبديل شده است. آنها مي‌بينند ايراني‌ها مي‌خواهند همه چيز را از دستشان بقاپند! بسياري از آنان وقتي مقالات ايراني‌ها را در اين سمينارها گوش مي‌دهند از آمدن و ارايه‌ي مقاله خود خجل مي‌شوند! يك دانشجوي دانشگاه الزهرا(س) مطالبي در كنفرانس برند ارايه داد كه استاد آمريكايي مشابه آن را و در سطح بسيار نازل‌تري ارايه نمود! فقط چون به زبان انگليسي ارايه شده بود، مورد توجه دعوت كنند گان قرار گرفت. آنها خود بهتر مي‌دانند كه درست است كه50 برند برتر دنيا نام يك كالاي ايراني ندارد ولي همين نام‌هاي غير ايراني، همه مديران ايراني دارد و ترس آنان از اين است كه مردم ايران اين را بفهمند و ديگر همه چيز رو شود و امروز اين نتيجه كم كم به دست مي‌آيد.
همه مي‌دانند كه بالاترين برندهاي دنيا نظير «ياهو»، «سي ان ان» و «ميكروسافت»، همه در دست مديران ايراني است و آن خود فروختگان؛ خودآگاه يا ناخودآگاه باعث حذف نام ايران مي‌شوند در حالي‌كه برند به نام نيست بلكه به عملكرد است و لذا اگر يك روزي پرده‌ها بالارود و معلوم شود همه‌ي جهان به دست ايراني‌ها اداره مي‌شده است ولي به كام آمريكايي‌ها بوده، بسيار روز سنگيني خواهد بود و اين روز، دير نيست.

كج فهمي‌ها در حال افول است

كج فهمي‌ها در حال افول است و علت آن هم روشن است زيرا ايران داراي سابقه مديريت جهاني هفت هزار ساله است كه برخي آن را بيشتر هم مي‌دانند و لذا تجربيات او به همه چيز برتري دارد. حالا آنها به روش فرار مغزها يا در باغ سبز نشان دادن يا طمع را تحريك كردن يا خام كردن جوانان اين تجربيات رايگان اخذ كرده و به نام خود مطرح مي‌سازند. بحث ديگري است و ايرانيان روزي اين را خواهند فهميد و جوانان ما روزي مجرب خواهند شد و خواهند فهميد بردن استعداد به خارج، آنهم با پول ايران حاصلي جز سرشكستگي براي خودشان ندارد زيرا دشمن كه اينهمه زيرك است آنها را از دست نمي‌دهد تا اسرارش باقي بماند و براي اين‌كه اسرار فاش نشود؛ همين جوان‌ها را مانند سنگ استنجا و يا دستمال كاغذي دور مي‌ريزد و ناگها ن مي‌بينيد جوان باهوش و استعداد و نمازخوان، معتاد مي‌شود و خود را از بين مي‌برد. يعني مغزهايي كه فرار كردند، ناچار راهي بجز خود كشي و يا تخريب خود ندارند. زيرا مثلاً جواني كه پناهنده سياسي شده؛ تصور مي كند اگر به ايران برگردد كشته خواهد شد و لذا در همانجا مي‌ماند و براي اين‌كه بماند بايد دستورات آنها را اجرا كند و چون بعد از مدتي داغي مغزش فروكش مي‌كند، براي آنها هم مهره سوخته مي‌شود و در راهي بن‌بست گير مي‌كند كه به خيال خود نه راه پس دارد و نه پيش. نه وجدانش راضي مي‌شود به هموطنانش خيانت كند و اسرار كشورش را بيش از اين در دست دشمن بگذارد. اما بالاخره روزي اين غبارها كنار خواهد رفت و معلوم خواهد شد كه واقعاً در غرب خبري نيست. به طور مثال شنيده شده در فيلم ضد آمريكايي مجموعه دروغ‌ها، كارگردانش كه علاقه‌ي زيادي به ايرانيان داشته، از مسؤولين هنري درخواست مي‌كند تا يك بازيگر زن به آنها معرفي كند و قصد او اين بوده كه در جشنواره فيلم‌هاي ايراني هم شركت كند ولي بازيگر جوان براساس روياهاي پوچ خود كاري مي‌كند كه اين ورود اين فيلم به ايران ممنوع شود… وي با اين‌كه اجباري نداشته كه بد حجاب يا بي‌حجاب ظاهر شود، به سبك هنرپيشه‌هاي خيالي دهه 1960 وارد عرصه مي‌شود و با اين‌كه محتواي فيلم، افشا كننده‌ي چهره تروريستي آمريكاست و سعي دارد به امريكايي‌ها بگويد كه همه چيزهايي كه راجع به تروريست بودن مي‌گويند مجموعه‌اي از دروغ‌هاست اما مجوز ورود به ايران را پيدا نمي‌كند. اگر اين تصور غلط نبود، شايد هم اكنون اين فيلم در ايران جايزه هم مي‌گرفت و اكران هم مي‌شد زيرا بدحجابي يا بي‌حجابي اهل كتاب مانعي ندارد اما دختر مسلمان حق ندارد اين كار را انجام دهد. به هر حال اين اصولي است كه سينماي ايران را به سينماي نجيب در دنيا بدل كرده است كه حتي كارگردان امريكايي را هم علاقمند مي‌كند ولي كج فهمي باعث مي‌شود كه اين امر به يك دليل بسيار ساده و نقص اصول اوليه سينماي ايران، شانس خود را از حضور علني درايران از دست بدهد. ممكن است كه مانند فيلم‌هاي سنتوري يا حتي مارمولك در سطح وسيعي هم پخش شود ولي اين خواسته كارگردانان و دست‌اندركاران آنها نبوده است.

تداوم جهاني‌سازي

گرچه اروپا و آمريكا با طرح مسايل فوق و اپوزيسيون خيالي از يكسو و سرقت طرح‌هاي ايراني مدتي توانسته سروري جهان را داشته باشد؛ ولي به مرور اين نقشه‌ها رو مي‌شود و معلوم مي‌شود ايران و ايراني نه تنها آزادي‌خواه هستند بلكه از ابتدا بوده‌اند و بعدها هم آزادي‌خواه باقي خواهند بود برخلاف اعراب و چيني‌ها و اروپايي‌ها كه همه جا آثار بردگي و بت پرستي آنان آشكار است، در آثار تخت جمشيد نه كسي براي كسي خم شده نه كسي سوار براسب است و نه كسي بر كسي خشم گرفته. منشور و كتيبه‌هاي ايرانيان پر است از نام خدا و مهرباني و برابري و برادري و جهان هرچه بيشتر به سوي آزادي واقعي حركت كند، قدر ايران را بهتر خواهد شناخت. تنها درعصر تاريكي و ظلمات و زور و ترس بمب اتم و موشك و قداره‌بندي است كه ايران خوار و ذليل مي‌شود زيرا فقط اين يكي را بلد نيست! ايراني‌ها ذاتاً دشمن دوست هستند! آنها از اين‌كه اروپايي‌ها يك روز ناراحت شوند، حاضرند تاريخ خود را هم به فراموشي بسپارند… اما دشمن است كه مكر او پايان مي‌پذيرد.
وقتي دروغ‌ها و مكرها و فريب‌ها پايان پذيرفت؛ آن وقت چهره‌ي نوراني ايرانيان به جهان معرفي مي‌شود. حضرت ابراهيم (ع) يك ايراني بوده است و همانطور كه مي‌دانيم به دستور خدا اسماعيل فرزندش را به عربستان مي‌برد و اسحق فرزند ديگرش را به فلسطين. يعني بني‌اسراييل در واقع ايراني بودند! و به خاطر همين هم كورش آنها را آزاد مي‌كند. بني‌اسماعيل هم ايراني بودند و به همين خاطر ايرانيان بهتر از اعراب دين فرزندان او را پذيرفتند. ما شاهديم كه كسي كه فقط دو پشت او در تهران بوده خود را تهراني اصيل مي‌داند ولي به كساني كه جد اندر جد ايراني‌اند، سخنان ديگري مي‌گويند! و اين است كه جهاني‌سازي در ذات ايرانيان بوده است هر چند مدتي اروپا يا آمريكا و يا اعراب و چين و روسيه و حتي هند خود را قطب جهان معرفي كردند و برخي احمق‌هاي داخلي هم به آنان كمك كردند. اينها چندان احمق هستند كه در توازن جهاني حاضرند نامي از مالزي و كره ببرند ولي نامي از ايران و ايراني نبرند و ادعا هم بكنند كه ايراني و وطن‌پرست هستند. آنها بايد بدانند كه اگر مالزي يا كره هم قطبي شدند، از صدقه سر پول نفت ايران است كه كالاهاي آنها را خريد و براي آنها پيشرفت ساخت. حتي چين، روسيه، امريكا، اروپا و اعراب… و دبي و شارجه و امارات و بورس نيويورك و لندن، همين امروز هم اگر پول نفت ايران نباشد؛ اثري نيست. ايران بزرگ‌ترين شريك تجاري كشورهاييست كه پيشرفته محسوب مي‌شوند! و اگر يك روز از آنها كالا نخرد، آنها به گدايي مي‌افتند



ايران ابر قدرت هست وبوده وخواهد بود..
22000000Saturday08 252008, 6:40 pm
Filed under: Uncategorized

ايران ابر قدرت هست وبوده وخواهد بود..

خيليها كه خوشحاليشان با خوشحالي سازمانهاي جاسوسي يكي است با اعلام شوراي اطلاعاتي آمريكا خوشحال وذوق زده شدند كه ايران درسال 2025 يكي از ابر قدرتهاي مطرح جهان خواهد شد! اما آنها فراموش كردند كه ايران از قديم ابر قدرت بوده والان هم هست ودر آينده هم خواهد بود . چه آن زمان كه بجز ايران وروم قدرتي نبود وچه آنزمان كه دنيا بين ايران وعثماني تقسيم شده بود وچه حالا كه شرق وغرب همگي دي ك طرف بودند وايران دريك سو ونتوانستند كوچكترين اسيبي به ايران برسانند. ايران از سالهاي 1342 رسما با لغو قانون كاپيتولاسيون مبارزه بامدعيان ابرقدرتي را شروع كرد ودراين سالها ثابت كرد كه آنها چه شرقي وچه غربي فقط يك ابر قدرت پوشالي بودند نه چيز ديگر ووقتي خواستند پايشان را از گليم خودشان دراز كنند قلم پايشان خرد شد. ايران اسلامي نشان داد كه ديوار اهني ومشت اهني خود ساخته شرقي توخالي بود وبه يك پيام امام خميني ره از هم فروپاشيد وثروتمندان قاروني غرب نيز با يك نفس حق ايران بر باد شدند. واكنون بزرگترين كارخانه داران واتومبيل سازان جهان مانند گدايان سمج ايستاده اند تا نواله اي از مردم ايران بگيرند! همه خودروهاي آنها پشت در گمرك ايران با قيمتهاي بسيار ارزان صف كشيده اند بنز ورولزرويس كه تاديروز حاضر نبودند درجلوي خداي عالميان سرخم كنند امروز قيمت خودرو آنها حتي از پيكان وانت هم ارزانتر درانتظار صدور مجوز واردات به ايران هستند! خداوند ايرانيان را برگزيده وبه آنان اينهمه ثروت وقدرت داده است. گاز ايران نفت ايران پتروشيمي ايران معادن ايران گردشگري ايران همه وهمه سرمايه ايست كه بايد قدر داني شوند وشكر گزاري شوند.

 

 بگزارش ماهين نيوز  از شوراي نگهبان

دكتر كدخدايي گفت كه در طول مدتي كه باخبرنگاران جلسه نداشته چندين طرح ولايحه واساسنامه به شوراي نگهبان رسيده كه هركدام به نوبه خود بررسي وپاسخ داده شده است مثلا افزايش ظرفيت دانشگاههاي مهم دولتي مغاير با قانون اساسي شناخته نشد ولي قانون زور افزايي بدليل استفاده از كلمات بيگانه مغاير قانون اساسي كه زبان فارسي را معرفي كرده شناخته شده وبراي اصلاحات لازم باز پس داده شده است



الدلارات الاميريكيه في يد الزيباوي !
18000000Tuesday08 252008, 5:20 am
Filed under: Uncategorized

الدلارات الاميريكيه في يد الزيباوي !

التوشيح الموافقه مع الاميريكيه يعلن ان الزيباوي والاحبابه ياكلون اموال العارقي بالباطل من اول يوم . انهم لا عراقي بل الاميريكيه والاستعماريه . نحن نقولوا في سنوات قبل ولكن لا يعرف الناس الصوره الواقعيه . اليوم يوم الذي نحن نعرف وكل الناس تعرفونهم

ان الاما الفداييه الاسلاميه الصدر قال كل هم من قبل ولكن اليوم لازم ان تتبع ملته ووسبيله ان سبيله سبيل الاسلام. ولكن السيستاني في زمان الامرضي راح الي الانگليزيه والمستشفيه الانگليزيه واليوم هو مريض ولا افهم ان الموافقه مع الاميريكيه باي نحو كان ضد العراقيه وضد الاسلاميه. لانهم يحتاج 3000بيليونات دلارات من النفط العراقي  والعراقيون في الفقر. انهم لا قوت لهم ولا امن ولا السلامه لهم ولكن الجيوش الاسراييليه والاميريكيه في امن والسلامه وعوايد الكثيره من قبل هذا التفكر وهذا الموافقه . ان الاميريكين لازم ان يخرج سريعا ويودو الغرامات من قبل الشهدا والمرضي والمخربات المساكين ومن يغمض من غرامات الاميريكيه فهو الاميريكيه والقتله واجب علي كل مسلم من العراقيين والغيره…



The U.S people must know that they are recompensing their mistakes.
13000000Thursday08 252008, 1:38 pm
Filed under: Uncategorized

What is the American people sin? They are not the innocent people, because they vote whom that do criminal in many years. They can not share in all criminal acts that they do but they select the silence. Today is the day that they must shut and told all things that they must tell before and afraid to say. They must fight hardly and do insurgency and bloc that the banks eat the people money! The companies in twin tower take all money they arrange a stage and build a movie and tell that the twin tower blast by terrorists and the all bill fired. If they tell right they must repay people money but they blast her for this. The terrorist are trash. And people selected the silence and not shut but shut off! They killed the Iraqi people and Afghanistan but no one protest. It is the U.S people sin, but it is not any far they can indemnity, How they can do? The U.S people have only one way , they must lave and splash to streets and shut and break the Banks glass and the wine and opium and gambling centers as Iranian do in 1979 in Islamic revolution. The banks resistance they pay more and wanted to expensive all money for her convivial, so people to be poor and poor for all time.  

 

شعيشع: ايران را جمهوری قرآنی بخوانيم

گروه بين‌الملل: «استاد أبوالعينين شعيشع» رئيس اتحاديه قاريان و حافظان مصر، در مراسم نكوداشت «با آسمانيان» گفت: جمهوری اسلامی ايران را به خاطر اهتمام ويژه به قرآن كريم، جمهوری قرآنی ايران بخوانيم

 

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) از محل برگزاری دومين دوره مسابقات بين المللی قرآن دانشجويان مسلمان، «آيت الله محمد علی تسخيری» در اين مراسم كه در سالن همايش های برج «ميلاد» تهران برگزارشد، در ابتدای سخنان خود گفت: از كودكی و نوجوانی با قرائت قاريان مصری به ويژه «ابوالعينين شعيشع» مأنوس بودم و از تلاوت زيبا و دلنشين ايشان بهره می بردم.

وی به حديثی از امام حسن عسگری(ع) مبنی بر «حسن الصورة جمال الظاهر و حسن العقل جمال الباطن» اشاره و اظهار كرد: قاريان قرآن علاوه بر زيبايی ظاهر و صورت، از زيبايی باطنی و عقل و خرد برخوردار هستند.

آيت الله تسخيری، شعيشع را از ستارگان قرائت جهان اسلام دانست و تلاوت زيبا و دلنشين وی را مجذوب كننده هر علاقه مند به قرآن كريم دانست.

وی همچنين، به تفسير قرآن خود با عنوان «المختصر المفيد فی شرح الكتاب المجيد» اشاره و تصريح كرد: اين كتاب مرهون تشويق استاد عزيز و بزرگ مرد انسان ساز حضرت آيت الله العظمی شهيد «محمد باقر صدر» است.

دبيركل مجمع جهانی تقريب مذاهب اسلامی يادآورشد: شهيد صدر با اين كه خود مرجع شيعيان در عراق بود، علاقه وافری به امام خمينی(ره)، بنيانگذار انقلاب اسلامی ايران داشت.

گفتنی است، ابوالعينين شعيشع، رييس اتحاديه حافظان و قاريان قرآن مصر هنگام قدردانی آيت الله تسخيری از شخصيت قرآنی وی، به احترام اين چهره قرآنی قيام كرد

همچنین ، «محمد باقر قاليباف» شهردار تهران امروز 23 آبان در مراسم اهدای تنديس زرين مسابقات به شعيشع، عنوان شهروند افتخاری تهران را به اين قاری نامدار مصری اعطا كرد.

شهردار تهران در اين مراسم كه با عنوان «با آسمانيان» در سالن همايش‌های برج «ميلاد» برگزار شد، اعطای شهروند افتخاری به شعيشع را افتخار بزرگی برای جامعه قرآنی تهران تلقی كرد.

شعيشع در پايان مراسم ضمن تقدير و تشكر از برگزاركنندگان اين برنامه استقبال ايرانيان را بزرگترين هديه برای خود عنوان كرد

 

 به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) «استاد أبوالعينين شعيشع» با ارايه سخنانی در حاشيه دومين دوره مسابقات قرآن دانشجويان مسلمان در سالن همايش‌های برج ميلاد تهران با بيان اين مطلب گفت: در ميان كشورها مرسوم است كه مردگان را تكريم می‌كنند اما، در ايران قبل از آن كه عزيزی را از دست بدهند وی را مورد تجليل و تقدير قرار می‌دهند.

وی در پاسخ به سوال مجری برنامه مبنی بر اين كه «در هشتاد سالگی چه آرزويی داريد؟» گفت: آرزو دارم كه روزی كشورهای اسلامی دست در دست هم اشغال‌گران را از كشورهای خود بيرون كنند.

وی افزود: كشورهای اسلامی قدرت و منابع فراوانی دارند و از لحاظ نيروی انسانی و مادی در شرايط بسيار خوبی به سر می‌برند.

در اين مراسم كه تعداد زيادی از جوانان و دانشجويان حضور بهم رسانيده بودند وی در ادامه با تأكيد بر اهميت قرائت روزانه قرآن كريم توسط جوانان و دانشجويان تصريح كرد: من در شبانه روز پنج جزء قرآن می‌خوانم و همواره در نمازهای روزانه خود اين‌چنين دعا می‌كنم: «اللهم لاتحرمنی من خدمة كتابك حتی القاك» (خدايا مرا تا آخرين نفس از خدمت به كتابت محروم نفرما.)

وی در اين مراسم تجليل كه هم‌زمان با دومين دوره مسابقات بين‌المللی قرآن دانشجويان مسلمان برگزار می شود، آياتی از سوره مباركه علق را با صوت دلنشين خود تلاوت كرد و حاضران در سالن را از صوت زيبای خود بهره‌مند ساخت

 

آیا پورسانتهای نفت به وزارت کشور خواهد رسید؟

 کسانیکه در وزارت نفت در بستن قراردادهای مشکوک رفتار مشکوک تری داشته اند آیا لازم است برای تامین بودجه انتخابات وارد کابینه شوند

پایتخت مداران آسیا در تهران

شهرداران کلانشهرهای آسیا در تهران در محل برج میلاد تهران در روزهای 28و29 ابان ماه جاری برای اولین بار جمع میشوند تا برای ایجاد اتحادیه آسیایی شهرداران یا پایتختمدراران آسیا که به پیشنهاد دکتر قالیباف مطرح میشود مهر تایید بزنند وتهران را بعنوان دبیرخانه دایمی آن انتخاب نمایند

 



كنفرانس بين المللي براند
11000000Tuesday08 252008, 8:38 pm
Filed under: Uncategorized

كنفرانس بين المللي براند

درسالن همايشهاي بين المللي صداوسيما فردا راس ساعت 8.5 آغاز بكار مي كند دراين كنفرانس اساتيدي از سراسر جهان گرد مي آيند تا در زمينه بالابردن اطلاعات بازايابي به ايرانيان كمك كنند ودراين شرايط كه جهان در حال ركود است ايران مي تواند سكاندار اقتصاد جهاني شود وطرحي نودر اندازد ..

  

استفاده از چاه منازل براي طرح فاضلاب شهري

شوراي شهر درخواست يكصد ميليارد تومان هرساله براي فاضلاب شهري تهران خواسته است اما به نظر مي رسد كه اگر طح نويني بدهند اين هزينه ها كاهش يابد مثلا بجاي نصب شمعك درخيابانها وكندن ميله در معابر از چاههاي توالت خانه ها بعنوان ميله ها استفاده كنند وانبار آنها را به هم متصل نمايند ونهايتا به خارج از شهر برسند كه ديگر احتياجب به حفاريهاي غيرمجاز ترس از فرورفتن در لجن وغيره ازبين ميرود..

 

اوباما ومشكلاتي كه مي‌تواند نباشد

اوباما در حالي پيروز ميدان انتخابات شد كه يك كشور ويران شده بدهكار و با اقتصاد درهم ريخته را تحويل مي‌گيرد. انتخابات نه چندان عادلانه امروز به يك دليل به اوباما جواب مثبت داد تا با اين اميد كه او نتواند كاري كند ودمكراتها براي هميشه از صفحه سياسي محو گردند البته اگر دموكرات‌ها نتوانند اين بهم ريختگي را جمع كنند، شايد كلاً امريكا از صفحه روزگار محو شود. زيرا با روش نظامي‌گري اخير آمريكا در جهان، جمهوريخواهان به طور كامل از ميدان بدر رفتند به طوري‌كه ما مي‌بينيم مك كين نيز براي رهايي از عواقب آن هميشه مي‌گفت من جمهوريخواه هستم ولي بوش نيستم. و اين‌كه مردم از عملكرد جنگ طلبانه ناراحت هستند يا از جمهوريخواهان اين مهم نيست زيرا قبلاً هم دموكرات‌ها در ويتنام جنگ طلبي كرده بودند و كندي بوده كه دستور حمله به ويتنام را صادر كرده است و جمهوريخواهان به عنوان ناجي به ميدان آمده بودند.

اما اين بار دمكرات‌ها هستند كه مي‌خواهند از جو ضد جنگ استفاده كنند ولي آش به قدري شور شده كه صداي آشپز هم درآمده و جنگ طلبي به قدري مردم را عاصي كرده كه بالاترين هزينه‌ها را درحالي براي پيروزي اوباما پرداخت كردند كه بدهكارترين كشورها بودند و كسري بودجه‌هاي وحشتناكي داشته و شركت‌هاي بزرگشان در حال ورشكستگي بود… و شايد مردمان گرسنه و بي‌خانمان و سيل زده كه زندگي فلاكت باري داشته‌اند، اصلاً در اين بازي شركت نكرده و بر جمع رأي خاموش افزوده‌اند. رأي بالاي الكترال براي اوباما كه جاي هرگونه دادخواهي و مجادله را بسته بود اين پيام را داشت كه مردم در انتظار يك تغيير هستند و شعار تغيير او را كه از ايرانيان وام گرفته بود با اهميت تلقي كرده‌اند. زيرا در آمريكا ساليان سال است كه يك روند الكترال آنهم با تفسيري كه كنگره يا دادگاه عالي دارد در جريان است. با اين‌كه بيش از نيمي از مردم دراين بازي شركت نمي‌كنند ولي براي آنها اهميتي ندارد. حتي صداي احزاب سوم به بعد هم شنيده نمي‌شود و كانديداهاي غير از اين دو حزب هم تبليغ نمي‌شوند. گويا بن بست و قحط الرجال تاريخ آمريكا را فرا گرفته است. در حالي‌كه در تمامي جهان تغييرات رژيم‌هاي سياسي است اما رژيم سياسي پيچيده و نامعقول الكترال هيچ تغييري نمي‌كند و به قول پرفسور مولانا مردم آمريكا نمي‌دانند كه تاحالا هيچگاه به رييس‌جمهور رأي نداده‌اند! و رييس‌جمهور با رأي مستقيم آنها انتخاب نشده است هميشه اين يقه سفيدها بودند كه پا در مياني مي‌كردند. نيروهاي حزبي در يك مجموعه‌ي درهم تنيده با نيروهاي تبليغاتي و رسانه طوري عمل مي‌كردند كه مردم تصور كنند كه رأي به اوباما مي‌دهند! بخصوص در ايران كه اين آزادي هست كه مردم مستقيماً نام رييس‌جمهور خود را مي‌نويسند، اغلب تحليلگران چنين تصوري را داشته‌اند. آنها يعني ترجمه‌گران سياست‌هاي آمريكا در ايران نيز هرگز تصور نمي‌كردند كه احزاب دوگانه اينگونه كلاه مردم را در آمريكا آنهم در مهد آزادي و تمدن بردارند. كاري كه احزاب دوگانه تا به امروز كرده‌اند در همين خيانت بس كه دو حزب را احزاب معرفي كرده و دموكراسي و ليبراليزم را به مسخره گرفته‌اند. در حالي‌كه مردم تصور دنياي آزاد دارند حتي نمي‌توانند به جز اين دو حزب، تفكري داشته باشند… اين مشكلات ساختاري راهي جز نابودي اقتصاد و سياست امريكا در جلوي روي مردم و مخصوصاً رييس‌جمهور جديد قرار نمي‌دهد. يعني اوباما اگر به شعار تغيير خود فكر نكند و بخواهد با روش سال‌هاي قبل مملكت را اداره كند، به جايي نخواهد رسيد زيرا كه اگر جايي بود؛ زرنگ‌تر از او وجود داشت. لذا بايد تغييرات ايجاد كند. اين تغييرات هم نه تغييرات روبنايي و ساده و بي‌اهميت است بلكه بايد زيربنايي و مهم و اساسي باشد. در اين صورت است كه مشكلات كاملاً حل شده و راه جديدي در جلوي پاي ملت آمريكا گشوده خواهد شد. دليل آنهم بسيار ساده است: سرمايه‌داران و بازاريان اميد داشتند پس از انتخاب اوباما، بورس رونق پيدا كند ولي شاخص‌ها همچنان نزول را نشان مي‌دهد چرا كه هنوز تغييري روي نداده است هنوز جمهوريخواهان هستند و سياست بودجه‌ريزي جنگي و اطلاعاتي را پي‌گيري مي‌كنند. هنوز 2.5 ميليارد دلار خرج انتخاباتي درآمدي ايجاد نكرده و بر آن اضافه‌تر هم مي‌شود زيرا تا روز سياستگذاري و حضور بوش در كاخ سفيد نمي‌توان انتظار داشت كه وي دست از سياست‌هاي خود بردارد و كاخ را سالم تحويل اوباما دهد. او شايد آخرين كوشش‌ها و تلاش‌هاي خود را هم خواهد كرد تا به قول معروف كاخ سفيد را كاملاً جارو كرده تحويل اوباما دهد و ناكامي او را دو چندان كند. لذا اين تغييرات است كه مي‌تواند پيروزي اوباما را در حل معضلات تضمين كند و تهديدات موجود را به فرصت‌هاي جديدي تبديل نمايد. اين تغييرات از نظر ما اين است كه اولاً امريكا كلاً نيروهاي نظامي خود را از جهان فراخواند و آنها را در امر سازندگي براي سيل زده‌ها و طوفان زده‌ها و كارتن خواب‌ها به كار گيرد و ارتش واقعاً تبديل به بازوي مردم آمريكا شود و به آنان كمك كند نه اين‌كه هزينه‌هاي كلاني براي آنها صورت گيرد و دلارهاي آمريكايي را در كشورهاي ديگر خرج كنند. بايد به جاي بانك‌ها كه 700 ميليارد دلار زيان و هزينه ايجاد كرده‌اند، صندوق‌هاي جديد اعتباري بدون بهره به سبك صندوق‌هاي خيريه عمومي قرض‌الحسنه ايجاد شود و بالاخره راه حل‌هاي اسلامي و قرآني براي اقتصاد امريكا در نظر بگيرند و به كمك مردم همه معضلات را حل كنند. بديهي است مردم آمريكا كه اينهمه ضرر را تحمل كرده‌اند، مي‌توانند رياضت‌ها را نيز براي رسيدن به آرامش بيشتر تحمل نمايند و در آنصورت علاوه بر حل معضلات اقتصادي، قادر خواهند بود كه اين تلاش‌ها را ارزشمند نيز بدانند زيرا براي خودشان است نه براي تجاوز به ديگران

 



Body of lies
8000000Saturday08 252008, 5:44 pm
Filed under: Uncategorized

Many people thought the U.S.A government has money!

The new idea for saving the imperialism is that the government pay 700trillions dollar to banks for help. But they know that the government has not any money. They have money, its better than to pay homeless. And jobless people not to pay them who have job and cost all people money for her. Government not has any income except the taxes and taxed divided two: company or persons. Nobody knows that they have no any income to pay tax: the company will bankrupted every day more. And they send out her persons. One who exits from the manufactures has he any money and income to pay tax? It is the body of lies. The Bush and the other her cooperates think that the people are foolish but they know all things. The best reason is that they can not pay any money from 700billions and even 400billions Euro. We can ay that they can pay salary of police and the white house staffs. Many months they have not any wage!

 

مجموعه دروغها

قرار است 700ميليارد دلار دولت آمريكا به بانكها كمك كند 400 ميليارد يوروهم دولتهاي اروپايي كمك نمايند تا بحران فعلي فروكش كند اما اين حرفها مجموعه اي از دروغهاست به دلايل زير

اولا چنين پولي دراين شرايط اگر لازم بود كمك شود دولتها ميتوانستند قبلا كه مبالغ كمتري نياز بود اقدام نمايند واگر گفته شود آنها از اين بحران اطلاعي نداشتند يا اينكه اين بحران يك شبه ايجاد شده است نقض غرض است زيرا غرب در ادعاهايش  برنامه ريزي 200ساله وصد ساله بدون كوچكترين اشتباهات دارد!

درثاني تاكنون هيچ اثري از اين كمكها ديده نشده است واين نشان ميدهد كه دولتها جنين پولي ندارند زيرا اگر داشتند به لشكر روز افزون بازنشستگان ،بيكاران وبي خانمانها كمك ميكردند

ثالثا اين ايده كمك هاي دولتي در جوامع سوسياليستي ويا جوامعي مانند ايران كه معادن نفت وطلا وكار خانجات بزرگ دردست دولت است امكان پذير است نه در كشورهايي كه به ادعاي خودشان دنياي آزاد هستند ومعادن طلا  وچاههاي نفت وگاز در دست بخش خصوصي است

رابعا دولت در آمريكا واروپا بجز ماليات درآمدي ندارد ومالياتها را يا روساي كارخانجات ميدهند ويا از حقوق كارگران كسر مي شود ودر حاليكه بورسها نزول پيدا كرده وكارخانجات يكي پس از ديگري ورشكست مي شوند وكارگران خودرا اخراج مي كنند ديگر چه كسي ماليات خواهد داد؟

از سوي ديگر آنها ادعا مي كنند كه ايران نيز از اين بحران در امان نخواهد بود!اينهم مجموعه اي از دروغهاست زيرا اولا افزايش ويا كاهش قيمت نفت در نهايت هيچ تاثيري ندارد چنانچه نفت به بالاي 140دلار رسيد مردم ايران هيچ تفاوتي نديدند. زيرا به همان ميزان كه نفت گران ميشد كالاهاي خارجي حتي با نسبت بيشتري گرانتر ميشد.وگندم وگوشت ومايحتاج عمومي كه از خارج وارد ميشد ويارانه اي به مردم داده ميشد تمامي اين مابه التفاوت را مي بلعيد.   ثانيا دولت هم تفاوتي نديد زيرا همه ميدانستند اين يك بازي است لذا هيچگاه  بودجه دولتي براساس 140دلار بسته نشد وهمان مرز 45 تا 50مراعات شد

ثالثا اينكه مي گويند آستانه تحمل ايران 60 دلار براي هربشكه است يك دروغ از همين مجموعه دروغهاست وهيچگونه محاسبه در آن نبوده زيرا همه ميدانند دولت هيچگاه بودجه را بالاي 50 دلار نبسته است. يعني هيچگاه اصلا روي 60 دلار حساب نشده كه اين تازه آستانه تحمل فرض شود.  معلوم نيست باكدام بودجه مقايسه شده كه اين رقم بدست امده است.

 



اوباما ومشكلاتي كه ميتواند نباشد The problems that can be opportunity for Obama
7000000Friday08 252008, 4:20 pm
Filed under: Uncategorized

اوباما ومشكلاتي كه ميتواند نباشد The problems that can be opportunity for Obama

   اوباما در حالي پيروز ميدان انتخابات شد كه يك كشور ويران شده بدهكار وبا اقتصاد درهم ريخته را تحويل مي گيرد. انتخابات نه چندان عادلانه امروز به يك دليل به اوباما جواب مثبت داد تا با اين اميد كه او نتواند كاري كند ودمكراتها براي هميشه از صفحه سياسي محو گردند البته اگر دموكراتها نتوانند اين بهم ريختگي را جمع كنند شايد كلا امريكا از صفحه روز گار محو شود. زيرا با روش نظاميگري اخير آمريكا درجهان جمهوريخواهان بطور كامل از ميدان بد ر رفتند بطوريكه ما مي بينيم مك كين نيز براي رهايي از عواقب آن هميشه مي گفت من جمهوريخواه هستم ولي بوش نيستم . واينكه مردم از عملكرد جنگ طلبانه ناراحت هستند يا از جمهوريخواهان اين مهم نيست زيرا قبلا هم دموكراتها در ويتنام جنگ طلبي كرده بودند وكندي بوده كه دستور حمله به ويتنام را صادر كرده است .وجمهوريخواهان بعنوان ناجي به ميدان امده بودند. اما اين بار دمكراتها هستند كه ميخواهند از جو ضد جنگ استفاده كنند ولي آش بقدري شور شده كه صداي آشپز هم درآمده وجنگ طلبي بقدري مردم را عاصي كرده كه بالاترين هزينه ها را درحالي براي پيروزي اوباما پرداخت كردند كه بدهكارترين كشورها بودند وكسري بودجه هاي وحشتناكي داشته وشركتهاي بزرگشان درحال ورشكستگي بود.. وشايد مردمان گرسنه وبي خانمان وسيل زده كه زندگي فلاكت باري داشته اند اصلا دراين بازي شركت نكرده وبر جمع راي خاموش افزوده اند. راي بالاي الكترال براي اوباما كه جاي هرگونه دادخواهي ومجادله را بسته بود اين پيام را داشت كه مردم درانتظار يك تغيير هستند. وشعار تغيير اورا كه از ايرانيان وام گرفته بود با اهميت تلقي كرده اند. زيرا در آمريكا ساليان سال است كه يك روند الكترال آنهم با تفسيري كه كنگره يا دادگاه عالي دارد درجريان است. با اينكه بيش از نيمي از مردم دراين بازي شركت نمي كنند ولي براي انها اهميتي ندارد. حتي صداي احزاب سوم ببعد هم شنيده نمي شود وكانديداهاي غير از اين دوحزب هم تبليغ نمي شوند. گويا بن بست وقحط الرجال تاريخ آمريكا را فرا گرفته است. در حاليكه در تمامي جهان تغييرات رژيمهاي سياسي است اما رژيم سياسي پيچيده ونامعقول الكترال هيچ تغييري نمي كند وبقول پرفسور مولانا مردم آمريكا نمي دانند كه هيچگاه تاحالا به رييس جمهور راي نداده اند! ورييس جمهور با راي مستقيم آنها انتخاب نشده است هميشه اين يقه سفيد ها بودند كه پادر مياني ميكردند. نيروهاي حزبي در يك مجموعه درهم تنيده با نيروهاي تبليغاتي ورسانه طوري عمل مي كردند كه مردم تصور كنند كه راي به اوباما ميدهند! بخصوص در ايران كه اين ازادي هست كه مردم مستقيما نام رييس جمهور خود را مي نويسند اغلب تحليلگران چنين تصوري را داشته اند.آنها يعني ترجمه گران سياستهاي آمريكا درايران نيز هرگز تصور نمي كردند كه احزاب دوگانه اينگونه كلاه مردم را در آمريكا آنهم در مهد ازادي وتمدن بردارند. كاري كه احزاب دوگانه تا به امروز كرده اند درهمين خيانت بس كه دو حزب را احزاب معرفي كرده اند. يعني دموكراسي وليبراليزم را به مسخره گرفته اند. در حاليكه مردم تصور دنياي آزاد دارند حتي نميتوانند به جز اين دوحزب تفكري داشته باشند. .. اين مشكلات ساختاري راهي جز نابودي اقتصاد وسياست امريكا در جلوي روي مردم ومخصوصا رييس جمهور جديد قرار نميدهد. يعني اوباما اگر به شعار تغيير خود فكر نكند وبخواهد با روش سالهاي قبل مملكت را اداره كند به جايي نخواهد رسيد زيرا كه اگر جايي بود زرنگتر از او وجود داشت . لذا بايد تغييرات ايجاد كند . اين تغييرات هم نه تغييرات روبنايي وساده وبي اهميت است بلكه بايد زيربنايي ومهم واساسي باشد. دراين صورت است كه مشكلات كاملا حل شده وراه جديدي در جلوي پاي ملت آمريكا گشوده خواهد شد. دليل آنهم بسيار ساده است: سرمايه داران وبازاريان اميد داشتند پس از انتخاب اوباما بورس رونق پيدا كند ولي شاخصها همچنان نزول را نشان ميدهد چراكه هنوز تغييري روي نداده است هنوز جمهوريخواهان هستند وسياست بودجه ريزي جنگي واطلاعاتي را پيگيري مي كنند. هنوز 2.5 ميليارد دلار خرج انتخاباتي درآمدي ايجاد نكرده وهنوز برآن اضافه تر هم ميشود زيرا تا روز سياستگذاري وحضور بوش در كاخ سفيد نميتوان انتظار داشت كه وي دست از سياستهاي خود بردارد وكاخ را سالم تحويل اوباما دهد. او شايد آخرين كوششها وتلاشهاي خود رهم خواهد كرد تا بقول معروف كاخ سفيد را كاملا جارو كرده تحويل اوباما دهد وناكامي اورا دوچندان كند. لذا اين تغييرات است كه ميتواند پيروزي اوباما را در حل معضلات تضمين كند و تهديدات موجود را به  فرصتهاي جديدي  تبديل كنند . اين تغييرات از نظرما اين است كه اولا امريكا كلا نيروهاي نظامي خود را از جهان فراخواند وآنها در امر سازندگي براي سيل زده ها وطوفان زده ها وكارتن خوابها بكار گيرد وارتش واقعا تبديل به بازوي مردم آمريكا شود وبه آنان كمك كند نه اينكه هزينه هاي كلاني براي آنها صورت گيرد ودلارهاي آمريكايي را بجاي اينكه خرج خود آمريكاييها بكنند در كشورهاي ديگر خرج كنند. بايد بجاي بانكها كه 700ميليارد دلار زيان وهزينه ايجاد كرده اند صندوقهاي جديد اعتباري بدون بهره به سبك صندوقهاي خيريه عمومي قرض الحسنه ايجاد شود. وبالاخره راه حلهاي اسلامي وقراني براي اقتصاد امريكا در نظر بگيرند وبكمك مردم همه معضلات را حل كنند بديهي است مردم آمريكا كه اينهمه ضرر را تحمل كرده اند ميتوانند رياضتها را نيز براي رسيدن به آرامش بيشتر تحمل نمايند ودر آنصورت علاوه بر حل معضلات اقتصادي قادر خواهد بود كه اين تلاشها را ارزشمند نيز بدانند زيرا براي خودشان است نه براي تجاوز به ديگران .

موسسات جديدي مورد نياز است: (Monetary Funds )

موسسات مالي مهمترين رگ حياتي آمريكا هستند يعني اساس آمريكا بعنوان كشوري كه برروي طلا بنا شده است از روز اول فقط بخاطر معادن طلا وسپس براي وجود چاههاي نفت مورد توجه مهاجران بود وبخاطر همين هم از كشتار بوميان كوچكترين واهمه اي نداشتند . بعداها اقتصاد دانان آمدند واين شيوه ناميمون را تئوريزه كردند وسود ومنفعت را اساس تئوريهاي اقتصادي معرفي نمودند وبراي تامين امنيت اين سودها نظام سرمايه داري اي كاپيتاليستي را كه ايجاد شده بود فرموله كردند وانرا در دانشگاهها تدريس نمودند. گرچه بشر در طول تاريخ متناوبا با موضوع منفعت طلبي يا دنياخواهي روبرو بوده است ودچار عكس العملهاي تارك الدنيايي هم شده بود ولي اين بار چهره سود ومنفعت با تكنولوژي درهم آميخت وغول تكنوكراسي را بوجود آورد . راه آهن مانند غول آهني واژدهاي هواپيما همه چيز را درخود مجذوب كرد. بطوريكه كه مخالفان اين تئوريها به مخالفان تكنولوژي وپيشرفت ربط داده شده وهرگونه افكار غير امپرياليستي فناتيك وپوسيده خوانده شد. كم كم موسسات مالي حامي اني تئوريها در شكل بانكداري بوجود آمد ودر مسير تكامل خود بازار هاي پولي ومالي وموسسات بورس را پيش آورد. موسسات مالي بكمك وال استريت برجهان مسلط شدند وبازارهاي بورس در جهان پراكنده شده وعرصه را براقتصاد غير بازار تنگ كردند. گرچه مدتي بازار در 1933 فروكش كرد وكمونيزم يا سوسياليسم از درون آن زاييده شد اما اين ايده ها هم جون برمبناي ايجاد بانكداري ونظام سرمايه بودند نتوانستند راه به جايي ببرند وزودتر از موعد از ميدان بدر شدند. دنياي سرمايه داري باچالش جديدي روبرو شد كه اساس انرا قبول نداشت واين تئوريهايي بود كه از سوي نجف وقم به جهان صادر مي شد. ونام اقتصاد اسلامي وبانكداري بدون ربا داشت . استاد صدر وامام خميني درراس اين نظريه ها بودند. وسرمايه داري بسيار سعي كرد كه آنراهم مانند نظام سرمايه داري وبانكداري غربي نشان دهد ولذا بعد از فروپاشي نظام دوقطبي درجهان به نظام يك قطبي مبتني بربازار بنام ليبراليسم دموكراتيك روي آورد. اما اينطور نبود ونظام سرمايه داري هزينه هاي فراواني را تحمل مي كرد تا اينكه در سالهاي اخير اين هزينه ها به شكل سرسام آوري در شكل كسري بودجه وبدهيهاي خارجي وهزينه هاي نظامي بر سرمايه داري تحميل شد تا اينكه ديگر توان ادامه مسير از دست رفت. وبوش بعنوان اخرين بازمانده ليبراليزم  يا نو محافظه كاري درمانده تر از هميشه كم كم به پشت صحنه رانده شد. اكنون اوباما بعنوان نسل جديدي كه باور آن براي ليبراليزم يا نومحافظه كاري مشكل است با چالش بزرگ نابودي موسسات مالي وسرمايه داري روبروست. گرچه دولت بوش بحث كمكهاي مالي 700ميليارد دلاري به بانكهاي آمريكايي را مطرح كردند وبه تبع اروپا كمك 400ميليارد يورويي را پيشنهاد كرد ولي همه ميدانند كه اروپا وآمريكا اگر چنين پولهايي داشتند نمي گذاشتند موضوع به اينجا كشيده شود وموقعي كه مثلا بانكها به مبالغي كمتر از اين نياز داشتند وارد ميدان ميشدند واكنون گذشت چندماه از بحران فزاينده مالي هم نشان دادكه اين كمكها فقط دل خوشكنك بوده است. وچيزي در خزانه نمانده است ! اصولا اين تصور اقتصاد دانان ايراني است كه چنين طرحي را به بوش داده اند! زيرا به تصور آنها دولت در آمريكا از بانكها قوي تر وثروتمند تراست درحاليكه دولت در امريكا اصلا وجود ندارد. اين شركتهاي اسلحه سازي وقاچاقچي هاي موادمخدر هستند كه حاكم هستند ودر تئوري سرمايه داري دولت اصلا سرمايه ندارد! آنها فكر كردند كه مانند ايران چاههاي نفت در دست دولت آمريكاست ! ولذا تصور مي كنند دولت ميتواند به بانكها كمك كند! اما درآمد دولت از ماليات همين شركتهاست ووقتي شركتها اعلام ورشكستگس مي كنند بطور طبيعي درآمد دولتها هم صفر مي شود! زير نه شركتي هست كه ماليات بدهد ونه كارگري ويا كارمند كه دراين شركتها مشغول بكار باشند..پس زنده شدند دوباره بانكها ويا مقايسه بحران فعلي با بحران 1933 قياس مع الفارق است وبقول منطقيون سالبه به انتفاء موضوع است . يعني اگر در 1933 دولت امريكا را بحران گرفت وتوانست نجات پيدا كند براي آن بود كه هنوز اميدي به سوسياليسم يا دولتي شدن وجود داشت ودموكراتها با برخي اقدامات توانستند اين تصور را بوجود آورند . ولي امروز ديگر سوسياليزم خود ازبين رفته است. لذا موسسات مالي كه ميتوانند آمريكا رانجات دهند نه موسسات مالي سوسياليستي بلكه موسسات مالي است كه از ايران الهام گرفته باشد. ايرانيان با تفكر شيعي واستفاده از راه حلهاي قراني موسسات غير انتفاعي را در موسسات مالي پيشنهاد مي كنند. صندوقهاي قرض الحسنه برخلاف بانكها مردم را به خاطر وام به زندان نمي اندازند! آنها مردم را بخاطر تعويق قسطهايشان از خانه هايشان بيرون نمي كنند زيرا سود ومنفعت مادي مورد نظر آنها نيست بلكه اجتماع ومردم وقوام زندگي وروان بودن زندگي مهمتراست. زيرا سرمايه داري به اين نتيجه رسيده اگر خانه را از وامداران پس بگيرد به كسي نمي تواند بفروشد! چون همين خانه راهم كسي نمي توانست بخرد بلكه بكمك همين وام خريده است! لذا تسلس در وامها وبهره ها فقط بدبختي وبي خانماني مردم را افزايش ميدهد ولي هيچ وجوهي به بانكها برنمي گرداند. اما قرض الحسنه قرآني مي گويد اگر كسي نتوانست قرض خود را بدهد به او مهلت دهيد وباز اگر نتوانست براو ببخشاييد گويا به خداوند قرض داده ايد.



Iranian deleted graduate harshness from the sports
28000000Tuesday08 252008, 5:15 am
Filed under: Uncategorized

Iranian deleted graduate harshness from the sports

I wanted to offer a lecture about the harsh ness in western sports and the role of Iranian to conflicts

We must study in: Harshness in Athena, In roman, in Arabs , in Spanish and china.. Then we must study about CHIVALRY, MAGNANIMITY in ancient Iran new Iran and newer. !

 We saw in the history of sports that they born by harshness. In fact the sport is a war. As we killed the enemy in war we must killed our competent in sports. In Europe from the Greece time we saw that the gladiators kill soldier really. In Arabs they kill by sword and the china people as do. They break the leg or finger or they must wonder her competitors. He must thought that the competitors are enemy and must down for all time. And they must not remain in future.  But in Iranian we saw that the Rostam the big hero he not have any harshness. He helps the poor people. Arash is another hero in Iranian history. He only shoot at time that Iran need her arm. Ayaran are the groups that appear in ancient time in Iran and they are very strong but they help poor people and use from her army only in against the enemy. Pouriaye vali is the big hero nearer. The Takhti is another and in this time Hadi saii and all our footballs play soft. They not do any bad. They are the ethic people in sports. We can say that the all this ethics are the prophets order. But Only Iranian does this.  For example: when the people gather for lifting a stone they call Prophet Muhammad, and wanted to him to say a speech. He says; the Hero is not a big stone lifter! The real hero is who that can fight by her bad ethics.

 

 

نقش ايرانيان در خشونت زدايي از ورزش :

سرفصلهاي مورد مطالعه :

تاريخ خشونت در ورزش روم

تاريخ خشونت در ورزش يونان

تاريخ خشونت در ورزش اعراب وآسياي غربي

خشونت در بين چين واسياي شرقي

خشونت در ورزش آمريكا

خشونت در ورزش اروپا

جوانمردي در ايران باستان رستم وافراسياب

جوانمردي در ايران بعد از اسلام  عياران

جوانمردي بين المللي در قرون جديد پورياي ولي

جوانمردي بين المللي در قرون معاصر با تختي

جوانمردي در ورزش با هادي ساعي

مقدمه :

همانطور كه در تاريخ ورزش مي خوانيم ورزش اصولا با جنگ وكشتار رابطه مستقيم داشته يعني بسياري از ورزشها درواقع  امادگي رزمي در ميدانهاي جنگ بوده است لذا چه در اروپا در زمان گلادياتورها وچه در عربستان درزمان جاهليت وچه در هندوچين در ورزشهاي رزمي وحتي تفريحي بايد يكي از طرفين براي هميشه از ميدان بدر ميرفت وورزشكار طرف مقابل خودرا نه يك رقيب بلكه يك دشمن بايد فرض مي كرد لذا شكستن استخوان دست يا بند انگشت يا قلم پا وامثال ان بسيار معمول بود ودر شمشير بازي ها اگر خوني ريخته نمي شد ان بازي تمام نميشد. خشونت زدايي در اولين بار توسط ريتم در داستهانها مي بينيم كه ايين پهلواني را با ب مي كند وبعد در دوران سامانيان عياران ظاهر مي شوند كه هدف آنها از زور بازو نه از ميدان بدر كردن حريف كه مبارزه با ظالمان بود وبعد هم پورياي ولي وداستانهاي معروفش تا به زمان تختي برسيم. حتي در بازيهاي اروپايي مانند گلف يا فوتبال هميشه خشونت حرف اول را ميزند. وما شاهديم كه چه درداخل ميدان بازكن ها وچه در خارج از آن تماشاگران افتخار خود ميدانند كه حريف را بمعني واقعي از پاي در آورند وحتي در مسابقات رالي وغيره اين موضوع كاملا محسوس است . در شرق كونك فو يا كاراته نيز همينطور بود وجود هادي ساعي ها اخلاق را در اين ورزشهاي رزمي هم وارد كرد. ما ميتوانيم تمام اينها را آموزه هاي ديني بدانيم ولي جالب است كه اين اموزه ها را فقط ايرانيان بكار مي بندند. چه در گذشته وچه امروز چه انبيا وچه ايمه همه بر نرم بودن فعاليتهاي ورزشي وارزشي بودن تربيت بدني تاكيد داشته اند . ما ميدانيم اولين بار پيامبر اسلام وقتي مي بيند چند نفر دور هم جمع شه اند تا سنگي را بردارند وباصطلاح وزنه برداري نمايند پيامبر در جمع انان حاضر است وبنابر درخواست آنان مطلبي را ميفرمايد كه عنصر اصلي اين خشونت زدايي است: ايشان مي فرمايد قهرمان واقعي كسي است كه بر نفس خود پيروز آيد وهرچه نفس يعني خود پسند وخودخواهي وكيش شخصيت دستور ميدهد برعكس آن عمل كند.

سيد احمد حسيني ماهيني

دليل بحران اقتصادي

اكنون نيز مهمترين دليل ورشكستگي آمريكا اين است كه مردم از اتم وبمب ديگر نمي ترسند لذا براي خريد اسلحه پولي نمي دهند لذا كارخانجالت اسلحه سازي از رونق افتاده واكنون كارخانجات مجبورند به تك فروشي آنهم فقط به ملت آمريكا دل خوش كنند!

 



بحران مالی غرب و تنها راه نجات
26000000Sunday08 252008, 6:15 pm
Filed under: Uncategorized

سخن اولبحران مالی غرب و تنها راه نجات

بالاخره غده‌ي چرکین رکود اقتصادی غرب سر باز کرده و نتیجه‌ي سالیان دراز دروغ‌گویی و وعده‌های توخالی برای تمدن رویایی غرب، دست از پا درازتر به دامن بشریت چنگ انداخت. 700میلیارد دلار کمک دولت به بانک‌ها نه تنها دردی را دوا نکرد بلکه نشان خواهد داد که مسأله عمیق‌تر از این بحث‌های روزمره‌ای است که اروپا و امریکا آن را فقط بحران مالی می‌دانند.

از آنجا که اقتصاد غرب همه چیز آن بوده و همه چیز اقتصاد هم در سود آوری تعریف شده، زیان‌های اخیر مالی یعنی نابودی تمام ارکان تمدنی و انسانی و اقتصادی غرب که نزدیک به دوقرن است در بنای آن می‌کوشند. در ابتدای طرح تمدن غرب، قلم به مزدهاي غربي؛ نه تنها دین را که انسانیت را زیر سؤال برده و آن را مخالف رشد و تمدن و اقتصاد و سودآوری دانست اما اکنون پس از دو قرن، در انتهای راهی هستیم که آنها وعده‌ي بهشت بدون خدا را داده بودند. این تو خالی بودن وعده‌ها از زمانی شروع شد که امام خمینی در 1980 گفت آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند. وقتی یک فرد به تنهایی و در میان تمام تهدیدها و ارعاب‌های اطرافیانش به بزرگ‌ترین ابرقدرت غرب که سال‌ها با بمب اتم خدایی می‌کرد گفت، نه تعجب همگان را برانگیخت و از آن متعجب‌تر واقعاً دیدند که آمریکا هیچ غلطی نتوانست بکند. با این‌که در جنگ تحمیلی و در واقعه‌ي طبس و هزاران کودتاهای دیگر و با این‌که ایشان قسم خورده بود پناهگاه نرود حتی نتوانست یک بمب در خانه او بگذارد یا یک موشک به حسینیه بزند. حتی وقتی صدام شکست خورد، ناچار شد به توصیه ایران عمل کند و بر علیه طالبان و القاعده و صدام وارد جنگ شود و آنها را ساقط کند. امروز نیز تنها کسی در رأی‌گیری ریاست جمهوری آمریکا موفق‌تر خواهد بود که به ایران امتیاز بیشتری بدهد. امروزه دیگر عربده‌های گذشته تمام شد وآخرین نکته‌ای که باقی ماند؛ آنها باید بدانند که تحریم علیه ایران باعث این‌همه بحران مالی برای اروپا و آمریکا شده است و تا زمانی‌که صحبت از تحریم ایران است بحران چه به صورت اعلام شده یا نشده وجود دارد. بالارفتن قیمت نفت خام نشان از رکود پنهان است و کاهش قیمت آن نشان از رکود آشکار است زیرا بالا رفتن قیمت نقت تا 140دلار و کاهش آن نشان می‌دهد که یک بازی اقتصادی است که بورس بازان آن را ترتیب داده بودند و توان ادامه آن را نداشتند. لذا باید امریکا و اروپا نه تنها دست از تحریم عملی بردارند بلکه حتی از شعار آن‌ هم پرهیز کنند. زیرا این بحران اخیر درست از هنگامی علنی شد که مناظره مک کین و اوباما با یک نتیجه مساوی با شعار تحریم ایران پایان یافت. اگر تاکنون امیدی بود که با روی کار آمدن اوباما، تحریم‌ها علیه ایران برداشته شود؛ لذا مؤسسات مالی مترصد جبران هزینه‌ها در سال‌های آینده بودند و همین امر باعث شده بود لاپوشانی کنند ولی اظهارات اوباما در این مناظره، آب پاکی روی دستان آنها ریخت و همه‌ي این انتظارات را بر باد داد و ناگهان همه‌ي عقده‌ها بیرون زد و تمام دیوارها فروریخت. با يك محاسبه‌ي ساده مي‌توان گفت 700 ميليارد دلار، در واقع مجموعاً اصل و فرع تمام پول‌هايي است كه از ايران بلوكه كرده‌اند يا در واقع از ايران دزديده‌اند و هزينه نموده‌اند تا اقتصاد آمريكا را توانمند سازند ولي اكنون فاقد آن هستند



Break the bank, glass and the gambling’s home and wine!
22000000Wednesday08 252008, 3:56 pm
Filed under: Uncategorized

Break the bank, glass and the gambling’s home and wine!

As Iranian do in the Islamic revolution in 1979 the U.S. people and so the E.U must began to break down the glasses of all economical institute that do criminally that result the tsunami in banks. In fact the 400bUro or 700billions$ are the money that banks expensive in her managers convivial. They give people money and thought all of them belong to them! They determine the high salary and all items that they can. Other means that all this money is lie. And the government has not any money. I tell in past that the treasury is empty and the congress personnel give spoon and plates for her salary! They theft all things in the white house for her. The commanders in army are hungry and soldier has not any food. It is not rational that we pay money to whom that examine in this area and do very bad. People must know that the US government have not any money and it is only a foolishly show. People in other land must know all these are lie that they can able

 

به تدريج نبود بلكه متناوب بوده است

دكتر الواني استاد مديريت دانشگاه  در گفتگو با شبكه يك شركت كرد وتقريبا به سوالات تحميلي خبرنگار ومجري پاسخ داد ولي يك موضوع را ايشان ومجري نمي دانستند وآن اينكه دخالت دولت در اركان جامعه به تدريج وطي پروسه  يكنواخت نبوده بلكه بطور متناوب وغير يكنواخت بوده است يعني در ابتداي تاريخ هم دولتهاي بودند كه تجارت را در اختيار داشتند بعد دولتهاي جديدي آمدند آن را آزاد كردند وبعد دوباره بهمين طور مثلا آمريكا آمد بازار آزاد را ترويج داد ولي روسيه بازار دولتي وچين از بازار دولتي دست كشيد وايران به بازار دولتي روي آورد لذا تحليل اشتباه اساتيد مديريت از نقش دولت از همين جا ناشي مي شود زيرا دولت را مردم بر سركار مي آورند واختيارات اورا نيز تعيين مي كنند . اگر مردم ورود به دولت را حرام بدانند مانند زمان شاه استخدام دولت نمي شوند وهيچ كاري هم به دولت ندارند ولي در جمهوري اسلامي مردم به دولت اعتماد دارند لذا به آن مي پيوندند وهمه چيز خود راهم از دولت مي خواهند ودر تعامل كامل با دولت هستند.  

بگزارش ماهين نيوز استادان بازار يابي نيز اشتباه بسيار عميقي دارند مثلا در جمع روابط عموميها در كلاس تخصصي مطرح شد كه درايران به شعار هاي تبليغاتي توجه نمي شود وبه آن پولي نميدهند درحاليكه در آمريكا بالاترين درآمد براي اينگونه افراد است ! البته آنها نميدانند كه همين كارها باعث شد كه الان سرمايه داري آمريكا در حال نابودي است !علاوه بر اينكه  ايرانيها مبتكرند وهمه قادر به خلق شعارهستند!

 

بهترين بهترين ها

حميد قلي زاده كه تاكنون مقامهاي جهاني زيادي دارد اخير نيز در نخستين فستيوال جهاني هنرهاي رزمي 2008 ايران موفق به كسب مدال طلا در هنرهاي فردي گرديد وبعنوان بهترين بهترينها شناخته شد ولقب جسور ترين قهرمان هنرهاي فردي را به خود اختصاص داد . وي در مصاحبه با ماهين نيوز اعلام كرد كه در همه جا پرچم پر افتخار ايران اسلامي را به اهتزاز در آورده است ما اين موفقيتها را به ايشان تبريك مي گوييم

 

علی مرادی

در مصاحبه با ماهين نيوز  با عنایت به برگزاری مجمع عمومی کمیته ملی المپیک و انتخابات هیئت اجرائی در مورخه 7/8/1387 و از آنجائیکه به نظر میرسد این انتخابات در شرایط کنونی ورزش کشورمان از اهمیت خاصی برخوردار باشد، لذا با احترام به کلیه کاندیداها بدینوسیله نامزدی خود را جهت احراز مسئولیتهای دبیر کلی یا نایب رئیسی کمیته ملی المپیک اعلام می دارم.

همچنین به لطف خداوند قادر متعال اعتقاد داشته و امیدوارم با حسن نیت حضرتعالی و سایر اعضاء محترم مجمع نسبت به بر عهده قراردادن یکی از این مسئولیتهای خطیر به اینجانب با همکاری مشترک بتوانیم منشاء اثرگذاری برای ارتقاء سطح ورزش کشورمان باشیم.